صلح به کِی زیان می‌رساند؟!

نورالله ولی‌زاده

می‌توان گفت که کسی‌که از صلح در شرایط فعلی خود را زیان‌مند احساس می‌کند تیم ارگ است. این تیم به خوبی می‌داند که در نقشه صلح مورد نظر امریکا و طالبان جایی برای آنان نیست. شاید به همین دلیل است که هر زمانی‌که گفت‌وگوهای صلح بین امریکایی‌ها و طالبان به نکته حساس و سرنوشت‌ساز می‌رسد، حکومت افغانستان شرایطی را وضع می‌کند که مانع امضای توافق صلح شود.

************

بیش از هر طرف دیگر در صلح، دولت افغانستان قابل تجزیه به نهاد و فرد است. جدا از این‌که بین ریاست جمهوری و ریاست اجرایی در مورد مسایل کلان کشور اختلاف نظر وجود دارد، بین اعضا و ارکان دیگر رهبری حکومت نیز اختلاف‌ها زیاد است. در موجودیت شورای عالی صلح، حکومت وزارت دولت در امور صلح ایجاد کرده تا بحث صلح در یک حلقه محدود داخل ارگ دنبال شود. این خود گویای این واقعیت است که حکومت افغانستان حتا با شورای صلح در مورد صلح موافق نیست.

*******************

همیشه در مورد فایده‌های صلح گفته شده اما به این نکته توجه نشده که صلحِ مورد نظر ما به کی‌ها زیان می‌رساند. در یک تقسیم‌بندی کلی، سه طرف عمده در صلح افغانستان وجود دارد: طالبان، دولت افغانستان و امریکایی‌ها. کشورهای منطقه و احزاب سیاسی در افغانستان نیز طرف‌های صلح پنداشته می‌شوند اما عمده‌ترین تقسیم‌بندی همان تقسیم‌بندی سه گانه است. کشورهای منطقه به عنوان یک طرف، به چند طرف دیگر قابل تجزیه است. یعنی نمی‌توان از کشورهای منطقه به عنوان یک طرف واحد صلح سخن گفت. احزاب سیاسی نیز به همین شکل به چند طرف قابل تجزیه هستند.

در این نوشته به گونه فشرده این پرسش را مورد بررسی قرار خواهیم داد که صلح به زیان کدام یک از طرف‌های سه گانه(امریکایی‌ها، طالبان و دولت افغانستان) است. اما پیش از پرداختن به این پرسش، توضیحی در مورد صلح لازم است.

می‌دانیم که صلح دست‌کم به دو معنای گسترده و محدود مورد استفاده است. یا به تعبیر دیگر صلح را می‌توان به صلح پایدار یا دوامدار و صلح کوتاه مدت، محدود ومشروط در نظر گرفت. در معنای محدود و کوتاه مدت، صلح در واقع پایان جنگ بین طرفین درگیر براساس یک توافق صلح است. توافقی که در نتیجه گفت‌وگو و تفاهم به میان آمده باشد و ضامن تامین منافع حد وسطی طرفین مذاکره باشد. در این نوشتار که سوال سود و زیان را به طرف‌ها مطرح کرده‌ایم، صلح به معنای دومی مورد نظر است. یعنی صلح محدود و کوتاه مدت. البته ناممکن نیست که بعد از صلح محدود و مشروط، صلح دایمی نیز برقرار شود.

هم‌چنان پیش از وارد شدن به بحث سود و زیان صلح برای طرف‌ها، در مورد طرف‌ها نیز توضیحاتی لازم است. هر طرف را می‌توان به دو معنا در نظر گرفت: یکی به معنای نهاد و دیگری به معنای اشخاص و افراد. به گونه نمونه دولت افغانستان را اگر منحیث یک طرف صلح در نظر بگیریم، باید بین دولت منحیث یک نهاد و اشخاصی که در رأس حکومت هستند، منحیث اشخاص و افراد قایل به تفکیک شویم.

دست‌کم در مورد دولت افغانستان می‌توان با قاطعیت از تفکیک بین دولت منحیث نهاد و دولت منحیث اشخاص سخن گفت. شاید در مورد امریکا نتوان به سادگی این تفکیک را قایل شد. یعنی در امریکا سیستم به شکلی است که فرق بین دولت و اشخاص بسیار دشوار است. در آنجا اشخاص برای دولت کار می‌کنند و در هر تصمیمی حداکثر منافع دولت منحیث یک نهاد را در نظر می‌گیرند. به تعبیر دیگر، نقش فردی افراد در آنجا بسیار کمرنگ است. اگر اشخاص بخواهند از آدرس دولت تصمیمی به نفع شخصی خود بگیرند، این کار جرمی است که قابل پیگیری و مجازات است و میکانیزم‌هایی وجود دارد که در بالاترین سطح از افراد دولتی را می‌تواند مورد مواخذه قرار دهد. بنابراین، طرف امریکایی به سادگی قابل تجزبه به دو طرف نهاد و شخص‌ نیست. اما چنان‌که گفتیم در مورد دولت افغانستان و طالبان می‌توان از تجزیه طرف به نهاد و شخص سخن گفت.

حالا می‌توان در مورد پرسشی که در عنوان این نوشته آمده، سخن گفت. از سه طرف عمده صلح، صلح به زیان کدام طرف است؟

امریکایی‌ها:

صلح به زیان امریکایی‌ها نیست. گفتیم که منظور ما از صلح در اینجا صلح مشروط و محدود است. بیش از هر طرف دیگر، امریکایی‌ها در این شرایط به صلح نیاز دارند و آن را به نفع خود می‌دانند. جنگ بیست ساله و پرهزینه امریکا در افغانستان باید به نحوی خاتمه پیدا کند. اما مشروط بر این که تضمینی برای حضور درازمدت امریکا در افغانستان از ورای توافق صلح بدست آید. دولت امریکا دنبال فرصتی است تا به مردمش و به جهانیان اعلام کند  که جنگ ما به پایان رسید و این جنگ براساس یک توافق صلح به پایان رسید.

هرچند گفته می‌شود که بعضی از حلقات سیاسی در امریکا مخالف برنامه صلح مورد نظر خلیل‌زاد و ترامپ هستند اما در کل موضع دولت امریکا در دفاع از صلح قوی است.

گروه طالبان:

صلح در شرایط کنونی به نفع طالبان نیز هست. بیش از همه طرف‌ها طالبان می‌خواهد که از توافق صلح منحیث سند خروج اجباری امریکا از افغانستان استفاده کند. طالبان ماموریت خود را خارج کردن نیروهای خارجی از کشور تعریف کرده و به محض این که توافق صلح امضا شود، این گروه خواهد گفت که امریکا را شکست دادیم.

دوام وضعیت جنگی فعلی برای طالبان چالش‌های جدی خود را دارد. این گروه اگر حمایت خارجی نباشد، تاب مقابله با نیروهای دولتی افغانستان را ندارد. حمایت خارجی از طالبان نیز مشروط و متزلزل است. طالبان گروهی نیست که کشورهای حامی آن با اعتماد کامل بالای آن سرمایه‌گذاری کند. این گروه که کدام دورنمای مشخص سیاسی برای حکومت کردن در افغانستان ندارد و ایده حکومت داری آنان یک بار به آزمایش گذاشته شده و ناکام از آب درآمده، دلیل خوبی برای اعتماد نکردن بالای طالبان برای کشورهایی است که این کشور را حمایت می‌کنند. به تعبیر دیگر بسیاری از کشورهای حامی طالبان این را می‌دانند که حمایت از این گروه هزینه زیاد دارد، اما شاید سود چندانی در قبال نداشته باشد. چون چنان‌که گفته شد، طالبان تا کنون قادر به ایجاد یک طرح جامع برای حکومت کردن نشده و بعید است که این گروه بتواند حکومت مستقلی را بدون حمایت سایر جریان های سیاسی داخلی و حمایت خارجی تشکیل دهد. پس هر توافق صلحی که به نحوی منجر به ادامه حیات سیاسی و نظامی طالبان شود برای این گروه بسیار سودمند است و زیانی در قبال ندارد.

چنان‌که گفتیم، طالبان را می‌توان به حیث نهاد و شخص تجزیه کرد. بسیاری از تصامیم اعضای رهبری این گروه، شخص محور است و هنوز این گروه جایگاه ثابت نهادی پیدا نکرده که اهداف و راهبردهای آن مشخص باشد. بعید نیست که اشخاصی که در رأس رهبری این گروه است، تصامیم شخصی بگیرد و پایان جنگ به میل و سود آنان نباشد.

دولت افغانستان:

بیش از هر طرف دیگر در صلح، دولت افغانستان قابل تجزیه به نهاد و فرد است. جدا از این‌که بین ریاست جمهوری و ریاست اجرایی در مورد مسایل کلان کشور اختلاف نظر وجود دارد، بین اعضا و ارکان دیگر رهبری حکومت نیز اختلاف‌ها زیاد است. در موجودیت شورای عالی صلح، حکومت وزارت دولت در امور صلح ایجاد کرده تا بحث صلح در یک حلقه محدود داخل ارگ دنبال شود. این خود گویای این واقعیت است که حکومت افغانستان حتا با شورای صلح در مورد صلح موافق نیست. دولت افغانستان از این لحاظ به چند طرف دیگر قابل تجزبه است. رهبری حکومت با آن‌که مدعی است که در زمینه صلح دنبال منافع ملی و منافع دولت منحیث نهاداست، اما در واقعیت امر، تیم ارگ بیشتردنبال منافع شخصی خودش است. این تیم منافع شخصی خود را منافع ملی و منافع دولت تعریف می‌کند و هیچ میکانیزم بازدارنده‌ای هم وجود ندارد که مانع این کار شود.

صلح برای دولت منحیث یک نهاد بدون شک که مفید است، اما برای منافع یک تیم حاکم مفید نیست و حتا زیان‌بار است. یکی از شرایط طالبان در گفت‌وگوبا امریکایی‌ها این بوده که با حکومت افغانستان و با شخص رییس حکومت حاضر به گفت‌وگو نیست. این امر سبب شده که در بحث صلح، اشرف غنی و نزدیکانش به حاشیه رانده شوند و صلح معنای حذف آنان از بدنه قدرت را بدهد. بنابراین، آنان در یک رویکرد عوام‌فریبانه و سنجیده شده، منافع خود را منافع عموم معرفی می‌کنند و مانع تحقق برنامه صلح هستند.

با توجه به آن‌چه گفته آمد، می‌توان گفت که کسی‌که از صلح در شرایط فعلی خود را زیان‌مند احساس می‌کند تیم ارگ است. این تیم به خوبی می‌داند که در نقشه صلح مورد نظر امریکا و طالبان جایی برای آنان نیست. شاید به همین دلیل است که هر زمانی‌که گفت‌وگوهای صلح بین امریکایی‌ها و طالبان به نکته حساس و سرنوشت‌ساز می‌رسد، حکومت افغانستان شرایطی را وضع می‌کند که مانع امضای توافق صلح شود. در آخرین مورد، حکومت افغانستان اعلام کرده که خواستار آتش‌بس دایمی است و آن را از شرایط صلح پایدار در کشور عنوان کرده است. این در حالی است که طالبان به گفته بعضی از منابع آماده آتش‌بس کودتا مدت شده‌ تا زمینه امضای توافق‌نامه بین این گروه و امریکا مساعد شود. اما حکومت افغانستان با آتش‌بس کوتاه مدت مخالفت کرده وخواستار آتش‌بس درازمدت شده است.

معاون شورای صلح در این رابطه گفته که تاکید دو طرف(طالبان و حکومت) بر تحقق شرایط شان، باعث دوام جنگ و دست‌نیافتن به صلح خواهد شد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید