آینده نا معلوم صلح و انتخابات در افغانستان

احمد سعیدی/ بخش دوم و پایانی

شورای عالی صلح یا به عباره دیگر وزارت دولت در امور مصالحه، در دید و بازدیدهای خویش در داخل کشور طور دقیق ومشخص بر مشکلات وعوامل اصلی نا رضایتی ومخالفت عده‌ی ازهموطنان انگشت نگذاشتند، بلکه با ذکر کلیمات مبهم وکلی گویی ازنتایج سفرهای مکرر در ولایت‌ها دید و بازدیدها با بزرگان به یک خوشبینی کاذب وغیر واقعی اکتفا نمودند، عامل اکثر مشکلات عدم قانون پذیری است زمام‌داران چه در راه انتخابات چه در راه مصالحه و چه در راه بهبود وضعیت در کشور قانون را ملاک عمل خود نمی‌دانند.

**************

پس، وضعیتی را که توصیف کردم، واقعیتی است که باید در جهت دانستن و بیان آن تلاش بیشتر صورت بگیرد. بنابرین، پرسش این است که چگونه می‌شود وضعیت بهتر شود؟  در نهایت تحلیل ما از وضعیت چيست؟ به حاشیه‌ها چسپیدن  و موارد خاص را بر کلیت تعمیم دادن، انحرافی در بحث به وجود می‌آورد. چیزی‌که حاد شده و همه به آن تمسک می‌جویند، “اصلاحات” است. راستی چه كسي آمده در این مملکت اصلاحات را تیوریزه کرده است؟ و با شکیبایی شناخت و نقد کرد، نه با فرافکنی‌های خود-ارضاگرایانه که از نگريستن و دانستن امر دشوار می‌گریزند اين است حقيقت كه بايد گفته شود .

آیا همه چیز مربوط امریکایی‌ها است یا ما هم  منحیث وارثین این سرزمین نقشی داریم آیا همه مزدوریم آیا رسالت ما همین است که انتظار داشته باشیم چه وقت کشته می‌شویم و چه وقت خارجی ها تصمیم در سرنوشت ما می‌گیرند.

آن‌چه که من  می‌دانم از دیر زمانیست که بسیاری از صاحب نظران و تحلیل‌گران سیاسی به امید این که امریکا و نماینده آن زلمی خلیل‌زاد در راه مصالحه با طالبان بجای مطلوبی میرسد و بالاخره استراتیژی امریکا در آوردن صلح کار ساز می‌گردد و بالاخره طالبان با دولت افغانستان مذاکره میکنند آتش بس میشود و همه چیز خوب و خوبتر می‌گردد، اما با گذشت تقریباً اضافه تر از یک سال در راه مصالحه همه چیز در پرده ای از ابهام است متاسفانه زمام‌داران افغانستان طور شاید و باید در تعین سرنوشت افغانستان و به خاطر صلح در حاشیه قرار دارند عده‌ی بر بنیاد حدس وگمان ورجماه بالغیب از یک اقدام راهبردی موثر، دقیق وآن هم موفق توسط دونالد ترمپ در افغانستان ومنطقه صحبت دارند، عده ای تنها چشم به خلیل‌زاد دوخته اند و عده ای دیگری در انتظار لطف و محبت پاکستان اند از آن‌جایی‌که کشورهای زیاد در مسئله افغانستان ذینفع ودارایی اثر اند ایجاب می‌نماید تا نوع رابطه امریکا با کشورهای جهان منطقه یک‌جا مورد بحث قرار گیرد.

در این نوشته به یک سلسله اقدامات عملی مقامات کاخ سفید اشاره می‌شود که  بیش‌تر فرا منطقه‌یی وغیرافغانی است. امریکایی‌ها در مذاکره دولت افغانستان را دور زده اند با سیاست‌های نا عاقبت اندیشانه‌های خود طالبان را مغرور کرده اند این‌ها باید بدانند که نقش دولت افغانستان و کشورهای منطقه در کجای قضیه قرار دارد بدون تردید غیرمستقیم اثر خود را بر اوضاع سیاسی وامنیتی افغانستان دارد مشروط بر این که برای مسوولان صلاحیت تعین سرنوشت داده شود، آن‌ها بدانند که به اجازه امریکا یا بدون اجازه ما تا کدام حد صلاحیت بیش‌برد متوازن وآزاد مصالحه با مخالفان خود را داریم و همزمان مخالفان به چی اندازه بدون پاکستان صلاحیت پذیرش ویا عدم پذیرش را دارند مسله خود ارادیت در هر دو طرف تا کدام حد موجود است  و آیا عدم موجودیت یک میکانیزم معین و شفاف درسیاست دولت در مصالحه با مخالفانش باعث یک نوع بی مضمونی و بی هدفی در زمینه نگردیده ؟

طوریکه مشاهده می‌گردد محاسبه فورمول‌ها، ترکیب عناصر وگزینش مولفه‌ها تا مسیر حرکت  به‌سوی قله‌های صلح وآشتی در افغانستان، همه برمبنی خوش‌بینی‌های کاذب استوار است.از آن‌جایی‌که صلح یک نیازملی ویک ضرورت فوری در کشوراست می‌بایست همه پیش نیازهای این پروسه به صورت درست ودقیق محاسبه وسنجش گردد، تا نتایح مورد انتظار راتحویل مردم منتظر وتشنه به صلح  دهد.

اولین گام وجستی که به خاطر صلح وآشتی از طرف دولت افغانستان باید بر داشته شود باید طور محسوس ومشهود در افغانستان، از طریق دولت مشروع افغانستان باشند تمام عوامل نارضایتی تا اسباب خشونت ثبت وراجستر و راه‎های حل وعناصر موثر وذیربط مشخص گردد. اگر ما عوامل انگیزه‌ها وظرفیت‌ها را درست پیش‌بینی ومحاسبه نکنیم، نخستین گام را اشتباه بر می‌داریم وقتی ما از دقت یا یا فتن حقیقت صحبت می‌کنیم ویافرایند تلاش‌های کنونی صلح را نقد می‌‌کنیم منظور ما منفی بافی وسنگ اندازی نیست، بلکه ما می‌خواهیم از ضیاع وقت ویا هدر رفتن تلاش‌ها وقربانی‌ها جلو گیری شود. درست است که معضله فعلی افغانستان ابعاد گسترده و وسیع در سطح منطقه وجهان دارد، اما بسیاری از عوامل بحران درخانه وخاک خود ماست.

شورای عالی صلح یا به عباره دیگر وزارت دولت در امور مصالحه، در دید و بازدیدهای خویش در داخل کشور طور دقیق ومشخص بر مشکلات وعوامل اصلی نا رضایتی ومخالفت عده‌ی ازهموطنان انگشت نگذاشتند، بلکه با ذکر کلیمات مبهم وکلی گویی ازنتایج سفرهای مکرر در ولایت‌ها دید و بازدیدها با بزرگان به یک خوش‎بینی کاذب وغیر واقعی اکتفا نمودند، عامل اکثر مشکلات عدم قانون پذیری است زمام‌داران چه در راه انتخابات چه در راه مصالحه و چه در راه بهبود وضعیت در کشور قانون را ملاک عمل خود نمی‌دانند. تا قانون حکومت نکند همه ارزش‌ها به جای نمی‌رسند.

بدون تردید نقش قانون ازپیش شرط‌های تامین مشروعيت حاکمیت، وامنیت در يک کشور وجامعه است، متاسفانه در مورد افغانستان بايد گفت که جامعه جهانی و حکومت افغانستان از توجه جدی در این زمینه  یا غافل اند یا بی‌اعتنا، تطبيق قانون از وظایف دستگاه‌های عدلی و قضایی است که متاسفانه کاملا منفعل بوده، به بهانه توجه جدی به امنيت، بی توجهی به این حقیقت که قانونیت منشآ ومنبع اصلی امنیت است نادیده گرفته شده است.

این برداشت و عمل کرد به تضعیف نقش قانون انجاميده است، اين رويکرد وگرایش ناموجه سبب گردیده تا از نيروی پوليس به جای اين که جان و مال مردم را محافظت کنند و از تطبيق قانون پاس‌داری نمايند به عنوان نيروی جنگی عليه اشوب گری استقاده می‌شوند، حکومت هنوزهم از نبود پالیسی جامع امنیتی که بتواند از قانون گریزی جلو گیری نماید رنج می‌برد، با وجود بعضی از پيشرفت های ساختاری در برخی ازنهادها و موسسات عدلی و پوليس این ساختارها عملآ از ظرفيت تامین  قانون عاجز اند، ظاهرآ در وضعيت منازعه و کش‌مکش و تهديدهای امنيتی بسياری از الزامات قانون به صورت مستقيم یا غیرمستقیم متآثرمی‌شود، با آن هم نبايد مساله اجرای عدالت را از نظر دور داشت.  در نتيجه همه این موراد می‌‌توان  به این نتیجه رسید که اجرای قانون است که مستقيمآ به امنيت وسلامت یک جامعه و ملت کمک می‌کند.

مبارزه با فساد اجتماعی از مهم‌ترین ارکان قانون در هر جامعه می‌باشد، آخرين راه حل برای غالب شدن بر فساد گسترده تغیير خود وضعيت است. هيچ پاسخی ساده و عاجل برای هزاران مشکلی که وجود دارد موجود نيست، اما اتخاذ تصاميم مبنی بر مبارزه با فقر، تادیه معاش بهتر به کارمندان که مجری قانون هستند و آنانی که خدامات اجتماعی را انجام مي‌دهند، غيرسياسی کردن اداره‌های انفاذ قانون با موضع گيری شديد در برابر کارمندان متخلف حکومت، ما را در اين مبارزه دشوار موفق خواهد ساخت.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید