نظر اجمالي بر استراتيژي جديد نظامي سردمداران قصر سفيد و سناي امريکا در افغانستان

افکار و اذهان مترقي به اين حقيقت عيني مهر تأييد مي گذارند که بعد از جنگ دوم جهاني هيچ يکي از کشورهاي گيتي در نتيجه مداخلات نظامي و لشکرکشي‌هاي ابرقدرت‌هاي شرقي و غربي به اندازة کشور، دولت و ملت بخت برگشته افغانستان دچار خون ريزي، مصايب عظيم مرگبار، فجايع نهايت بزرگ و ناگوار، رنج‌ها و بدبختي هاي عديده و فلاکت بار بي شمار استمراري نشده اند.
چنانچه از سه دهه به اين طرف ملت با عزت و با ديانت افغانستان با روي کار آمدن زمامداران، حکمرانان و دولتمردان (مزدور،بيگانه، فروخته شده، دست نشانده، فاقد اراده، دوتابعيته و فسادپيشه) با فيگورهاي مسخ شده و با انديشه هاي تاريخ تير شده، مفکوره هاي فرعون منشانه و برنامه هاي ميان تهي و بيهودة شان براي ملت استعمارزدة افغانستان جز ذلت، وحشت، حقارت، اسارت و اهانت و توأم با بيکاري، گرسنه‌گي، عقب مانده گي اقتصادي، تعصب تباري، تفرقه اندازي، جنگ ها و درگيري‌هاي استمراري، ريختاندن خون هاي بدون وقفه افراد قواي مسلح و اهالي بيگناه غير نظاميان، فرار اجباري صدها هزار شهروندان افغانستان به کشورهاي خارجي، خدشه دار ساختن استقلال سياسي و تحت قيموميت قرار دادن جغرافياي فزيکي و جيوپولتيکي کشور افغانستان به کشورهاي امپرياليستي به مثابه يک لکة سياه و ننگين درج تاريخ کشور افغانستان ساختند.
به عبارت عريان تر و به تفسير برهنه‌تر همين زمامداران وحکمرانان بدنام افغانستان ملت، دولت و کشور با افتخار افغانستان‌را به خاک سياه نشاندند و به ابزار منافع پليد منطقه يي کشورهاي امپرياليستي و استعماري غربي خاصتاً (امريکا، بريتانيا و آلمان) مبدل ساختند که انکار کردن از آن کفر ايمان است.
از اين که از 17 سال قبل افغانستان تا امروز به ميدان جنگ، زور آزمايي کشورهاي آزمند منطقه يي و قدرت هاي نيرومند غربي باقي مانده و خون هاي شهروندان مظلوم و بيگناه افغانستان مثل خون هاي بره ها، بزغاله ها و گوسفندها ر يختانده مي شود و پايان اين فجايع و خون ريزي ها در هالة از ابهام قرار دارد که مسؤوليت آن مستقيماً بر دوش سردمداران قصر سفيد و اربابان جنگ افروز کاخ پنتاگون امريکا مي باشد.
منظور نويسنده مقاله اين است که در نتيجه مداخله نظامي امريکا و کشورهاي عضو پيمان نظامي ناتو در افغانستان تا اکنون بالاثر بمباران طياره‌هاي نظامي کشورهاي امريکا و اعضاي ناتو چه به صورت کورکورانه و چه به طور عقده مندانه و انتقام جويانه (هزارها) شهروندان بيگناه و مظلوم افغان در ولايت هاي ننگرهار، کنر، هلمند، قندهار، خوست، پکتيا، پکتيکا، لوگر، غزني، ارزگان، هرات، کابل، کندز، فراه، پروان، کاپيسا و…) به خاک و خون کشيده شده‌اند و مظلومانه به شهادت رسيده اند و هزارها افغان معلول و معيوب شدند و قلوب هزارها خانوادة افغان را داغدار و اندوهگين ساخته است. اين درحالي است که بعد از رسيدن دونالد ترامپ به رياست جمهوري امريکا در رابطه به تدوين استراتيژي جديد نظامي دولت امريکا براي افغانستان از چندين ماه به اين طرف گفتگوها، مشاجره ها، مشوره ها و مخالفت ها بين سردمداران، اربابان، استراتيژيستان، سياستمداران قصر سفيد امريکا و مسؤولين کميته خارجي خدمات نظامي در مجلس سناي امريکا به سردمداري جان مک کين سناتور مقتدر حزب جمهوري خواه ادامه دارد.
چناچه جان مک کين به زعم خود طرح يک استراتيژي جديد نظامي امريکا را براي موفقيت در افغانستان تهيه کرده و به کانگرس امريکا پيشنهاد و تقديم کرده است. جان مک کين معتقد است و اشعار مي دارد که اين استراتيژي نظامي ترتيب شده براي تأمين امنيت و مصالح ملي امريکا از اهميت ويژه برخوردار مي باشد. همچنان جان مک کين اظهار نظر نموده تا براي تطبيق درست اين استراتيژي جديد نظامي شرايط سخت گيرانه تر امور مالي بر حکومت دو سره وحدت ملي افغانستان وضع شود.
ناگفته نبايد گذاشت که جان مک کين رييس کميته خدمات نظامي سناي امريکا ضمن افزايش عساکر امريکايي در افغانستان تصريح کرده است که جهت پيشبرد عمليات نظامي به عساکر امريکايي عليه گروه هاي مختلفه تروريستي در افغانستان صلاحيت هاي ويژه داده شود، افسران و عساکر امريکايي در عمليات نظامي شان دست باز داشته باشند. غافل از آن که اين موضوع از يک طرف به حاکميت ملي و استقلال سياسي کشور افغانستان صدمه وارد مي کند و از طرف ديگر بي بندو باري و بي نظمي عساکر امريکايي را در ميادين جنگ در افغانستان متجلي و مضاعف مي سا زد.
در رابطه به استراتيژي نظامي امريکا براي افغانستان هفته گذشته دونالد ترامپ رييس جمهور آتشين مزاج و جنگ طلب امريکا ضمن سخنراني اش در ايالت نيوجرسي اظهار داشت که تصميم اش را مبني بر استراتيژي جديد نظامي امريکا براي افغانستان گرفته و به زودترين فرصت فيصله بزرگ و نهايي اش را در زمينه اعلام مي دارد.
از قرائن وضع چنين بر مي آيد که سردمدار جنجالي و مغرور قصر سفيد امريکا (دونالد ترامپ) در نظر دارد تا به عوض اعزام عساکر مربوط به اردوي امريکا به افغانستان، عساکر لومپن و افراد هرزه و بدنام حرفوي يعني جنگجويان اجير قراردادي کمپني هاي سکتورخصوصي و آدم کش و جاني امريکايي منجمله (بلک واتر) را که سابقه سياه جرمي و جنايات ضد بشري در کشورهاي افغانستان و عراق دارد، براي کشتار دسته جمعي شهروندان به گروگان گرفته شده و کشور تحت قيموميت امريکا به افغانستان اعزام نمايد تا از خون‌هاي پاک شهروندان مظلوم غير نظاميان کشورما، سيلاب هاي خون را در سرزمين افغانستان جاري بسازد.
چنانچه اين موضوع چند روز قبل از طريق رسانه‌هاي گروهي ملي و مطبوعات جامعه بين‌المللي به نشر رسيده است که به تعداد (5500) عسکر اجير بي و بند و بار قراردادي کمپني خصوصي امريکايي با صد بال هواپيماي اکتشافي و نظامي به افغانستان اعزام مي شوند.
نويسنده مقاله در بيداري وجدان و در روشنايي نور ايمان خود اين واقعيت حساس و اين حقيقت حياتي را چه از سردمداران حکومت فاقد کفايت و تشنه قدرت دوسره وحدت ملي (اشرف غني و عبدالله) کتمان و چه از ملت سياست زده، خواب برده و گرسنه افغانستان پنهان نمي کند که اعزام افراد اجير اسلام ستيز، ماجراجو و ستيزه‌گراي مربوط کمپني هاي سکتور خصوصي مستهجن امريکايي زير هر عنوان و به هر کيف و کاني که به سرزمين قهرمانان نستوه و مهد عقاب هاي پامير افغانستان اعزام مي شوند، بدون شک و ترديد به مثابه ماموران مرگ (گشتاپو) مرتکب صدها قتل، غارت، آدم کشي، خشونت، اختطاف، شکنجه، تجاوزات جنسي و جنايات ضدبشري و کشتار کتلوي و… شهروندان مظلوم و محروم افغانستان در محلات مسکوني آن ها مي شوند؛ زيرا طبق پروتوکول پنهاني با آجندا، متون و سناريوي مخفي که سردمداران مافيايي شبکه جاسوسي امريکا ((C.I.A))و اربابان باران ديدة پنتاگون امريکا با سردمداران و قلدران کمپني هاي خصوصي امريکايي که عساکر و ماموران (گشتاپو) را به افغانستان اعزام مي نمايند، عقد و امضا مي کنند. البته در متن و بطن پروتوکول پنهاني متذکره اين نکات منحط فراقانوني، منافي اخلاق اجتماعي، مغاير تقواي سياسي و در ضديت با قوانين متعارفي جنگي به صراحت منعکس شده و به وضاحت بازتاب يافته است که جنگجويان و قلدران اجير قراردادي از هيچ مقامي کشورهاي امريکا و افغانستان دستور نمي گيرند، از اوامر آن ها اطاعت نمي کنند، تابع هيچ قوانين مدني، شرعي، اساسي و ميثاق هاي بين‌المللي نيستند.
در صورت ارتکاب هرگونه جرم، جنايت و جنحه که در خاک افغانستان شوند، هرگز مقصر، مسؤول و مجرم شناخته نمي شوند، دولت هاي امريکا و افغانستان صلاحيت تعقيب عدلي، پيگرد قانوني و حق هيچگونه بازجويي و تحقيقات پرسونل اجير قراردادي کمپني خصوصي امريکايي را ندارند.
به همين منوال، شهروندان متضرر افغانستان، بازمانده‌گان و بسته گان متضررين افغان حق هيچ نوع شکايت حقوقي، قانوني و حق هيچگونه اقامه و احالة دعاوي را چه در محاکم افغانستان و چه در محاکم دولت امريکا و جامعه بين المللي بر عليه جنگجويان جاني اجير قراردادي ندارند.
با برجسته ساختن فاکتورهاي فوق الذکر آيا همين اشرف غني، عبدالله، عبدالرووف ابراهيمي که از سايه هر شهروند و هر فرد امريکايي مي ترسند، مي توانند عملکردهاي نامحدود و مخالف موازين حقوقي و کنوانسيون هاي بين المللي و مغاير اساسات شريعت والاي اسلامي را از جنگجويان اجير قراردادي کمپني خصوصي امريکايي سلب کنند؟
در غير آن غني، عبدالله و ابراهيمي ملتفت باشند که کليه مردان و زنان ملت با شهامت و با غيرت افغانستان با سر دادن نعره هاي الله اکبر، مانند شيران، غرش کنان عليه آن عده از قلدران، اربابان و جنگجويان قراردادي کمپني امريکايي که رسوم و عنعنات پسنديدة افغاني، شعاير والاي اصول اسلامي، قوانين و موازين ميثاق‌هاي بين المللي و مواد مسجلة قانون اساسي افغانستان را رعايت و احترام نکنند پوزهاي شان را به خاک و خون خواهند ماليد، دندان هاي آن ها را با دستان خود بدون انبور و بدون تزريق انستيزي خواهند کشيد و با کاردها و تبرچه ها، جنگجويان جاني، مجرم و خاطي کمپني خصوصي قراردادي امريکايي را سلاخي خواهند کرد.
در گذشته چنين بوده و در آينده نيز چنين خواهد شد. ان شاءالله

اشتراک گذاری:

نظر بدهید