غنی چرا «جام زهر» نوشید؛ برای منافع شخصی یا جمعی؟

وحید صدیقی

شاید باور کردن احساس بشر دوستی حکومت افغانستان در نسبت به یک جانی بزرگ منجر به ایجاد این پرسش شود که تیم حاکم در افغانستان چه برداشتی از  مفهوم بشر دوستی دارد؟! شهروندان بی دفاع و ملکی بشر هستند که در نتیجه حملات گروه حقانی کشته شده اند یا فرزند نازدانه ودردانه سراج حقانی که اسم او به عنوانجانی ترین بشر ثبت تاریخ زنده ما شده است؟

*******************

محمد اشرف غنی رییس حکومت وحدت ملی، هنگام اعلام رهایی انس حقانی اکت و ادای نوشیدن جام زهر را کرد و حتا اعلام کرد که این تصمیم دشوار را به خاطر منافع ملی گرفته است. در این مقال، به بررسی اقدام اخیر آقای می‌پردازیم که آیا واقعن این تصمیم دشوار بوده واگر بوده چه مقدار دشوار بوده و چرا این تصمیم دشوار گرفته شده است؟ اما پیش از آن پاسخی را بررسی می‌کنیم که سخنگوی ریاست جمهوری در پرسش به چرایی عبور حکومت از خط سرخش ارایه کرده است.

سخن‌گوی ریاست جمهوریی افغانستان در پاسخ به این پرسش که چرا «خط سرخ» حکومت در رهایی حقانی شکست، پاسخ نگاشته و سه دلیل گفته است: 1-دستیابی به صلح و گفت‌وگوهای مستقیم با طالبان . 2- استحکام روابط افغانستان و امریکا. 3- حس بشردوستی.

پذیرش دلایل فوق به چند دلیل زیر دشوار است:

اول، موضع طالبان در خصوص گفت‌گوی مستقیم با دولت افغانستان روشن است. این گروه اعلام کرده که نمی‌خواهد در موجودیت امریکا که طرف اصلی مذاکرات صلح پنداشته می‌شود، با حکومت افغانستان وارد گفت‌وگو شود. طالبان می‌دانند که دولت افغانستان در حال حاضراز نظر حقوقی در جایگاهی نیست که بتواند با این گروه وارد یک گفت‌وگوی معنادار شود.

از جانب دیگر حکومت وحدت ملی نه تنها این‌که میانه خوبی با احزاب وچهره‌های سیاسی کشور ندارد، بل در روزهای پایانی عمر خود بسر می‌برد و از همین جهت از نظر طالبان گفت‌وگو با این چهارچوب نمی‌تواند نتایج لازم را در پی داشته باشد.

جایگاه مردمی اشرف در کشورنیز یکی از ملاحظاتی است که طالبان را به شدت از گفت‌وگو با اوبر حذر می‌دارد. هرچند آقای غنی و اطرافیانش مدعی‌اند که جایگاه مردمی شان خوب است اما انتخابات نشان داده که آقای غنی از نظر رأی مردمی در سطح پایینی قرار دارد. میزان پایین اشتراک مردم، خود دلیل دیگری است بر این که جایگاه رهبران حکومت به صورت عام و از آقای غنی به صورت خاص افت شدید کرده است.

نکته دیگر ناکامی تجربه رهایی زندانیان طالبان و گروه حقانی است. درحالی‌که حکومت وحدت ملی در چندین نوبت زمینه‌ی رهایی زندانیان طالب را فراهم کرده رها کرد، نه تنها تغییر اندکی در وضعیت جنگی به نظر نرسید، بل  در زمینه گفت‌گو های مستقیم میان دولت و طالبان کم‌ترین کمکی نکرد که حالا می‌توان گفت که تجارب قبلی رهایی زندانیان یک تجربه ناکام بوده است.

محمد اشرف غنی حین سخنرانی به مناسب رهایی حقانی اذعان داشت که رهایی حقانی  یک تصمیم دشوار اما مشروط است و موجب تشدید جنگ نخواهد شد. اما در نخستین صبح پس از رهایی حقانی از بند، کابل شاهد یک حمله ی انتخاری بود که نتیجه ی آن 7 کشته و 10 زخمی از میان مردم ملکی بود. این نشان می‌دهد که حتا اگر انگیزه حکومت افغانستان از رهایی انس حق«نشان دادن حس نیت» باشد، رهایی این جانی سبب نشده که گروه‌های تروریستی حسن نیت حکومت را درک کنند و به اقدام متقابل مبادرت ورزند.

در همین حال، هیچ تضمینی وجود ندارد که رهایی حقانی منجر به گفت‌وگوهای مستقیم صلح میان دولت افغانستان و طالبان شود. اگر این مهم محقق نشود چه کسی مسوولیت عواقب بعدی رهایی حقانی و همراهانش را به عنوان خطرناک تروریستان افغانستان و منطقه را بدوش خواهد گرفت؟ این احتمال به شدت پابرجاست که رهایی حقانی منجر به تقویت بیشتر حملات خونبار این گروه در کشور شود.

دومین دلیل حکومت افغانستان برای رهایی حقانی از بند، “استحکام روابط افغانستان با امریکا” عنوان شده است. هرچند در یک سال اخیر امریکایی‌ها و حکومت افغانستان طوری رفتار کرده‌اند که گویا روابط بین شان بسیار خراب است اما با ملاحظه روابط دو کشور در طی چند ماه اخیر موردی جدی‌ای را نمیتوان پیدا کرد که بتواند بیانگر تیرگی روابط افغانستان و امریکا باشد؛ چنان تیره‌گی‌ای که بازسازی آن مستلزم اقدام مهمی به اندازه بزرگی رهایی انس حقانی به عنوان خطرناک‌ترین تروریست زندانی نزد دولت افغانستان باشد.

با این وجود، تنها یک نکته باقی می‌ماند که آن‌هم کسب حمایت امریکایی‌ها توسط تیم اشرف غنی است. البته لازم به تذکر است که میان بهبود رابطه دو دولت تا کسب حمایت یک حلقه تصمیم گیرنده در امریکا از تیم حاکم در ارگ ریاست جمهوری افغانستان تفاوت زیاد وجود دارد و نباید در این زمینه خلط مفهومی صورت گیرد. امریکایی‌ها بارها اعلام کرده‌اند که با مردم افغانستان هستند و این کشور را با مشکلاتش تنها نمی‌گذارند. این در واقع راهبرد کلان امریکا است که هر تیمی در قدرت باشد، تغییری در آن وارد نمی‌شود. اما حمایت یک تیم در امریکا از تیم دیگر در کابل، جدا از بحث های کلان و راهبرد کلان امریکا در نسبت به افغانستان تعبیر شده می‌تواند.

امریکایی‌ها در انتخابات جاری، موضوع شفافیت را جدی گرفته و بار بار مقام‌های سفارت این کشوردر کابل از کمیسیون انتخابات دیدار داشته و بر شفافیت تاکید داشته اند. این تاکید در موافقت با موضع تیم ثبات و همگرایی بوده و در نتیجه چنین برداشتی را به وجود آورده که امریکایی‌ها در انتخابات جاری از داکتر عبدالله در مقابل اشرف غنی حمایت می‌کنند. رهایی انس حق به خواست امریکایی‌ها و به فرمان غنی در همین راستا قابل تحلیل است. به احتمال زیاد که آقای غنی در بدل رهایی او این امیتاز را بدست آورده که امریکایی‌ها یا کاملا از او حمایت کنند یا دستکم از عبدالله حمایت نکنند.

به غیر از همین نکته، هیچ مورد و نکته دیگری را نمی‌توان در رهایی حقانی یافت. با توجه به این که حکومت افغانستان چند روز پیش آن را خط سرخ اعلام کرده بود و هرگونه تصمیم در مورد این اقدام را مشروط به اراده مردم ساخته بود.

 

اگر موارد مطرح شده در بالا را منتفی دانسته و رهایی انس حقانی را به خواست امریکا در بدل رهایی استادان دانشگاه امریکایی افغانستان از بند طالبان به حساب مجبوریت دولت افغانستان و ناشی از فشار امریکا محاسبه کنیم، نتیجه‌ی حاصل شده معامله‌ی منافع ملی کشور در یک بده بستان نابرابر و ضعف دولت افغانستان در جهت اقناع همکاران بین‌المللی کشور است.

این در حالی که در تمام طول مدتی که خلیل‌زاد با طالبان مذاکره کرد، رهایی حقانی منحیث یک خواست از سوی این گروه مطرح بوده اما آقای غنی به این خواست تن نمی‌داد. اگر آن‌گونه که حالا حکومت عنوان می‌کند، رهایی حقانی برای تسهیل روند صلح است، چرا کومت چند ماه قبل از آن ابا می‌ورزید؟ پاسخ این سوال این است که در آن زمان حکومت در موقعیت ضعیف قرار نداشت و تصور می‌کرد که با برگزاری انتخابات، به کارش ادامه می‌دهد. حالا که چنین نشده باید، از طریق زیرپاکردن خطوط سرخ و منافع ملی کشور، باید برای بقا در قدرت تلاش کرد.

اگر کمرنگ شدن نظارت و بی‌علاقه شدن سفارت امریکا بر جریان شمارش آرا، موضع‌گیری‌های پرسش برانگیز دفتر یوناما در کابل و عبور دولت افغانستان از خط سرخ ترسیم شده اش را کنار پرسش های بالا قرار دهیم، زوایای پنهان اتفاقات روز های اخیر را اندکی میتوان روشن تر یافت

سومین دلیل حکومت افغانستان در رهایی حقانی که حس بشر دوستی عنوان گرفته، فقط می‌تواند دو نکته را آشکار سازد. یا اوج استیصال تیم آقای غنی را یا بی‌نهایت احمق‌پنداری مردم توسط این تیم را. همه می‌دانند که رهایی حقانی از یک انگیزه ضد بشری سرچشمه می‌گیرد. او قاتل صدها انسان است و رهایی او، تنها مصداق این گفته است: ترحم بر پلنگ تیز دندان-جفاکاری بود بر گوسفندان! باور کردن هر دلیل و بهانه دیگری در این رابطه تحت عنوان حس بشر دوستی حکومت افغانستان، حکایت از حماقت باورکننده خواهد داشت.

شاید باور کردن احساس بشر دوستی حکومت افغانستان در نسبت به یک جانی بزرگ منجر به ایجاد این پرسش شود که تیم حاکم در افغانستان چه برداشتی از  مفهوم بشر دوستی دارد؟! شهروندان بی دفاع و ملکی بشر هستند که در نتیجه حملات گروه حقانی کشته شده اند یا فرزند نازدانه ودردانه سراج حقانی که اسم او به عنوانجانی ترین بشر ثبت تاریخ زنده ما شده است؟

به عنوان آخرین جمله می‌توان گفت که اقدام حکومت افغانستان در رهایی انس حقانی، آن‌گونه که آقای غنی عنوان کرد، یک تصمیم دشوار هم  نبوده و اگر بوده دشواری آن به حد از دست دادن قدررت و چشیدن طعم بیرون شدن از ارگ نبوده است. از اینجا می‌توان میزان مردم دوستی رهبران حکومت و شعارها میان تهی آنان در جهت حفظ منافع مردم و منافع ملی را درک کرد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید