غنی از نتیجه مذاکرات صلح می‌ترسد!

نورالله ولی‌زاده

آیا اشرف غنی، با یک نتیجه قابل پیش‌بینی از گفت‌وگوهای بین‌الافغانی صلح(که به احتمال زیاد خواست کناره‌گیری وی از قدرت را شامل می‌شود) حاضر است به نشست‌های بین‌الافغانی اشتراک کند؟ هیچ نشانه و قرینه‌ای وجود ندارد که بتوان مبتنی برآن به این پرسش پاسخ مثبت داد. آقای غنی به تجربه نشان داده که به شدت گرایش به ماندن در قدرت دارد و در این راستا می‌تواند از هر حد و مرزی عبور کند و هر اصلی را زیر پا کند. با این وصف، بسیار بعید است که او در مذکراتی اشتراک کند یا زمینه برگزاری مذاکراتی را فراهم سازد که نتیجه آن خواست کناره‌گیری وی از قدرت باشد. ساده‌ترین تعبیر همین است که آقای غنی از نتیجه مذاکرات بین‌الافغانی می‌ترسد.

********************

هم‌زمان با نشر خبرهایی در مورد پیش‌رفت مذاکرات صلح بین طالبان و خلیل‌زاد در قطر، ارگ ریاست جمهوری افغانستان گفته که بدون آتش‌بس، پیش‌رفتی در مذاکرات صلح صورت نخواهد گرفت. هرچند تیم ارگ به صراحت از مخالفت خود با طرح صلح خلیل‌زاد-طالبان سخن نمی‌گوید اما با بیان این‌که بدون آتش‌بس صلح پیش‌رفتی نخواهد داشت، به شکل غیر مستقیم این را می‌گوید که اگر آتش‌بس نشود، حکومت با طالبان وارد مذاکره نخواهد شد.

روز یک‌شنبه حامد کرزی در گفت‌وگو با بی بی سی، از اشرف غنی خواست که هرچه زودتر به «گفت‌وگوهای بین‌الافغانی» حاضر شود. استفاده آقای کرزی از عبارت«حاضر شدن» به این معناست که او به این نتیجه رسیده که اشرف غنی از گفت‌وگوهای بین‌الافغانی طفره می‌رود و در این زمینه بهانه‌گیری و مانع‌تراشی دارد. دریافت آقای کرزی تا حد زیادی دقیق است. تاکید تیم ارگ به لزوم برقراری آتش‌بس منحیث پیش‌شرط شروع گفت‌وگوهای بین‌الافغانی در واقع یک نوع بهانه‌گیری و مانع‌تراشی است. در یک سال اخیر، هرباری که گفت‌وگوهای صلح بین امریکایی‌ها و طالبان به جاهای حساس و سرنوشت‌سازی رسیده، تیم ارگ پیش‌شرط وضع کرده است. این در حالی است که آقای غنی در زمانی که مذاکرات صلح بین امریکایی‌ها وطالبان شروع نشده بود و به اصطلاح دست‌یابی به توافق صلح دور از امکان به نظر می‌رسید، هیچ نوعی پیش‌شرطی را مطرح نمی‌کرد و حتا با قطعیت اعلام می‌کرد که حاضر است بدون هیچ گونه قید و شرطی در هرکجا و روی هر موضوعی با طالبان مذاکره کند.

به نظر می‌رسد که اشرف غنی بیشتر نگران نتایج صلح است و از آن می‌ترسد. افزون براین‌که تیم آقای غنی آماده‌گی‌ای برای آغاز گفت‌وگوهای بین‌الافغنی ندارد و تا کنون تیم مذاکره کننده خود را معرفی نکرده، آن‌چه بیشتر مایه نگرانی آقای غنی است، خود گفت‌وگوها و زمان ومکان شروع آن نیست، بلکه نتایج گفت‌وگوها است.

طالبان با این پیش‌فرض پیروی در جنگ و شکست امریکایی‌ها وارد مذاکره شده است. وقتی امریکایی‌ها با طالبان وارد مذاکره مستقیم شدند، این برداشت برای طالبان بوجود آمد که امریکا شکست خود در جنگ را پذیرفته و در صدد پیدا کردن راه فرار است. این‌که این برداشت طالبان چقدر نزدیک به واقعیت است، بحث جداست اما تاکید این گروه به عدم مذاکره با حکومت افغانستان و خروج نظامیان امریکایی از کشور، نشاندهنده این امر است که این گروه، با تصور پیروزی در جنگ وارد مذاکره شده و حفظ و تقویت همین تصور مذاکرات را ادامه می‌دهد. چنین تصوری در نزد طالبان باعث شده تا این گروه حاضر به مذاکره با حکومت نباشد. به احتمال قوی، تعبیر طالبان از گفت‌وگوهای بین‌الافغانی نیز این است که تعدادی از شخصیت‌های شناخته شده از آدرس احزاب سیاسی و گروه‌های قومی با حضور داشت نماینده‌ کم صلاحیتی از حکومت گردهم جمع شوند و در مورد آینده سیاسی کشور گفت‌وگو کنند. طبق این تعبیر، حکومت نه منحیث یکی از دو طرف صلح، بلکه منحیث یکی از چندین طرف در گفت‌وگوها شرکت کند. گفت‌وگوها نیز می‌تواند شامل چگونگی تشکیل حکومت جدید و کنار رفتن حکومت فعلی باشد. واضح است که چنین گفت‌وگویی نتیجه‌ای در پی نخواهد داشت که به نفع تیم آقای غنی باشد. نتیجه می‌تواند شامل درخواست از تیم اشرف غنی مبنی برکناره‌گیری از قدرت باشد.

حالا سوال این است که آیا اشرف غنی، با یک نتیجه قابل پیش‌بینی از گفت‌وگوهای بین‌الافغانی صلح(که به احتمال زیاد خواست کناره‌گیری وی از قدرت را شامل می‌شود) حاضر است به نشست‌های بین‌الافغانی اشتراک کند؟ هیچ نشانه و قرینه‌ای وجود ندارد که بتوان مبتنی برآن به این پرسش پاسخ مثبت داد. آقای غنی به تجربه نشان داده که به شدت گرایش به ماندن در قدرت دارد و در این راستا می‌تواند از هر حد و مرزی عبور کند و هر اصلی را زیر پا کند. با این وصف، بسیار بعید است که او در مذکراتی اشتراک کند یا زمینه برگزاری مذاکراتی را فراهم سازد که نتیجه آن خواست کناره‌گیری وی از قدرت باشد. ساده‌ترین تعبیر همین است که آقای غنی از نتیجه مذاکرات بین‌الافغانی می‌ترسد.

سوال دیگری که به میان می‌آید این است که در صورت ایستاده‌گی آقای غنی بر پیش‌شرطش(آتش‌بس) روند صلح کدام مسیر را خواهد پیمود. در این زمینه اتفاق نظر وجود ندارد. بعضی‌ها به این باورند که امریکایی‌ها به هرحال مذاکرات خود را پیش می‌برند و قول و قرارهایی که به طالبان داده‌اند را به مرور زمان عملی خواهند کرد. در این صورت، با وجود توافق صلح طالبان و امریکایی‌ها، جنگ و خشونت برای مدتی ادامه خواهد داشت. امریکایی‌ها به احتمال زیاد به این نتیجه برسند که اقای غنی را با پیش‌شرط‌هایش با طالبان تنها بگذارند و مدتی به این دو طرف میدان دهند تا در میدان جنگ چه می‌کنند. اگر آقای غنی بتواند به تنهایی و بدون حمایت امریکایی‌ها در میدان جنگ خوب ظاهر شود و مانع تاخت و تازهای طالبان و دست‌آوردهای چشم‌گیر این گروه در عرصه نظامی شود، آنگاه شاید طالبان انعطاف نشان دهد و حاضر شود که با حکومت تحت شرایط سهل‌تری گفت‌وگو کند و آتش‌بس اعلام کند.

مسیر دومی این خواهد بود که امریکایی‌ها از طریق اعمال فشار سیاسی بیشتر، زمینه تضعیف بیشتر آقای غنی را در عرصه سیاسی و حکومت داری فراهم کنند و به این ترتیب آقای غنی را مجبور بسازند که از خطوط سرخش به نفع سناریوی مورد نظر امریکایی‌ها عدول کند و به یک توافق صلح بین‌البین تن دهد. این احتمال از قوت بیشتری نسبت به گزینه نخست برخوردار است. امریکایی‌ها از طریق انتخابات و پروسه سیاسی، اهرم‌های فشار بیشتری در اختیار دارند تا آقای غنی را وادار به پذیرش شرایط و خواست‌های خود نمایند. رفتن انتخابات به دور دو و حمایت امریکا از تیم ثبات و هم‌گرایی اهرم فشاری است که آقای غنی را می‌تواند وادار به تمکین کند.

اما در کنار ترس آقای غنی از نتیجه مذاکرات، اگر نتیجه مذاکرات به ترتیبی باشد که گروه طالبان با یک سهم عمده و حداکثری به قدرت برگردانده شود، ترس ناشی از چنین نتیجه‌ای فراگیرتر از شخص اشرف غنی و تیم ارگ است. بسیاری از جریان‌های سیاسی، مدنی و قومی از قدرت گیری دوباره طالبان هراس دارند و خواهان تضمین هایی هستند که باید امریکایی‌ها از طالبان بگیرند. اگراین تضمین‌ها گرفته نشود و امریکایی‌ها با پذیرش شکست، در یک معامله مرموز، طالبان را در تبانی با پاکستان و عربستان سعودی به قدرت برگردانند، احتمال اوج‌گیری تنش‌های نظامی و سیاسی در مراحل بعدی وجود دارد که می‌تواند تبعات منفی زیان‌باری برای کلیت نظام و کشور افغانستان داشته باشد.

به تعبیر دیگر، در حال حاضر تنها تیم ارگ است که خطر و ترس ناشی از آمدن دوباره طلبان را به تمام وجود حس می‌کند و از آن آگاه است. به همین دلیل تیم ارگ نسبت به مذاکرات صلح بین خلیل‌زاد و طالبان بی‌قراری نشان می‌دهد. بقیه جریان‌های سیاسی و قومی که قربانیان بالقوه خطر بازگشت طالبان به قدرت پنداشته می‌شوند، یا از جزییات مذاکرات و پیامدهای آن بی‌خبرند یا هم قدرت تحلیل و انسجام را از دست داده‌اند که آرام و ساکت به نظر می‌رسند. نباید این آرامش و سکوت به این معنا تلقی شود که غیر از تیم ارگ کس دیگری مخالف معاملات پنهانی بین طالبان و امریکا نیست. اگر چنین تلقی شود، یک اشتباه راهبردی است.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید