کاهش‌خشونت‌ها یا آتش‌بس؟!

نورالله ولی‌زاده

در مورد کاهش خشونت‌ها نیز آن گونه که بسیاری‌ها باور دارند، این مقوله بسیار تفسیرپذیر و غیرقابل اندازه‌گیری است. توافق روی کاهش خشونت‌ها در واقع استفاده از حداقلی‌ترین امکانات و فرصت‌ها برای رسیدن به توافق با یک گروه جنگ‌جو است. با گروهی که غیر از جنگ منطق دیگری ندارد، بسیار دشوار است که به زودی و در یک مرحله به توافق مهم  در باره آتش‌بس و صلح رسید.

***************

هرچند به نظر می‌رسد که مذاکرات صلح بین طالبان و امریکایی‌ها به مراحل نهایی رسیده اما در چند روز اخیر روند صلح دچار یک ستکتگی شده که دلیل آن دقیقن روشن نیست. برخی‌ها از روبرو شدن مذاکرات صلح با یک بن‌بست تازه سخن گفته‌اند. گفته می‌شد که از اوایل هفته جاری، گفت‌وگوهای خلیل‌زاد با طالبان از سر گرفته می‌شود اما تا کنون از این گفت‌وگوها خبری نیست.

بعضی از منابع گفته‌اند که امریکایی‌ها از طالبان خواسته که رابطه خود را با ایران قطع کند، اما این گروه از این کار اجتناب ورزیده و این موضوع، یکی از موضوعات اختلافی میان طرفین است که باعث توقف در مذاکرات صلح شده است.

با آن‌که طالبان گفته که تنش تازه بین امریکا و ایران به مذاکرات صلح بین طالبان و امریکایی‌ها تاثیر نگذاشته اما باور کردن این گفته‌ها از نشانی طالبان ساده‌لوحانه به نظر می‌رسد. به احتمال زیاد که خواست طالبان همین بوده که نباید تنش میان امریکا و ایران باعث تنش در روابط امریکا و طالبان شود اما این خواست از سوی امریکایی‌ها جدی گرفته نشده است.

از فحوای تاکید طالبان بر بی‌اثر بودن تنش میان امریکا و ایران بر مذاکرات صلح میان امریکا و طالبان این استنباط به‌وجود می‌آید که طالبان فکر می‌کنند که امریکایی‌ها، تنش تازه میان امریکا و ایران را بهانه قرار داده و گفت‌وگوهای صلح را متوقف کرده‌اند اما طالبان می‌خواهند که امریکایی‌ها این را نکنند و به دور از تنش و تقابل با ایران به گفت‌وگوهای صلح با این گروه ادامه دهند. چنان‌که گفته شد، این خواست و توقع طالبان ساده‌لوحانه است. امریکایی‌ها نمی‌توانند به سادگی قضایای کلان منطقه‌ای(که گفت‌وگو با طالبان و تنش با ایران دو قضیه از این قماش‌اند) تفکیک کنند.

وقتی طالبان می‌گوید که تنش بین امریکا و ایران سبب تنش میان طالبان و امریکا نخواهد شد، در واقع این گروه از یک موقف استقلال‌طلبانه حرف می‌زند که چندان پذیرفتنی نیست. امریکایی‌ها به مناسبات منطقه‌ای شان در یک بسته کلان فکر می‌کنند و بدون شک که رابطه امریکا با ایران و هر کشور در دیگر در منطقه به رابطه امریکا و طالبان تاثیر می‌گذارد. همان‌گونه که رابطه امریکا و روسیه به رابطه طالبان وامریکا تاثیر دارد، رابطه امریکا با پاکستان نیز با رابطه طالبان و امریکا ارتباط دارد. ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست. امریکایی‌ها بارها ایرانی‌ها را متهم به حمایت از طالبان کرده‌اند. طالبان نیز چند مرتبه در جریان گفت‌وگو با امریکایی‌ها، به ایران سفر کرده و با مقام‌های ایرانی گفت‌وگو کرده‌اند.

اما تنش امریکا و ایران و تاثیر آن بر مذاکرات صلح طالبان و امریکا، به کنار، یک موضوع اختلافی دیگر، آتش‌بس و کاهش خشونت‌ها است. حکومت افغانستان بر لزوم آتش‌بس به عنوان پیش‌شرط توافقات صلح تاکید دارد و امریکایی‌ها در این مورد از کاهش خشونت‌ها سخن می‌گویند. به نظر می‌رسد که بین حکومت و شورای عالی صلح نیز در این خصوص توافق نظر وجود ندارد. معاون شورای عالی صلح دو روز پیش گفت که کاهش خشنونت‌ها زمینه آتش‌بس را فراهم می‌کند و حکومت باید از این فرصت استفاده کند. اما وزارت دولت در امور صلح، به آتش‌بس تاکید کرده است. ریاست اجراییه نیز از کاهش خشونت‌ها منحیث یک فرصت در زمینه دست‌یابی به توافق صلح صحبت کرده است.

به نظر می‌رسد که امریکایی‌ها با طالبان در مورد کاهش خشونت‌ها توافق کرده‌اند و از تاکید برآتش‌بس دست کشیده‌اند. چند روز جان بس سفیر سابق امریکا در کابل، در مصاحبه با طلوع نیوز به صورت مشرح در مورد کاهش خشونت‌ها بحث کرد و گفت که طالبان بر آتش‌بس تاکید ندارند. این نشان می‌دهد که کاهش خشونت‌ها موضوع مورد توافق امریکا و طالبان است و در افغانستان نیز بخشی از حکومت و شورای عالی صلح با این موضوع مشکل ندارد و با آن موافق هستند. در این میان، می‌ماند موضع ارگ ریاست جمهوری و تاکید تیم آقای غنی به لزوم آتش‌بس.

باید گفت که صرف نظر از اهداف و انگیزه‌های پیدا و پنهان آقای غنی و اطرافیانش بر تاکید برآتش‌بس، این تاکید قابل توجیه و قابل دفاع است. بسیار خوب است که طالبان پیش از هرگونه گفت‌وگوی صلح و توافق صلح، آتش‌بس کند و گفت‌وگوهای صلح در یک فضای آرام صورت گیرد. اما از مواضع امریکایی‌ها این استنباط به وجود می‌آید که طالبان آتش‌بس را نپذیرفته و تنها به کاهش خشونت‌ها توافق کرده است. در این صورت، چه باید کرد؟ اگر نتیجه یکسال مذاکراه طالبان وامریکا همین باشد که همزمان با امضای توافق صلح، خشونت‌ها کاهش یابد، آیا در این صورت، تاکید اشرف غنی به آتش‌بس معنایی دارد؟ آیا این تاکید می‌تواند باعث تجدید نظر در توافقات انجام شده بین طالبان و امریکایی‌ها شود؟ در پاسخ به این سوال‌ها می‌توان گفت که تاکید حکومت افغانستان بر لزوم برقرار آتش‌بس، در واقع می‌تواند اهرم فشار و بهانه‌ای برای امریکایی‌ها درست کند. همان‌گونه که برخی‌ها به این باورند که تنش میان امریکا و ایران بهانه‌ای به امریکایی‌ها شده تا مذاکرات صلح را توقف دهند، تاکید حکومت افغانستان بر آتش‌بس نیز می‌تواند چنین موقعیتی ایجاد کند. در واقع، اگر امریکایی‌ها بخواهند، با طالبان به هرقیمتی توافق صلح امضا کنند، بسیار بعید است که حکومت افغانستان بتواند مانع این کار شود. آقای غنی از نظر سیاسی در موقعیت ضعیفی قرار دارد. انتخابات ریاست جمهوری آقای غنی را در یک موقعیت ضعیف قرار داده و نیازمندی‌اش به حمایت امریکایی‌ها را افزایش داده است. او می‌داند که ایستادگی جدی در برابر خواست امریکایی‌ها، باعث خواهد شد که امریکایی‌ها حمایت خود را از وی دریغ کنند که این کار برای آقای غنی جبران‌پذیر نخواهد بود.

در مورد کاهش خشونت‌ها نیز آن گونه که بسیاری‌ها باور دارند، این مقوله بسیار تفسیرپذیر و غیرقابل اندازه‌گیری است. توافق روی کاهش خشونت‌ها در واقع استفاده از حداقلی‌ترین امکانات و فرصت‌ها برای رسیدن به توافق با یک گروه جنگ‌جو است. با گروهی که غیر از جنگ منطق دیگری ندارد، بسیار دشوار است که به زودی و در یک مرحله به توافق مهم  در باره آتش‌بس و صلح رسید.

با این‌حال کاهش خشونت‌ها می‌تواند به دو هدف و به دو معنا مورد تایید قرار گیرد. یا در واقع امریکایی‌ها می‌توانند از توافق روی کاهش خشونت‌ها به دو هدف استفاده کنند. یک هدف این می‌تواند باشد که امریکایی‌ها برای دست‌یابی به یک توافق صلح با طالبان، از روی ناگذیری و ناچاری روی کاهش خشونت‌ها توافق کنند و این توافق را در واقع به این هدف انجام دهند که در افکار عمومی امریکا و جهان، دست آویزی- هرچند  ناچیز و ناپایداری- برای امضای توافق صلح با طالبان بدست آورند. در این راستا، هدف اصلی می‌تواند برگشتاندن طالبان به قدرت باشد و فضاسازی برای انجام این ماموریت کاهش خشونت‌ها باشد. اما هدف دومی این می‌تواند باشد که از کاهش خشونت‌ها همچون مقدمه‌ای برای دست‌یابی به آتش‌بس و توافق صلح استفاده شود. این امکان و این فرصت وجود دارد که کاهش خشونت‌ها تبدیل به آتش‌بس شود. اما چنان‌که گفته شد، این امر بستگی زیادی به تصمیم و اهداف امریکایی‌ها دارد که آنان از این کار چه هدف و  نیتی دارند.

بنابراین کاهش خشونت‌ها به شکل مشروط و محتاطانه قابل توجیه است. در صورتی که امریکایی‌ها روی تضمین‌هایی کار کنند که کاهش خشونت‌ها تبدیل به آتش‌بس شود. اگر امریکایی‌ها از نهایت ناچاری به کاهش خشونت‌ها تن دهند و کاهش خشونت‌ها مقدمه واگذاری قدرت به طالبان باشد، در این صورت، همان‌گونه که آقای غنی با آن مخالفت دارد، بسیاری از جریان‌های سیاسی و مردم افغانستان هم حق دارند که با آن مخالف باشند و روی ایجاد یک سازوکار معقول و منطقی تاکید کنند. در حال حاضر موضع آقای غنی در واقع یک موضع منطقی است اما مشکل این است که آقای غنی آتش‌بس را نه برای صلح پایدار و منافع عمومی که برای منفعت شخصی و تیمی خود می‌خواهد. این در حالی است که تداوم کار آقای غنی در ارگ اگر خطری به صلح و ثبات دایمی ایجاد می‌کند که احتمالا حضور طالبان در قدرت می‌توان آن را ایجاد کند. آقای غنی بدیل خوبی برای طالبان نیست و مردم افغانستان حق دارند که با اشتراک در روند صلح منحیث یک روند ملی و فراگیری، روی سازوکاری کار کنند که متضمن حضور تمامی نیروهای سیاسی-قومی در ساختار حکومت اعم از طالبان و غنی و…. باشد!

اشتراک گذاری:

نظر بدهید