دختران خرد سال مصری، عروسان موقت گردش‌گران ثروت‌مند!

صدها دختر زیرسن مصری در جریان رخصتی‌های تابستانی با گردش‌گران ثروت‌مند در مقابل مبلغی پول موقتاً ازدواج می‌کنند. این پیوندها که به نام «ازدواج تابستانی» یاد می‌شوند، قانونی نیستند و با بازگشت گردش‌گران خلیجی پایان می‌یابند.

یک روز تابستانی بود که کسی دروازه خانه هویدا را زد. آن زمان فقط ۱۵ سال داشت. مردی در مقابل در ایستاده بود و با احتیاط با پدر و مادر اندرش صحبت می‌کرد. بالاخره آن‌ها به توافق رسیدند. هویدا باید با مردی از عربستان سعودی در مقابل ۱۷۵۰ یورو ازدواج می‌کرد. این “ازدواج” فقط برای ۲۰ روز بود و هویدا در این جریان بارها مورد تجاوز قرار گرفت. رخصتی‌های تابستانی مرد عرب که تمام شد، به ساده‌گی رفت.

هویدا به اصطلاح “عروس تابستانی” بود؛ اصطلاح رومانتیکی که به این شکلی از تن فروشی داده اند. همه ساله گردش‌گران ثروت‌مند از کشورهای عربی خلیج به مصر می‌روند و دختری را برای رخصتی های تابستانی شان انتخاب می‌کنند.

پولی که خانواده هویدا گرفتند، برای شان غیرقابل تصور و حقوق چندین ساله شان بود. هویدا گفت: «آن وقت من یک نوجوان بودم و همه چیز جذاب بود. خانواده ام گفتند که برایم لباس نو و هدیه می‌خرند. من هم رضایت دادم». خانواده اش با این پول یک یخچال و ماشین لباس شویی نیز خریدند.

نکاح نامه در کتاب‌فروشی‌ها

کارهای اداری چنین ازدواج هایی را می‌توان سریع پیش برد؛ چراکه در هر کتاب‌فروشی مصر می‌توان نکاح نامه خرید. شبکه ای بزرگ از دلالان و وکیلان مدافع اطمینان می‌دهند که خدمات این‌گونه ازدواج ها را به سرعت ارایه می‌کنند. ازدواج‌هایی که به صورت رسمی ثبت نمی‌گردند. به همین ترتیب، این پیوندهایی که به سرعت صورت گرفته اند، می‌توانند به سرعت هم فسخ گردند.

هویدا حالا ۲۸ ساله است. او تاکنون هشت بار ازدواج کرده و هر بار فقط چند روزی متاهل بوده است. او، از گذشته‌اش خجالت می‌کشد و نمی‌خواهد نام اصلی‌اش را فاش کند. او، نقاب می‌پوشد و فقط چشمانش دیده می‌شوند. زیر عبای سیاه و نقاب زنی با پوست لطیف، چشمان زیبا و موهای سیاه پنهان شده است.

زمانی که برای نخستین بار تن به چنین ازدواجی داد، همراه با شش خواهر و برادر، پدر و مادر اندرش در سه اتاق کوچک و در قریه ای در حومه شهر اووزیم زنده‌گی می‌کرد که در ۲۰ کیلومتری شمال غرب قاهره موقعیت دارد.

آن زمان همه چیز به آن ساده‌گی که هویدا فکر می‌کرد نبود. او، افزود: «من آن زمان معصوم بودم و به عشق باور داشتم. اولین شب همبستری‌ام وحشتناک بود. بعدا من دچار مشکلات روحی شدم». این‌همه باعث نشد که خانواده‌اش او را در تابستان بعدی دوباره موقتاً عروس نکنند. این بار به مردی از کویت نکاحش کردند که فقط ۶۰۰ یورو پرداخت؛ چون هویدا دیگر باکره نبود.

احمد مصلحی می‌گوید که قصه هویدا غیرمعمول نیست. این وکیل مدافع سازمان‌های غیردولتی را در قضایای «تجارت سکس» و قاچاق انسان مشوره می‌دهد، گفته است: بسیاری دختران می خواهند خانواده‌های شان را کمک کنند و به این ازدواج ها داوطلبانه تن می‌دهند. و این کار را بارها تکرار می‌کنند؛ چراکه پول می‌تواند اعتیادآور باشد». او، محاسبه‌ی ترسناک ارایه می‌کند: «خانواده ها در این مناطق محصور معمولا بیش از هشت کودک دارند. هر دختر برای شان معادل یک موتر یا یک آپارتمان جدید است.»

مناطق حومه قاهره به طور باورنکردنی فقیر هستند. یک چهارم مردم این مناطق می‌توانند روزانه کمتر از دو دالر به دست بیاورند. مخارج شان وابسته به گردش‌گران سکس است. برخی اوقات آن‌ها بیش از ۱۰۰ هزار یورو برای یک دختر می‌پردازند. قیمت دختران به سن و سال، زیبایی و باکرگی و مدت زمان ازدواج بسته‌گی دارد.

در این معامله حتا بسته‌های ویژه ای وجود دارد که به گردش‌گران سکس به همراه دختر یک اتاق هوتل و یا آپارتمان و خدمات اضافی نیز فراهم می‌کنند. دامادهای این ازدواج‌ها عذاب وجدان هم ندارند؛ چراکه فقط رابطه جنسی خارج از ازدواج در اسلام حرام است. با داشتن «سکس» در این نوع ازدواج‌ها، آن‌ها را هیچ خطر جرمی و کیفری تهدید نمی‌کند.

اقدامات قانونی محدودند:

برای واسطه‌ها یا دلالان چنین نیست. چند سال پیش احمد مصلحی یک دلال به نام “اوشا” را با ۱۰ تن دیگر از هم‌دستانش به محکمه کشاند. محکمه آن‌ها را از شش ماه تا ۱۸ سال زندان محکوم کرد. جرم شان هم قاچاق انسان بود. در نتیجه این کسب و کار با دشواری‌هایی روبرو شد. آمار رسمی وجود ندارد؛ اما سازمان‌های غیردولتی می‎گویند همه ساله هزاران مرد برای ازدواج با عروس‌های تابستانی به مصر می‎روند .

هویدا این تجارت را ترک کرده است. او هنوز با پدر و مادر اندرش زنده‌گی می‌کند. او، افزود: «من دیگر از آن‌ها ترسی ندارم، اما از آن‌ها متنفرم. مخصوصا از پدرم، نمی‌دانم چرا اجازه داد با من چنین کاری شود؟» هویدا حالا به دنبال مردی برای ازدواج دایم است. اما در حقیقت بخت او دیگر مهر و موم شده است. به عنوان یک «عروس تابستانی»، او، دیگر در جامعه به عنوان یک “زن قابل احترام” دیده نمی‌شود. به سختی می‌توان مردی را در جامعه محافظه کار مصر پیدا کرد که بخواهد با چنین زنی ازدواج کرده و زنده‌گی کند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید