اشرف غنی، چه تصمیم دشوار می‌گیرد که به نیروی ارتش نیاز دارد؟!

نورالله ولی‌زاده

جنجال‌های انتخاباتی روز تا روز ابعاد تازه بخود می‌گیرد. جدول زمانی‌بندی کمیسیون انتخابات چندبار به دلیل مشکلات پیش آمده در روند شمارش و بازشماری، نقض شده و هیچ معلوم نیست که کمیسیون انتخابات دقیقن چه زمانی نتایج  را اعلام خواهد کرد.

*************

روز پنج‌شنبه گذشته(23عقرب) محمد اشرف غنی رییس حکومت وحدت ملی، با مسوولین وزارت دفاع در ارگ دیدار داشت. در این دیدار، آقای غنی شماری از افسران ارتش را تشویق کرده و ترفیع رتبه  آنان را منظور کرده است. در بخشی از خبرنامه ریاست جمهوری در ارتباط به دیدار آقای غنی با مسوولان وزارت دفاع، جمله زیر به چشم می‌خورد: «رئیس جمهور غنی تصریح کرد که تصامیم بزرگ و دشوار زمانی گرفته می‌شوند که رهبران یک کشور به قوت و توانایی‌های قوای امنیتی و دفاعی خویش باور کامل داشته باشند.»

سوال این است که آقای غنی چه تصمیم دشوار می‌گیرد که به خاطر  آن نیاز است که «به قوت و توانایی نیروهای دفاعی و امنیتی باور کامل» داشته باشد؟ در پاسخ به این پرسش نیاز است که به گفته‌های چند روز پیش عبدالله عبدالله رییس اجراییه توجه شود. آقای عبدالله یک هفته پیش(یک‌شنبه19عقرب) در یک کنفرانس خبری در خیمه لویه جرگه، که در اعتراض به آغاز روند بازشماری آرا توسط کمیسیون انتخابات برگزار شده بود، با اشاره به برنامه‌های احتمالی رقیب‌اش(اشرف غنی) در مورد نتایج انتخابات، اشاره‌ای به استفاده از نیروی نظامی در جنجال‌های انتخاباتی کرد و گفت که این نیروها، نیروهای مردمی هستند و علیه مردم استفاده نخواهند شد. هرچند آقای عبدالله واضح نساخت که مثلن محمد اشرف غنی چه برنامه‌ای در این زمینه دارد که موجب نگرانی او شده است، اما ناظرین در این پیوند ابراز عقیده کرده‌اند که اشاره آقای عبدالله به برنامه‌هایی است که احتمالن طبق آن تیم دولت‌ساز برای حفظ قدرت از نیروی نظامی در بحران سیاسی منبعث از نتایج انتخابات استفاده خواهد کرد.

جنجال‌های انتخاباتی روز تا روز ابعاد تازه بخود می‌گیرد. جدول زمانی‌بندی کمیسیون انتخابات چندبار به دلیل مشکلات پیش آمده در روند شمارش و بازشماری، نقض شده و هیچ معلوم نیست که کمیسیون انتخابات دقیقن چه زمانی نتایج  را اعلام خواهد کرد.

یک تحلیل این است که کمیسیون انتخابات توانایی و استقلالیت لازم را برای اعلام نتایج بدون میل و خواست تیم ارگ ندارد و از همین‌رو بعید است که از این کمیسیون انتظار نتایج را داشت. وقتی کمیسیون نتواند، نتایج را طبق تقسیم اوقات خودش اعلام کند و تحت فشار سیاسی ارگ تصمیم بگیرد، خواسته نخواسته، جنجال انتخابات از مرزهای کمیسیون خارج شده و به حوزه کلان سیاسی و اجتماعی و نظامی کشیده خواهد شد. به احتمال زیاد، رهبران حکومت(که هر دو رقیب انتخاباتی هم هستند) به این موضوع واقف‌اند و دنبال پیدا کردن راه‌کارهایی برای پایان دادن به این غایله به نفع خویش‌اند. یکی از این راه‌کارها استفاده از نیروی نظامی است.

آیا محد اشرف غنی تمایل یا برنامه‌ای برای استفاده از نیروی ارتش یا در مجموع نیروهای نظامی افغانستان علیه رقیب انتخاباتی‌اش دارد؟ اگر بلی، میکانیزم استفاده از نیروی نظامی در منازعات سیاسی داخل نظام چیست؟ آیا نیروهای ارتش و سایر نیروهای امنیتی به فرمان غنی علیه عبدالله آماده اقدام خواهند شد؟ در واقع دو پرسش اول بر می‌گردد به تمایل و برنامه رهبری حکومت در زمینه استفاده از نیروهای نظامی در منازعات سیاسی؛ اما پرسش سومی به نیروهای نظامی و به‌ویژه نیروهای ارتش بر می‌گردد. در محور این پرسش از یک طرف ظرفیت این نیروها در مداخله در منازعات سیاسی مورد بحث است و در سوی دیگر، عزم و اراده آنان در دخالت در چنین امری.

در پاسخ به سوال اول، با استناد به گفته‌های قبلی عبدالله عبدالله و گفته‌های اخیر غنی در دیدار با مسوولین وزارت دفاع، می‌توان گفت که تمایل آقای غنی در استفاده از نیروهای ارتش در منازعه انتخاباتی به نفع خودش، تا حدی مسلم شده است. شاید آقای غنی سرگرم بررسی این موضوع است و نشست با مسوولین وزارت دفاع بخشی از همین بررسی می‌تواند پنداشته شود. اگر نشست‌ها، تشویق و تقدیرها و تحرکات حکومت در حوزه امنیتی، بخشی از بررسی‌های مورد نیاز برای استفاده از این نیروها باشد، دانسته شود، سوال دومی نیاز به زمان دارد که پاسخ پیدا کند.

اما در مورد سوال سومی می‌توان بیشتر تأمل کرد. به فرض این‌که اشرف غنی، سرقومندان قوای مسلح، برنامه استفاده از نیروهای ارتش در منازعات سیاسی انتخاباتی را داشته باشد، این نیروها تاچه حد آماده این کار‌اند؛ و تاچه حد گوش به فرمان غنی خواهند بود؟این پرسش‌ها مهم است.

می‌توان گفت که به صورت مقطعی و پراگنده نیروهای ارتش گاه گاهی به فرمان غنی در منازعات سیاسی مداخله محدود کرده‌اند. اما این‌که در یک میزان گسترده و به صورت کلی و یکپارچه نیروهای ارتش به فرمان غنی مثلا علیه اعتراضات گسترده  مردمی قرار گیرند، موضوعی است که نیاز به تعمق بیشتر دارد و ارایه پاسخ ساده و فشرده به آن ممکن نیست. گمراه کننده خواهد بود که از مداخله مقطعی ارتش به نفع غنی در برخی از موارد خاص و محدود، این نتیجه را بیرون کنیم که ارتش «دربست» در خدمت اشرف غنی است و هرگونه که او فرمان دهد و لازم ببیند، ارتش عمل خواهد کرد.

عجالتن می‌توان گفت که ارتش آماده یک اقدام همآهنگ و منجسم به نفع غنی نیست که عمدتن دو دلیل دارد: اول، ترکیب نامتنجانس قومی ارتش در سطح رهبری و در سطح عملیاتی و دوم نفوذپذیری ارتش از کشورهای خارجی.

ترکیب فعلی ارتش افغانستان از نظر قومی، متشکل از چند قوم است. هم در سطح رهبری و هم در سطح میانی، افسران عالی رتبه متعلق به تمام اقوام حضور دارند. این واقعیت، احتمال هرگونه استفاده همآهنگ، منسجم و فوری از ارتش را برای یک گروه خاص قومی و سیاسی دشوار می‌سازد. این در حالی است که جنجال انتخاباتی نیز بیشتر رنگ و بوی قومی دارد و وقتی منازعه سیاسی بالای انتخابات اوج بگیرد، امکان درز برداشتن در سطوح مختلف رهبری و فرماندهی ارتش قوی است. شاید در یک ظرف زمانی کوتاه مدت، حرکت‌هایی از سوی اردو صورت گیرد که هم‌آهنگ و منسجم باشد اما وقتی منازعه طولانی‌تر شود، احتمال متفرق شدن صفوف ارتش قوت می‌گیرد. عبدالله نیز به نحوی به این موضوع اشاره داشت.

موضوع دوم این است که کشورهای خارجی، به ویژه مقام‌های نظامی امریکایی در افغانستان، در تعیین و تقرر فرماندهان ارتش و رهبری وزارت دفاع به نحوی طرف مشوره هستند و این امر می‌رساند که خارجی‌ها نفوذ خود را در ارتش دارند و در صورت نیاز از آن استفاده خواهند کرد. به گونه مثال اگر محمداشرف غنی بخواهد که ارتش را علیه عبدالله بسیج کند و با این کار امریکایی‌ها موافق نباشند، این کار برای آقای غنی دشوار خواهد بود. به عبارت دیگر، غنی برای بسیج ارتش به توافق خارجی‌ها نیز نیاز دارد. حتا اگر نفوذ خارجی‌ها بر ارتش را کم اهمیت تلقی کنیم یا منکر آن شویم، بازهم وقتی پای استفاده از ارتش در منازعات سیاسی در بین باشد، خارجی‌ها مداخله خواهند و به سادگی این اجازه را به رهبری حکومت نخواهند داد که ارتش را در منازعات سیاسی داخل نظام مورد استفاده قرار دهد.

تاجایی که به میل و اراده و فراست سیاسی رهبری ارتش و نیروهای امنیتی و دفاع برمی‌گردد، می‌توان گفت که در این زمینه چیز ثابتی وجود ندارد. در چند مورد، محمد اشرف غنی، صدها جنرال ارتش و پولیس را به یک فرمان بازنشسته ساخت، اما هیچ اعتراض و شکایت چشمگیری از سوی نهادهای امنیتی و جنرالان برکنار شده و بازنشسته شده، دیده نشد. از اینجا می‌توان این نتیجه را بیرون کرد که رهبری ارتش و نیروهای امنیتی و دفاعی، توان ایستادگی و استدلال در برابر تصامیم و فرمان‌های غنی را ندارد. رهبری نهادهای امنیتی، بدون کدام اعتراض و استدلال، در جلسات شورای امنیت ملی که ریاست آن را یک شخص غیر نظامی و کم‌تجربه به عهده دارد، حضور پیدا می‌کنند که این امر نیز می‌تواند به عنوان نقطه ضعف نهادهای امنیتی و فرمان‌پذیری کورکورانه این نهادها را به نمایش بگذارد. اگر این نشانه‌ها و قرینه‌ها معیارهای سنجش عملکرد رهبری نهادهای امنیتی در مواجهه به فرامین غیر اصولی رهبری حکومت قرار داده شوند، می‌توان گفت که آنان به احتمال زیاد آماده‌اند که به فرمان غنی در هر جهتی بسیج شوند و سوال مشروعیت اقدام رهبری حکومت را اصلن نپرسند یا جسارت طرح آن را نداشته باشند. اما در این صورت، نیروهای امنیتی در معرض یک اقدامی قرار خواهند گرفت که از نظر مشروعیت، با مشکل جدی مواجه است و می‌تواند ضربات سنگینی به اعتماد و اعتبار نهادهای ملی امنیتی وارد کند و عملا منازعه را تشدید و گسترده بسازد.

یک نکته دیگر نیز می‌تواند در این بحث مورد توجه قرار گیرد و آن عبارت است از ترس محمد اشرف غنی از نیروهای ارتش. یک هفته پیش، در بولیوی رییس جمهوری منتخب که در نتیجه یک انتخابات جنجالی به قدرت رسیده بود، از قدرت کنارگیری کرد. یکی از دلایل کناره‌گیری او از قدرت این بود که رهبری ارتش این کشور از او خواست که از قدرت کنار برود. این موضوع در رسانه‌های اجتماعی درافغانستان بازتاب گسترده یافت و بسیاری‌ها آن را به وضعیت فعلی افغانستان مقایسه کردند. بعضی‌ها این موضوع را مطرح کردند که مگر ممکن است که ارتش افغانستان نیز مثلن از رییس حکومت بخواهد که از مقامش استعفا دهد. بعید نیست که آقای غنی به دنبال شدن این بحث‌ها در افکار عمومی، مسوولان وزارت دفاع را فراخوانده تا از نزدیک وضعیت آنان را بررسی کند. این احتمال نیز بعید دانسته نمی‌شود. هرچند بعید است که ارتش افغانستان تا حد توان مداخله موثر در امور سیاسی را داشته باشد، اما سیاسیون هر احتمالی را شاید در شرایط حساس جدی بگیرند. در شرایطی که نیاز است سیاسیون تصامیم دشوار بگیرند! تصمیم دشوار آقای غنی در واقع تصمیم ماندن و رفتن از ارگ است. این تصمیم به راستی که دشوار است. آیا ارتش در این تصمیم می‌تواند کمک کننده یا مانع باشد؟!

اشتراک گذاری:

نظر بدهید