بررسی پولمولوژی جنگ و صلح

معین اسلام‌پور/ بخش سوم

در یک نگاه به‌پیشنه تاریخی صلح، می‌توان مفهومِ صلح، در همان صلح آرمانی و تخیل بهشتِ زمین نشأت می‌گیرد. این صلح آرمانی را می‌توان رخداد و وقوعِ هبوطِ آدم و حوا و استفاده آن‌ها از میوه درخت ممنوعه”زاد ولد” آن دو واژه صلح مفهوم پیدا می‌کند، این همان زمانی است که صلح واقعی دست‌خوش تزلزل و از هم گسیختگی شده و بلا درنگ، نخستین آدم‌کشی باب می‌شود. در کهن‌ترین داستان‌های اسطوره‌ای، نخستین مرگ در تاریخ بشریت در اثرِ یک آدم‌کشی به‌وقوع پیوسته است. بعضی از مفسران در دشمنی حزن‌انگیز هابیل و قابل نمادِ خصومتی را ملاحظه کرده‌اند که تعارضی جاودانه که در بعضی مناطق تا روزگارِ ما به‌درازا کشیده است.

************** 

. . . دکتر صادق زیباکلام(1398)، در نسشتِ “گروه جامعه‌شناسی صلح” [ایران] گفت:”جامعه‌شناسی صلح زنجیره‌ای از ایده‌های علمی است که رسالتِ خود را هم‌چون بنیان‌گذاران جامعه‌شناسی، بهبود اوضاع جامعه می‌داند گفت: بخشِ مهم وظیفه جامعه‌شناسی صلح، شناخت علمي پدیده صلح و هم‌چنین مطالعه جامعه‌شناختی ریشه‌ها و زایده‌های پدیده‌هایی است که دارای پتانسیل تهدید صلح و امنیت می‌باشند. از این‌رو باتوجه به این‌که صلح و امنیت فراتر از اختلال و آشفتگی‌های حملات و درگیری‌های نظامی است و با توجه به این‌که صلح جدی‌ترین نیاز بشر در هزارۀ سوم است؛ برای صلح باید کاری کرد.” یوهان گالتونگ نروژی”، با طرح نظریۀ صلح فعال، صلح را بخشی از یک مثلث نامید که شاملِ عدالت و رفاه با‌شد. ولی باگسترشِ مطالعاتِ جامعه‌شناختی صلح، به‌علتِ اهمیت و پیچیده‌گی ابعاد پدیده صلح، تعاریف متکثر و جدیدی طرح گردید که مفهومِ صلح را به‌عنوانِ مفهومی کلیدی و محوری عنوان می‌نماید، از این‌رو امروزه مفهومِ صلح به‌معنای کامل شدن کل، طرح شده است که بیان‌گر اهمیتِ نیاز به‌صلح است.

او هم‌چنان می‌گوید: باتوجه به این‌که صلح ریشه اندیشه امنیت است، گروۀ علمی تخصصی صلح “انجمنِ جامعه‌شناسي ايران” تلاش می‌نماید با ابزارهای جامعه‌شناختی و مبانی نظری به‌شناختِ علمی از شاخصِ شکننده‌گی صلح در حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی مبادرت نماید. صعود شاخص‌های شکنندگی صلح در نهادهای مهم می‌تواند نگران کننده تلقی شود چرا که صلح حالتی از تعادل است و جامعه بدونِ صلح جامعه‌ای آشفته و ترس‌ناک است، اگر نظری اجمالی در این حوزه‌ها داشته باشیم، شواهدِ متعدد میدانی در حوزۀ اقتصاد، حکایت از این دارد که صلح اقتصادی در وضعیت شکننده‌ای قرار دارد و عدالت غایب است”.

از جانب دیگر در پیوند به این مبحث، “اگوستین” به این باور است که همان‌طور که اعتقاد هر مسیحی این است که انسان به‌سبب گناه بر روی زمین رها شده، پس جنگ در حال حاضر غیر قابل اجتناب است و صلح در مظهرِ کامل آن در حالِ حاضر دست نیافتنی است (باقری و حقیقت،1392،ص43).

پیشنه تاریخی صلح:

در یک نگاه به‌پیشنه تاریخی صلح، می‌توان مفهومِ صلح، در همان صلح آرمانی و تخیل بهشتِ زمین نشأت می‌گیرد. این صلح آرمانی را می‌توان رخداد و وقوعِ هبوطِ آدم و حوا و استفاده آن‌ها از میوه درخت ممنوعه”زاد ولد” آن دو واژه صلح مفهوم پیدا می‌کند، این همان زمانی است که صلح واقعی دست‌خوش تزلزل و از هم گسیختگی شده و بلا درنگ، نخستین آدم‌کشی باب می‌شود. در کهن‌ترین داستان‌های اسطوره‌ای، نخستین مرگ در تاریخ بشریت در اثرِ یک آدم‌کشی به‌وقوع پیوسته است. بعضی از مفسران در دشمنی حزن‌انگیز هابیل و قابل نمادِ خصومتی را ملاحظه کرده‌اند که تعارضی جاودانه که در بعضی مناطق تا روزگارِ ما به‌درازا کشیده است (مورگنتا، 1389).

اسطوره “عصرِ طلایی” که در اکثرِ سنت‌ها باستانی دیده می‌شود، تصور مشابۀ دیگری است. این عصر طلایی نیز هم‌چون دورانی سرشار از آرامش و عدمِ خشونت توصیف شده و به‌منزلۀ دورۀ صلح واقعی‌که در آغاز پیدایشِ بشریت وجود داشته، تلقی شده است. در متونِ یونانی نمونه‌های بسیاری درباره نحوۀ درک و توصیف در باب صلح وجود دارد. بعضی از این نمونه‌ها، از جمله، عبارتِ افلاطون خصلتِ عمل‌کردی دارند:” جنگ رقابت‌هایی ناشی می‌شود که بر سرِ تصرفِ سرزمین‌ها وجود دارد”. اغلب صلح را در مقایسه باجنگ به‌ویژه در جهتِ عکس آن تعریف و توصیف می‌کنند(بوتول،1388).

هم‌چنان بررسی [مفهوم] صلح‌طلبی مستلزم گردآوری پیده‌ها و رفتارهایی است که به‌صورتِ قاطع در طولِ تاریخ، دوره میانی- بینِ عصرِ تاریخی و پیش از تاریخ- و نیز پیش از تاریخ بروز کرده‌اند. توضیح و تحلیل، این مجموعه، نشان می‌دهد که چه‌گونه انسان‌ها باتوجه به‌تمدن‌ها، ابزار و تفکرشان پرورش یافته و صلح را درک کرده‌اند؛ به‌ویژه آن‌که بر اساسِ کدامین پیشنه تجربی- کم و بیش- در عمل موفق شده‌اند و چه‌گونه، ابزاری را که در اختیار داشته‌اند(تکنیک‌ها، شناخت‌ها و نهادها) در خدمتِ استقرار و سازمان دادنِ صلح قرار داده‌اند. و نیز توضیح می‌دهد که اقدام‌های پیشینِ انسان‌ها برایند دفاع در مقابلِ غلیان‌های خشونت‌آمیز خود و نیز علیۀ حملاتِ مسلحانه گروه‌های بیگانه چه‌گونه بوده است؟(همان،ص42).

به این پرسشی فلسفی دشوار است که پاسخ دقیق و منطق‌پذیر دریافت، ولی آن‌چه را که‌ در متونِ تاریخی نشان می‌دهد همواره هر جامعۀ به لحاظِ تجربی و جوِ حاکم و شرایطِ تاریخی و زمانه‌یی خویش خشونت و جنگ را مهار کند و نفسِ ریسک‌های مالی و تلفاتِ انسانی آدمی را به‌تأمل و بازاندیشی در زمینۀ پدیده جنگ و صلح و پیامدهای منفی جنگ و مثبت نموده‌اند که این تلنگرهای عواقیب اندیشانه موجب استقرار و تأمینِ صلح و حتا صلح مؤقت شده است که تمامِ شکل‌ها و صورت‌های صلح طلبانه آدمی، شاملِ فرضیه‌ها و تفسیر از این مدعا است. اما در سیرِ تحولِ تاریخی و قالب‌های گوناگونی‌که در رویکردهای “جنگ و صلح” وجود داشته و این دو پدیده، همانند سایرِ پدیده‌هایی اجتماعی، سیاسی دیگر موردِ گفتمانِ تاریخی، سیرِ تحول یافته است.

گاستون بوتول در کتاب معروف خود”جامعه‌شناسی صلح” خویش در یک تحلیلِ آسیب‌شناسانه و سنخ‌شناسی صلح معتقد است:”دست یافتن به استقرار و مدتِ زمان صلح، همواره اشتغال خاطر اساسی اکثریتِ انسان‌ها را موجب شده است. همه با ابراز فکری مادی و موجودشان تلاش کرده‌اند تا صلح و امنیت پایدار دست یابند. هر تمدن به‌گونه‌ای ویژۀ خود بر مفهوم و تفسیرِ صلح تکیه می‌کند. هر یک از این مفاهیم، تفاسیر تجربه‌ای است که به‌یادگار مانده است، اما افسوس که همواره به‌دلیلِ برخوردهای خونین ناپایدار بوده و سر انجام منهدم شده است”.

پولمولوژی جنگ:  جنگ بی‌تردید شگفت انگیزترین پدیده اجتماعی است. اگر جامعه‌شناسی آن‌گونه که “دورکم” گفته است” بیان تاریخ به‌صورتی دیگر” باشد، می‌توان گفت که جنگ آفریندۀ تاریخ است. در واقع، تاریخ صرفاً با شرحِ کش‌مکش‌های مسلحانه آغاز شده و بعید است که این پدیده زمانی کاملاً از میان برود؛ زیرا جنگ‌ها به هر حال مشخص‌ترین مبادی تاریخ و و درعین حال، مرزهایی هستند که مراحلِ مهم حوادث را از یک‌دیگر متمایز می‌کنند. تقریباً تمام تمدن‌های معروف در اثرِ جنگ از بین رفته‌اند. تمام تمدن‌های جدید نیز با جنگ پا به‌عرصه وجود نهاده‌اند. سیاست‌هایی‌که هر از چند گاه یک‌بار نوع جامه خاص را در صدر جوامع بشری قرار می‌دهند، زاده جنگ و مشروعیت خودرا از آن می‌گیرند(تیلور، 1388).

جنگ در عینِ حال، یکی از عوامل اصلی تقلید جمعی است که در تغییراتِ اجتماعی نقشِ بسیار مهمی ایفا می‌کند. جنگ بسته‌ترین جامعه را وا می‌دارد تا دیر یا زود دروازه‌های خودرا بگشایند: مانند (چین، ژاپن، یا مراکش) در طول قرن اخیر. جنگ احتمالاً نیرومندترین و مؤثرترین شکل تماس تمدن‌هاست. جنگ انزوای روانی را به‌زور از بین می‌برد و حتا در نوع پوشش نیز تأثیر می‌گذارد. از روی برشِ لباس نظامیان می‌توان فتح حقیقی جنگی را که سال‌ها پیش در گرفته تشخیص داد: پس از ناپلیون از لباس‌های نظامی انگلیسی و امروز از لباس‌های نظامی امریکایی و روسی. خلاصه جنگ از تمام شگل‌های تحولِ حیاتِ اجتماعی، مهم‌تر است: جنگ نوعی” تحول شتابان” است(بوتول،1387،صص1-2).

بنابرین شاید تعجب کنید که چرا تاکنون علمی واقعی به‌نام جنگ‌شناسی یا “پولمولوژی” به‌وجود نیامده است؟ راستی چرا هیچ محقیقی به‌مطالعه عینی ویژه‌گی‌ها و جنبه‌های عمل‌کردی جنگ، که مهم‌ترین پدیده اجتماعی است، رغبت نیافته است؟ از نیم قرن پیش تاکنون شاهد افزایش آزمایش‌گاه‌هایی هستیم که به‌مطالعه جنگ سرطان، سل، طاعون یا تب زرد اختصاص دارند. این آزمایش‌گاه‌ها مدام افزایش پیدا می‌کنند. باید هم چنین باشد. اما چرا برای مطالعه جنگ که به‌تنهایی بیش از تمام بلایا وآفات قربانی گرفته و مصیبت به‌بار آورده است، تاکنون حتا موسسه تحقیقاتی تاسیس نشده است؟ ارسطو می‌گوید” علم‌زاده حیرت است”. نخستین چیزی‌که مانع از مطالعه علمی جنگ‌ها می‌شود این است که پدیده جنگ در عینِ حیرات انگیز بودن، برای ما آن‌قدر عادی است که به‌سختی می‌توانیم از آن شگفت‌زده شویم: پرودون، می‌گوید، هیچ خواننده‌ای نیاز ندارد تا به او بگویند که جنگ از لحاظ فیزیکی یا تجربی چه‌گونه چیزی است؛ هرکس تصوری از جنگ دارد، بعضی به‌سبب آن‌که شاهد آن بوده‌اند، جمعی به‌علت ارتباط‌های عدیده‌ای‌که باجنگ داشته‌اند، و بسیاری نیز به دلیل آن‌که خود مستقماً جنگیده‌اند. بنابراین، ابتدا باید به این بداهت کاذب جنگ مبارزه کرد. در این مورد، بداهت ناشی از عادتی روانی است که از بچه‌گی در ما به‌جا مانده است. تمام پسر بچه‌ها از سربازان تقلید کرده و جنگ بازی می‌کنند.

دومین مانع به‌سر راه مطالعه علمی جنگ آن است که جنگ ظاهراً به‌طورِ کامل به اراده ما بسته‌گی دارد. جنگ آغاز و پایانی دارد و در لحظه‌ای مشخص باتمام تشریفاتِ سیاسی. مذهبی خاص خود شروع می‌شود. برای جنگ دلایلی اقامه می‌شود که از مدت‌ها پیش از طریق بحث و مشورت تدارک دیده شده است. به‌نظر ما، هر جنگی اگر مستقلاً در نظر گرفته شود، ارادی، قابل اجتناب، و صرفاً معلول تصمیمی‌که دیرباز سنجیده و پخته شده است، به‌نظر خواهد رسید.

ادامه دارد. . .

[1]. polemologie

[2] .proudhon

اشتراک گذاری:

نظر بدهید