آرزوهاي غازي امان الله خان تحقق مي يابد

تورنجنرال دولت وزیری
در قرن بيست قول معروف بود که گويا ” آفتاب در قلمرو بريتانيا غروب نمي کند” ولي اين آفتاب در افغانستان به تاريخ 28 اسد سال 1298 غروب، کرد و ملت غريب اما شجاع افغانستان در سطح آسيا استقلال خويش را گرفت. بريتانياي کبير، بعد از آن که در سه محاذ از جانب مجاهدين سربه کف افغانستان شکست خورد، مجبور شد تا استقلال افغانستان را به رسميت بشناسد.
در ماه مي 1919 در نخستين نطق قبل از استقلال، غازي امان الله خان در مسجد عيدگاه کابل در خطاب به مردم گفت که نياکان شما براي آزادي قرباني داده اند، افغانستان کشور مشترک همه افغان‌هاست و دشمنان در تلاش اند تا در بين شما تفرقه افگني کنند.
اين رشادت هاي مردم افغانستان بود که کشور عزيز ما به استقلال رسيد، ولي آرزو هاي غازي امان الله براي يک کشور مستقل، آزاد و شکوفا به ثمر نرسيد. آرزو هاي شاه جوان افغانستان با خودش در خارج از کشور با خاک، خاک شدند. علت آن به تمام مردم افغانستان معلوم است.
با وصفي آن که بريتانيا، بنابر فشارها، استقلال افغانستان را پذيرفت ولي نگذاشت که اين کشور روال عادي انکشاف خود را بپيمايد. در همان نخستين روز هاي استقلال توطيه ها عليه شاه جوان آغاز شد. عکس ها از سفر هاي خارجي شاه و خانمش به روسيه و کشور هاي اروپايي به مردم افغانستان طوري نشان داده شد که گويا شاه ديگر افغان و مسلمان نيست و به افغانستان بر نمي گردد.
اين توطيه ها پادشاهي مستقل افغانستان را سقوط داد و شاه ترقي خواه را مجبور به ترک کشور کرد تا اين‌که در اروپا درگذشت و پيکرش، بعد از سال‌ها، به افغانستان انتقال داده شد.
امروز که ما در قرن بيست و يکم زنده گي مي کنيم، ديگر انگلستان در آسياي جنوبي حضور ندارد ولي يکي از همسايه هاي ما که از بطن دسايس انگليس قرن بيستم به وجود آمد، از آنان آموخت تا چگونه به نام دين و فرهنگ به گفته غازي امان الله خان، ما را به چيزهاي ناچيز متفرق و دچار مشكلات سازند.
سياست قرن بيست و يکم اين کشور با سياست تفوق طلبي و تفرقه افگني انگلستان قرن بيستم يکي است. چه بسا از لحاظ زماني 98 سال از استراد استقلال افغانستان و 88 سال از سرنگوني حکومت شاهي غازي امان الله خان مي گذرد، همان دسايس دشمن عليه غازي امان الله خان عليه دولت جمهوري اسلامي افغانستان در کار است.
در آن زمان انگلستان از احساسات يک مشت مردم جاهل استفاده کرد و نظام شاهي را سقوط داد، امروز يک تعداد از مزدوران اجنبي که در خارج از کشور زنده گي مي کنند به نام دين عليه مردم مسلمان افغانستان در جنگ اند. اين مزدوران اجنبي باکي از کشته و زخمي شدن مردم بيگناه افغانستان ندارند و تنها چيزي را که مي‌دانند ويراني سرزمين شان به امر شبکه هاي استخباراتي منطقه است.
تعبير از دين را نبايد شبکه هاي استخباراتي و نظاميان يک کشور مداخله گر بکند بلکه مراجع ملي و بين المللي اسلامي معتبر حق تفسير و تعبير از جنگ و جهاد را دارند.
آيا در زمان رژيم طالبان، مردم افغانستان از دست اين گروه آرام داشتند؟ در آن زمان نيز اين گروه از مردم افغانستان قرباني مي گرفتند و آن زمان که خارجي ها در افغانستان حضور نداشتند افراد وابسته به اين گروه به نام جهاد مي‌جنگيدند و از مردم بي دفاع افغانستان قرباني مي گرفتند.
اگر چه افغانستان در بيشتر از يک و نيم قرن به ثبات سياسي دست نيافته است، اما اين کشور توانسته است که در ظرف 17 سال اخير نصفي از ناهنجاري هاي چهار دهة گذشته را جبران نمايد. مردم، در چهار دهة گذشته، بيشترين صدمة اقتصادي، فرهنگي و تعليمي را متحمل شدند.
در جريان اين چهار دهه، يک نسل کشور تقريباً از نعمت تعليم و تحصيل محروم شدند. اقتصاد ملي از پا افتاد و به جاي آن اقتصاد مافيايي که متشکل از تفنگ سالاران و قاچاقبران است شکل گرفت و فرهنگ همديگر پذيري که از قرن ها در افغانستان ريشه داشت از هم گسست.
در 17 سال گذشته دولت آهسته آهسته شکل گرفت و امروز ما شاهد ميليون ها متعلم، فرهنگ همديگر پذيري در سطح نسل جوان و به جاي اقتصاد مافيايي شاهد اقتصاد قانوني استيم که در حال رشد است. فرهنگ معافيت از قانون به فرهنگ تنفيذ قانون در حال تبديل شدن است!
جلالتمآب محمد اشرف غني رييس جمهور دولت جمهوري اسلامي افغانستان در گردهمايي اخيري که به مناسبت روز بين‌المللي جوانان در ارگ داير شده بود در خطاب به جوانان گفت که جوانان برآورده کننده‌گان آرمان هاي غازي امان الله خان هستند…من به دشمنان افغانستان پيام دارم، اين ملت آن مردم سابق نيست که غازي امان الله خان را مجبور به فرار کرده بود، من از شما نماينده‌گي مي کنم و افغانستان را به هر قيمتي که باشد، مي سازم.
رييس جمهوري کشور همچنان از جوانان خواست تا اتفاق و اتحاد خود را نگهدارند و جلو کساني را بگيرند که در مقابل وحدت ملي مي ايستند. اين سخنان رييس جمهور مشابهت زيادي با نکات سخنراني غازي امان الله خان دارد که گفته بود دشمن ما را به چيزهاي ناچيز متفرق و دچار مشكلات مي سازد.
جريان اصلاحات و مبارزه با فساد در نيرو هاي ملي دفاعي و امنيتي افغانستان، در عرصه هاي اقتصادي و اجتماعي کشور خلاف ميل يکتعداد از صاحبان زور و قدرت است و همين است که آنان براي حفظ مقام و موقف شان تلاش مي کنند که مردم افغانستان را به دسته‌هاي خورد و ريزه تقسيم نمايند. آنان در اين تلاش شان ناکام خواهند شد.
بناءً گفته مي توانيم که افغانستان گام هاي استواري را براي رشد و ترقي در 17 سال گذشته برداشته است. آرمان هاي غازي امان‌الله خان بعد از 98 سال به واقعيت مبدل مي‌شود و اين نظام به همت جوانان رشيد در صفوف نيرو هاي ملي دفاعي و امنيتي کشور به سير صعودي خود ادامه مي‌دهد.
آرزو هاي جوانان به ثمر خواهد رسيد. استمرار نظام به تحکيم ثبات اقتصادي و اجتماعي مي انجامد. ترويج تعليم خود باعث خواهد شد که ديگر جايي براي سياه انديشان در کشور نباشد و جاي تفوق طلبي به زور و زر را کار به اهل کار خواهد گرفت و فرهنگ همديگر پذير همانند نياکان ما که در برابر ديگران يکدست مبارزه مي کردند خواهد گرفت.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید