تقربِ دیدگاهِ ارگ به «تیوری توطیه» در پیوند به تروریزم!

نورالله ولی‌زاده

می‌توان گفت که فهرست کشورهایی که از سوی حکومت افغانستان متهم به ابزار قرار دادن گروه‌های تروریستی در جهت تحقق اهداف منفعت جویانه هستند، طولانی‌ است، اما آقای محب از ذکر نام دیگر کشورها خود داری کرده و فقط از پاکستان نام برده است. این در واقع نوعی سانسور در اعلام اسامی کشورهایی ذیدخل در حمایت پیدا و پنهان از گروه‌های تروریستی دانسته شده می‌تواند.

************************

یک دیدگاه در مورد جنگ جاری در افغانستان و فعالیت گروه‌های تروریستی این است که گروه‌های تروریستی، به شمول طالبان و داعش، بخشی از ابراز سیاست خارجی منفعت‌جویانه و توسعه طلبانه کشورهای مقتدر منطقه و کشورهای مقتدر جهان، به‌ویژه ایالات متحده امریکا اند. تایید یا رد این دیدگاه کار ساده‌ای نیست. بسیاری‌ها این دیدگاه را مبتنی بر تیوری توطیه می‌دانند و بر اثبات‌ناپذیری آن تاکید می‌کنند.

البته روشن است که اثبات‌ناپذیری یک دیدگاه و فرضیه الزامن به معنی نفی و نادرستی آن نیست. بسیار محتمل است که یک فرضیه یا یک دیدگاه براساس اسناد و شواهد و دلایل مقنع قابل اثبات نباشد اما در عین حال حقیقتی در آن نهفته باشد.

چنان‌که گفته شد، فرضیه یا دیدگاهی که فعالیت گروه‌های تروریستی درافغانستان و منطقه را بخشی از ابزار تحقق برنامه کلان کشورهای مقتدر منطقه وجهان می‌داند، در میان بسیاری از حلقات سیاسی و رسانه‌ای یک بحث باز است و هراز گاهی مورد مناقشه و مباحثه قرار می‌گیرد. اما چیزی که تا کنون کمتر اتفاق افتاده این بوده که چنین دیدگاه و فرضیه‌ای از سوی دولت‌ها یا منابع رسمی دولت‌ها مطرح نشده و به همین دلیل مطرح شدن آن از نشانی یک نهاد رسمی دولتی یا یک مقام رسمی دولتی، جای تأمل دارد.

روز سه‌شنبه، حمدالله محب، مشاور امنیت ملی ریاست جمهوری در مورد گفت‌وگوهای صلح و دورنمای این گفت‌وگوها و هم‌چنین احتمال جایگزینی داعش بجای طالبان، اظهاراتی بیان داشت که هر چند به صورت صریح فرضیه یا دیدگاه فوق را بیان نمی‌کند اما از کند و کاو و دقت و تأمل در اظهارات وی می‌توان تا حدودی دلایلی به تایید فرضیه ودیدگاه فوق از سوی رهبری حکومت افغانستان و شخص آقای محب پیدا کرد.

آقای محب گفت که برخی از فرماندهان طالبان به داعش پیوسته‌اند. او هم‌چنان گفت که اگر طالبان بدون اجازه پاکستان به توافق صلحی دست یابند، پاکستان داعش را جایگزین طالبان خواهد ساخت. از این اظهارات آقای محب می‌توان با وضاحت این فرضیه ودیدگاه را بیرون کرد که طالبان و داعش دو گروه تروریستی‌ای‌اند که از دید کشورهای منطقه(اینجا صراحتن پاکستان) ابزار سیاست توسعه طلبانه خارجی‌اند و به همین دلیل یکی می‌تواند جایگزین دیگری شود و جنگ تا تحقق اهداف پاکستان ادامه یابد.

تا جایی‌که بتوان این اظهارات آقای محب را در راستای متهم کردن پاکستان، زیرفشار قرار دادن این کشور و انکار خود ارادیت گروه‌ طالبان و گروه داعش تعبیر کرد، دلایل و انگیزه‌های آقای محب نیز روشن است. پاکستان از حسن نیت و تلاش‌های پیهم حکومت وحدت ملی به رهبری محمد اشرف غنی، در تداوم سیاست دوپهلوی خود استفاده کرد و این دلیل روشنی به خشم رهبری حکومت افغانستان نسبت به پاکستان است که نیاز به تأویل و تفسیر بیشتری شاید نداشته باشد. در این رابطه می‌توان فقط همین مقدار اضافه کرد که تیم ارگ در کابل حالا به دلیل این که احتمال ماندن شان در قدرت در حال تضعیف شدن است، از هرگونه اظهار نظر در مورد کشورها و طرف‌های مخالف دریغ نمی‌کند و به اصطلاح دیپلوماسی و تعارف را کنارگذاشته و بی‌پرده موضع‌گیری می‌کند. واکنش شدید بی‌پیشینه حکومت افغانستان در قبال راکت‌پراگنی‌های اخیر پاکستان نیز در همین راستا قابل بررسی است.

اما می‌توان از اظهارات آقای محب استنباط دیگری نیز داشت که این استنباط  در واقع دایر به تعمیم دادن اتهام‌هایی وارد شده بر پاکستان بر کشورهای غربی به ویژه ایالات متحده امریکا است. به بیان دیگر، می‌توان گفت که فهرست کشورهایی که از سوی حکومت افغانستان متهم به ابزار قرار دادن گروه‌های تروریستی در جهت تحقق اهداف منفعت جویانه هستند، طولانی‌ است، اما آقای محب از ذکر نام دیگر کشورها خود داری کرده و فقط از پاکستان نام برده است. این در واقع نوعی سانسور در اعلام اسامی کشورهایی ذیدخل در حمایت پیدا و پنهان از گروه‌های تروریستی دانسته شده می‌تواند.

پاکستان کشوری است که روابط استراتیژیک با کشورهای غربی و به ویژه ایالات متحده دارد. در زمان جنگ افغانستان با اتحاد جماهیر شوروی، پاکستان باغربی‌ها و امریکایی‌ها در تمویل و تجهیز گروه‌های جهادی همکار نزدیک بودند. زمانی که طالبان منحیث یک گروه از پاکستان ظهور کرد نیز کشورهای غربی به شکل مخفی از این روند و حرکت حمایت کردند. هرچند بعد از سال 2001 پاکستانی‌ها طوری وانمود کرده‌اند که دست از حمایت طالبان برداشته‌اند اما در عمل چنین کاری را نکرده‌اند و به حمایت خویش از گروهی که دست ساخت خود شان به حمایت غرب بود ادامه داده‌اند.

به بیان دیگر، می‌توان اتهامی را که به پاکستان مبنی بر حمایت از گروه‌های تروریستی(به ویژه طالبان و داعش) وارد کرد، به برخی از کشورهای غربی به ویژه بریتانیا و امریکا نیز وارد کرد. اگر گفته شود که پاکستان از گروه‌های تروریستی در جهت اهداف بیرون مرزی خود استفاده می‌کند، چون در گذشته کشورهای غربی در این زمینه همکار پاکستان بوده‌اند، به نحوی اتهام به آنان نیز وارد می‌شود. این در حالی است که کشورهای غربی نیز گاه گاهی از سوی ایران و روسیه و برخی از کشورهای دیگر منطقه متهم به حمایت پنهان از داعش شده‌اند.

بنابراین، می‌توان گفت که اظهارات آقای محب مبنی بر این که جنگ افغانستان به منافع پاکستان بسته‌گی دارد و این امکان موجود است که داعش جای طالبان را بگیرد، به نحوی کنایه گفتن به کشورهای غربی به ویژه امریکا و ناتو نیز است. آقای محب نمی‌تواند به صورت صریح این کشورها را متهم کند، اما معمولا این اتهام از نظر زمانی در موقعیتی به پاکستان وارد می‌شود که یک مقام غربی از پاکستان دیدار کند و بخواهد که قضیه جنگ وصلح افغانستان را ا دید پاکستان ارزیابی کند یا خواستار همکاری این کشور در روند صلح شود. اظهارات اخیر آقای محب در جریان سفر خلیل‌زاد از اسلام‌آباد صورت گرفت.

البته تا حدود زیادی کشورهای غربی نیز این انتباه را داده‌اند که با ختم پروژه طالبان، داعش یک تهدید خواهد بود. چند روز پیش دبیرکل ناتو در نشست وزرای دفاع ناتو گفت که ما در افغانستان به این دلیل هستیم که اجازه ندهیم خلافت داعش در این کشور برپا شود. این اظهارات او در واقع حاوی این نکته بود که داعش در اینده به تهدید امنیتی بزرگ برای افغانستان مبدل خواهد شد. اگر فرض کشورهای روسیه و ایران درست باشد که ناتو و امریکا در افغانستان جنگ طالبان را بهانه حضور خویش ساخته‌اند، اظهارات دبیرکل ناتو در مورد تهدید داعش، که هنوز چندان در افغانستان جدی گرفته نمی‌شود، می‌توان به این نکته اشاره داشته باشد که داعش دستکم در افغانستان بخشی از دلایل توجیه کننده حضور ناتو در افغانستان و جنوب آسیا است. اگر حمدالله محب، به دلیل وابستگی‌ای که حکومت افغانستان به حمایت ناتو و امریکا دارد و نیز به دلیل طمعی که تیم دولت‌ساز از حمایت ناتو و امریکا برای آینده دارد، نبود، به احتمال زیاد این را نیز می‌گفت که پاکستان در ابزار سازی گروه‌های تروریستی تنها نیست و متحدین استراتیژیک خود را با خود دارد!

می‌توان گفت که اظهارات آقای محب تا حد زیادی مرتبط به انتخابات و تحولات سیاسی احتمالی در آینده است. گفته می‌شود که در محافل سیاسی غرب و منطقه پیرامون چگونه‌گی حکومت اینده افغانستان بحث‌ جریان دارد. برخی از منابع از وجود بحث‌ها در مورد یک حکومت اشتراکی سخن گفته‌اند که اگر توافق دو نامزد پیش‌تاز انتخابات گرفته شود، این احتمال قوت خواهد گرفت. اگر چنین سناریویی وجود داشته باشد، در قسمت اجرایی آن نقش پاکستان مهم دانسته می‌شود. به احتمال زیاد تیم آقای غنی با این طرح موافق نیست و به همین دلیل مشاور امنیت ملی ریاست جمهوری بر نکاتی اشاره می‌کند که به نحوی می‌توان آن را به عنوان موانع اجرای این سناریو در نظر گرفت. آقای محب می‌گوید که طرح شما قابل اجرا و موثر نیست!! اما در نهایت یک تعبیر از اظهارات آقای محب این است که دیدگاه او به تیوری توطیه در پیوند به تروریزم تقرب پیدا کرده است.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید