امریکا، دوست یا دشمن دموکراسی در افغانستان؟!

نورالله ولی‌زاده

دموکراسی در افغانستان دشمنان زیادی دارد. جریان‌های ضد دموکراتیک که طالبان و داعش و بعضی گروه‌های تروریستی شناخته شده‌های آن هستند، تبلیغات گسترده‌ای را علیه این پدیده در بین مردم عام راه انداخته و از هر فرصتی برای گسترش دامنه این تبلیغات استفاده می‌کنند. نازاسازی و ناکارآمدسازی روند دموکرازیسیون در افغانستان از طریق تقلب و اعتبارزدایی روند انتخابات، درواقع دسته کردن تبر دشمنان دموکراسی است. تعداد اندکی در افغانستان هستند که آگاهانه و شعوری ارزش دموکراسی را درک می‌کنند و آن را در جهت از بین بردن تنش‌ها و تقابل‌های چند وجهی قومی و سیاسی در کشور مفید ارزیابی می‌کنند.

***************

نوشته‌ای را که می‌خوانید بر این فرض استواراست که امریکایی‌ها در جدال انتخاباتی موجود از تیم دولت‌ساز حمایت می‌کنند. برای این فرض دلایل و نشانه‌هایی وجود دارد که به صورت فشرده می‌توان به چند مورد اخیر اشاره کرد.

رهایی انس حقانی از سوی حکومت به خواست امریکایی‌ها، دیدار غنی و ترامپ در بگرام و اظهارات خوش‌بینانه سخن‌گویان حکومت از بهبود روابط بین امریکایی‌ها و حکومت افغانستان. البته سکوت امریکایی‌ها در روزهای اخیر در نزاع موجود میان کمیسیون انتخابات و تیم عبدالله نیز می‌تواند به عنوان یک نشانه از حمایت امریکایی‌ها از تیم غنی باشد. امریکایی‌ها در سال 2014 نیز از غنی حمایت کردند و این امر عامل اصلی به ارگ راه یافتن غنی بود. دلیل دیگری که می‌توان مبتنی برآن بر حمایت امریکایی‌ها از غنی انگشت گذاشت این است که اشرف غنی به جز امریکایی‌ها اتکای دیگری ندارد. به تعبیر دیگر، تضعیف جایگاه و پایگاه مردمی غنی در نتیجه سیاست های ناکام او در پنج سال گذشته، باعث شده که او بیشتر به امریکایی‌ها متکی شود. این یک امر طبیعی است که امریکایی بیشتر مایل‌اند از کسی حمایت کنند که بیشتر متکی به آنان باشد. چون با در اختیار داشتن چنین مهره‌ای بیشتر می‌توانند اهداف خود را به راحتی دنبال کنند.

بین امریکایی‌ها و غنی در پنج سال گذشته کدام تنش شدیدی به میان نیامده که بتوان از آن ترمیم‌ناپذیری روابط دو طرف را نتیجه گرفت. اختلافی که بین طرفین وجود داشت، در محور صلح بود. اشرف غنی به این دلیل مخالف برنامه صلح خلیل‌زاد بود که این برنامه معطوف به به قدرت رسیدن طالبان بود و به صورت طبیعی این برنامه موجب عزل غنی از قدرت می‌شد. اما حالا به نظر می‌رسد که این اختلاف به هر دلیل و به هر طریقی برداشته شده و دو طرف در مسیر صلح و تحولات سیاسی هم‌آهنگ حرکت می‌کنند.

اما فرض حمایت امریکایی‌ها از غنی می‌تواند معروض به ابطال باشد. یعنی ممکن است که امریکایی‌ها در نتیجه انکشاف تحولات سیاسی افغانستان به گونه غیرقابل انتظار، دست از حمایت از غنی بردارند و جهت دیگری را بگیرند. اما چنان‌که در آغاز اشاره شد، احتمال ابطال فرض حمایت امریکایی‌ها از تیم غنی، در این‌جا به کنار گذاشته می‌شود و تاکید بر صحت این فرضیه است. به بیان دیگر، فرض را براین می‌گیریم که امریکایی‌ها مثل سال 2014 از اشرف غنی حمایت می‌کنند تا او قدرت باقی بماند. در این‌جا کاری به دلایل و انگیزه‌ها و اهداف این رویکرد امریکایی‌ها نیز نداریم و این‌ها باب بحث تفصیلی دیگری را باز می‌کند.

آن‌چه تا کنون مسلم شده این بوده که تیم غنی از نظر رأی مردمی در موقعیت ضعیف قرار دارد. این تیم رأی پاک و واقعی کافی برای برنده شدن در انتخابات بدست نیاورده است. نفس این‌که کمیسیون انتخابات تا کنون نتیجه را اعلام نکرده، دلیل محکمی به این امر است که نتیجه به نفع تیم غنی نیست. اگر تیم غنی برنده واقعی انتخابات می‌بود، اعلام نتیجه این همه زمان‌گیر نمی‌شد. اعضای کمیسیون انتخابات تا کنون نشان داده‌اند که به دیکته و دستور ارگ تصمیم می‌گیرند و غیر از آن به چیز دیگری باور و تعهد ندارند و الزامیت دیگری را در نظر نمی‌گیرند.

با این وصف، حمایت امریکایی‌ها از تیم غنی به معنای حمایت از تیمی است که با تقلب می‌خواهد برنده اعلام شود. این هم واضح است که حمایت از تقلب ضربه آشکاری از درون به دموکراسی نوپای افغانستان است. تقلب‌های گسترده سال 2014 سبب شد که میزان اشتراک مردم در انتخابات امسال بیشتر از نصف کاهش یابد. این امر، نشان می‌دهد که اعتبار بخشیدن به تقلب چقدر روند انتخابات را صدمه می‌زند. انتخابات پایه و اساس نظام دموکراتیک است و هر ضربه‌ای به آن، ضربه به دموکراسی و ارزش‌های نوینی است که تنها وتنها در زیر چتر یک نظام واقعن دموکراتیک معنا و مفهوم پیدا می‌کنند.

دموکراسی همان پدیده، ارزش و روش حکومتی است که در سال 2001 امریکایی‌ها به افغانستان آوردند. تا کنون نیز مخالفین دموکراسی درافغانستان، با استناد به غربی بودن و امریکایی بودن آن علیه این پدیده موضع‌گیری می‌کنند. به عبارت دیگر، دموکراسی زاده حضور امریکایی‌ها در افغانستان است و سرنوشت آن بستگی زیادی به حمایت و عدم حمایت امریکایی‌ها از آن در انتخابات‌ها دارد.

دموکراسی در افغانستان دشمنان زیادی دارد. جریان‌های ضد دموکراتیک که طالبان و داعش و بعضی گروه‌های تروریستی شناخته شده‌های آن هستند، تبلیغات گسترده‌ای را علیه این پدیده در بین مردم عام راه انداخته و از هر فرصتی برای گسترش دامنه این تبلیغات استفاده می‌کنند. نازاسازی و ناکارآمدسازی روند دموکرازیسیون در افغانستان از طریق تقلب و اعتبارزدایی روند انتخابات، درواقع دسته کردن تبر دشمنان دموکراسی است. تعداد اندکی در افغانستان هستند که آگاهانه و شعوری ارزش دموکراسی را درک می‌کنند و آن را در جهت از بین بردن تنش‌ها و تقابل‌های چند وجهی قومی و سیاسی در کشور مفید ارزیابی می‌کنند.

با این وصف چنان‌که گفته شد، حمایت امریکایی‌ها از تیم سیاسی‌ای که می‌خواهد با تقلب خود را برنده انتخابات اعلام کند، در واقع خنجر زدن از پشت به دموکراسی است. امریکایی‌ها طبق فرضیات این نوشته، در حال انجام چنین کاری هستند. دلیل این امر چندان روشن نیست. این هم روشن نیست که شهروندان امریکایی تا چه حد از آنچه سیاسیون و نظامیان شان درافغانستان انجام می‌دهند، آگاه هستند. به استناد، اسنادی که اخیرن از سوی واشنگتن پست نشر شد، دولت مردان امریکا به مردم این کشور در مورد کارهایی که در افغانستان می‌کنند و روند جاری سیاسی و نظامی در این کشور دروغ می‌گویند. به نظر می‌رسد که حلقات مشخص استخباراتی در درون دولت امریکا که با حلقات مشخص سیاسی درحکومت افغانستان هم‌نفع هستند، تصامیم مهم را می‌گیرند. آنان شاید به مردم طوری وانمود کنند که در افغانستان برای دموکراسی کار می‌کنند و از اشخاص و گروه‌هایی حمایت می‌کنند که حضور شان در قدرت به نفع دموکراسی است.

به احتمال زیاد که اشرف غنی نیز برای هدف قرار دادن افکار عمومی در امریکا، رهبری تیم خود را طوری آرایش کرده که در ظاهر امر بسیار مدنی و دموکراتیک جلوه کند. مردم معمولا از ظاهر قضاوت می‌کنند. اشرف غنی، تحصیل کرده و زندگی کرده در امریکا، امرالله صالح یک رهبر جوان و بدون کارنامه جنگی از جماعت تاجیکان افغانستان و سرور دانش یک شخص اکادمیت از جامعه هزاره افغانستان(سه قوم پر جمعیت کشور) اعضای رهبری تیم غنی را تشکیل می‌دهند. اشاره به این افراد و سابقه آنان، برای یک شهروند امریکایی که از تحولات افغانستان با خبر نیست، بسیار دلپذیر به نظر می‌رسد. اما واقعیت‌های افغانستان چیزی دیگری است. در اینجا مردم تصمیم دگرگونه گرفته‌اند و حکم دموکراسی نیز همین است که هرچه مردم تصمیم گرفت باید به آن احترام شود.

البته کارنامه پنج ساله اشرف غنی در قدرت نشان داده که او یک شخص دموکرات نیست و هیچگاه رفتار دموکراتیک از خود نشان نداده است. او در عمل نشان داده که یک شخص متمایل به احیای دیکتاتوری تمام عیار است. این واقعیت برای مردم افغانستان اشکار است اما معلوم نیست که امریکایی‌ها چه درکی از وضعیت افغانستان دارند وغنی را چگونه شخصی ارزیابی می‌کنند. در یک تحلیل پوپولیسی، پذیرفتن این دیدگاه بسیار مقبول به نظر می‌رسد که افغانستان برای گذار از شرایط نابسامان و متفرق کنونی، به یک دیکتاتوری تمام عیار نیاز دارد اما یک تحلیل عمقی این را می‌رساند که شرایط نابسامان سیاسی چند دهه اخیر، معلول دیکتاتوری‌های گذشته بوده و رأی دادن به دیکتاتوری جدید هم‌زمان که نافی دموکراسی است، با منافع علیای افغانستان نیز ناسازگار است و متضین ثبات و امنیت پایدار در کشور نیست.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید