پاسداران جادوخانۀ سرورخان!

پرتونادری

خانه تاریک است، سرد هم است. یک ریز باران می بارد، باران سرد چنان یک ریز می بارد که گویی آسمان سوراخ برداشته است و من یک ریز نفرین می فرستم به همه مماتی های پایه برانداز. به همه چراغ دزدان نامدار، به خفاشان تاریکی دوست.
چراغ در گوشۀ اتاق به سختی نفس می‌کشد، در ست مانند حکومت وحدت ملی در حال جان کندن است، گویی به جایی روشنایی سایه افشانی می‌کند. شاید تا چند دقیقه دیگر به تاریکی همیشه‌گی بپیوندد.

راستش در این سرما و تاریکی، بیش تر از خود و بیش‌تر از هرچیز دیگری، به سربازان بی چارۀ کمیسیون انتخابات می‌اندیشم که جادو خانه افسانوی ” سرور خان” را پاسداری می کنند.

با خود می‌گویم، خداکند که در این برف و باران لباس‌های زمستانی برای شان رسیده باشد.
به گمانم همه از سرزمین‌های گرم سیر آمده اند که این همه در برابر سرما بی‌چاره می‌شوند. یادم می‌آید که در روزهای نخست ماه عقرب بی‌چاره ها آن قدر خنک خوردند که شبانه ها چون بیدهای توفانی از خنک می لرزیدند.

ناگزیر شبی برای زنده ماندن چاره‌یی دیگری نداشتند جز این که قفل دروازۀ جادوخانۀ خانۀ سرور خان را بشکنند و در دهلیز گرم خانۀ او شب گرمی داشته باشند.

آن شب باران نمی بارید که چنین کردند؛امشب باران سرد زمستانی می بارد و یک ریز می بارد، راستش دلم به سرور خان می سوزد که نشود سربازان از شدت سرما در هم دستی با ناظرخان، شاطرخان، کافرخان و کاتب‌خان دروازۀ خانه او را بشکنند و بعد دار و ندارش را در بخاری اندازند تا از شر سرما جان به سلامت برند!

در دلم گشت بروم سرورخان را خبر کنم که متوجه خانۀ خود باشد؛ اما یادم آمد که باری آن پیرمرد روزگار دیده برایم گفته بود که سرورخان شبانه ها برای راز و نیاز  و شطرنج بازی‌های دوستانه به خانۀ درملوک خان می رود.

در ذهنم گشت که بروم خانۀ درملوک‌خان، باز سخن آندوست یادم آمد که برای رسیدن به خانۀ درملوک خان باید هفت خوان رستم را پشت سر بگذاری!

چاره‌یی ننداشتم، با خود گفتم خدا کند باران به برف بدل نشود، سوراخ‌های غربال آسمان بند آیند و هوا آن قدر سرد نشود که فردا سرور خان وقتی از خانۀ درملوک خان، به جادوخانۀ خود آید، ببیند که جای هست و جولا نی و همه جُل و پوستکش رفته در شکم بخاری‌های پر رمز و راز. آن گاه این سرورخان بی‌سر چه خاکی بر سرخواهد کرد!
با این همه، نمی دانم این بی غم‌باش روزگار چرا هیچ متوجه جادوخانۀ خود نیست!

اشتراک گذاری:

نظر بدهید