حکومت موقت، طرح«باطل» یا طرح قابل تأمل؟!

نورالله ولی‌زاده

از فحوای رفتار و گفتار دو تیم پیش‌تاز چنین استنباط می‌شود که آنان روی آزمایش آخرین گزینه‌ها کار دارند و این خود عامل تشویش و نگرانی شدید مردم است. این وضعیت نمی‌تواند زیاد ادامه پیدا کند. سرانجام جامعه جهانی به رهبری امریکایی‌ها وارد عمل خواهند شد و این غایله را به ترتیبی پایان خواهند داد. معلوم نیست که امریکایی‌ها چه معیارهایی را در پایان بخشیدن به این غایله در نظر دارند اما آنان باید بدانند که هر تصمیم شان(ولو کوچک و بی اهمیت) سرنوشت یک کشور و ملت را برای پنج سال آینده یا شاید برای سال ها و قرن‌های دیگر رقم می‌زند.

******************

موقف ریاست جمهوری در دفاع از جمهوریت وقانون اساسی نیز درست است اما واقعیت این است که جمهوریت و دموکراسی از درون بسیار آسیب دیده است. در بادی نظر، حکومت موقت در ضدیت با جمهوریت وقانون اساسی به نظر می‌رسد اما وقتی به شرایط خاص سیاسی نظر افگنده شود و به پیچیدگی اوضاع، در آن صورت، شاید یگانه راه حفظ چارچوب نظام سیاسی کنونی و جلوگیری از فروپاشیدن آن، تشکیل حکومت موقت باشد که فضا را برای ایجاد یک بستر سیاسی مناسب برای تشیکل یک سازوکار سیاسی جدید و تقویت روند انتخابات مساعد بسازد. شاید تنها کسی که از ایجاد حکومت موقت متضرر شود، عبدالله عبدالله باشد که با وجود به دست آوردن آرای بیشتر رای دهنده‌گان، ناگذیر از تن دادن به تشکیل حکومت موقت یا هر سازوکار دیگری باشد که مورد توافق تمامی طرفین باشد. یا شاید مردم افغانستان متضرر اصلی باشند که نظام دموکراتیک پا نگرفت و هر پنج سال یک‌بار مسیر تحولات سیاسی به سوی فروپاشی و سقوط سوق داده می‌شود و جامعه سیاسی افغانستان و میکانیزم‌های قبول شده فعلی قادر به تسهیل روند انتقال مسالمت‌آمیز قدرت نشده است.

*************

گلبدین حکمتیار یکی از نامزدان انتخابات ریاست جمهوری دیروز در یک نشست خبری با ناکام خواندن کمیسیون انتخابات در اعلام نتایج، از احتمال تشکیل حکومت موقت سخن گفت. گلبدین حکمتیار هرچند از سوی محافل رسانه‌ای جدی گرفته نمی‌شود، اما او گاهی در ارتباط به تحولات سیاسی حرف‌هایی به زبان می‌آورد که قابل تأمل است.

ارگ ریاست جمهوری در واکنش به اظهارات آقای حکمتیار مبنی مطرح کردن بحث حکومت موقت، حکومت موقت را«نسخه باطل» خوانده و گفته است که اشتراک مردم افغانستان در انتخابات ریاست جمهوری نشان داد که مردم از جمهوریت دفاع میکنند و حکومت موقت نمی‌خواهند. صدیق صدیقی، سخنگوی ریاست جمهوری اظهارات آقای حکمتیار را ناشی از«کمی و کاستی در دید سیاسی» او عنوان کرده و گفته است که این اظهارات در مخالفت شدید با قانون اساسی کشور قرار دارد.

بعضی از منابع گفته‌اند که بین حکمتیار و تیم ثبات و هم‌گرایی گفت‌وگوهایی انجام شده که به احتمال زیاد این دو تیم موضع واحدی در قبال انتخابات خواهند داشت. تا حدود زیادی سخنان دیروزی آقای حکمتیار همسو با سخنان یک روز قبل عبدالله عبدالله بود و این می‌تواند نشانه‌ای از ایجاد توافق بین این دو تیم سیاسی باشد. واکنش شدید ریاست جمهوری به اظهارات آقای حکمتیار در همین راستا قابل تحلیل است.

اما جدا از تقابل انتخاباتی تیم‌های سیاسی، بحث حکومت موقت تا چه اندازه می‌توان مطرح باشد و پیش‌زمینه‌های چنین ایجاد چنین حکومتی کدام‌ها‌ااند؟

بدون شک که تشکیل حکومت موقت یک طرح استعجالی و از روی ناگذیری خواهد بود. در سال 2014 نیز طرح حکومت وحدت ملی به عنوان یک طرح استعجالی برای بیرون رفت از بحران و بن‌بست سیاسی در نظر گرفته شود که در آن‌زمان حتا تصورش را کسی نداشت. حالا هم هر قدر که طرح حکومت موقت غیر عملی و غیر منطقی و در ضدیت با تداوم جمهوریت تعبیر و تفسیر شود اما شرایط سیاسی طوری شده که مقدمات آن را فراهم کرده است.

این‌که کمیسیون انتخابات قادر نشد نتایج انتخابات را درمعیاد مقرر شده اعلام کند، مقدمه خوبی برای رفتن به سوی یک بن‌بست سیاسی است. تیم‌های دولت‌ساز و ثبات وهم‌گرایی هر دو مدعی‌اند که برنده انتخابات هستند و هیچ‌گونه تعامل سیاسی با یکدیگر را نیز نمی‌پذیرند. این، دومین شرط بحرانی شدن اوضاع و رفتن به سوی طرح‌های غیر از حکومت انتخابی است. گفت‌وگوهای صلح در وسط بحث داغ انتخاباتی از سوی بازیگران جهانی و منطقه‌ای جدی گرفته شده است. این، سومین شرط برای رفتن به سوی حکومتی است که مورد قبول طالبان نیز باشد. وقتی هیچ یک از تیم‌های پیش‌تاز باخت خود راقبول نکند، بن‌بست و بحران حتمی است. از این بحران چگونه باید بیرون شد؟ مگر راه و چاره دیگری غیر از تشکیل حکومت موقت و به میان آمدن اداره‌ای که مورد توافق همگان باشد، هست؟

به نظر می‌رسد که بازیگران جهانی(به ویژه امریکایی‌ها) از تداوم بن‌بست سیاسی در محوریت انتخابات خشنوداند و آن را به نفع گزینه‌های بی و سی خود شان می‌دانند. امریکایی‌ها مخالف برگزاری انتخابات بودند اما آقای غنی با عجله و تاکید انتخابات برگزار کرد. حالا که در انتخابات آقای غنی رای کم آورده، موقفش در برابر امریکایی‌ها تضعیف شده و ناگذیر از سازش و معامله است.

در واقع آقای غنی می‌خواست که با برگزاری انتخابات، فشارهای امریکایی‌ها را از سرش کم کند اما برعکس، او بیشتر به دام افتاد و حالا ناگذیر است که از موقف ضعیف‌تر با امریکایی‌ها رفتار کند و به اصطلاح ریسمان توقعاتش را کوتاه بسازد. شاید کوتاه در این حد که با شرط حفظ شدن در بدنه قدرت، با برنامه های صلح مورد نظر امریکایی‌ها توافق کند. داکتر عبدالله نیز قبلا اعلام کرده که با برنامه صلح امریکایی‌ها موافق است. این‌ها همه، نشانه‌های واضح رفتن کشور به یک بحران پیچیده سیاسی است که از دل آن حکومتی بیرون خواهد شد که شاید دلخواه هیچ کس نباشد اما توافق همه در آن وجود داشته باشد.

بنابر آنچه گفته شد، سخنان آقای حکمتیار باید جدی گرفته شود. او به هرحال، منحیث یک کاندید و رهبر یک حزب سیاسی، طرف گفت و گو و مشوره در مباحث سیاسی است. این‌که با پیشینه حکمتیار و مواضع او موافق باشیم یا نباشیم، باعث نباید شود که حرف‌های او را جدی نگیریم.

موقف ریاست جمهوری در دفاع از جمهوریت وقانون اساسی نیز درست است اما واقعیت این است که جمهوریت و دموکراسی از درون بسیار آسیب دیده است. در بادی نظر، حکومت موقت در ضدیت با جمهوریت وقانون اساسی به نظر می‌رسد اما وقتی به شرایط خاص سیاسی نظر افگنده شود و به پیچیدگی اوضاع، در آن صورت، شاید یگانه راه حفظ چارچوب نظام سیاسی کنونی و جلوگیری از فروپاشیدن آن، تشکیل حکومت موقت باشد که فضا را برای ایجاد یک بستر سیاسی مناسب برای تشیکل یک سازوکار سیاسی جدید و تقویت روند انتخابات مساعد بسازد. شاید تنها کسی که از ایجاد حکومت موقت متضرر شود، عبدالله عبدالله باشد که با وجود به دست آوردن آرای بیشتر رای دهنده‌گان، ناگذیر از تن دادن به تشکیل حکومت موقت یا هر سازوکار دیگری باشد که مورد توافق تمامی طرفین باشد. یا شاید مردم افغانستان متضرر اصلی باشند که نظام دموکراتیک پا نگرفت و هر پنج سال یک‌بار مسیر تحولات سیاسی به سوی فروپاشی و سقوط سوق داده می‌شود و جامعه سیاسی افغانستان و میکانیزم‌های قبول شده فعلی قادر به تسهیل روند انتقال مسالمت‌آمیز قدرت نشده است.

از فحوای رفتار و گفتار دو تیم پیش‌تاز چنین استنباط می‌شود که آنان روی آزمایش آخرین گزینه‌ها کار دارند و این خود عامل تشویش و نگرانی شدید مردم است. این وضعیت نمی‌تواند زیاد ادامه پیدا کند. سرانجام جامعه جهانی به رهبری امریکایی‌ها وارد عمل خواهند شد و این غایله را به ترتیبی پایان خواهند داد. معلوم نیست که امریکایی‌ها چه معیارهایی را در پایان بخشیدن به این غایله در نظر دارند اما آنان باید بدانند که هر تصمیم شان(ولو کوچک و بی اهمیت) سرنوشت یک کشور و ملت را برای پنج سال آینده یا شاید برای سال ها و قرن‌های دیگر رقم می‌زند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید