حکیم الحکمای روزگار ما به بازار آمد!

کرکتر‌ها در طنز‌های داستانی، شخصیت‌های بلند پایه  سیاسی اند که هم آهنگ با رفتارها و گفتارهای سیاسی شان به هرکدام نام طنزی و استعاری داده شده است. شاید در مورد کسانی بتوان گفت که این نام‌های طنزی در آینده جاگزین نام‌های اصلی آنان شود.

*****************

نویسنده در مقذمه در پیوند به چگونه‌گی کتاب چنین نوشته است: « حکیم الحکمای روزگار ما» دومین گزینۀ طنزهای نشر شدۀ من است. نخستین گزینۀ طنزهای من زیر نام « روایت‌هایی از شهر خربزه » به سال 1392 خورشیدی در انتشارات سعید در شهر کابل به نشر رسیده است.

نمی‌دانم در سال‌های پسین چرا ذهن من بیشتر از هرزمان دیگری با مشغلۀ طنز نویسی سردچار بوده است.

این که در سال‌های پسین کم‌تر به شعر پرداخته‌ام شاید یکی از دلایل آن همین گرایش بیش‌تر ذهنی من به طنز نویسی بوده باشد.

افزون براین در این سال‌ها نسبت به گذشته بیش‌تر از آن که به شعر پرداخته باشم به پژوهش‌هایی در عرصۀ ادبیات، نقد ادبی، و موضوعات سیاسی – اجتماعی پرداخته ام.

در پیوند به طنز نویسی، تعمدی در میان نبود و هرگز هم در انتظار آن نبودم تا روزی به این گسترده‌گی به طنز نویسی بپردازم. طنز خود راهش را در نوشته‌های من گشوده است. متوجه شده ام که گذشته از شعر، حتا نوشته‌های سیاسی – اجتماعی من نیز از آمیخته‌گی با زبان طنز برکنار نمانده اند. چیزی که در جریان نوشتن رخ می‌دهد، نه آن که خواسته باشم تا نوشته‌های سیاسی – اجتماعی خود را نیز با زبان طنز بیامیزم.

طنزهای آمده در کتاب « حکیم الحکمای روزگار ما» بیش‌تر ساختار داستانی دارند با زبان ویژۀ که بیش‌تر آمیزه‌یی است از نثر مدرن روزنامه‌یی با زبان نثر ادبی کلاسیک. فکر می‌کنم که این آمیزش به طنزها زبان تاثیر گذارتری بخشیده است.

محتوای این طنزها گاهی با جلوه‌هایی از روایت‌های تاریخی، ادبی و حتا رگه‌هایی از بینش‌های علمی و فلسفی آمیخته اند. در کلیت محتوای طنزها را بیش‌تر موضوعات سیاسی-  اجتماعی تشکیل می‌دهند. نه موضوعات تکراری و روزمره.

کرکتر‌ها در طنز‌های داستانی، شخصیت‌های بلند پایه  سیاسی اند که هم آهنگ با رفتارها و گفتارهای سیاسی شان به هرکدام نام طنزی و استعاری داده شده است. شاید در مورد کسانی بتوان گفت که این نام‌های طنزی در آینده جاگزین نام‌های اصلی آنان شود.

روایت‌های طنزهای که ساختار داستانی دارند، بیش‌تر ساخته و پرداختۀ ذهن نویسنده اند. البته همان گونه که گفته شد پاره‌یی از روایت‌های عامیانه و روایت‌های تاریخی – ادبی نیز در این طنزها ساختار داستانی پیدا کرده اند. باید گفته شود که در هرحال کوشیده شده است تا ساختار داستانی طنزها با در نظرداشت و ضعیت حاکم در کشور پرورش محتوایی پیدا کنند تا بتوانند پیام امروزین داشته باشند. یعنی روایت‌های عامیانه در طنزها متناسب به وضعیت سیاسی – اجتماعی کشور پرورش یافته اند.

باری یکی از چنین طنزهایی‌ را در فیس بوک نشر کرده بودم. زنده یاد حنیف همگام برایم پیامی فرستاد که کاش هنوز برنامۀ « زنگ خطر » وجود می‌داشت تا این طنز را به گونۀ یک نمایش‌نامۀ طنزی اجرا می‌کردیم.

البته تا جایی که من فکر می‌کنم در کتاب «  حکیم الحکمای روزگار ما» طنزهای زیادی وجود دارند که می‌شود از آن‌ها نمایش‌نامه‌های طنزی و  فلم‌ها کوتاه طنزی ساخت.

اما این طنزها از کجا آمدند؟ الهام این طنزها بیش‌تر به رفتار و گفتار شخصیت‌ها سیاسی کشور، روش‌های حکومت داری حکومت وحدت ملی و به رویداد‌های سیاسی طنز آلود در کشور بر می‌گردد.

می‌پندارم که در سال‌های اخیر حکومت و سخن‌رانی‌های فکاهه آمیز بلند پایه‌گان حکومت خود سرچشمۀ بزرگ الهام برای طنز نویسان کشور بوده است. این مسأله را باید در طنز نویسی سال‌های اخیر تحقیق کرد. می‌پندارم که شاید من به این سرچشمه بیش‌تر از دیگران توجه کرده باشم. به زبان دیگر چنین چیزهایی شاید بیش‌تر از دیگران ذهن مرا برای نوشتن طنز بر انگیخته است.

در فشرده‌ترین بیان، می شود گفت که کتاب « حکیم الحکمای روزگار ما »به گونه‌یی تاریخ طنز آمیز حکومت وحدت ملی و رهبری آن است.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید