مجلس به حکومتی شدنِ صلح رأی موافق داد!!

نورالله ولی‌زاده

صلح با توجه به گزارش‌هایی که از رهگذر آماده‌گی طالبان برای اعلام آتش‌بس و امضای توافق صلح بین طالبان وامریکایی‌ها به نشر رسیده، در مرحله واقعن حساس و سرنوشت ساز قرار گرفته است و ایجاب می‌کند که حکومت نگاه انحصارجویانه به صلح را کنار بگذارد و در جهت تقویت و جامعیت شورای عالی صلح کار کند.

*************

ایجاد یک اداره موازی با شورای عالی صلح به نام وزارت دولت در امور صلح از هیچ زاویه‌ای قابل توجیه نیست. شاید نمونه‌ای در دیگر کشورها نیز پیدا نشود که وزارتی به نام صلح وجود داشته باشد.

فلسفه وجودی یک وزارت در ساختار تشکیلاتی یک حکومت این است که عرصه و حوزه‌ای وجود داشته باشد که نیاز باشد  دولت در آن به گونه دوامدار و منظم خدمات خاصی را ارایه کند یا اموری را اداره کند. به بیان دیگر، وزارت با مداومت ملازمت دارد. اما صلح مداومت ندارد. صلح یک عرصه کاری مشخص نیست. صلح بیشتر یک گفتمان و یک بحث است که در یک مقطع خاص تاریخی موضوعیت و الزامیت پیدا می‌کند. گفتمان و بحثی که نیازمند تشریک مساعی تمام بخش‌های دولت و ملت است. بهترین راه‌کار برای بسیج و هم‌آهنگ‌سازی فعالیت‌های مربوط به صلح، وجود یک شورا یا یک کمیسیون عالی دولتی(نه حکومتی) است که با تشریک مساعی تمامی ارکان و بخش‌های دولت، امور صلح را انسجام بخشد.

با ایجاد یک وزارت به نام صلح، صلح حکومتی می‌شود. حکومت خود یکی از طرف‌های صلح است و بنابراین یکی از اشتراک کنندگان گفتمان و بحث صلح بوده می‌تواند. در افغانستان، طالبان حکومت را به رسمیت نمی‌شناسد و بارها اعلام کرده که با حکومت حاضر به گفت‌وگو نیست. در یک سال اخیر یکی عواملی که باعث شده روند صلح وارد مرحله گفت‌وگوی طرف‌های داخلی نشود، همین بوده که رهبری حکومت تلاش کرده تا صلح را در انحصار حکومت داشته باشد. این تلاش‌ها، از یک طرف باعث به حاشیه رفتن شورای عالی صلح شده و از سوی دیگر، باعث شده که طالبان هر هیأت صلحی را حکومتی بخواند و از گفت‌وگو با آن امتناع ورزد.

تلاش‌های حکومت برای انحصاری کردن صلح از زمانی آغاز شد که محمد اشرف غنی رییس حکومت وحدت ملی شخصی به نام محمد اکرم اخپل‌واک را به حیث رییس دبیرخانه شورای عالی صلح منصوب کرد. پس از انتصاب آقای خپل‌واک، رهبری حکومت بین شورای عالی صلح و ریاست دارالانشای این شورا یک درز ایجاد کرد. صلاحیت‌های گفت‌وگو و امور اجرایی به دبیرخانه داده شد و اعضای شورای عالی صلح کم کم به حاشیه کشیده شدند.

ارگ ریاست جمهوری به اصطلاح یک شعبه جدا در شورای عالی صلح ایجاد کرد که فقط با همین شعبه در تماس بود و آن را صاحب صلاحیت و طرف اعتماد می‌دانست. این امر باعث شد که اعضای شورای عالی صلح به شمول رییس این شورا(کریم خلیلی) از آقای غنی ناراض شده و در کنار رقیب او(عبدالله) در انتخابات ایستاده شوند.

نتیجه این کش‌مکش‌های درونی شورای عالی صلح، ایجاد دو دسته‌گی و تضعیف این شورا بود. به تعبیر دیگر بین اعضای شورای صلح و دارالانشای این شورا اختلاف‌ها چاق شد. دارالانشای شورای عالی صلح در همکاری با شورای امنیت یکسلسله تلاش‌هایی در زمینه صلح و گفت‌وگو با طالبان به راه انداختند که اکثراً رییس شورای صلح و اعضای رهبری این شورای از آن بی‌خبر بودند.

دوپارچه‌سازی شورای صلح در واقع در گرایشی انحصارجویانه‌ای در رهبری حکومت ریشه داشت که این گرایش منتج به تشکیل وزارت دولت در امور صلح شد. آقای غنی تابستان امسال طی فرمانی این نهاد را ایجاد کرد و در رأس آن رییس دفتر خود(سلام رحیمی) را مقرر کرد. این اقدام آقای غنی به صورت واضح نشان داد که هدف از ایجاد وزارت دولت در امور صلح این است که صلح هرچه بیشتر در انحصار و کنترول شخص رییس حکومت قرار گیرد و دیگر اشخاص و نهادها به حاشیه برده شوند. می‌توان گفت که ایجاد وزارت دولت در امور صلح زاده بی‌اعتمادی اشرف غنی به شورای صلح و اعضای رهبری این شورا بود. آقای غنی فکر می‌کرد که اعضای شورای عالی صلح به فرمان او نیستند و در نتیجه نباید صلاحیت پیش‌برد یک امر مهم، که صلح از آدرس دولت است را، به عهده داشته باشند.

حالا با تصویب فرمان اشرف غنی در مجلس مبنی بر ایجاد وزارت دولت در امور صلح، طرح به انحصار کشیدن صلح از سوی رهبری حکومت تحقق یافته است. اما سوال این است که آیا این وزارت کاری در جهت پیش‌برد امور صلح انجام خواهد داد؟

در توجیه وزارت دولت در امور صلح گفته شده که در شرایط کنونی که گفت‌وگوهای صلح به مرحله حساس و مهم رسیده، داشتن یک نهاد تخنیکی با ظرفیت در این عرصه ضروری است. اگر صلاحیت‌ها و وظایف وزارت دولت در امور صلح، بیشتر تخنیکی و اداری باشد، می‌توان تا حدودی گفت که شاید این اداره بتواند یک سلسله فعالیت‌ها‌ در راستای صلح را از نظر تخنیکی بهتر مدیریت کند، اما اگر رهبری حکومت بخواهد که این نهاد را به یک نهاد با صلاحیت تبدیل کند و صلاحیت‌های شورای عالی صلح را نیز به این نهاد انتقال دهد، در آن صورت می‌‎توان گفت که حوزه فعالیت‌های دولت در امور صلح، وسیع‌تر نه بلکه محدود شده است. این در حالی است که در شرایط کنونی ایجاب می‌کرد که دولت ساحه فعالیت‌های خود در حوزه صلح را گسترش می‌داد.

چنان‌که گفته شد، گرایش رهبری حکومت برای انحصار کردن روند صلح آشکار بوده و ایجاد وزارت دولت در امور صلح در واقع تبلور عینی وجود چنین گرایشی در رهبری حکومت است. به این ترتیب، امیدها به این‌که صلح گفت‌وگوهای صلح به مرحله تازه‌ای وارد شود و طالبان حاضر به گفت‌وگو با حکومت شود، بیشتر از پیش به یأس مبدل شده است.

به نظر می‌رسد که ایجاد وزارت دولت در امور صلح، تحقق بخشی از برنامه صلح اشرف غنی است که ظرف زمانی آن پنج سال است. آقای غنی قبلن گفته بود که صلح یک روند پیچیده و زمان‌گیر است. حالا با ایجاد این وزارت، آقای غنی در واقع طرح ذهنی خود در مورد صلح را به منصه اجرا گذاشته و به احتمال زیاد انتظار دارد که وزارت دولت در امور صلح در یک ظرف زمانی درازمدت، به فرصت و آهسته زیر نظر خودش برنامه‌های صلح را طرح و اجرا کند.

چند روز پیش محمد کریم خلیلی رییس شورای عالی صلح گفت که اگر حکومت صلح را در انحصار خود بگیرد، احزاب سیاسی اجازه چنین کاری را نخواهند داد. با ایجاد وزارت دولت در امور صلح، پیش‌بینی آقای خلیلی درست از آب درآمده است. حالا مسلم شده که حکومت صلح را در انحصار خود گرفته و در تلاش آن است که تا دامنه بحث‌های صلح را در سطح یک وزارت تحت امر ارگ تنزیل دهد و محدود کند و بنابراین، حرف و مشوره دیگران(بیرون از این وزارت) در مورد صلح گوش شنوا نخواهد داشت.

در حال حاضر روشن نیست که احزاب و جریان‌های سیاسی در واکنش به اقدام اخیر مجلس در تایید فرمان اشرف غنی، چه طرح و برنامه بازدارنده دارند. حالا واضح شده که صلح از نظر آقای غنی یک بحث حکومتی، کلیشه‌ی و دوام‌دار است و استعجالیتی در کار نیست تا لازم باشد، یک شورای عالی فرا حکومتی در این زمینه فعال باشد و کار کند. رهبری حکومت با ایجاد وزارت دولت در امور صلح نشان داد که هنوز ساختارها و نهادهای پیش‌برنده بحث صلح مورد نظر و اعتمادش نیست و باید ساختارسازی صورت گیرد. شاید که متن و محتوای صلح را ساختارهای جدید ایجاد کنند که مورد تایید احزاب و جریان‌های سیاسی نخواهد بود.

این در حالی است که صلح با توجه به گزارش‌هایی که از رهگذر آماده‌گی طالبان برای اعلام آتش‌بس و امضای توافق صلح بین طالبان وامریکایی‌ها به نشر رسیده، در مرحله واقعن حساس و سرنوشت ساز قرار گرفته است و ایجاب می‌کند که حکومت نگاه انحصارجویانه به صلح را کنار بگذارد و در جهت تقویت و جامعیت شورای عالی صلح کار کند. اگر صلح آن‌گونه که امریکایی‌ها و بعضی از ناظران می‌گویند قریب الوقوع باشد، چرا باید وزارت دولت در امور صلح ایجاد شود؟ هم‌چنان رویکرد مجلس نماینده‌گان در توجیه عملکرد انحصارجویانه حکومت پرسش برانگیز است. مجلس نباید طرح‌های جنجالی و هزینه‌بردار حکومت را که موثریت آن نیز روشن نیست، مورد تصویب قرار دهد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید