تیم ثبات وهم‌گرایی برای سومین بار اتمام حجت کرد؛ آیا می‌توان تنها به شباهت‌های2014تاکید و بسنده کرد؟!

نورالله ولی‌زاده

وجود تفاوت‌ها در انتخابات امسال نسبت به انتخابات 2014 بیش‌تر از شباهت هاست. تیم دولت‌ساز و بسیاری از منتقدین و تحلیل‌گران به شباهت‌ها بیش‌تر تاکید می‌کنند. تاکید به شباهت‌ها تا حد زیادی حاوی تحقیر عبدالله است. او متوجه این موضوع است و بارها گفته که اینبار تجربه 2014 را تکرار نمی‌کند و حتا اگر او بخواهد، متحدینش این اجازه را نمی‌دهند. بنابراین، برای درک بهتر وضعیت روزهای آینده بهتر است که به تفاوت‌ها نیز پرداخته شود تا همه غافل‌گیر نشوند.

********************

معاونین تیم عبدالله(فرهمند و سعادتی) دیروز در یک نشست خبری بار دیگر هشدار دادند که اگر تا سه روز دیگر(تا روز شنبه آینده) کمسیون انتخابات حدود سه صد هزار رای مشکوک را ابطال نکند، فصل جدیدی آغاز خواهد شد. آنان این فصل را فصل اعتراضات و مظاهرات در دفاع از حق رأی مردم عنوان دادند.

هشدار دیروزی تیم ثبات و هم‌گرایی، سومین هشدار این تیم است. قبل براین عبدالله عبدالله در دو نشست خبری جداگانه، با فاصله‌های زمانی یک هفته‌ای، هشدار داد که اگر به خواست‌های قانونی این تیم رسیدگی نشود و کمیسیون انتخابات، روند انتخابات را در مسیر اصلی‌اش قرار ندهد، دست به اعتراضات گسترده خواهند زد. به نظر می‌رسد که محاسبه تیم ثبات و هم‌گرایی این گونه بوده که پیش از راه‌اندازی تظاهرات و اعتراضات، باید سه مرتبه اتمام حجت شود و بعد از آن اقدام صورت شود. هشدار دیروزی این تیم می‌تواند به معنای طی مراحل سه گانه هشداردهی باشد.

هرچند رهبری تیم ثبات و هم‌گرایی پیوسته بر این نکته تاکید دارد که اتفاق سال 2014 امسال نیز نخواهد افتاد اما اکثر منتقدین این تیم با برجسته کردن شباهت‌های 2014 و 2019 این نتیجه‌گیری را بیرون می‌دهند که سرانجام تیم ثبات و هم‌گرایی به یک تفاهم سیاسی با تیم رقیب تن خواهد داد. معنای این سخن این است که سناریوی 2014 تکرار خواهد شد. تیم دولت‌ساز نیز بیش‌تر به همین نکته تاکید می‌کند. روش تبلیغاتی تیم دولت‌ساز، به طرز گسترده‌ای از ضعف داکتر عبدالله در انتخابات 2014 استفاده می‌کند. فشرده حرف این تیم این است که عبدالله کاری نخواهد کرد یا به تعبیر دیگر کاری از دستش ساخته نیست. عبدالله و اعضای برجسته رهبری تیم او نیز پیوسته تاکید کرده‌اند که تجربه 2014 تکرار نخواهد شد. دیروز نیز سعادتی معاون دوم آقای عبدالله به این موضوع اشاره کرد.

با این حال، بخشی از پاسخ به سوالِ «چه خواهد شد» در مورد هشدارهایی که تیم ثبات و هم‌گرایی می‌دهد، به بررسی شباهت‌ها و تفاوت‌های انتخابات 2014 و انتخابات2019 بر می‌گردد. چه تفاوت‌ها و شباهت‌هایی بین دو انتخابات وجود دارد؟

شباهت‌ها

یکی از عمده‌ترین شباهت‌های دو انتخابات این است که غنی و عبدالله نامزدان پیش‌تاز و رقیب هم‌دیگرند. این شباهت به نظر می‌رسد که نقش مهمی در پایین بودن میزان مشارکت مردم در انتخابات امسال داشته است. عملکرد این دو نفر در پنج سال گذشته برای مردم قابل قبول نبوده است. شباهت دوم این است که آرای این دو نفر با هم نزدیک است و احتمال رفتن انتخابات به دور دو نیز وجود دارد. شباهت سومی این است که آقای عبدالله پیش از برگزاری انتخابات برنامه‌ریزی دقیق برای پیش‌گیری از تقلب نکرده بود. این اتفاق در سال 2014 نیز افتاده بود. این در حالی بود که آقای عبدالله با توجه به حضورش در بخشی از قدرت، فرصت داشت که با یک برنامه‌ریزی دقیق، از وقوع دستکم بخشی از اتفاقات سال 2014 جلوگیری کند که نکرد. در اصلاح نظام انتخاباتی عبدالله کار چندانی نکرد. در تعیین کمشران کار چندانی نکرد. خلاصه این‌که آقای عبدالله به سازوکاری که غنی برای انتخابات تدارک دید، به نحوی توافق کرد و حالا در یک عمل انجام شده قرار گرفته است. شباهت چهارم، آسیب‌پذیر کمیسیون انتخابات از نفوذپذیری سیاسی است. اکثریت اعضای کمیسیون نشان داده‌اند که جسارت تصمیم‌گیری مستقلانه را ندارند و به نفع یک تیم کار می‌کنند. شباهت پنجم، در رفتار و گفتار آقای عبدالله در مرحله برگزاری انتخابات و مراحل بعد از آن است. آقای عبدالله مثل سال 2014 معمولا موضع‌گیری جدی و قاطع در قبال انتخابات ندارد و با ملاحظه‌کاری و محافظه کاری زیاد این روند را دنبال می‌کند. او با آن‌که در لفظ از جدیت و قاطعیت سخن می‌گوید اما پیامی که از نحوه برخورد غیرکلامی او بیرون می‌شود، حاکی از نوعی از تسامح، تساهل و گذشت‌پذیری است.

تفاوت‌ها

یکی از عمده‌ترین تفاوت‌های انتخابات امسال با انتخابات 2014 کارگیری از سیستم بایموتریک در انتخابات است. این سیستم در جلوگیری از تقلب کمک کننده بوده اما طوری که دیده می‌شود مانع رفتار تساهل‌آمیز کمسیون با آرای تقلبی نشده است. وقتی کمشنران کمیسیون اراده جدی‌ای به جلوگیری از تقلب نداشته باشند، کاری از دست یک سیستم برنخواهد آمد.

دومین تفاوت، در ترکیب قومیت تیم‌های پیش‌تاز است. در 2014 جنرال دوستم در کناراشرف غنی بود و حالا در کنار عبدالله است. دوستم وزنه سنگین سیاسی و انتخاباتی خود را تا حدودی حفظ کرده و این امر در سنگین شدن وزنه سیاسی تیم عبدالله نیز نقش دارد. برعکس، غنی که در انتخابات 2014 تاجیک‌ها را نادیده گرفته بود حالا امرالله صالح را در کنارش دارد که به هرحال یک چهره سیاسی مطرح در بین تاجیک‌ها است و از نظر ترکیب قومی تیم غنی را از انزوا بیرون کشیده است. حضور انوار الحق احدی رییس حزب افغان ملت و از چهره های سیاسی شناخته شده پشتون‌تبار در کنار عبدالله، نکته دیگری به نفع آقای عبدالله است که ترکیب قومی تیم او را تکمیل کرده است.

سومین تفاوت، در ترکیب سیاسی تیم‌های پیش‌تاز است. تیم عبدالله متشکل از چهره‌های سیاسی مطرح جهادی و مقاومتی است. در حالی که تیم غنی متشکل از چهره‌های غیرجهادی است. آقای غنی از این تفاوت زیاد در مجامع بین‌المللی به عنوان یک مزیت تیمش استفاده می‌کند. او مدعی است که در رهبری تیمش، جنگ‌سالاران حضور ندارند. اما در سطوح دیگر، کسانی را که آقای غنی جنگ‌سالار میخواند/می‌خواند، از وی حمایت می‌کنند. کما این که در تیم عبدالله نیز رهبران شناخته شده دوره جنگ و مقاومت حضور ندارند و معاونین او از نظر شخصی جوان و متخصص هستند-هرچند که از نظر وابستگی سیاسی به احزاب جهادی و مقاومتی منسوب هستند.

چهارمین تفاوت، وجود ریاست اجراییه در تیم عبدالله است. در 2014 اصلن بحث ریاست اجراییه مطرح نبود اما در انتخابات 2019 برخی از تیم‌ها از جمله تیم عبدالله، ریاست اجراییه را شامل ساختار تشکیلاتی خود ساختند که این امر نشاندهند فراخ بودن فضای جذب سیاسی در تیم عبدالله پنداشته می‌شود. او با این کار، نشان داده که تمایل به انحصار قدرت ندارد و وجود یک ساختار سیاسی دیگر که می‌تواند در تمرکززدایی از قدرت ممد باشد، را بر می‌تابد. برعکس آقای غنی بارها تاکید کرده که دیگر تحمل یک ساختار سیاسی در کنار ارگ را ندارد و نمی‌خواهد که کسی مانع تحقق برنامه‌هایش شود و به اصطلاح عامیانه در حرفش، حرف بزند.

پنجمین تفاوت، حضور هر دو کاندید پیش‌تاز در قدرت است. در 2014 عبدالله و غنی هر دو بیرون از حکومت بودند. اما حالا هر دو رهبران حکومت گفته می‌شوند. هرچند عبدالله نقش برجسته‌ای در قدرت نداشته و ندارد اما نفس حضورش در قدرت، باعث شده که معادله 2014 تغییر کند و او بخشی از ساختار قدرتی باشد که اگر حفظ شود او نیز حفظ خواهد شد.

ششمین تفاوت، این است که هر دو کاندید پیش‌تاز کارنامه تقریبن ناکام پنج ساله را در قدرت دارند و حرف و حدیث شان برای مردم تازگی ندارد. هرچند هر دو نفر به یک اندازه مقصر ناکامی‌های حکومت نیستند اما به هرحال مردم همین گونه قضاوت می‌کند. مسبوق بودن این دو نفر در قدرت باعث شده که توان جذب مردمی را هر دو طرف از دست بدهند.

هفتمین تفاوت، نحوه رفتار عوامل خارجی است. در 2014 امریکایی‌ها از اشرف غنی حمایت کردند. حالا به نظر می‌رسد که آنان خاطره خوشی از حمایت و همکاری با حکومت به رهبری آقای غنی ندارند و به احتمال زیاد اکنون آنان بیش‌تر به یک توازن فکر می‌کنند. به تعبیر دیگر آنان چشم بسته از آقای غنی حمایت نخواهند کرد.

هشتمین تفاوت، در دستور کار بودن مذاکرات صلح با طالبان است. در 2014 بحث‌های صلح اصلن مطرح نبوده و امریکایی‌ها حتاحاضر به گفت‌وگوی مستقیم با طالبان نبودند. حالا آنان یک دوره یکساله مذاکره مستقیم با طالبان را در کارنامه دارند و تلاش شان این است که انتخابات را از زاویه صلح مدیریت کنند. به عبارت دیگر تصمیم آنان مبنی بر حمایت از عبدالله یا غنی بستگی زیادی از نتیجه‌ای دارد که آنان از گفت وگوهای صلح بدست آورده اند یا انتظار دارند که بدست آورند.

با این حال، چنان‌که گفته شد، وجود تفاوت‌ها در انتخابات امسال نسبت به انتخابات 2014 بیش‌تر از شباهت هاست. تیم دولت‌ساز و بسیاری از منتقدین و تحلیل‌گران به شباهت‌ها بیش‌تر تاکید می‌کنند. تاکید به شباهت‌ها تا حد زیادی حاوی تحقیر عبدالله است. او متوجه این موضوع است و بارها گفته که اینبار تجربه 2014 را تکرار نمی‌کند و حتا اگر او بخواهد، متحدینش این اجازه را نمی‌دهند. بنابراین، برای درک بهتر وضعیت روزهای آینده بهتر است که به تفاوت‌ها نیز پرداخته شود تا همه غافل‌گیر نشوند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید