هجوم سیل‌آسای توجهِ ارگ به وزارت خارجه به چه معناست؟

نورالله ولی‌زاده

تعبیر تازه‌ای که ارگ از اهداف برنامه اصلاحی در وزارت خارجه ارایه کرده است. این‌که وزارت امور خارجه باید اقتصاد محور شود.  در حالی که در تشکیل حکومت افغانستان، وزارت خانه‌ای تحت نام وزارت اقتصاد وجود دارد، اقتصاد محورساختن وزارت امور خارجه، معنای دیگری غیر از این ندارد که صلاحیت‌های این وزارت محدود شود و از حوزه سیاست دستش کوتاه شود.

*************

در سه روز اخیر توجه و تمرکز ارگ ریاست جمهوری افغانستان به سوی وزارت امور خارجه شکل تهاجمی و سیل‌آسا داشته است. این اتفاق در پی استعفای صلاح الدین ربانی از سمت وزارت خارجه افتاده است.

ارگ طوری در باره وزارت خارجه حرف می‌زند که گویا این وزارت یک سرزمین تازه  تسخیر شده است که پای ارگ‌نشینان به تازگی به آنجا رسیده است. طوری در مورد لزوم اصلاحات در وزارت خارجه سخن گفته می‌شود که انگار از نظر زمانی در روزهای نخست تشکیل حکومت وحدت ملی قرار داریم.

صدیق صدیقی سخن‌گوی ریاست جمهوری گفته که رییس جمهوری بر لزوم فوریت تحقق برنامه اصلاحات در وزارت امور خارجه تاکید کرده و گفته این اصلاحات باید در دو مرحله فوری و درازمدت عملی گردد. او گفته که رهبری حکومت از کار صلاح الدین ربانی در وزارت امور خارجه راضی نبوده است. سخن‌گوی ریاست جمهوری هم‌چنان از فقدان تحرک در وزارت امور خارجه سخن گفته و تصریح کرد که رهبری حکومت می‌خواست که در این وزارت تحرک ایجاد شود اما این کار نشده و حالا لازم است که اصلاحاتی انجام شود که در این وزرات تحرک ایجاد شود.

از فحوای سخنان ارگ ریاست جمهوری در مورد وزارت خارجه این تصویر به ذهن می‌رسد که وزارت امور خارجهِ تحت مدیریت صلاح الدین ربانی، به یک وزارت راکد، اصلاح ناشده، ناکارآمد و پراز مشکل و نارسایی مبدل شده و به اصطلاح چنان مشکلات این وزارت«سرطانی» شده که نیاز به عمل«جراحی» فوری است.

تا حدود زیادی، با توجه به روابط پرتنش صلاح الدین ربانی و ارگ، «خون‌گرمی شدید» ارگ نشینان در ایجاد اصلاحات در این وزارت قابل فهم است. آقای ربانی در پنج سال گذشته با وجود فشارهای فزاینده ارگ در سمت وزارت خارجه ابقا شد. در این مدت، ارگ ریاست جمهوری نتوانست به گونه کامل برنامه‌های مورد نظر خود را در این وزارت تطبیق کند. هرچند ارگ در برابر ایستادگی صلاح الدین ربانی در برابر برنامه‌های مورد نظرش، آرام ننشست و به ایجاد تشکلیلات موازی و سپردن وظایف وزیر خارجه به اشخاص دیگر، اقدام کرد، اما نفس پابرجا ماندن صلاح الدین ربانی و تحقق نیافتن کامل برنامه‌های ارگ در این وزارت کافی بوده تا ارگ نشینان در مورد این وزارت و سازوبرگ‌های آن عقده بدل بگیرند و منتظر فرصتی باشند تا عاجل دست به کار شده و برنامه‌های خود را تطبیق کنند. استعفای صلاح‌الدین ربانی این انتظار را به پایان رسانید.

احتمال می‌رود که تغییرات گسترده‌ای در ساختار تشکیلاتی وزارت امور خارجه رونما شود. از آنجایی‌که سخنگوی ریاست جمهوری از تورم تشکیلاتی در این وزارت سخن گفته، احتمال قوی وجود دارد که تشکلیات وزارت امور خارجه در خارج از کشور کوچک ساخته شود و جابجایی های زیادی در سطح سفیران و دیپلمات‌ها صورت گیرد.

اقدامات ارگ در وزارت خارجه، سوال‌های زیادی را بر می‌انگیزد که ارایه پاسخ به همه در این مقال نمی‌گنجد، اما به نظر می‌رسد که طرح چهار پرسش در این رابطه ضروری و مهم است: آیا تصویری که ارگ از وضعیت موجو در وزارت امور خارجه ارایه می‌کند، دقیق و درست است و اگر بلی آیا براستی عامل شکل‌گیری این وضعیت صلاح الدین ربانی است؟ محورهای اصلی اصلاحات مورد نظر ارگ در وزارت خارجه کدام‌ها؟ آیا اصلاحات مورد نظر ارگ در وزارت خارجه منتج به بهبود وضعیت وزارت خارجه خواهد شد؟ و این‌که منظور ارگ از«اقتصاد محور» شدن وزارت خارجه چیست؟

تصویر ارایه شده از وزارت امور خارجه توسط ارگ، روشن نیست. در این تصویر به صورت کلی از وجود فساد، بی‌کاره‌گی، عدم تحرک، ناموثریت و… سخن گفته شده، اما اسناد موثق و قابل اعتماد ارایه نشده است. اظهارات ارگ بیشتر دارای انگیزه‌های سیاسی است و از نظر تخنیکی شفافیت و اعتبار ندارد. نکاتی را که ارگ در مورد وزارت خارجه بیان می‌دارد در تمامی اداره‌های حکومتی افغانستان مصداق‌های آن به وفور قابل دید است. فساد، کم‌کاری، بی‌تحرکی و فقدان موثریت. این‌ها اوصاف تمامی اداره‌های حکومتی در افغانستان است که حتا ارگ ریاست جمهوری نیز از آن مستثنا نیست. در اظهارات ارگ نشینان در مورد وزارت خارجه به صراحت اغراض شخصی و سیاسی دیده می‌شود.

بخش زیادی از این اغراض را می‌توان به بدنام‌سازی صلاح الدین ربانی مرتبط دانسته می‌شود. صلاح الدین ربانی از وزارت امور خارجه استعفا کرده، تا کارهای کلان‌تر سیاسی را مدیریت کند. او، با ایستاده‌گی در برابر فشارهای فزاینده ارگ، در جمع سیاسیون افغانستان و همتایان خود جایگاه خوبی به دست آورده که می‌خواهد از آن در آینده استفاده کند. بزرگ‌نمایی مشکلات در وزارت امور خارجه تحت اداره او از سوی ارگ در واقع به این معناست که ارگ نشیان می‌خواهند جایگاه آقای ربانی را تضعیف کنند و از او یک یک چهره ضعیف ارایه کنند.

افزون براین، حتا اگر بپذیریم که تصور منفیِ ارایه شده توسط ارگ از وزارت امور خارجه دقیق و مبتنی بر واقعیت‌های عینی باشد، بازهم پیش داوری خواهد بود اگرحکم شود که عامل این وضعیت صلاح الدین ربانی بوده است. در این شکی نیست که آقای ربانی مانع تحقق بخشی از برنامه‌های ارگ در وزارت امور خارجه شده اما این به معنای آن نیست که این برنامه‌ها در صورت تحقق، موثریت می‌داشتند و وضعیت وزارت امور خارجه از رهگذر نبود فساد، وجود تحرک و … بهتر از امروز می‌بود.

حرف صلاح الدین ربانی و نزدیکانش  این است که برنامه‌های مورد نظر ارگ در وزارت خارجه با اهداف و اغراض شخصی و قومی همراه بوده که نه تنها موثریت آن زیر سوال بوده، بلکه این این احتمال هم وجود داشته که در صورت تحقق آن برنامه‌ها، وضعیت این وزارت بدتر از امروز می‌بود.

وزارت امور خارجه بر حسب تقسیم وزارت خانه‌ها بین ریاست جمهوری و ریاست اجراییه، سهم ریاست اجراییه بوده که اصولن نباید ارگ در کارهای این وزارت مداخله می‌کرد. به تعبیر دیگر، نفس مداخله ارگ در وزارت خارجه، ماهیت تعرضی و تعهدشکنانه داشته است که البته این موضوع بحث دیگری می‌تواند باشد.

در مورد موثریت برنامه‌های اصلاحی ارگ در دوره حکومت وحدت ملی، دلایل زیادی وجود دارد که ناموثر بودن آن را نشان می‌دهد. زمانی آقای غنی مدعی شد که وزارت امور داخله قلب فساد است. به همین دلیل، مداخله ارگ در وزارت داخله شروع شد و تحت نام اصلاحات تغییراتی در ساختارهای تشکیلاتی و وظایف این وزارت رونما شد اما تا کنون هیچ نهاد معتبری در مورد موثریت این برنامه‌ها و نتایج آن گزارش نداده است. در واقع در دوره حکومت وحدت ملی، این اتفاق در بیشتر اداره‌های دولتی افتاد اما نتیجه نداده است. یکی از دلایل نتیجه بخش نبودن برنامه‌های ظاهرن اصلاحی این بوده، که این برنامه‌ها از نظر تخنیکی نسجیده و عجولانه طرح و تطبیق شده‌اند و از نظر سیاسی نیز از انگیزه‌های خوبی برخوردار نبوده و در برخی از وزارت خانه‌ها، تصفیه قومی، به نام برنامه اصلاحات به منصه اجرا گذاشته است که نتایج بدی نیز در قبال داشته است.

اما نکته آخری یا همان پرسش آخری که در بالا مطرح شد، بر می‌گردد به تعبیر تازه‌ای که ارگ از اهداف برنامه اصلاحی در وزارت خارجه ارایه کرده است. این‌که وزارت امور خارجه باید اقتصاد محور شود.  در حالی که در تشکیل حکومت افغانستان، وزارت خانه‌ای تحت نام وزارت اقتصاد وجود دارد، اقتصاد محورساختن وزارت امور خارجه، معنای دیگری غیر از این ندارد که صلاحیت‌های این وزارت محدود شود و از حوزه سیاست دستش کوتاه شود. این طرح و این دیدگاه خیلی عجیب و عجولانه به نظر می‌رسد. یعنی چی که وزارت امور خارجه اقتصاد محور شود. شاید تنها ارگ ریاست جمهوری بداند که معنای چنین چیزی چیست.

وزارت امور خارجه، همان‌گونه که از نامش پیداست، اداره‌ای است که تمام امور خارجی افغانستان به آن تعلق دارد. امور سیاسی، امور اقتصادی، امور فرهنگی، امور اجتماعی و…. در واقع همه امور خارجه به کار این وزارت ربط دارد. سخن گفتن از وزارت امورخارجه اقتصاد محور به این معناست که براساس هر وظیفه‌ای که وزارت امورخارجه در بیرون از کشوردارد، یک پسوند دیگر به نام این وزارت افزده شود. مثلن وزارت امور خارجه سیاسی، وزارت امور خارجه اقتصادی، وزارت امور خارجه فرهنگی و…

می‌توان گفت که با توجه به گرایش‌های انحصارجویانه محمد اشرف غنی، ریس حکومت وحدت ملی، محدود کردن صلاحیت‌های وزارت امور خارجه، یک امر آشنا در حکومت وحدت ملی است. در این دوره، شورای های مختلف عالی در سطح رهبری حکومت ایجاد شد که هدف آن در کنترل گرفتن وزرات خانه‌ها از طریق شورای‌های تشکیل شده در ارگ بوده است. آقای غنی کمتر بالای دیگران اعتماد دارد و می‌خواهد که همه چیز تحت نظر خودش باشد. شورای های عالی، در عرصه صلح، اقتصاد، شهرداری، امنیت و… این شورا ها در واقع به عنوان نهادهای موازی در ساختار حکومت به شکل فراقانونی ایجاد شده و به جای تسهیل امور، امور را پیچیده و تحرک را از اداره‌های پایینی گرفته است.

عرصه روابط خارجی تنها عرصه‌ای بوده که در دوره حکومت وحدت ملی برای شورای عالی ساخته نشده است. شاید بعد از این ارگ تلاش کند که این وزارت را نیز تحت قیمومیت شورای عالی اقتصادی یا شورای امنیت یا یک نهاد دیگر نزدیک به ریاست حکومت قرار دهد که به این ترتیب دورنمای وزارت امور خارجه و موثریت آن بیش از پیش مکدر به نظر می‌رسد.

وزارت امور خارجه در بسیاری از کشورها یک نهاد مهم است که تا حدودی از استقلالیت عمل برخوردار است و حکومت ها تلاش می‌کنند که استقلایت این نهاد را حفظ و احترام کنند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید