«زنده‌ ماندنِ» مذاکراتِ قطر در «توفانِ اخیر» امید بخش است!!

نورالله ولی‌زاده

اگر طالبان به نفع ایران موضع‌گیری می‌کرد، این می‌توانست فصل جدیدی در روابط منطقه‌ای طالبان بگشاید و فرصت‌های بیشتری را مساعد سازد تا ایران از این گروه حمایت کند. دو، پاکستانی‌ها به عنوان مجری و کارگردان اصلی برنامه صلح طالبان با امریکایی‌ها به این گروه گفته‌اند که مذاکرات صلح به نفع این گروه پیش‌رفته و لازم نیست که بخاطر ایران، تلاش‌های صورت گرفته در قطر نقش برآب شود. به هر دلیلی که باشد، ممانعت پاکستان از نزدیکی طالبان و ایران موضوعی است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. این نشان می‌دهد که طالبان هنوز در کنترول پاکستان است و پاکستانی‌ها هستند که تعیین می‌کنند طالبان در مناسبات منطقه‌ای چگونه رفتار داشته باشند.

****************

به نظر می‌رسد که مذاکرات صلح امریکایی‌ها و طلبان از تحول اخیر در منطقه(کشته شدن قاسم سلیمانی توسط امریکایی‌ها) جان به سلامت برده باشد. رسانه‌ها گزارش کرده‌اند که خلیل‌زاد به قطر رفته و با ملا غنی برادر معاون سیاسی این گروه دیدار کرده است. هم‌چنین گفته شده که آنعده از اعضای رهبری طالبان در قطر که جهت مشوره با رهبری این گروه به پاکستان رفته بودند، دوباره به قطر برگشته‌اند. احتمال می‌رود که مذاکرات بین امریکایی‌ها و طالبان ادامه یابد. ادامه مذاکرات اگر به شکل عادی پیش برود، به این معنا است که امریکایی‌ها و طالبان توانسته‌اند، مذاکرات صلح را از توفان سیاسی جدید در منطقه که بعد از کشته شدن سلیمانی آغاز شده، به دور نگهدارند. در عین حال، ادامه مذاکرات بعد از تحول اخیر به این معنا است که مذاکرات بین دو طرف به مراحل پایانی و نهایی رسیده و حرف بجایی کشیده که برای طرفین بهانه‌ای برای کنار کشیدن از مذاکرات باقی نمانده و هر دو طرف فکر می‌کنند که نباید اجازه داد فضای بوجود آمده در مذاکرات به هیچ قیمتی برهم زده شود.

موضع طالبان در ارتباط به کشته شدن سلیمانی تا حدودی همان چیزی بود که امریکایی‌ها می‌توانستند از طالبان انتظار داشته باشند. این گروه، با وجود وابستگی‌ها و روابطی که با ایران دارد، موضعی در برابر اقدام امریکایی‌ها اتخاذ نکرد که موجب ناراحتی امریکایی‌ها و خشنودی جمهوری اسلامی ایران شود. هرچند طالبان کشتن سلیمانی را یک اقدام وحشیانه و ماجراجویانه خواند اما در پیام طالبان چیزی در حمایت از جمهوری اسلامی ایران و تجدید نظر در مورد مذاکرات صلح با امریکایی‌ها گفته نشده است. موقف طالبان، بیشتر یک موقف سوم جایگاهی دانسته می‌شود که مثل بسیاری از احزاب و جریان‌های اسلام‌گرا از حمله امریکا بر یک هدف ایرانی ابراز ناخرسندی شده است. یک رویکرد احتمالی طالبان در نسبت به کشته شدن سلیمانی این می‌توانست باشد که این گروه بر حمایت از جمهوری اسلامی ایران در چارچوب اتحاد امت اسلامی تاکید می‌کرد و اعلام می‌کرد که بخاطر اقدام اخیر امریکا مذاکرات صلح با امریکایی‌ها در قطر برای مدت به تعویق انداخته خواهد شد. طالبان این کار را نکرد، در یک اعلامیه یک حمله احساسی لفظی به امریکایی‌ها کرد اما سه روز بعد از این حمله معاون این گروه با خلیل‌زاد در قطر دیدار کرد.

به احتمال زیاد که موقف طالبان باعث دلگرمی بیشتر امریکایی‌ها شده باشد. بی‌تردید که امریکایی‌ها در چارچوب تلاش برای آرام‌سازی فضا بعد از کشته شدن سلیمانی، انتظار داشتند که طالبان به عنوان یک طرف گفت‌وگو و تفاهم با این کشور، از یک موضع ایرانی وارد ماجرا نشود. طالبان حسب انتظار، چنین کرد.

بعضی از آگاهان به این باوراند که پاکستانی‌ها به طالبان اجازه ندادند که در حمایت از ایران موضع‌گیری کند. این کار پاکستانی‌ها دو دلیل می‌تواند داشته باشد. یک، این‌که پاکستانی‌ها نمی‌خواهند طالبان وسیله تحقق اهداف ایران قرار گیرد. اگر طالبان به نفع ایران موضع‌گیری می‌کرد، این می‌توانست فصل جدیدی در روابط منطقه‌ای طالبان بگشاید و فرصت‌های بیشتری را مساعد سازد تا ایران از این گروه حمایت کند. دو، پاکستانی‌ها به عنوان مجری و کارگردان اصلی برنامه صلح طالبان با امریکایی‌ها به این گروه گفته‌اند که مذاکرات صلح به نفع این گروه پیش‌رفته و لازم نیست که بخاطر ایران، تلاش‌های صورت گرفته در قطر نقش برآب شود. به هر دلیلی که باشد، ممانعت پاکستان از نزدیکی طالبان و ایران موضوعی است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. این نشان می‌دهد که طالبان هنوز در کنترول پاکستان است و پاکستانی‌ها هستند که تعیین می‌کنند طالبان در مناسبات منطقه‌ای چگونه رفتار داشته باشند.

به نظر می‌رسد که واکنش‌ها و پیامدهای کشتن سلیمانی برای امریکایی‌ها چندان قابل پیش‌بینی نبوده است. واکنش دولت عراق به این رویداد خیلی شدید و دور از انتظار امریکایی‌ها بود. ایرانی‌ها نیز هشدارها جدی‌ای به امریکا داده‌اند. تحولات طوری انکشاف یافته که انگار امریکایی‌ها خرمنی را آتش زده باشند.

می‌توان گفت که به هرپیمانه‌ای که امریکایی‌ها پیامدهای حمله به سلیمانی را بزرگ بدانند و جدی بگیرند به همان اندازه نیاز خواهند داشت که در روابط و مناسبات شان با دولت‌ها و گروه‌های منطقه دقت و احتیاط به خرچ دهند. این نیاز، فرصتی برای طالبان و کسانی است که خواهان باج‌گیری و امتیازگیری از امریکایی‌ها هستند. بدون شک که یکی از این طرف‌ها پاکستانی‌ها و به تبع آن طالبان‌ است. در واقع در حال و هوایی که امریکایی‌ها خود را در منطقه با موجی از تهدیدهای فزاینده روبرو می‌بینند، ارزش کسانی که با آنان رفتار خوب داشته باشند(دستکم در کوتاه مدت) بیشتر خواهد شد. این موقع خوبی برای پاکستانی‌ها است. پاکستانی‌ها همواره از همین سیاست پیروی کرده‌اند. آنان در لباس دوست غربی‌ها، همواره طوری رفتار کرده‌اند که امریکا بیشتر در منطقه بپیچد و در این پیچ و خم‌ها به همکاری پاکستان نیاز پیدا کند و پاکستان همکاری کند و امتیاز بگیرد.

چنین می‌نماید که تحول اخیر در منطقه به نفع روند صلح افغانستان نیز باشد. طالبان اگرآگاهانه خود را از ماجرای تقابل ایران و امریکا به کنار کشیده باشد، به این معنا است که این گروه صلح را جدی گرفته و به زودی مذاکرات صلح به یک مرحله تعیین کننده برسد. از این نظرگاه، می‌توان گفت که وضعیت پیش آمده به نفع افغانستان بوده است. اما در افغانستان، صلح مورد نظر امریکایی‌ها و طالبان خریداران چندان ندارد. صلح بین این دو در پرده ابهام قرار دارد. حتا دولت افغانستان زیاد در جریان این روند نیست. بسیاری‌ها به این باورند که مرموز بودن روند صلح، به معنای این است که مردم افغانستان و منافع علیای افغانستان در آن در نظر گرفته نشده و در واقع این صلح، تفاهمی بین امریکا و طالبان است که برای افغانستان ارزشمند نیست و می‌تواند مقدمه یک جنگ دیگر باشد.

یکی از مخالفان برنامه صلح خلیل‌زاد و طالبان اشرف غنی است. هرچند مخالفت آقای غنی بیشتر در محور منافع شخصی و تیمی آقای غنی قابل بررسی است اما درعین حال برای مردم و بسیاری از جریان‌های سیاسی نیز این نگرانی وجود دارد که صلح مورد نظر خلیل‌زاد چه آینده‌ای را برای افغانستان رقم خواهد زد. در این میان تنها اندکی خوش‌بینی که وجود دارد این است که صلح خلیل‌زاد، صرف نظر از کمی‌ها و کاستی‌هایش، بتواند مقدمه یک صلح پایدار شود. در این صورت می‌توان نتیحه گرفت که مصوون ماندن روند صلح خلیل‌زاد-طالبان از گزند توفان‌های سیاسی منطقه‌ای و جهانی، تا حدود زیادی در راستای یک خوش‌بینی ابهام‌آمیز است که به هرحال از جنگ و ادامه وضع فعلی بهتر است.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید