آیا مخالفان انتخابات نتایج انتخابات را ناکام خواهند ساخت؟

عبدالحمید مبارز

نتيجه ي ابتدايي انتخابات رياست جمهوري اعلام گرديد ولي بازهم از تبصره ها درک مي شود که اين انتخابات مثل انتخابات 2014 به بحران مي‌رود؛ زيرا از يکطرف غير از تيم دولت ساز ديگر هيچ يک ازکانديداها نتيجه را قبول نکردند، اين که داکتر عبدالله عبدالله انتقاداتي دارد و شکايت ها را در کميسيون شکايات انتخاباتي ثبت کرد، از يک حق قانوني خود استفاده مي کند تا اگر بتواند با ارائه اسناد تقلب در انتخابات را ثابت سازد يعني اول قناعت کميسيون مستقل انتخابات را حاصل کند. در مرحله دوم تأييد کميسيون شکايات را بدست آورد که درآن صورت امکان دارد نتيجه انتخابات طوري تغيير نمايد که بُرد و باخت را تغيير بدهد.

ولي اين که ديگر کانديداها که حتا نتوانسته اند دو فيصد آرا را به دست آورند بازهم قيل و قال راه انداخته اند؛ تعجب انگيز مي باشد. البته حکمتيار که راي سوم را گرفته بايد بپذيرد که در طرز فکر شهروندان افغان نسبت به دهه ي نود بسيار تغيير آمده و تنظيم ها به شمول حزب اسلامي آن قدرت را که در پايان جهاد داشت امروز ديگر ندارد؛ زيرا از يک طرف وقتي اعضاي حزب مي بيننداز روزي که حزب تأسيس شده تا امروز يک کنگره ي انتخاباتي را داير نکرده، رهبري تغيير نه نموده، تمام سرمايه حزب بدست آن رهبري است که به اين شکل تغيير ناپذير مي باشد.

اين واقعيت است که اعضاي سابقه دار حزب که اطاعت قاطع از به اصطلاح به امير حزب اسلامي داشتند امروز ندارند چنانچه انشعاب هاي که صورت گرفته واقعيت تغيير را به اثبات مي رساند، اگر انتخابات ديگر صورت بگيرد وتمام تنظيم ها در يک صف و يک جبهه يک کانديدا بدهند بازهم موفق نمي گردند. ولي اگر در ساختار، اهداف، پروگرام هاي شان تغييراتي بيايد که بتواند تقاضاهاي شهروندان ما را جواب مثبت بدهد امکان دارد در نتايج تغييراتي به نفع چنين احزاب به ميان بيايد.

به هر صورت دو کانديداي مطرح داريم که روي بُرد و باخت مبارزه مي نمايند، البته نتيجه نهايي را کميسيون شکايات اعلام خواهد کرد مگر اين که تمام کميشنرها از طرف همين کانديداها انتخاب شده اند ولي نتايج را که اين‌ها اعلان کرده اند از طرف خودشان تقلب خوانده مي شود و رد مي گردد. بدون ترديد اگر نتيجه کميسيون شکايات هم به نفع نباشد بازنده فکر نمي کنم مثل ديگر دموکراسي ها بپذيرد و به رقيب خود تبريک بگويد. چيزي که عجيب معلوم مي شود اين است که دوستان بين المللي ما اين بار نيز مانند 2014 بي طرف معلوم نمي شوند، از تبصره هاي شان درک کرده ام که نمي خواهند اين انتخابات به يک نتيجه برسد؛ زيرا کلماتي که در استقبال از نتايج ابتدايي ابراز کردند کلماتي داشت که از حال بالاي کميسيون شکايات فشار وارد مي سازد تا که کميسيون نتواند به سهولت براي پيروزي انتخابات کار قانوني انجام بدهد، چه معلوم مي شود که در پايان انتخابات 2014 که بازشماري آرا تحت نظارت دقيق ناظرين خارجي و اتحاديه اروپا صورت گرفت و مي رفت برنده انتخابات معلوم شود مگر وقتي شمارش آرا به 75 فيصد رسيد شمارش را قطع کردند و زمينه را براي ميانجيگري جان کري وزير خارجه امريکا فراهم ساختند و حکومت دوسره را به وجود آوردند و پنج سال تلف شد، اين بار تصور مي شود که دوستان خارجي که از اول طرفدار برگزاري اين انتخابات نبودند و مي گفتند اول صلح باز انتخابات، حال مي خواهند اين انتخابات به آخر نرسد، تا بتوانند حکومت سه سره بسازند. به طوري که محمد اشرف غني، عبدالله عبدالله و ملا عبدالغني برادر حکومت سه سره را تشکيل نمايند، يعني غني و عبدالله که در چند انتخابات و لويه جرگه هاي عنعنوي ومشورتي اشتراک داشتند در کنار ملا عبدالغني برادر که در هيچ يک از لويه جرگه ها اشتراک نداشته قانون اساسي را که يک لويه جرگه تصويب و چندين لويه جرگه ي ديگر تأييد کرده قبول ندارند، حتا يک فرد از شهروندان افغان براي وي و گروه طالبان راي نداده اند و طالبان صرف از طرف آي.اس.آي رهبري سياسي نظامي مي شوند و توسط ملاهاي پاکستاني براي تربيت، تلقين و تبليغ جوانان ساده ي مسلمان به انتحار و انفجار آماده ساخته مي شوند ديگر غير از قتل و قتال، خرابي و ويراني آنهم به ضرر کشور و خانه خودشان افغانستان و به نفع کشور پاکستان ديگر کارنامه‌يي ندارند.

به اين ترتيب پروژه بريتانيا و پاکستان است که طالبان به سرعت تمام قدرت را تصرف نمايند و غني عبدالله را ناکام و رخصت نمايند و در اين بازي بريتانيا و پاکستان برنده‌گان واقعي بازي سياسي و امريکا و افغانستان بازنده گان اين بازي به اين ترتيب خواهند بود که امريکا منطقه را ترک گفته ساحه را براي بريتانيا و پاکستان خواهد گذاشت.

بريتانيا و پاکستان در قبال قدرت نظامي و اقتصادي چين تمکين خواهند کرد و برنده نهايي چين در ميان قرن خواهند بود و پاکستان توفيق خواهد يافت تا عمق استراتيژيک خود را تا آمو دريا و آسياي ميانه برساند و اين وقت است که ناآرامي ها در کشورهاي آسياي ميانه آغاز و براي فدراسيون روسيه مصروفيتي ايجاد خواهد گرديد و مقابله روسيه و هند از يک جناح در مقابل بريتانيا، چين و پاکستان در ديگر جناح در برابر هم قرار خواهد گرفت و افغانستان به اين شکل که در سرزمين ما تجار پنجابي به جاي تجار افغاني، دهقان پنجابي به جاي دهقان افغاني، ملاي پنجابي به جاي ملاي افغاني، زمين دار پنجابي همانطوري که اسرائيلي ها زمين هاي فلسطين را به قيمت بلندتر خريداري جاي زمين‌داران عربي را اسرائيلي ها گرفتند، عين تغيير و تبدل در افغانستان به وجود بيايد و همانطوري که امروز آي.اس.آي موفق شده تا يک تعداد از هموطنان ما را که ديروز به عنوان افغان بودن افتخار مي کردند مگر امروز از کلمه ي افغان خودداري و خود را افغانستاني مي گويند ديگر بعد از اين تغييرات افغان و افغانستاني هر دو از بين برده خواهد شد و جاي هردو را پنجابي خواهد گرفت، ولي اگر اشرف غني و عبدالله هر دو از خِرد کار بگيرند و موضوع بُرد و باخت اين انتخابات را آخر جهان ندانند و به فيصله هاي کميسيون هاي مستقل انتخابات و شکايات تن بدهند و بازنده به برنده تبريک بگويد و برنده مشوره هاي بازنده را در امور کشور صميمانه مورد مطالعه قرار بدهد و به اين گونه نگذارند افغانستان به بحران برود که آخر آن انجام کشورما باشد. به اين شکل و اين گونه تفکر و تعقل مداخلات خارجي در امور کشور ما متوقف گرديده افغانستان قوي، متحد و سالم موضوع در خورشان خود را در بين کشورهاي جهان اشغال و پاکستان راه سقوط را طي خواهد کرد و با سقوط پاکستان تروريزم و مافياي جهاني و منطقه‌يي از بين خواهد رفت و جهان ما جهان همزيستي مسالمت آميز خواهد گرديد و هم پذيري يکديگر از لحاظ زماني نژاد و مذهبي امري خواهدشد بسيار عادي و به اين شکل دست آن کشورهاي بزرگ که نفاق مي انداختند تا حکومت کنند از منطقه و جهان ما کوتاه خواهد گرديد.

اين مسووليت بزرگ و نقش سازنده‌يي است که تاريخ زنده‌گي امروز و فرداي محمد اشرف غني و عبدالله عبدالله را ثبت خواهد کرد. البته دفاع از قانون اساسي، انتخابات، آزادي بيان، حقوق بشر و حقوق زنان دهه‌ي دست آوردها بايد شرط اساسي غني که هست از عبدالله بايد باشد، به عبارت ديگر خليل زاد که تا امروز کاملاً به نفع طالبان کار کرده و حکومت انتخابي و قانوني افغانستان را در حاشيه قرار داده و آرزو دارد که طالب بدون اشتراک در انتخابات چون دوستان امريکا در قدرت و حکومت شامل ساخته شوند ناکام خواهد شد و کانگرس امريکا هم به اين گونه فيصله ها که طالبان قدرت را بگيرند به طالبان اعتماد نداشته به آن مخالفت خواهد کرد؛ زيرا افراطي هاي ايديو لوژيک و مذهبي هرگز از يکديگر جدا نمي شوند، طالب، داعش القاعده و ديگران همه تحت اراده و اداره ي نظاميان پاکستان است که براي مقاصد سياسي مورد استفاده قرار مي‌گيرند، اگر امريکا بخواهد در منطقه صلح تأمين شود لازم است مذاکرات افغانستان و پاکستان را به راه بيندازد، پاکستان را مجبور سازد تا لانه هاي تروريستي را با ماشين توليد تروريزم مسدود سازد که بايد با حل اختلاف سياسي افغانستان و پاکستان، اختلاف سياسي هند و پاکستان امکان پذير مي باشد. در غير آن مردم افغانستان ديگر بمباران هاي امريکايي ها را در روستاهاي بي دفاع خود تحمل ندارند، زيرا لانه هاي تروريستان در قلمرو تحت تسلط پاکستان قرار دارند، امريکايي ها اگر واقعاً براي از بين بردن تروريستان به منطقه آمده لانه هاي شان را در پاکستان از بين ببرند و منابع توليد پولي شان را که عربستان سعودي، امارات متحده عربي و قطر است خشک سازند در غير آن مصروفيت خليل زاد يک بازي به نفع طالب، تروريست ها و پاکستان مي باشد، ديگر نتيجه نخواهد داشت.

رژيم سياسي امروزي افغانستان صلح دوست و ضد افراط گرايي است بايد حمايت شود و سقوط آن خطر به سلامت افغانستان و منطقه مي باشد، سخت مي ترسم که خليل زاد براي قبولاندن فيصله ها و توافقات با طالبان چون فشار اول از تهديد غني يا عبدالله هر کدام که موفق بگردند حتا به قطع کمک هاي نظامي امريکا اقدام نکند که ايجاب مي کند براي مقابله با اين اجمال حکومت غني يا عبدالله از همين امروز براي دفاع سلاح ذخيره نمايند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید