کميسيون انتخابات به حمايت امريکا ضرورت دارد

نورالله ولی زاده

دیدار روز دوشنبه جان بس سفیر امریکا از کمیسیون انتخابات، دو گونه تعبیر شد. حامیان تیم دولت‌ساز دیدار او را از کمیسیون زیر سوال رفتن استقلالیت کمیسیون انتخابات عنوان کردند. حامیان تیم ثبات و همگرایی دیدار سفیر امریکا را گام مهم در جهت کاهش فشارهای سیاسی بر این کمیسیون عنوان کردند.

اما جدا از موقف‌گیری حامیان تیم‌های دولت‌ساز و ثبات و همگرایی، دیدار سفیر امریکا از کمیسیون انتخابات به چه معنا است و چقدر اهمیت دارد؟ اگر به این پرسش، پاسخ کوتاه و فشرده داده شود، پاسخ این خواهد بود که حمایت متحدین غربی افغانستان(به ویژه امریکایی‌ها) از کمیسیون انتخابات یک ضرورت است. به نظر می‌رسد که امریکایی‌ها این ضرورت را درک کرده‌اند.

در انتخابات 2014 امریکایی‌ها تا حدود زیادی بی‌طرفی خود را در روند انتخابات(به ویژه در مراحل ابتدایی این روند) حفظ کردند و این بی‌طرفی به جایی کشید که بالاخره آنان در یک عمل انجام شده قرار گرفتند و ناگزیر شدند که طرح حکومت وحدت ملی را با اشتراک هر دو تیم پیش‌تاز بریزند. درواقع می‌توان گفت که رعایت بی‌طرفی در انتخابات از سوی امریکایی‌ها یک تجربه ناکام دانسته می‌شود. آنان بالاخره درانتخابات 2014ناگزیر به مداخله شدند، اما وقتی مداخله کردند که خیلی دیر شده بود.

به نظر می‌رسد که جدی گرفته شدن بحث انتخابات در مراحل مقدماتی(انتقال معلومات به دستگاه مرکزی سیستم بایومتریک) از سوی امریکایی‌ها به تجربه ناکام آنان از سال 2014 مرتبط باشد. به این معنا که آنان به این  نتیجه رسیده‌اند که در انتخابات جاری باید پیش از پیش مداخله کرد و اجازه نداد که گپ به آنجا بکشد که در یک عمل انجام شده قرار گیریم. حالا حضور نیرومند نظارت‌گرانه و حمایت‌گرانه امریکایی‌ها در صحنه انتخابات این امیدواری را ایجاد کرده که کمیسیون انتخابات طبق تقسیم اوقات تعیین شده، نتایج را اعلام کند و به اصطلاح ناف انتخابات را زودتر ببرد!

تجربه نشان داده که کمیسیون انتخابات در برابر فشارهای سیاسی حکومت بسیار آسیب‌پذیر است. هرچند رهبری کمیسیون اخیراً پیوسته اطمینان داده که تحت تأثیر فشارهای سیاسی نمی‌رود، اما بعید نیست که در نتیجه افزایش فشارها، مجبور به جهت‌گیری به نفع یک تیم خاص شود. از همین‌رو، حمایت امریکایی‌ها از استقلالیت کمیسیون نقش مهم و ارزنده دارد و گام مهمی در جهت تقویت روند دموکراتیک در کشور دانسته می‌شود. چون هیچ میکانیزم و تضمین داخلی وجود ندارد که مانع فشارهای حکومت بر کمیسیون یا ضامن بی‌ثمری این تلاش‌ها باشد.

نکته دیگری که باید در این زمینه به آن اشاره شود این است که بین مداخله و نظارت فعال و حمایت‌گرانه از نهادهای مستقل تفاوت زیاد وجود دارد. دیدار سفیر امریکا از کمیسیون انتخابات، همان‌گونه که از سوی دو تیم رقیب پیش‌تاز دو نوع تعبیر شده، ظرفیت تعبیرپذیری دوگانه را دارد. یعنی هم می‌توان آن را مداخله تعبیر کرد و هم نظارت فعال و حمایت‌گرانه از استقلالیت کمیسیون‌های انتخاباتی.

تا جایی‌که خود سفیر بیان داشته، هدف او از دیدار از کمیسیون انتخابات این بوده تا به اعضای کمیسیون اطمینان دهد که با جرأت کارخود را طبق قانون انجام دهند و تحت تأثیر فشارهای حکومت نروند. این در واقع همان نظارت فعال و حمایت‌گرانه از کمیسیون انتخابات است و نه حمایت از یک تیم سیاسی خاص. این در حالی است که قبلاً رییس کمیسیون انتخابات گفته بود که تحت فشار سیاسی قرار دارد و به حمایت خارجی‌ها جهت کاهش فشار نیاز دارد. زمانی می‌توان حضور سفیر را در کمیسیون مداخله توصیف کرد که او به حمایت از یک تیم خاص به کمیسیون برود و بر رهبری کمیسیون فشار بیاورد که خلاف قوانین و مقررات به نفع یک تیم سیاسی خاص کار کنند. البته در این صورت لزومی به رفتن سفیر به کمیسیون نیست و اگر امریکایی‌ها بخواهند که بالای کمیسیون به نفع تیم اعمال فشار کنند، این کار را می‌توانند در خفا انجام دهند.

بحث دیگر این است که امریکایی‌ها به حیث حامی درجه یک افغانستان در عرصه اقتصادی و نظامی، تا حدود زیادی حق دارند که از روند سیاسی جاری، که انتخابات مهم‌ترین آن است نیز نظارت داشته باشند و نقش خود را ایفا کنند. البته چنان‌که گفته شد این نقش باید سازنده باشد و در جهت تقویت نهادهای دموکراتیک باشد. هیچ شهروند افغانستان نمی‌تواند طرف‌دار مداخله مخرب امریکایی‌ها یا هر کشور دیگری در روند سیاسی کشور باشد. همان‌گونه که یک تیم سیاسی خاص نیز حق ندارد که نظارت و حمایت امریکایی‌ها از قانونیت و استقلالیت کمیسیون های انتخاباتی را مداخله تعبیر کند و به اصطلاح ذهنیت عامه را به نفع خویش تحریک کند.

حکومت وحدت ملی به رهبری محمد اشرف غنی، در پنج سال گذشته، حمایت سیاسی، نظامی و اقتصادی امریکایی‌ها را با خود داشت و از این حمایت‌ها بیشتر در جهت پیش‌برد برنامه‌های قومی و تیمی استفاده کرد و این امر باعث شد که حضور امریکایی‌ها در افغانستان با پرسش‌های زیادی روبرو شود. در اخیر هم، آقای غنی در بحث صلح خلاف خواست و میل امریکایی‌ها عمل کرد. از مجموع این تجارب امریکایی‌ها به این نتیجه رهنمون شده‌اند که در حوزه سیاست بیشتر فعال شوند و اجازه ندهند که کمک‌های اقتصادی و نظامی شان در افغانستان زیر یک چتر سیاسی قومی در جهتی مصرف شود که کم‌ترین منفعتی برای آنان ندارد.

البته برای تیم آقای غنی یک امر طبیعی است که خواهان ادامه وضع موجود(ادامه کمک‌های امریکا در عرصه اقتصاد و جنگ، اما عدم مداخله آنان در امور سیاسی و اعطای آزادی بی‌حد و حصر برای ارگ در سرکوب مخالفین) باشند. به همین دلیل، آقای غنی در دیداری که دیروز با معاون وزیر امور خارجه امریکا داشته، به او گفته که استقلایت کمیسیون‌های انتخاباتی باید حفظ شود. جالب این است که این سفیر امریکا نیز گفت که ما از استقلالیت کمیسیون انتخابات حمایت می‌کنم.

معنای حرف آقای غنی این است که امریکا در انتخابات مداخله کند و اجازه دهد که کمیسیون انتخابات به فرمایش ارگ، نتایج انتخابات را مهندسی کند و دوام کار آقای غنی را در اگر اعلام کند! به تعبیر دیگر، کمیسیون انتخابات تنها گذاشته شود تا آرای تقلبی بالایش به زور قبولانده شود!

اشتراک گذاری:

نظر بدهید