یلدا، پیروزی میترا بر اهرمن!

پرتو نادری/ بخش نخست

در شب یلدا دو مفهوم متضاد نهفته است. یکی این که یلدا درازترین شب سال است و در تمام این شب اهرمن با اورمزد یا اهورامزدا در ستیز است. شب ستیز ظلمت است با نور. چون درازترین شب است، پس درازترین حمله اهرمن براورمزد در همین شب است، از این دیدگاه قدیمیان شب یلدا را شب مبارک نمی‌دانستند و آن را نحس می‌خواندند. چنین بود که تمام شب چراغ روشن می‌داشتند و شب زنده داری می‌کردند، آتش می‌افروختند، تا درروشنایی چراغ و آتش اهرمن نتواند به خانه‌های آن هاراه یابد.

***********

  در دوره‌های اسلامی کم‌تر از منظر گاه آیین مهر به جشن یلدا نگریسته شده است، بلکه بیشتر به گونه یک سنت بازمانده  از گذشته‌گان بهانه‌یی بوده برای گردآمدن خانواده بر دور یک سفره خاص، قصه ها وشب زنده داری‌ها. گاهی هم دیدار خانواده‌ها باهم دریک شب دراز زمستانی.

*******************

آخرین شب پاییز، نخستین شب زمستان که درازترین شب سال است، آن را شب یلدا گویند . باورها براین است که در این شب و یا نزدیک به آن تحویل خورشید به برج جدی ست. گاهی هم گفته اندکه یلدا نام یکی ازملازمان حضرت مسیح بوده است، اما چنین باوری طرف‌دارن زیادی ندارد. دهخدا درلغت‌نامه دراین پیوند نوشته است:« ظاهراً از بیت/ به صاحب دولتی پیوند اگر نامی همی جویی/ که ازیک چاکر عیسی چنان معروف شد یلدا / بعضی ازفرهنگ نویسان از جمله مولف برهان، پنداشته اند که یلدا نام یکی از ملازمان عیسی بوده است، ولی چنین نامی در زمره ملازمان او در ما خذی دیده نشده و”چاکری”کردن هم در بیت سنایی به معنی اختصاص یافتن زمان مزبور به ولادت وی می باشد.»

در پیوند به ریشه واژه یلدا درلغت‌نامه آمده است که:«لغت سریانی است به معنی میلاد عربی، وچون شب یلدا را با میلاد مسیح تطبیق می‌کرده اند ازاین رو بدین نام، نامیده شده است.» یلدا را با واژه «نویل » از ریشه ناتالیس* رومی برابر دانسته اند که به مفهوم تولداست. یعنی تولد یا میلاد خورشید، مهر یا میترا. گویند رومیان آن را ناتالیس انویکتوس یعنی روز تولد مهر شکست ناپذیر،می خواندند.

در شب یلدا دو مفهوم متضاد نهفته است. یکی این که یلدا درازترین شب سال است و در تمام این شب اهرمن با اورمزد یا اهورامزدا در ستیز است. شب ستیز ظلمت است با نور. چون درازترین شب است، پس درازترین حمله اهرمن براورمزد در همین شب است، از این دیدگاه قدیمیان شب یلدا را شب مبارک نمی‌دانستند و آن را نحس می‌خواندند. چنین بود که تمام شب چراغ روشن می‌داشتند و شب زنده داری می‌کردند، آتش می‌افروختند، تا درروشنایی چراغ و آتش اهرمن نتواند به خانه‌های آن هاراه یابد. گویی بدین‌گونه می‌خواستند تا اورمزد را و نور را و نیکی را در پیروزی براهرمن و تاریکی یاری رسانند، اما در بُعد دیگر اهرمن نماد تاریکی و زشتی، در این ستیز سرانجام شکست می‌خورد و میترای شکست نا پذیر با نور و گرمای خویش بر او پیروز می‌شود، مهرتولد می‌یابد و پس ازآن، روز و روشنی است که فزونی می‌گیرد و روزها درازتر می‌شوند. مردم در پایان شب یلدا در انتظار طلوع خورشید می ماندند و چون خورشید طلوع می‌کرد در حقیقت همان تجسم متیرای پیروزمند را می‌دیدند که از جنگ با اهرمن برگشته است. مردم این خورشید را، خورشید تازه و نو می انگاشتند و ازاین جهت یلدا راشب میلاد و زایش مهر می‌دانستند و همه ساله با آیین‌های خاصی آن را گرامی می‌داشتند و به همین گونه نخستین روز د‌‌ی‌ماه یا جدی را نیز جشن می‌گرفتند که با بیست و یکم دسمبر برابر بوده است.

جشن یلدا دریک جهت جشنی است برخاسته از طبیعت وباهمین ریشه‌های طبیعی خود است که با زنده‌گی طبیعی مردمان باستان پیوند می‌خورد. درجهت دیکرآن گونه که گفتیم یلدا زایش‌گر مهراست. آوردگاه اورمزد و نور در برابر اهرمن و ظلمت است. اورمزد و اهرمن در نماد نور و تاریکی برای تسلط برهستی در برابرهم می‌جنگند که شکست اهرمن و تولد مهر را در پی دارد. این دو نکته مفهوم یلدا رارقم می زند، اما تا جای که پژوهش‌گران باورمند اند دربرگزاری جشن‌های یلدا درمیان مردمان باستان بیشتر بُعد طبیعی آن مورد توجه بوده است تا بُعد دینی آن. چون با پایان شب یلدا خورشیدی دیگری طلوع می‌کند، باورها چنین بود که این خورشید، خورشید تازه و نو است.

نکته ظریفی در این پنداشت وجود دارد که انسان را به یاد این گفته‌ها می‌اندازد که: « هرروز خورشید تازه‌یی طلوع می کند و در یک رودخانه نمی توان دوبار شنا کرد. » چنین گفته‌هایی را دانش امروز برکرسی نشانده است. آن تعاملاتی که دیروز در خورشید سبب پخش نور وگرما می‌شد، گذشته است، پایان یافته و امروز تعاملات تازه‌یی است که رخ می‌دهد. یعنی نور وگرمای امروز، نتیجه تعاملات تازه‌یی امروزین درخورشید است، نه نتیجه تعاملات دیروز، پس این خورشید، خورشید تازه و نو است که نور وگرما پخش می کند، نه خورشید دیروز. به همین گونه در دریایچه که دیروز شنا کرده‌ای آن مالیکول‌های آب رفته اند و مالیکول‌های تازه‌یی آمده اند و ازاین رو این دریا چه نیزهمان دریاچه دیروزین نیست.

در دوره‌های اسلامی کم‌تر از منظر گاه آیین مهر به جشن یلدا نگریسته شده است، بلکه بیشتر به گونه یک سنت بازمانده  از گذشته‌گان بهانه‌یی بوده برای گردآمدن خانواده بر دور یک سفره خاص، قصه‌ها وشب زنده داری‌ها. گاهی هم دیدار خانواده ها باهم دریک شب دراز زمستانی.

پیدایی دوره‌های ازگرما و سرما، اعتدال هوا، شب و روز و تاریکی ازشماری آن پدیده های ملموسی اند که می توانسته انسان‌های آن روزگار را که در دوران مال‌داری و کشاورزی به سرمی بردند، به اندیشه هایی وادارد. برای آن که این پدیده‌ها در زنده‌گی طبیعی آن ها تاثیرمستقیمی داشتند. روز زمان کار بود، روشنایی از خورشید می آید وخورشید سرچشمه نور وگرما ست. چنین بود که خورشید را مظهر میترا می دانستند، آن را دوست می داشتند ومی پنداشتند که این همه از سوی یزدان می آید و از کارهای ایزدی است، اما زمانی که خورشید غروب می‌کرد، شب می‌آمد با تاریکی و تشویش وسرما. این همه را از کردار اهرمن می دانستند و می پنداشتند که درپشت این همه تاریکی و سرما اهرمن ایستاده است.

در باورداشت های آنان دو نیرو وجود داشت نیروی ایزدی و نیروی اهرمنی که این دو نیرو برای تسلط برهستی پیوسته درجنگ و ستیز بودند. این همان ثنویت است. یعنی دویی که جهان را آوردگاه نیکی و زشتی می داند که یکی از سوی خدای نیکی و دیگری ازسوی اهرمن می آید، پیوسته با هم می جنگند و اما سرانجام  ایزد براهرمن، مهر یا میترا برتاریکی ونیکی بر زشتی پیروز می‌شود.

آن  گونه که پیش ازاین گفته شد در پایان شب یلدا، اورمزد بر اهرمن، مهر بر تاریکی پیروز می‌شود و پس از آن روز که نشانه روشنایی و گرما است درازتر و شب که نشانه تاریکی و سرما ست کوتاه ترمی‌‌گردد. چنین است که نخستین روز جدی یا دی‌ماه را روز تولد میترا خوانده اند و از آن به نام خرم روز یا خور روز و یاخورشید روز نیز یاد کرده‌اند. همان گونه که دی‌ماه یا جدی را« خورماه» نیز گفته اند، یعنی ماه خورشید. گاهی هم روز نخست جدی یا د‌ی‌ماه را« نود روز» نیز گفته اند وآن راجشن گرفته اند، برای آن که از این روز تا نوروز، نود روز فاصله است.

در فرهنگ اوستایی سال ازهمین نخستین روز جدی یا دی‌ماه آغاز می شد. برای آن که خورشید تازه یا خورشید نو در همین روز زاده می‌شود و این خورشید تازه سال تازه را با خود می آورد، بدین‌گونه مفهوم سال به گونه‌یی با مفاهیم و باورداشت‌های دینی پیوند می‌خورد. نکته دیگری را که می توان گفت این است که بر بنیاد فرهنگ اوستایی وآیین ثنویت سال درآن روزگاران، دو فصل داشته، فصل سرما و فصل گرما که آغازسال ازفصل سرما ازاول دی‌ماه بوده است. بدین‌گونه مفهوم سال در فرهنگ اوستایی و آیین میترایی بار دینی پیدا می کند. یعنی آغاز پیروزی اورمزد بر اهرمن، و مهر بر تاریکی .

هر چند در پیوند به چگونه‌گی بر گذاری جشن و آیین یلدا، مدارکی فراوانی، آن گونه که در پیوند به جشن نوروز و مهرگان وجود دارد، دردست نیست، با این حال گفته می‌شود که ریشه‌های گرامی‌داشت شب یلدا از همان دوره‌های آیین میترایی وجود داشته است. باورها چنین است که چنین امری به همان دوره‌های میترایی می رسد و حتا گاهی نیز گفته شده است که از آن نیز آن سوتر می رود.

ادامه دارد. . .

اشتراک گذاری:

نظر بدهید