طرحِ دیرهنگام و دورهنگامِ صلحِ محمد اشرف غنی

نورالله ولی‌زاده  

یکی از نکات قابل بحث در این طرح این است که امریکایی‌ها به این جهت که دولت افغانستان باید با آنان در مورد صلح مذاکره کند، به طالبان معادل دانسته شده‌اند. در نخستین ماده این طرح، مذاکره با امریکا جمع ناتو عنوان قرار داده شده است و بر لزوم خروج نیروهای امریکایی تاکید شده است. این تاکید، از سوی دیگر، موقف حکومت افغانستان را موازی و مساوی به موقف طالبان می‌سازد. در واقع، خواست خروج نیروهای امریکایی از افغانستان، خواست طالبان است. به همین دلیل، مطرح شدن این موضوع از نشانی حکومت افغانستان، جای تأمل دارد.

*****************

“طلوع نیوز” متنی را منتشر کرده که طرح صلح محمد اشرف غنی، رییس حکومت وحدت ملی خوانده شده است. این طرح، برای پیش‌برد روند صلح، هفت مرحله را در نظر گرفته است. پیش از ورود به محتوای این متن، می‌توان گفت که طرح یاد شده هم دیرهنگام است و هم دورهنگام.

دیرهنگام به این معنا که زمان ارایه این طرح، اگر نگوییم که اوایل تشکیل حکومت وحدت ملی بود، می‌توان گفت که زمان ارایه آن یک سال پیش بود. زمانی‌که امریکایی‌ها بحث صلح را به صورت جدی مطرح کردند و مذاکرات امریکایی‌ها با طالبان آغاز شد. ارایه این طرح در حالی که احتمال ماندن آقای غنی در ارگ از مرز پنجاه درصد پایین‌تر تنزیل کرده، خیلی ناوقت و دیرهنگام است.

دورهنگام به این معنا که اگر به فرض این طرح مورد قبول همه طرف‌ها واقع شود و آقای غنی نیز در قدرت بماند، زمانی که برای اجرای این طرح نیاز است، دستکم به طول عمر یک حکومت(پنج سال) برابر است. یعنی طرحی است که نیازمند طی مراحل دشوار و زمان‌گیر است و نمی‌تواند در کودتاه مدت انتظار نتیجه ملموس از آن را داشت. چندی پیش آقای غنی در یک نشست بین‌المللی در ژنیو در مورد یک طرح صلح سخن گفته بود که به گفته او اجرای آن به پنج سال زمان نیاز داشت. به احتمال زیاد، طرحی که تازه همگانی شده، همانی است که آقای غنی از پیش در مورد آن سخن گفته بود.

چنان‌که می‌دانیم، طرح آقای غنی با موافقت امریکایی‌ها روبرو نشد؛ زیرا آنان دنبال طرحی بودند که زود نتیجه بدهد و در یک ظرف زمانی کوتاه قابل اجرا باشد. اما در مقابل، چون آقای غنی، ماندن خود در قدرت را برای پنج سال دیگر نیز قطعی در نظر گرفته بود، از طرحی سخن می‌گفت که در یک ظرف زمانی پنج ساله قابل اجرا باشد. به گفته منابع غیر رسمی در حکومت، طرح هفت مرحله‌ای آقای غنی اکنون نیز با موافقت امریکایی‌ها روبرو نشده است. حالا امریکایی‌ها انگیزه کمتری برای فکر کردن در مورد طرح‌های آقای غنی دارند.

اما طرح تازه همه‌گانی شده‌ی آقای غنی حاوی چه نکاتی است؟

یکی از نکات قابل بحث در این طرح این است که امریکایی‌ها به این جهت که دولت افغانستان باید با آنان در مورد صلح مذاکره کند، به طالبان معادل دانسته شده‌اند. در نخستین ماده این طرح، مذاکره با امریکا جمع ناتو عنوان قرار داده شده است و بر لزوم خروج نیروهای امریکایی تاکید شده است. این تاکید، از سوی دیگر، موقف حکومت افغانستان را موازی و مساوی به موقف طالبان می‌سازد. در واقع، خواست خروج نیروهای امریکایی از افغانستان، خواست طالبان است. به همین دلیل، مطرح شدن این موضوع از نشانی حکومت افغانستان، جای تأمل دارد. در واقع برمبنای این طرح، آقای غنی موضع مشترک با طالبان اتخاذ کرده است. البته در این شکی نیست که خروج نظامیان امریکایی یکی از نکات اصلی قابل بحث در هر بحث مرتبط به صلح است اما وقتی در نخستین ماده این طرح، بر لزوم مذاکره با امریکا و ناتو صحبت می‌شود، اگر از یک سو نشاندهنده وجود اختلاف جدی بین حکومت افغانستان و امریکا است از سوی دیگر به این معنا است که حکومت افغانستان نیز مانند طالبان فکر می‌کند که حضور نیروهای امریکایی‌ها بزرگترین بخش مشکل است که باید در اولویت قرار داده شود.

در ماده دوم این طرح، به مذاکره با طالبان پرداخته شده و گفته شده که این مذاکره را هیأت مذاکره کننده پیشین پیش خواهد برد. شاید منظور هیأتی است که قبلا تشکیل شد و از نظر جامعیت با انتقاد احزاب و جریان‌های سیاسی مواجه شد و طالبان حاضر به مذاکره با آن نشدند. این نشان می‌دهد که حکومت هنوز هم بر موضع قبلی خود پا می‌فشارد. این پافشاری خود یک مانع به شمار می‌رود. چون انتظارها این بوده که یک هیأت جامع متشکل از تمامی احزاب و جریان‌های سیاسی مطرح ایجاد شود که مورد توافق همگان باشد.

در ماده سوم، پاکستان ریشه مشکل دانسته شده و بر لزوم مذاکره با این کشور تاکید شده است. آنچه در این ماده آمده، حرف تازه‌ای ندارد. این‌که پاکستان مشکل اصلی است. این‌که پاکستان باید اهمیت همکاری با افغانستان را درک کند و این‌که اطمینان حاصل شود که پاکستان به تعهدات خود عمل می‌کند. این‌ها حرف‌های تکراری یا در واقع مواضع تکراری حکومت افغانستان در قبال صلح و در قبال پاکستان بوده است.

برگزاری «یک جرگه کوچک،«برگزاری یک نشست مشوره دهی با متحدان» و «برگزاری گفت‌وگوهای میان افغانان» سه گام فوری نیرومند در این طرح خوانده شده‌اند.

البته با توجه به این‌که در این طرح «برگزاری گفت‌وگوهای بین افغانان» در آخرین مرحله یا بخش طرح آمده است، می‌توان گفت که منظور از این نوع گفت وگوها همان گفت‌وگوهایی است که قبلن نیز بین نماینده های طالبان و شماری از سیاسیون افغانستان در جاهای مختلف صورت گرفته است.

باید گفت در مورد تعریف دقیق گفت‌وگوهای بین‌الافغانی اختلاف نظرهایی بین حکومت و سیاسیون و طالبان وجود داشته است. حکومت در گذشته بارها مخالفت خود را با نشست‌هایی که در غیاب نماینده حکومت بین طالبان و برخی از جریان‌های سیاسی برگزار شده، اعلام کرده و تصریح داشته که نشست بین‌الافغانی در واقع همان نشستی است که بین حکومت و طالبان صورت می‌گیرد نه نشست‌هایی که بین طالبان و برخی از سیاسیون و نمایندگان احزاب صورت می‌گیرد. به نظر می‌رسد که این نکته، از نکات دیگر قابل تأمل در این متن باشد.

با این حال، همان‌گونه که گفته شد، طرح یاد شده از این نقطه نظر که حرف تازه‌ای به گفتن ندارد، بیش‌تر شبیه فهرست کردن کارهایی است که در گذشته در مورد صلح صورت گرفته است. مذاکره با امریکایی‌ها، مذاکره با پاکستان، بحث با کشورهای منطقه و اسلامی و برگزاری نشست های کوچک و بزرگ و همچنین نشست‌های بین‌الافغانی از کارهایی است که در چند سال اخیر و به ویژه در یک سال اخیر انجام شده اما نتیجه نداده است. تنها کاری که نشده، مذاکره بین حکومت افغانستان و طالبان است که در ماده دوم این طرح ذکره است. بقیه ماده‌های این طرح شبیه فهرست کارهای انجام شده است. این طرح بیش‌تر ذهنی به نظر می‌رسد تا عینی. گویا حکومت افغانستان در واکنش به این اتهام که طرح و برنامه‌ای برای صلح ندارد، اقدام به نشر یک چنین متنی کرده که به احتمال زیاد با عجله نوشته شده و همگانی شده تا این ذهنیت را ایجاد کند که حکومت برای صلح طرح دارد. طرحی که امریکایی‌ها مخالف آنند. شاید بتوان این طرح را به نحوی افگندن مسوولیت به گردن امریکایی‌ها نیز عنوان کرد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید