اسحاق فایز در شصت و سه ساله‌گی

 

پرتونادری

شاید جای داشته باشد تا از آن شمار شاعران  و نویسنده‌گانی یادکنم که در کنار آموزش‌های تخصصی در بخش‌های گوناگون علوم طبیعی، در عرصۀ ادبیات کشور نیز از شمار نام آوران اند. مانند داکتر سمیع حامد، داکتر سیاه‌سنگ، کاظم کاظمی،نورالله وثوق و شمار دیگری که در همان سال های آموزش در دانشگاه کابل خوش درخشیدند؛ امابعداً در غبار سال‌های دراز غربت و آواره‌گی از نظر‌ها نا پدید شدند.

***************

زادگاه فایز دهکده تاجیکان نام دارد. در جبل السراج  ولایت پروان. گذشته گان او همه‌گان در همین دهکده زیسته اند. سال 1336 بود که فایز در همین دهکده چشم به جهان گشود. آموزش‌های ابتدایی، میانه و لیسه را در دهکدۀ خود فرا گرفت. بعداً به کابل آمد و در دانشکدۀ علوم دانشگاه کابل در بخش ریاضی و فزیک مشغول آموزش شد. او از این دانشکده به سال 1360خورشیدی گواهی‌نامۀ لیسانس به دست آورد. از این نقطه نظر او با نورالله وثوق، داود سرمد، میرویس موج، علی محمد رسولی، من وشاید هم چند تن دیگر همانندی دارد. برای آن که این‌ها همه گان از دنیای مجردات ریاضیات، قوانین و مقوله‌های علوم طبیعی به دنیای  شعر و شاعری راهه زده اند.

شاید جای داشته باشد تا از آن شمار شاعران  و نویسنده‌گانی یادکنم که در کنار آموزش‌های تخصصی در بخش‌های گوناگون علوم طبیعی، در عرصۀ ادبیات کشور نیز از شمار نام آوران اند. مانند داکتر سمیع حامد، داکتر سیاه‌سنگ، کاظم کاظمی،نورالله وثوق و شمار دیگری که در همان سال های آموزش در دانشگاه کابل خوش درخشیدند؛ امابعداً در غبار سال‌های دراز غربت و آواره‌گی از نظر‌ها نا پدید شدند.

نخستین تجربه‌های شعری فایز به زمانی بر می گردد که او هنوز شاگرد مکتب بود، بعداً در دوران آموزش‌های دانشگاهی به سرایش بیش‌تری پرداخت.

دهۀ شصت خورشیدی بود که اندک اندک سروده های او در نشریه های شهر کابل راه یافتند، تا جایی که می‌دانم زنده یاد لیلای صراحت سروده های نخستین او را از نظر می گذرانده و گاهی هم قلمی بر آن‌ها می کشیده است. در آن سال‌ها لیلا در لیسۀ مریم آموزگار زبان و ادبیات پارسی دری  بود و افزون برآن مسوُولیت کانون فرهنگی این لیسه را نیز بر عهده داشت و دختران جوان را با رمز و راز شعر آشنا می ساخت.

فاییز نیز در همین سال‌ها شغل آموزگاری داشت و سروده هایش را از نظر لیلا می گذراند.

من نخستین گزینه شعری چاپ ناشدۀ اسحاق فاییز را در نزد لیلا  که در آن زمان در انجمن نویسنده‌گان افغانستان کار می‌کرد، دیده بودم. من نیز بر آن گزینۀ شعری مروری داشتم و از همنین جا بودکه با شعر و نام او آشنا شدم.

در سال‌های اخیر فاییز یکی از شاعران پرکار در کشور است. او در این سال‌ها چند گزینۀ شعری خود را به نشر رسانده است. افزون بران در همین سال‌هاست که نوشته‌های پژوهشی او در پبوند به تحقیقات ادبی و نقد ادبی نیز به نشر رسیده اند.

با متانت و دور از هر گونه هیاهوی رسانه‌یی می نویسد. از اسحاق فایز تا کنون این کتاب‌ها به نشر رسیده اند:

*- دیر و با فاجعه، گزینۀ شعر، 1383

*- عبور از خط قرمز، گزینۀ شعر،1384

*- برای مرگ آزادی ، گزینۀ شعر، 1386

*- مارهای آستین گزینۀ شعر، 1386

*- آه ای امید گنگ؛ گزینۀ شعر، 1386

*- قرن بی‌حماسه، گزینۀ شعر،1388

*- واگویه‌های لحظۀ حسرت، گزینۀ شعر

*- آری تمام زنده‌گی من بهانه بود، گزینۀ شعر، 1388

*- پاییزی‌ها، گزینۀ شعر، 1387

*- سلام آزادی، رمان، سال نشر1386

*- افغانستان به کجا می رود، بررسی عوامل ظهور دوبارۀ بحران درافغانستان.

*- دشنه و صدا ، برسی تاثیرات اشغال افغانستان  به وسیلۀ ارتش سرخ، بر شعر معاصر افغانستان، سال نشر 1384

*- پیشینۀ تجدد، پیدایش و بالنده‌گی شعر نو در افغانستان، 1392

آمادۀ نشر :

*- بلوط های سبز، جلد دوم سلام آزادی

*- روزگاران غریب جلد سوم سلام آزادی

*-  کیمیابته، گزینۀ شعر

*- شب بی ماه وستاره، گزینۀ شعر

*- پس از باران، گزینۀ شعر

*- چکامۀ سرخ، گزینۀ شعر

*- هرمنوتیک رازی که ناگفته ماند، گزینۀ شعر

گذشته ازاین شمار زیادی از نوشته های پژوهشی فایز در زمینه های نقد ادبی و ادبیات شناسی در نشریه‌های گوناگون کشور به گونۀ پراگنده به نشر رسیده است. آن گونه که گفتیم، اسحاق فایزسالیان چند در بعضی از لیسه های کابل شغل آموزگاری داشت. بعداً این شغل را رها کرد و به کار در عرصۀ ادبیات و ژورنالیزم پرداخت.

او، در دوران تسلط طالبان و القاعده در افغانستان به جبهۀمقاومت  رفت و به خبرنگاری اشتغال داشت. رویدادهای خونین آن سال‌ها در آیینۀ شعرهای او تجلی گسترده دارد. او از تیرۀ شاعران مقاومت افغانستان است. مردم را به مقاومت در برابر بیداد و استبداد فرا می خواند. برای مردم از شعر هایش پنجره یی می گشاید تا آن‌ها بتوانند چهرۀ شکوهمند آزادی و عدالت را تماشا کنند. شاعر ندبه و نا امیدی نیست. چنین است که پیوسته می کوشد تا در هوای آزادی و عدالت فریاد زند و مردم را به پایداری در برابر تجاوز و استبداد فرا خواند.

به امید سرایش‌ها و پژوهش‌های بیش‌تر این شاعر و پژوهش‌گر ارجمند اسحاق فایز!

اشتراک گذاری:

نظر بدهید