چرا امریکایی‌ها احتمال بحرانی شدن وضعیت را اندک می‌دانند؟!

نورالله ولی‌زاده

امریکایی‌ها به این باوراند که تیم بازنده شکست خود را می‌پذیرد و به همین دلیل احتمال بحرانی شدن وضعیت اندک است. این باور باید مبتنی بر دلایل و شواهد قوی باشد. دلایل و شواهد می‌تواند مبتنی بر نتایج دیپلوماسی پشت صحنه باشد که امریکایی‌ها آن را با طرفین انجام داده‌اند. چنین باوری می‌تواند ناشی از جمع‌آوری اطلاعاتی باشد که امریکایی‌ها از منابع موثق در درون تیم‌ها بدست آورده‌اند. هم‌چنین ممکن است که امریکایی‌ها با استناد به گفته‌های رهبران دو تیم پیش‌تاز به چنین نتیجه گیری‌ای رسیده باشند. تنها احتمال اولی است که نتیجه‌گیری امریکایی‌ها را قابل اعتماد می‌سازد. یعنی این‌که آنان پیش از پیش در مذاکره با دو تیم پیش‌تاز، به توافقاتی دست یافته‌اند که این توافقات احتمال بحرانی شدن وضعیت را کاهش می‌دهد.

***************

الیس ولیز معاون وزارت امور خارجه ایالات متحده امریکا روزچهار شنبه(24میزان) در کابل در یک نشست خبری گفت که احتمال بحرانی شدن وضعیت بعد از اعلام  نتایج انتخابات، این‌بار در مقایسه با سال 2014 اندک است. این اظهارات معاون وزارت امور خارجه امریکا خلاف تحلیل‌هایی است که تا کنون در مورد شدت و خفت درجه بحرانی شدن وضعیت در افغانستان بعد از اعلام نتایج انتخابات وجود داشته است.

ناظرین و تحلیل‌گران داخلی معمولن به این باوراند که احتمال بحرانی شدن وضعیت بسیار بالا است و بحران نیز دامنه وسیع‌تر از آنچه خواهد داشت که در سال 2014 بعد از انتخابات به وقوع پیوست و منجر به تشکیل حکومت وحدت ملی شد. دلایلی‌که از سوی ناظرین داخلی ارایه می‌شود، به شرح زیر است:

بعید بودن احتمال تعامل بین دو تیم پیش‌تاز:

تا کنون هر دو تیم پیش‌تاز(ثبات وهم‌گرایی و دولت‌ساز) احتمال تشکیل دوباره حکومت وحدت ملی با اشتراک دو تیم را رد کرده‌اند. هرچند منابع نزدیک به رهبری این دو تیم، احتمال تشکیل حکومت وحدت ملی را رد نمی‌کنند و بلکه بعضی ازمنابع آن را یک احتمال قوی می‌دانند، اما در عین حال در موضع‌گیری‌های رسمی هر دو تیم این احتمال را رد کرده‌اند. نفس رد شدن این احتمال به شکل رسمی از سوی رهبری دو تیم، احتمال افزایش تنش و بحران سیاسی را بالا می‌برد. شاید در نهایت حکومت وحدت ملی به ترتیبی تشکیل شود اما این کار پس از یک دوره تنش و تقابل سیاسی میان دوتیم خواهد بود که این تنش و تقابل باید جدی‌تر و پیچیده‌تر از سال 2014 باشد. در آن سال، نیز ابتدا وضعیت بین دو تیم تا مرز اعلام دو حکومت موازی پیش رفت و پس از آن بحث حکومت وحدت ملی پیش آمد.

بودن اشرف غنی در ارگ و نداشتن اراده به پذیرش شکست:

در سال 2014 اشرف غنی در ارگ نبود. او در بیرون از ارگ و در حالی که به اصطلاح عامیانه پایش به هیچی در حکومت بند نبود، توانست به گونه‌ای رفتار کند که حامیان بیرونی افغانستان مجاب به راه دادن او به ارگ شوند. حالا او در ارگ است و در چند سال حکومتش، تلاش زیادی برای بقا و ماندن خودش در قدرت کرده است. این تلاش‌ها اگر حتا به نتیجه قعطی منتهی نشوند، دستکم باعث طولانی‌تر شدن و پیچیده‌تر شدن روند انتقال مسالمت‌آمیز قدرت می‌گردد که این در واقع بخشی از فرآیند بحرانی شدن اوضاع است. آقای غنی هیچ نشانه‌ای بروز نداده که حاکی از داشتن اراده برای پذیرش شکست در انتخابات باشد.

براساس یک سنت و رویه سیاسی در دموکراسی‌های غربی، نامزدی که برحال رییس جمهوری است، این فرصت برایش داده می‌شود که یک دور دیگر نیز در قدرت باشد، تا به اصطلاح برنامه‌هایش را تکمیل کند. در واقع، در دموکراسی غربی، این مردم هستند که در هنگام رأی‌دهی تصمیم می‌گیرند که رییس جمهوری برحال را یک دور دیگر مجال کار دهند. چنین نیست که دولت برحال با زورگویی و تقلب برای بقای خود در قدرت تلاش کند، یا این تلاش نتیجه دهد. تیم دولت‌ساز با اتکا به همین رویه و سنت سیاسی، امیدوار است که در نهایت امریکایی‌ها و متحدان اروپایی افغانستان، از این تیم برای ماندن در قدرت در یک دور دیگر نیز حمایت کنند. البته با توجه به این‌که رأی آقای غنی پایین گفته می‌شود، بعید است که غربی‌ها از وی برای یک دور دیگر حمایت کنند.

قوی بودن وزنه سیاسی  واجتماعی تیم ثبات وهم‌گرایی:

تیم ثبات وهم‌گرایی این‌بار به مراتب قوی‌تر از انتخابات 2014 است. اکثریت جریان‌های سیاسی و قومی در تیم ثبات و هم‌گرایی جمع شده‌اند و آنان از نفوذ سیاسی و اجتماعی گسترده خود در برابر تیم رقیب استفاده خواهند کرد تا حرف خود را به کرسی بنشانند. حتا اگر عبدالله عبدالله مثل سال 2014 بخواهد که با تیم رقیب وارد تعامل شود یا به اصطلاح شکست را بپذیرد، متحدین سیاسی او این اجازه را به وی نخواهند داد. هم به این لحاظ و هم به دلیل این‌که عبدالله یک‌بار تجربه گذشت را در کارنامه دارد، چانسی برای قبول گذشت ندارد. گذشت عبدالله در این دور به معنای پایان عمر سیاسی او تلقی می‌شود.

در دستور کار قرار داشتن مذاکرات صلح:

از رفتار امریکایی‌ها چنین استنباط می‌شود که آنان تشکیل حکومت جدید در اسرع وقت را یک ضرورت جدی برای پیش‌برد مذاکرات صلح می‌دانند. مذاکرات امریکایی‌ها با طالبان، این گروه را در یک موقعیت سیاسی برتر قرار داده و این امر باعث خواهد شد که نقش طالبان در تقویت مولفه‌های بحرانی که احتمال وقوع آن بعد از اعلام نتایج انتخابات می‌رود، برجسته‌تر شود. به بیان دیگر، ناتمام و ناروشن بودن روند صلحی که امریکایی‌ها قصد از سرگیری آن را ندارد، در بحران انتخاباتی بی‌نقش نخواهد بود. این چیزی است که در2014 وجود نداشت. در آن زمان بحث صلح در بین نبود و عرصه سیاسی افغانستان میدان برای بازی دو تیم پیش‌تاز انتخاباتی بود. حالا در این صحنه یک طرف دیگر نیز حضور دارد.

موارد یاد شده، از جمله دلایلی است که ناظرین داخلی با اتکا به آن، احتمال بحرانی شدن وضعیت سیاسی بعد از اعلام نتایج انتخابات را قوی می‌دانند.

اما امریکایی‌ها چگونه و برچه اساسی  می‌گویند که احتمال بحران شدن وضعیت اندک است. هرچند آنان این موضوع را واضح نساخته‌اند اما می‌توان در این خصوص چند گمانه را مطرح کرد.

باور به این‌که تیم بازنده نتیجه را می‌پذیرد:

امریکایی‌ها به این باوراند که تیم بازنده شکست خود را می‌پذیرد و به همین دلیل احتمال بحرانی شدن وضعیت اندک است. این باور باید مبتنی بر دلایل و شواهد قوی باشد. دلایل و شواهد می‌تواند مبتنی بر نتایج دیپلوماسی پشت صحنه باشد که امریکایی‌ها آن را با طرفین انجام داده‌اند. چنین باوری می‌تواند ناشی از جمع‌آوری اطلاعاتی باشد که امریکایی‌ها از منابع موثق در درون تیم‌ها بدست آورده‌اند. هم‌چنین ممکن است که امریکایی‌ها با استناد به گفته‌های رهبران دو تیم پیش‌تاز به چنین نتیجه گیری‌ای رسیده باشند. تنها احتمال اولی است که نتیجه‌گیری امریکایی‌ها را قابل اعتماد می‌سازد. یعنی این‌که آنان پیش از پیش در مذاکره با دو تیم پیش‌تاز، به توافقاتی دست یافته‌اند که این توافقات احتمال بحرانی شدن وضعیت را کاهش می‌دهد. در دو حالت دیگر، خوش‌بینی امریکایی‌ها می‌تواند غیرقابل اعتماد و فریبنده باشد. به خصوص اگر امریکایی‌ها به گفته‌های رهبران دو تیم استناد کرده باشند، این گفته‌ها قابل تغییر است. در حال حاضر تیمی که میداند بازنده است و آماده بحران آفرینی است، تلاش خواهد کرد که به امریکایی‌ها از بحران نشدن وضعیت اطمینان دهد.

موجودیت اراده برای مهار تیم بحران‌ساز

یک احتمال این است که امریکایی‌ها با بیان این‌که احتمال بحرانی شدن وضعیت اندک است، خواسته‌اند به تیمی که در تلاش بحرانی ساختن وضعیت و نپذیرفتن نتیجه است، هشدار دهند. اگر چنین باشد، معنای حرف معاون وزیر خارجه امریکا این است که«نباید کسی وضعیت را بحرانی بسازد» این هشدار می‌تواند به این معنا باشد که اگر کسی وضعیت را بحرانی ساخت، با امریکایی‌ها طرف است و امریکایی‌ها اهرم‌ها و حربه‌هایی در اختیار دارند که تیم بحران‌ساز را سرجایش می‌نشانند و از بحرانی شدن وضعیت جلوگیری می‌کنند.

ایجاد خوش‌بینی جهت کاهش نگرانی‌ها

یک معنای حرف‌های معاون وزیر خارجه امریکا این است که امریکایی‌ها با درک این‌که وضعیت بحرانی خواهد شد، خواسته‌اند که برای کاهش نگرانی‌های مردم، خوش‌بینی و نگاه مثبت ایجاد کنند. به نظر می‌رسد که بیش از همه، امریکایی‌ها با فرآیندهای بحرانی شدن وضعیت آشنایند و پیامدهای آن را نیز خوب درک می‌کنند و این را نیز درک می‌کنند که نگرانی‌ها از بحرانی شدن وضعیت رو به افزایش و نیاز است که جهت کاهش این نگرانی‌ها، به مردم اطمینان داده شود.

آب را گل‌آلود کردن

یک تحلیل از گفته‌های معاون وزیر خارجه امریکا، این است که امریکایی‌ها با حضور جدی در صحنه سیاسی و انتخاباتی افغانستان، در صدد کشاندن این روند به بیراهه و به اصطلاح گم کردن ردپا هستند و به موضع‌گیری‌ها و اظهاراتی متوسل می‌شوند که مردم، جریان‌های سیاسی و بازیگران اصلی صحنه انتخابات و صحنه سیاست را گمراه بسازند و به اصطلاح عامیانه آب را گل‌آلود کنند تا ماهی مطلوب صید کنند. این احتمال هرچند که بدبینانه به نظر می‌رسد اما باید از نظر دور نباشد.

تجربه نشان داده که امریکایی‌ها در بازی‌های سیاسی در افغانستان خیلی مرموز و پیچیده و مبهم بازی می‌کنند؛ به طرزی که اهداف و برنامه‌های اصلی آنان به سادگی قابل تشخیص و پیش‌بینی نیست. هرآن احتمال تغییر در مواضع آنان وجود دارد. آنان بی‌تردید تلاش خواهند کرد که نقش تعیین کننده در تعیین وضعیت سیاسی آینده افغانستان داشته باشند و از این رو نیاز دارند به این‌که با موضع‌گیری ابهام آلود امکان به کارگیری یک استراتیژی چندین گزینه‌ای را برای خود مهیا سازند.

از میان گمانه‌هایی که مطرح شد، تنها یک گمانه می‌تواند به نفع کاهش واقعی بحران باشد و آن این‌که امریکایی‌ها، آن‌گونه که اعلام کرده‌اند، از روند به صورت شفاف نظارت کنند و آماده باشند که هر تیمی که نتایج قابل اعتبار را نمی‌پذیرد و در صدد خلق بحران برای حفظ و کسب قدرت است، فشار دهند تا از بحران‌آفرینی خود دارد. گمانه‌های دیگر نه تنها امید به کاهش بحران نمی‌دهد بلکه احتمال افزایش بحران را بالا می‌برد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید