حضور و سخن عبدالله عبدالله در نشست شانگهای

نورالله ولی‌زاده

در جمع کشورهای عضو شانگهای هیچ کشور و رهبری سیاسی مقتدر و قابل اعتماد و متعهدی وجود ندارد که بتوان در سیمای آن رشد و توسعه سازمان را به تماشا نشست و امید داشت که این سازمان واقعن تبدیل به یک مجمع بزرگ و قابل اعتماد برای حل بحران‌های سیاسی و امنیتی منطقه ما می‌گردد.

*********************

داکترعبدالله عبدالله رییس اجرایی حکومت وحدت ملی، در هژدهمین نشست سازمان همکاری‌های شانگهای اشتراک و سخنرانی کرد. در مورد حضور آقای عبدالله در این نشست و سخنرانی او چند نکته حایز اهمیت و تأمل است که این نکات با شرایط سیاسی حاکم در افغانستان بی‌ربط نیست.

سازمان همکاری‌های شانگهای سازمانی است که تا حد زیادی رنگ و بوی ضد غربی و ضد امریکایی دارد. روسیه و چین دو عضو قوی و کلیدی سازمان همکاری‌های شانگهای می‌باشند. این دو کشور(رقیب امریکا) در واقع مدیریت پشت صحنه سازمان شانگهای و تعیین اجنداهای نشست‌های این سازمان را به عهده دارند و یا به نحو موثری بالای تعیین اجندای نشست‌ها تاثیر می‌گذارند. بنابراین، اشتراک در نشست‌های سازمان هماری‌های شانگهای تحت هرعنوانی که باشد، به نحوی حضور در جرگه «دشمنان»امریکا و بلوک غرب نیز پنداشته شده می‌تواند.

دست‌کم در یک سال اخیر که بحث خروج نظامیان امریکایی و ناتو از افغانستان مطرح است، روسیه و چین دو قدرت منطقه‌یی به گونه‌های مختلف در تلاش بوده‌اند تا به اصطلاح در نقش «خلاپرکن» کاندید باشند. تماس روسیه و چین با طالبان در همین چارچوب قابل بررسی است. هرچند این دو کشور به صورت واضح این را نگفته‌اند که در صورت خروج امریکاییان از افغانستان، متعهد به پر کردن خلا قدرت در افغانستان می‌باشند و به اصطلاح حاضر به پذیرش مسوولیت در قبال تامین امنیت منطقه در فقدان حضور نیروهای ناتو و امریکا در افغانستان هستند، اما از رفتار و گرفتار دولت‌های روسیه و چین چنین برداشتی وجود دارد.

تجربه نشان داده که کشورهای روسیه و چین در مدیریت سیاست‌های کلان منطقه‌یی که منجر به ایجاد یک محور کلان و مستحکم منطقه‌یی گردد، ناکام بوده‌اند. این دو کشور تا کنون نتوانسته‌اند حتا در چارچوب سازمان همکاری‌های شانگهای بحث‌های سازنده و کارکردی‌ را راه بندازند و پیش ببرند که از ورای آن بتوان امنیت و ثبات منطقه‌یی را در نتیجه همکاری‌های منطقه‌یی پیش‌بینی کرد.

می‌توان گفت که روسیه از دامن زدن به بحث‌های کلان منطقه‌یی و به خصوص بحث‌های ضد غربی و ضد امریکایی، در واقع در یک  موضع دفاعی قراردارد که تلاش می‌کند امریکا و ناتو را از آنچه روس‌ها قلمرو خویش می‌دانند، دور کند.

چین نیز بیشتر به دنبال توسعه و تطبیق طرح‌های اقتصادی و تجاری خویش است و در موقعیتی قرار ندارد که بتواند از خیر منافع تجاری خویش به نفع خیر عموم کشورهای منطقه بگذرد و روی سازوکار اعتمادبخشی کار کند که کشورهای منطقه را از نیاز به حمایت غربی‌ها بی‌نیاز بسازد.

به بیان دیگر، می‌توان سازمان همکاری‌های شانگهای را جرگه منتقدین و مخالفین غرب عنوان کرد که کار عملی چندانی به جز از انتقاد و اعتراض و مطرح کردن طرح‌های «ذهنی» و بلندپروازانه منطقه‌یی از دست شان ساخته نیست. هر سال سازمان همکاری‌های شانگهای نشستی برگزار می‌کند که در آن سران کشورهای عضو، با سخنرانی‌های کلی و آرمان‌گرایانه در واقع آرمان همکاری‌های منطقه‌یی را به زبان می‌آورند و بعد پشت کار شان می‌روند.

به گونه نمونه، عبدالله عبدالله رییس اجرایی حکومت وحدت ملی، در بخشی از سخنرانی خود در نشست اخیر شانگهای گفت که«… ما به این باوریم که با استفاده از همکاری‌های منطقه‌یی و همگرایی نه تنها می‌توانیم به تشخیص و استفاده‌ی به موقع از فرصت‌ها برای توسعه و پیشرفت در این منطقه‌ی وسیع و ثروت‌مند دست یابیم، بل‌که می‌توانیم بر موانع ساختاری غالب شویم و با چالش‌های مشترک در همکاری و تعاون با یکدیگر مقابله کنیم.»

این بخش از سخنرانی آقای عبدالله از این نقطه نظر که مبتنی بر یک رهیافت دقیق و درست استوار است، جای سوال ندارد، اما با کمی تأمل می‌توان گفت که آنچه آقای عبدالله درجمله بالا بیان کرده، در واقع آرزوی به وجود آمدن همکاری‌های منطقه‌یی است که تحقق آن با موانع عمده زیادی مواجه است.

به صراحت می‌توان گفت که بخش اعظم جنگ و منازعه جاری در افغانستان ریشه در مناسبات ناجور کشورهای منطقه دارد. بین هند و پاکستان؛ هند و چین؛ روسیه و چین؛ ایران و ازبیکستان؛ افغانستان و پاکستان؛ پاکستان و تاجیکستان؛ و…. اختلاف‌ها بی‌نهایت زیاد است. آنچه بسیاری از کشورهای عضو سازمان شانگهای را گردهم جمع می‌کند عبارت است از شکوه و انتقاد از حضور غربی‌ها در منطقه است. اما در رفع این مشکل اعضای سازمان همکاری‌های شانگهای همان قدر مشکل دارند که افغانستان در حل مشکلات اساسی‌اش با آن مواجه است.

نکته مهم دیگر این است که در جمع کشورهای عضو شانگهای هیچ کشور و رهبری سیاسی مقتدر و قابل اعتماد و متعهدی وجود ندارد که بتوان در سیمای آن رشد و توسعه سازمان را به تماشا نشست و امید داشت که این سازمان واقعن تبدیل به یک مجمع بزرگ و قابل اعتماد برای حل بحران‌های سیاسی و امنیتی منطقه ما می‌گردد. چنان‌که گفته شد، تمامی اعضای این سازمان، در درون خود با مشکلاتی روبرواند که حل ناشده ماندن همین مشکلات، صلاحیت هر یک آنان را در حل مشکلات کلان‌تر منطقه‌یی سلب می‌کند. به تعبیر ساده‌تر، هنوز اعضای سازمان شانگهای خود قادر به ایجاد دولت‌های کارآمد و با ثبات نشده‌اند که بتوانند روی یک سازمان منطقه‌یی با ثبات و موثر کار کنند و کار شان نتیجه بخش باشد.

چنان‌که پیش‌تر اشاره شد، نفس حضور آقای عبدالله در این نشست، در حالی که او از پیروزی قریب الوقوع در انتخابات و تکیه زدن به کرسی ریاست جمهوری افغانستان سخن می‌گوید، به این معنا است که آقای عبدالله از حضور در جرگه کشورهای منتقد امریکا امتناع نمی‌ورزد. کاری که شاید اشرف غنی، رقیب او، از آن امنتاع ورزد.

آقایان غنی و عبدالله، هر دو برای رسیدن به قدرت، به حمایت امریکایی‌ها نیاز دارند. آیا امریکایی‌ها، حمایت و عدم حمایت شان از آقایان غنی و عبدالله را به اشتراک و عدم اشتراک آنان در نشست شانگهای ربط می‌دهند؟ به نظر نمی‌رسد که پاسخ این پرسش بسیار ساده و کوتاه باشد. اما بی‌تردید که حضور آقای عبدالله و سخنرانی او در این نشست، برای امریکایی‌ها می‌تواند یک نکته قابل یادداشت‌برداری باشد. با این حال، بسیار ساده‌سازی خواهد بود که اگر گفته شود که عبدالله با اشتراک در نشست شانگهای یک گام در زمینه جلب حمایت امریکایی‌ها به عقب گذاشته است.

آقای عبدالله در بخشی از سخنرانی خود در نشست شانگهای گفت:«…در حالی‌که ما به روندِ صلحِ از طریق گفتگو و مذاکره متعهد هستیم، به این باوریم که منطقه‌ی ما به اتخاذ یک استراتیژی موثر مقابله با دهشت‌افگنی به عنوان یک نیاز فوری برای برخورد با تهدیدهای رُوبَه‌ افزایش دهشت‌افگنی نیاز مبرم دارد. از این جهت، تداوم و گسترش همکاری‌های مشترک کشورهای منطقه و جهان در مبارزه با پدیده‌ی شوم تروریزم و مقابله با تهدیدهای مشترک برخاسته از آن، نیاز مشترک همه ما است.»

این بخش از سخنرانی آقای عبدالله اگر از دید یک استراتیژیِ متعهد به منافع منطقه نگریسته شود، بسیار دقیق و راه‌گشا است. اما هرگاه آن را در پرتو استراتیژی کشورهای مقتدر غربی در منطقه تفسیر کنیم، دیده می‌شود که بازهم نوعی تضاد منافع در بین است که به نحوی منطقه ما را در برابر کشورهای بیرون از منطقه قرار می‌دهد که با استراتیژی‌های توسعه طلبانه غربی‌ها ناسازگار است.

بسیاری از ناظران به سیاست‌های امنیتی و اقتصادی امریکا در منطقه ما به دیده شک می‌نگرند و این شک و تردید برپایه این فرضیه استوار است که کشورهای غربی به سرکردگی امریکا، در پی منافع منطقه ما نیست و بلکه با بهانه‌های مختلف در صدد تثبیت پایگاه دایمی خود در منطقه است. طبق این فرضیه، مثلن امریکایی‌ها در تضاد با هرنوع تجمع همکاری گرایانه منطقه‌یی قرار دارند.

بنابراین، می‌توان به صورت فشرده گفت که حضور آقای عبدالله و سخنرانی‌اش، در نشست سازمان همکاری‌های شانگهای، اگرچه یک ضرورت است و می‌تواند نقش و جایگاه افغانستان را در تحولات منطقه‌یی برجسته‌تر بسازد اما هم‌زمان، اگر بتوان گفت که این حضور به روابط افغانستان و غرب صدمه می‌زند، در مورد مفید بودن و موثریت آن پرسش‌هایی را مطرح کرد.

عبدالله نه تنها منحیث یک کاندیدِ نیازمند حمایت امریکا، نیاز دارد که در شرایط کنونی متوجه رفتار و گرفتارش باشد، بلکه بخاطر منافع کلان افغانستان از ورای حمایت کشورهای غربی از روند سیاسی جدید در کشور، نیز نیاز است که آقای عبدالله منیحث کسی که مدعی پیروزی در انتخابات و زعامت کشور است، متوجه همو رفتارها و گفتارهای خویش باشد. به نظر می‌رسد که سیاست«روشن کردن سگرت امریکایی با گوگرد روسی» یک تجربه ناکام  و خطرناک به دولت افغانستان بوده است.

اما اگر به سخنرانی عبدالله از این نقطه نظر که در آن نکات خوب مورد اشاره قرار گرفته و در یک چیدمان منطقی و دستوری درست تهیه و ارایه شده، نگریسته شود، می‌توان گفت که سخنرانی آقای عبدالله بسیار خوب بوده است. به نظر می‌رسد که تیم رسانه‌ای و مشاورین آقای عبدالله با دقت روی متن سخنرانی کار کرده‌اند که این یک رویکرد خوب است.

این‌که آقای عبدالله به زبان فارسی سخنرانی کرد، نکته مثبت دیگر است. لازم است که رهبران سیاسی افغانستان تا حد امکان در سخنرانی‌های بین‌المللی خویش از زبان‌های ملی استفاده کنند تا از یک طرف معرف هویت و فرهنگ کشور در بیرون از کشور باشند و از سوی دیگر مردم بفهمند که آنان در بیرون از کشور چه می‌گویند. متاسفانه در اکثر موارد، رهبران سیاسی افغانستان به این نکته توجه ندارند و بسیاری از مردم افغانستان نمی‌دانند که رهبران شان چه می‌گویند. البته رعایت این اصل به شکل افراطی نیز قابل توصیه نیست؛ چون ممکن گاهی منافع کلان مملکت فدای «زبان سخنرانی»شود که در این صورت موقعیت متزلزل افغانستان در جامعه بین‌المللی ایجاب چنین چیزی را نمی‌کند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید