از رهایی انس‌حقانی، تا تضعیفِ روحیه نیروهای امنیتی، “خون ناحق دست از دامن قاتل برندارد”

فرزاد

رهایی مربیان امریکایی، سرنخ و پرسش دیگری را به‌ذهن شهروندان می‌دهد که اگر امریکا در امر مبارزه باتروریزم باحکومت و مردم افغانستان هم‌سو و سهیم است، پس چرا قاتل صدها انسانی‌که در راه دفاع از این مرزبوم رزمیده‌اند و مظلومانه کشته شده‌اند، آن‌هم بادو آموزگار امریکایی مبادله می‌شود، آیا امریکایی‌ها گزینه و بدیل دیگری، برای رهایی  و مبادله مربیان خویش از بند طالبان در اختیار نداشتند، مگر خون‌بهای صدها شهروند افغانستان که در دو دهه کشته شده‌اند دو مربی امریکایی است.

*******************

به‌رسم معمول دریچه‌های خبری رسانه‌های مهم را بدونِ وقفه می‌بینم، ممکن جرقه امید دل مارا شاد کند، مردم مظلوم و محروم، این سرزمین از این دریچه‌های خبری انتظار یک رویداد مثبت و نوید دهنده را می‌کشند، اما برخلاف نزدیک به دو دهه، نه‌تنها هیچ خبری نوید دهنده دل مردم را شاد نکرد، بل‌که هر روز صحنه‌های دل‌خراش و تراژدیک و رویدادهای تکان دهنده‌یی مارا غم‌گین و مایوس و در نهایت ناامید می‌سازد، باگذشت هر روز دروازه‌ها و افق‌های امیدبخش، برخ مردم ستم‌دیده این کشور مسدود و محدود می‌شود.

من به‌عنوان یک افسر ارتش که نزدیک به‌دو دهه در صفوف اردوی ملی در راه پاسداری و حفظ تمامیت ارضی این کشور علیه گروه‌های تکفیری در اکثرِ نقاطِ سرزمین خویش رزمیده‌ام،  همواره جنگ خودرا در مقابل این گروه‌ها مشروع و برحق می‌دانسته و تمام هم‌سنگرانم که در سنگر دفاع، جلوی چشمم کشته شده‌اند، آنان را بدونِ هیچ تردیدی شهید می‌دانم که در متون اسلامی شهید جایگاه و مقام والای دارد.

شام دیروز، خبر رهایی انس‎‌حقانی، تمام راه که نزدیک به‌بیست سال پیمودم و چنان آرمانی باحسِ مشروعیتی در این مدت در برابر هیولایی القاعده، و طالب جنگ کرده بودم، ضمن این‌که آب یخ بر سرم ریختانده‌اند نیز پرسش‌های زیادی در ذهنم هجوم آورد که در این مدت، ممکن جنگ من و هم‌سنگرانم در برابر گروه‌های تروریستی اشتباه بوده است؛ و شاید ما از مسیر اصلی اسلامی و انسانی خویش به‌انحراف رفته‌ایم؛  هم‌چنان نسبت به‌مفهوم و کابردِ  واژه شهید و شهادت دو دل شده‌ام که این همه انسانی‌که در برابر گروه‌های تکفیری کشته شده‌اند آن‌هم وقتی‌که تنها تسلی بخش خانواده‌های‌شان پیوند و پسوند کلمه”شهید و شهادت” است؛ حالا قاتل این همه بدونِ هیچ توجیه منطقی و حقوقی از بند، در مبادله با دو آموزگار امریکایی رها می‌شود، تعجب برانگیز است، وقتی جلاد و قاتل صدها انسان بی‌گناه که خود معترف است، ده‌ها انسانی این جغرافای قاتل را بی‌رحمانه کشته است؛ کسی‌که کشتن و بستن نیروهای امنیتی را مشروع می‌پندارد چگونه رها می‌شود؛ مگر رهایی آن، خاک زدن به‌چشم حداقل سی میلیون انسانِ این سرزمین نیست؛ آیا خون‌های ریخته شده هم‌وزن انس حقانی‌ست؟!

هرچند خبر رهایی انس‌حقانی باواکنش‌های تند آگاهانِ امور، کاربران فضای مجازی و مردم در سراسر کشور مواجه شد. اما آن‌چه که در میان مهم می‌نماید، جنایت‌های هولناک طالبان و شبکه‌حقانی درشاه شهید، چهارراهی زنبق، چهارراهی صدارت و ده‌ها مورد دیگر از این دست که بار دیگر کابوس وحشت‌ناک این رویدادها و جنایت‌های نابخشودنی از جلوی چشم هزاران انسان که اعضای فامیل و خانواده خویش را از دست داده بودند عبور نمود، همگان را حیرت‌زده ساخت، دیگر باره به‌ماتم و عزای عزیزان از دست رفته خود نشتند؛

از جانب دیگر رهایی مربیان امریکایی، سرنخ و پرسش دیگری را به‌ذهن شهروندان می‌دهد که اگر امریکا در امر مبارزه باتروریزم باحکومت و مردم افغانستان هم‌سو و سهیم است، پس چرا قاتل صدها انسانی‌که در راه دفاع از این مرزبوم رزمیده‌اند و مظلومانه کشته شده‌اند، آن‌هم بادو آموزگار امریکایی مبادله می‌شود، آیا امریکایی‌ها گزینه و بدیل دیگری، برای رهایی  و مبادله مربیان خویش از بند طالبان در اختیار نداشتند، مگر خون‌بهای صدها شهروند افغانستان که در دو دهه کشته شده‌اند دو مربی امریکایی است.

اکنون رهایی انس‌حقانی باتوجه به‌جنایات که علیه مردم این کشور انجام داده است، جدا از تحلیل‌ها و پهلوهای سیاسی و پیامدهای منفی آنی و آتیه آن، سه پیامد منفی را به‌دنبال دارد:

الف،  رهایی انس‌حقانی  در نخست هتک حرمت و توهین آشکار به‌خون کسانی‌که نزدیک به دو دهه پسین علیه گروه‌های دهشت افگنِ بین‌المللی جنگ نموده‌اند، سر انجام کشته، زخمی، معلول و معیوب شده‎‌اند محسوب می‌گردد.

ب، تمام نیروهای امنیتی به‌ویژه نیروهای‌که سینه خودرا علیه تهاجم و تجاوز گروه‌های تروریستی همانند انس‌حقانی نموده‌اند تاثیر منفی برآنان خواهد گذاشت و در نبرد سال آینده پیامد رهایی حقانی و از این طیف کسانی‌ دیگری‌که به‌نحوی از بند دولت رها شده‌اند، شاهد خواهیم بود. رهایی خطرناک‌ترین عضو شبکه تروریستی حقانی، پیامدهای منفی و گسترده را نه‌تنها در میان صفوف ارگان‌های امنیتی دارد، بل  بازی‌های پنهان و پشت‌پرده، پرسش‌های جدی و بی‌اعتمادی همگانی را به‌بار آورده و خواهد آورد.

ج، رهایی حقانی، موجب جسارت بیش‌تری جنگ‌جویان گروه‌های تکفیری می‌گردد، زیرا آن‌ها فکر می‌کنند که اگر  توسطِ نیروهای دولتی اسیر و بازداشت شوند، دوباره از بند رها می‌شوند، هیچ‌گونه تهدید و مرگ حتمی در برابر آن‌ها وجود ندارد، این خود سبب تقویتِ مورال دشمن و تضعیف روحیه نیروهای امنیتی در فرایند جنگ به‌ویژه جنگ سال آینده خواهد شد.

رهایی آقای حقانی به‌دلایل زیادی، افزون بر موارد برشمرده که به‌بهانه تقویت روند گفت‌وگوهایی صلح و اعتماد بخشی، برای طالبان صورت گرفته است، نه‌تنها هیچ‌گونه مدد به این روند نمی‌کند، بل‌که این یک اشتباه جبران ناپذیر سیاسی و باج‌دهی به‌طالبان و سایر گروه‌ها و حلقه‌های تروریستی است که این خود می‌تواند افراد و اشخاص بلند پایه و موثر دولتی را در معرض تهدید جدی قرار دهد. زیرا تجارب نشان داده است که گروه‌های هراس افگن به‌صورت سهل قدرت گروگان‌گیری  افراد بانفوذ را دارند،  در واقع این رویکرد ناپسند انگشت افگار در دهان اژدهای مخوف گروه‌های تروریستی چون، القاعده، داعش و طالب خواهد بود. از سوی دیگر رهایی این تروریست مشهور در تضاد بامواد قانون اساسی قرار دارد‌، این خود مرگ بی‌عدالتی و نقضِ آشکار قوانین نافذه کشور محسوب می‌شود.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید