تاجیکان قوم بزرگ(خیل کبیر)

مریم عبدالله

پیشنهاد به رسمیت شناختن تاجیکان پاکستان محققین پاکستانی خواستار به رسمیت شناختن تاجیکان پاکستان در قطار دیگر اقوام ساکن در آن کشور به طور رسمی شده است عارف حسن آخوندزاده، محقق و تاریخ‌نگار ساکن پاکستان، در مطلبی تحت عنوان«نمای کلّی از جامعه تاجیکان پاکستان»، نوشته است، با وجود آن که عده بزرگی از شهروندان این کشور تاجیک اند و از میراث فرهنگی و تاریخی خود آگاه اند و اصطلاح «تاجیک»- را در برابر نام‌های خود استفاده می‌کنند، دولت پاکستان به طور رسمی وجود تاجیکان را در میان اقوام رسمی ذکر شده خود به رسمیت نمی‌شناسد. «نتیجه این است، که تاجیکان با قومیت در ارتباط با منطقه زنده‌گی خود و زبانی، که آن‌ها صحبت می‌کنند، جمع می‌شوند (مثلاً، بیشتر پشتون، بلوچ و دیگران)»، -نوشته است آخندزاده.

موصوف در یک تماس کتبی به sputnik تاجیکستان گفته است، به خاطر ثابت کردن حضور تاجیکان در جامعه پاکستان سال 2002، مرحوم پروفیسور محمد اختر تاجیکی، که منصب‌دار، حقوق‌دان و محقق بود، اثر ارزش‌مند تاریخی در سطح تاریخ‌نگاری پذیرفته شده بین‌المللی منتشر کرد و هم تألیفات زیادی به قلم خود او (آخندزاده) نشر شده، اما مقام‌های پاکستانی همانا از این واقعیت چشم‌پوشی می‌کنند.

اصل تاریخ‌نگاری اصیل در پاکستان به کنج فراموشی و بی‌توجهی افتاده است. جای تعجب‌ ندارد که تحقیق تاریخ تاجیکان در این منطقه جهان، که اکنون به عنوان پاکستان معروف است، عملاً به صفر برابر شده است.

اگر تاریخ تاجیکان پاکستان درست تحقیق شود، معلوم خواهد شد، که تاجیکان نه فقط ساکنان تازه‌ وارد، بلکه از قدیمی ترین قوم‌های ساکن در این کشور اند. حضور موثر تاجیکان این سرزمین در آثار محققان قرن نزدهم بریتانیا و چند کتاب تاریخ مسلمانان تثبیت شده است و هیچ جای شک و تردید نیست که همچنین یک قوم در میان دیگر اقوام پاکستان وجود دارد، اما رسماً اعلام نمی‌شود، آقای آخندزاده به spuynik گفته است: عارف حسن آخندزاده در مطلب تاریخی خود بار اول تعریف کلی، نهادیی را از حضور تاریخ و محل بود و باش تاجیکان پاکستان اریه می‌کند، که تا به حال به طور پریشان در منابع تاریخی و رسانه‌های دوری ذکر می‌شدند.

او، گفته است، جامعه‌های بزرگ تاجیکان در پاکستان را می‌توان به سختی تشخیص کرد، زیرا آن‌ها پشتو حرف می‌زنند و هویت آن‌ها تا کنون ناشناخته مانده است. آخندزاده چهار جامعه مهم تاجیکان در پاکستان را به بررسی گرفته است: سواتیان-شلمانیان سواتیان-شلمانیان- دهقانان(دهگانان) یا اصیل‌زاده‌های زرتشتی بودند، که در زمان غزنویان به اسلام گرویده، در قلم‌رو حاضره شمال پاکستان (وادی پیشاور، بجوور، دیر و سوات) و شمال و شرق افغانستان (بدخشان، کنر و لغمان) پیش از امپراطوری مغول بزرگ صاحب پادشاهی به نام دولت گبر یا سلطنت سوات (1190 – 1519) بودند. سواتیان – شلمانیان اساس‌گذار سلاله شاهمیری، نخستین سلطنت مسلمانان در کشمیر نیز بودند. سلطنت سوات سال 1519م به دست بابر و سلطنت شاهمیری از سوی نبیره بابر – اکبر سال 1586 برهم خوردند. “مردمان این سلطنت، گرچه اکنون پشتو صحبت می‌کنند، معلوم شده است، که با لهجه‌های عجیب فارسی، نظیر گبری، دهقانی (دهگانی)و لغمانی حرف می‌زدند، که وجود آن‌ها در این جغرافیا از سوی خود اولین امپراطور مغول-بابر ثبت شده است. اگر چه آن‌ها اکنون منقرض شده یا مرده حساب می‌شوند(تصور می‌شود) که آن‌ها شبیه به لهجه‌های امروز تاجیکی شغنی و روشانی بوده‌اند آخندزاده مینویسد. حضور سواتیان – شلمانیها در قلمرو امروزه پاکستان را 2 هزار سال و تعداد آن‌ها را حدود 2 میلیون نفر حساب کرده است. تاجیکان سواتی-شلمانی، به قول عارف حسن آخندزاده، حالا در قبیله‌های نیکپی خیل، ملیزایی و رانیزایی یوسفزایی، سالارزایی، میوند، مهمند، داوودزایی، خویش‌گی و غیره دیده می‌شود. “بقیه قبایل معروف پشتون شده تاجیکان(که دهگان )مقیم وادی پیشاور و نواحی اطراف آن پپین خیلها، آخندخیل‌ها، فرمولی‌ها، سرگانی‌ها، بهسودی و راغنی‌ها هستند. همچنین تخمین می‌رود که پشتون‌های اتمانخیل، (دهگان‌خیل‌های) یوسفزایی و دهگان خیل‌های وزیری نیز تاجیک اند. آخندزاده آقای می‌نویسد تاجیکان “شری( دیر ) به قول آخنزاده، دیر خانه بزرگی از کارگران تاجیک است، که در طول قرن گذشته پس از سال 1887م توسط حاکم پیشین خود نواب دیر از پروان و پنجشیر (شمال کابل) به امتداد خط دیورند انتقال یافتند. آن‌ها از آهنگرها (ahingars) و کمانگران (kamangars – استادان کمان و پیکان و دیگر سلاح‌ها) تشکیل شده‌اند. در گذشته آن‌ها برای ارتش نواب اسلحه می‌ساختند. در بیشتر مواقع کاسبان فقیر و بی‌زمین هستند و هنوز از سوی تاجیک‌های بومی، نظیر سواتی‌ها و دهگآن‌ها، که خود را بالاتر از آن‌ها می‌حسابند، به مثابه صنف پایانی ارزیابی می‌شوند. اما این تاجیک‌ها کاملاً از هویت تاجیکی خود آگاه هستند و با افتخار دعوای این را می‌کرد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید