زنگ خطربه صدا درآمده است

صدیق الله توحیدی

گروه‌های جامعه مدنی، فعالان حقوق بشر و جوانان دموکرات اصلا برای طالبان قابل درک نیستند و آن‌ها را دست نشانده‌های غربی می‌دانند که باخروج نیروهای امریکایی از کشور مجبوراند بیگ‌های شان راشانه کرده عازم دیار فرنگ شوند. زیرا آن‌ها نه مرد نبرد اند ونه هم توان تحمل زندان وشکنجه طالبان را دارند.

*********************

مذاکرات میان ایالات متحده امریکا و طالبان به مرحله حساس خویش رسیده است. داکتر خلیل‌زاد رییس هیات مذاکره کننده امریکا با طالبان درهفته گذشته به اسلام‌اباد و کابل سفرنمود وبا مقامات عالی رتبه دوکشور پیرامون امضای توافق نامه با طالبان معلومات داد.

خلیل‌زاد در کابل افزون بر رییس جمهورغنی وداکترعبدالله با شماری از سیاسیون کشور نیز ملاقات داشت.درملاقات با داکتر عبدالله شماری زیادی از سیاست‌مداران طرف دار دسته انتخاباتی ثبات وهم گرایی نیزحضور داشتند.

درخبرنامه ارگ آمده است که داکتر خلیل‌زاد و داکترغنی پیرامون آتش بس و آغاز مذاکرات بین الافغانی صحبت نموده ودرمورد پناه گاه‌های تروریزم نیز صحبت  نمودند.

در اعلامیه ریاست اجرایی نیز پیرامون حل صلح آمیز جنگ افغانستان وپروسه صلح کشور تاکید صورت گرفت. اما داکترخلیل‌زاد در تویترخود نوشته که مذاکرات شان در کابل مفید بوده و مذاکرات آمریکا با طالبان به مرحله حساس آن رسیده است. هم چنان سهیل شاهین سخن‌گوی دفتر سیاسی طالبان گفته است که دو طرف آماده امضای توافق نامه می‌باشند.

با توجه به آن چه گفته شد از قراین برمی‌آید که ایالات متحده امریکا و طالبان عنقریب توافق‌نامه دوجانبه مبنی برخروج نیروهای نظامی امریکایی از افغانستان را عقد خواهند کرد و سپس مذاکرات بین الافغانی آغاز خواهد شد. گفته شده است یک طرف جناح‌های دخیل در قضیه افغانستان حکومت داکترغنی خواهد بود. اما طالبان تاکید کردند که باهمه جناح‌های ذیدخل آماده مذاکره می‌باشند.

امضای توافق‌نامه امریکا با طالبان معنی شکست نظامی امریکا در برابر طالبان را داشته و حس غرور وپیروزی برای این گروه به ارمغان خواهد آورد. طالبان باوجود تحمل تلفات سنگین دراین آواخر امضای این توافق‌نامه برای شاان به معنی اعاده دوباره امارت اسلامی درکشور بوده وجنگ شان به عنوان جهاد علیه نیروهای اشغال گر ثبت تاریخ خواهد گردید.

طبیعی است که در مذاکرات بین الافغانی دست طالبان بالا بوده وبسیاری از خواست‌های خویش را برهیات مذاکره کننده کابل تحمیل خواهند کرد و یاهم درصدد تحمیل آن خواهند بود. هرچند طالبان مستقر در کشورقطر تاکید برحکومت مشارکتی دارند و از انحصارقدرت توسط خود شان ابراز پیشمانی می‌کنند، اما حس پیروزی ممکن است باردیگر آن‌ها را به‌سوی ایجاد امارت طالبانی ترغیب نماید.

اتفاقاً حوادث تاریخی درافغانستان بار بار تکرار می‌شود درسال 1370 خورشیدی مجاهدین ایجاد حکومت مشترک با دولت نجیب را عار می‌شمردند و تلاش حکومت آن وقت برای ایجاد آشتی ملی وحکومت مشارکتی ناکام شد در حال حاضرهم ایجاد حکومت مشترک با تیم داکتر غنی برای طالبان عاروننگ پنداشته می‌شود چون آن‌ها همیشه تبلیغ کرده اند که داکتر غنی مسلمان نبوده وهمسرش مسیحی است چه گونه می‌توانند تحت ریاست داکترغنی به حکومت مشارکتی تن دهند.

دراین سوی خط مجاهدینی که در برابر طالبان طی پنح سال مقاومت رزمیده اند به پارچه‌های کوچک منقسم شده اند و آینده آن‌ها نیز تاریک ومبهم است، زیرا منطق وجودی طالبان امحای مجاهدین سابق بود لذا طالبان اکنون بسیارمسرور اند که بدون جنگ مجدد می‌توانند، با پارچه‌های ازهم جدای مجاهدین معامله نموده ودر درازمدت همه آن‌ها را از صحنه سیاست محونمایند.

آقای کرزی که دراین روزها نقش حامی صلح را بازی می‌کنند به این فکر است که هرصلحی متضمن یک دوره موقت است که جزخودش هیچ فیگور دیگری مساعد به رهبری دوره موقت نیست، زیرا اقای کرزی تجربه این دوره‌ها را دارد ومی‌تواند با گرگ ومیش یک جا زنده‌گی کند بدون این که گرگ میش را بدرد ویاهم میش رم کند. اما طالبان معلوم نیست به حکومت کرزی در دوره موقت نظرمثبت دهند، زیرا همانند داکترغنی اداره کرزی را نیز اداره نوکر ودست نشانده امریکا می‌دانستند وسال‌ها در برابر آن رزمیده اند.

حالا آینده کشور بسته‌گی به اعلام نتایج انتخابات ندارد، به این باور این قلم اگرچه نتایج نهایی هم اعلام شود و داکترغنی با اعمال فشار ونفوذ خود را برنده اعلام کند سیرحوادث کشور به سوی ایجاد یک اداره موقت که طالبان وسایرجناح‌ها شامل آن باشد در جریان است و ممکن نیست داکترغنی برای پنج سال به قول خودش رییس جمهور منتخب باشد.

برای دسته انتخاباتی داکترغنی به‌شمول خودش سهل است که از سمت‌اش کناره گیری کند و راهی دیار کشور مالوف شان امریکا ویا غرب شوند، اما مجاهدین سه دسته انتخاباتی، ثبات وهم گرایی، صلح وعدالت اسلامی و ممکن دسته انتخاباتی رحمت الله نبیل دشوار است که جایگاه خویش در آینده کشور تثبیت کنند. حکمتیار گرچه با طالبان نجنگیده است، اما طالبان نسبت به حکمت یار نظر مساعد ندارند. دسته داکترعبدالله از زمره دشمنان قدیم طالبان محسوب شده و آن‌ها شکست‌های دوران مقاومت را در سیمای داکتر عبدالله بیاد می‌اورند. استاد سیاف به عنوان یکی از رهبران مقاومت همیشه خارچشم طالبان بوده است. رحمت الله نیبل سیاست پیشه جوان که گروه‌اش متشکل از جوانان است و برخی مجاهدین نیز از افراد ایدال طالبان نیستند.

همچنان گروه‌های جامعه مدنی، فعالان حقوق بشر و جوانان دموکرات اصلا برای طالبان قابل درک نیستند و آن‌ها را دست نشانده‌های غربی می‌دانند که باخروج نیروهای امریکایی از کشور مجبوراند بیگ‌های شان راشانه کرده عازم دیار فرنگ شوند. زیرا آن‌ها نه مرد نبرد اند ونه هم توان تحمل زندان وشکنجه طالبان را دارند.

اما برای این همه گروه های فوق الذکر فقط یک راه باقی است وان ایجاد جبهه متحد علیه طالبان ، این جبهه ممکن است نظامی نباشد، اما آن ها می توانند درجبهه سیاسی غرورکاذب ویا واقعی طالبان را درهم شکنند وبرای آینده کشور یک نقشه راه قابل قبول برای همه را ترسیم نمایند.

این اتحاد باید از سرناگزیری صورت گیرد، مدافعان حقوق زن می‌دانند که اکنون می‌توانند با مجاهدین سابق کنار بیایند وگروه درگیر سابق حالا به این نتیجه رسیده اند که چاره جز اتحاد برای شان باقی نیست دشمن مسلح وپیروز وارد میدان سیاست کشور می‌شود که ممکن است همه آن‌ها را بسرنوشت داکتر نجیب و استاد مزاری گرفتار کند. غروربی جا و سیاست‌های خام سبب شده است که آن‌ها رادسته بسته تسلیم گروهی سازد که جزخودشان هیچ کس دیگر را مسلمان نمی دانند.

اعتماد بر امریکا اعتماد بربقای یخ در برابر افتاب است، امریکا شاید فقط می‌خواست حضور نظامی خویش را در جنگ افغانستان با شعار مبارزه با تروریزم  توجیه کند وسپس شعارهای حاکمیت قانون تامین حقوق بشر و زن را تداوم بخشید، اما اکنون همین امریکا با یک گروه تروریست بسریک میز به مذاکره می‌پردازد چون منافع اش ایجاب می‌کند. چه بسا که درپشت این درامه خونین همین‌های که در برابر تروریزم جنگیده اند قرار نداشته باشند.

لذا تنها راهی که باقی است ایجاد یک جبهه سیاسی متحد نیاز است، تا در معادله آینده مردم کشور از تعصب وتحجردرآمان باشد در آن جبهه باید آینده سیاسی وعدالت و چگونه‌گی نظام آینده کشور مشخص شود واگرنه پس از خروج نیروهای خارجی از افغانستان دوباره به قرن هژده برخواهیم گشت و یک مشت متعصب و جاهل زمام امور کشور به دست گرفته و فاجعه دیگر رخ خواهد داد که کیان کشور از میان خواهد رفت، راستی هم صلح مشکل تر از جنگ است.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید