حجاب زن، غيرت مرد!

مريم برمك ـ استاد دانشگاه كابل

زنان افغانستان بايد به آگاهي برسند، اگر حجاب مي­كنند هم با آگاهي كامل و علاقه و اشتياق اين كار را بكنند، نه از روي اجبار! و اگر حجاب نمي­كنند باز هم از سرِ‌ آگاهي اين كار را بكنند نه با ديكته شدن از طرف ديگران. اگر جامعه آگاه باشد و هر كاري را از روي آگاهي انجام دهد، جامعه اي خوشبخت­تر و عاري از هرگونه خشونت خواهيم داشت، اما اگر اِعمال اين گونه حرف­ها با اجبار و خشونت باشد و بدتر از همه اينكه اجبار از طرف يك جنس بر جنس ديگر، سال­ها روي آرامش و خوشبختي واقعي را نخواهيم چشيد.

*************

اگر ذهن مرد اصلاح شود و مرد حد و مرز خود را بشناسد، يك مقداري زياد از مشكلات جامعه حل مي­شود. آيا در جامعه ما حجاب داران از شرّ نگاه­هاي شهوت آميز و حرف­هاي پوچ و بازاري يك تعداد مردان هرزه مصؤون اند؟ قطعا چنين نيست!

****************

سخن از حجاب كردن و نكردن زن در افغانستان فقط بحث امروز نيست. سال‌هاست در مورد اين قضيه بحث و گفت‌وگو شده و جنگ و جدال‌هاي به راه افتاده است. در زمان طالبان ازجمله يكي از مهم‌ترين موارد و بعد از آن از زمان حامد كرزي به اين طرف نيز مورد بحث بوده و همواره ميان دو جريان فكري (موافقت با حجاب و مخالفت با آن) بحث و دعواهاي در مورد آن بالا گرفته است، اما در اين روزها پوستر وفيلمي، بسيار مورد بحث بعضي از رسانه­ها و صفحات اجتماعي قرار گرفته و سر و صدا برپا كرده است كه بازهم موافقان و مخالفان بسياري پيدا كرده و جا دارد مورد تأمل و تعمق قرار گيرد.

اينجا نيز سخن از حجاب و بي­حجابي نيست كه يك تعداد از حجاب و يك تعداد از بي­حجابي دفاع مي­كنند. اصل مسأله اين است كه حجاب زن غيرت مرد دانسته شده است، به اين معنا كه زن مستقل نيست، استقلال فكر و عمل نبايد داشته باشد و اين مرد است كه فكر و خواست خود را بايد بر او اِعمال كند و برايش تعيين كند كه چه بايد بكند و چه بايد نكند، آن‌هم در جامعه اي كه تعدادي زيادي از مردان نيز هنوز سطح تفكر شان به جايي نرسيده كه خود را اداره كنند، چه رسد به اينكه اداره كردن زنان نيز به دوش شان باشد. اينجا به ظاهر همه در مورد حجاب حرف مي­زنند و با آوردن آيات و احاديثي موافقت و يا عدم موافقت شان را ابراز مي­دارند، درحالي كه اصل قضيه كه سلب اختيار و اراده و استقلاليت از زنان است، ناديده گرفته مي­شود.

در اين نوشته از هيچ گروهي (موافق با حجاب و مخالف با آن) جانب‌داري نشده است و نه هم منحيث عالم دين و يا تعميم دهنده جريان­هاي فكري امروز است، نه محتسب امربه معروف و نهي از منكر و نه شكار غرب زدگي امروز، اما از جايگاه يك زن مي­خواهد به چند نكته مهم اشاره كند:

  • كساني كه بسيار به شدت و لحن تند خواستار اِعمال حجاب استند، بياييد اگر واقعا از مصؤون بودن حجاب مطمئنيد و به نفع جامعه بشري مي­دانيد و دلايل موجه عقلي داريد، به جاي زور گفتن و به جاي تند نوشتن و به جاي احساساتي عمل كردن، فعاليت­هاي منظم فرهنگي را به راه اندازيد و مردم را از محاسن و يا معايب حجاب و بي­حجابي و نفع يا ضرر آن در جامعه آگاه سازيد. وقتي زنان خود شان آگاه شدند، ديگر مسير خود را در مي­يابند كه كدام طرف حركت كنند. به همه‌گان معلوم است كه فشار بيروني در طول تاريخ كارگر واقع نشده و در هيچ جامعه اي عمر دراز نداشته است، زيرا تا زماني كه فشار بيروني هست، مردم از سرِ اجبار و نه ميل دروني آن كار را انجام مي­دهند و زماني كه فشار از بين رفت، دوباره شديد تر و عقده­مند تر از قبل به همان كار قبلي روي مي­آورند. اما اگر مردم از روي آگاهي و از سرِ ميل و علاقه‌مندي و فشار دروني به كاري روي مي­آورند، قرن­ها در ميان شان نهادينه مي­شود.
  • نكته ديگر اين كه بياييد اين‌قدر كه خواستار تطبيق قانون بر جسم زن استيم، كمي اين قوانين را بر افكار مردان نيز تطبيق كنيم. دين مردان را نيز به تقواي فكري و نگاه­داشت حرمت ديگران امر كرده است. اگر ذهن مرد اصلاح شود و مرد حد و مرز خود را بشناسد، يك مقداري زياد از مشكلات جامعه حل مي­شود. آيا در جامعه ما حجاب داران از شرّ نگاه­هاي شهوت آميز و حرف­هاي پوچ و بازاري يك تعداد مردان هرزه مصؤون اند؟ قطعا چنين نيست! اينجا حجاب دار را به يك شكل و بي حجاب را به شكل ديگر مورد خشونت لفظي و جنسي قرار مي­دهند. اگر كمي به اصلاح اينگونه مردان نيز انديشيده شود، مطمینم كه نتيجه بهتري عايد جامعه خواهد گرديد.
  • فاحشه­هاي جسمي را به نحوي مي­توان مديريت كرد، اما كسي كه ذهن فاحشه دارد را چه كار بايد كرد؟ آيا حد و مرزي براي اين فاحشه­ها نيز مدّنظر گرفته شده است يا بايد فقط به ظاهر قضيه توجه كرد؟ بسيار حجاب داراني داريم كه با هيچ نوع اخلاق اسلامي ملبّس نيستند، فقط روي و تن خود را مي­پوشانند، اما فاسد ترين افراد جامعه اند و در برابر آن زناني داريم كه حجابي به چارچوب كه آنان تعريف مي­كنند (پوشانيدن روي…) ندارند اما با هزار ارزش و اخلاق اسلامي مزين شده اند و رفتار و كردار آن­ها به طرز عجيبي انسان را زير تأثير قرار مي­دهد. اين زنان كارمند دولت اند، معلم اند… ولي زنان نجيب و شريفي اند كه جامعه از وجود شان به وجه احسن مستفيد مي­شود و در خدمت جامعه قرار دارند، اما در برابر حجاب داراني داريم كه شب و روز عايد شان از راه تن­فروشي است و يا حجاب داراني داريم كه ذرّه اي از اخلاق اسلامي در وجود شان ديده نمي­شود. در موترها، در بازار… بدترين برخورد را با مردم همين­ها دارند. كاش به جاي اين همه اِعمال حجاب از طريق خشونت و اجبار يك كمي هم با نرمش وعطوفت برنامه­هاي در جهت آشنا ساختن و عادت دادن مردم به اخلاق اسلامي نيز داشته باشيم!
  • حرف ديگر اين نوشته با زنان است، در صفحات اجتماعي بيشترين كسانيكه موافقت خود را با اين جريان فكري (پوستر­ها و فيلم­هاي نشر شده…) اعلام كرده و به شدت بر مخالفان اين جريان تاخته اند، زنان اند. اينجا حرف حجاب و بي­حجابي نيست، مهم­ترين حرف اين است كه استقلاليت زن زير سوال برده شده است. زن از خود استقلال فكر و عمل نبايد داشته باشد، زنان نادان و نافهم دانسته شده است، اين مردان اند كه بايد به آن­ها بفهمانند ـ بلكه بقبولانند ـ كه بايد به­خاطر حفظ غيرت و ناموس خودشان، زن بايد حجاب كند، اين به آن معناست كه يك جنس در تمام جامعه، تمام عمر خود را وقف پاسداري از غيرت و خواست­هاي جنس ديگر بسازد، كه عاقلانه به نظر نمي­رسد.

جانِ كلام اين كه، زنان افغانستان بايد به آگاهي برسند، اگر حجاب مي­كنند هم با آگاهي كامل و علاقه و اشتياق اين كار را بكنند، نه از روي اجبار! و اگر حجاب نمي­كنند باز هم از سرِ‌ آگاهي اين كار را بكنند نه با ديكته شدن از طرف ديگران. اگر جامعه آگاه باشد و هر كاري را از روي آگاهي انجام دهد، جامعه اي خوشبخت­تر و عاري از هرگونه خشونت خواهيم داشت، اما اگر اِعمال اين گونه حرف­ها با اجبار و خشونت باشد و بدتر از همه اينكه اجبار از طرف يك جنس بر جنس ديگر، سال­ها روي آرامش و خوشبختي واقعي را نخواهيم چشيد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید