بی میلی رهبران آن سو و اشتیاق پیوستن در این سوی خط

مهرالدین مشید/ بخش چهارم

سلیک هریسن افغانستان شناس امریکایی و دیه گو کوردویز در اثر مشترکی به نام ” خروج افغانستان ” حوادث پس از  کودتای ۱۹۷۳   میلادی و در مورد تبدیل شدن افغانستان به صحنه عملیات سیاسی و استخباراتی کشورهای منطقه و غرب و چرخش ۱۸۹ درجه یی داوود به سوی غرب نوشته است . پس از کودتای داوود سازمان ساواک٬ تلاش کردT تا با نفوذ اتحاد شوروی در افغانستان مقابله کند . ساواک سعی کرد٬ داوود را تحت فشار قرار دهد، تا در برکناری کمونیست‌ها از دولت اقدام کند. در عین زمان ساواک نقش پل ارتباطی را برای انتقال اسلحه و کمک به مخالفان داوود به عهده گرفت. بخشی دیگر از طریق پاکستان به گروه‌های  بنیاد گرای اسلامی داده می‌شد. پاکستان در رشته عملیات های پنجشیر٬ لغمان ٬ بدخشان و نقاط دیگر که طرح آن‌ها در اسلام آباد ریخته شده بود. داوود خان را تحت فشار قرارد داد . سازمان سیا ٬ ساواک و استخبارات پاکستان در حوادث نافرجام سپتامبر و دسامبر ۱۹۷۳ و  جون۱۹۷۴ دست داشتند.

پروفیسور فرو هار لیدی استاد علوم سیاسی دانشگاهٔ لندن عقیده داشت که سیاست توسعه طللبانه شاه ایران در تغییر رویه داوود اثر داشت.  شاه ایران در ترکیه٬ پاکستان و هند نفوذ داشت. داکتر اسدالله علم مشاور شاهٔ ایران در کتاب خاطرات خود نوشته است که شاهٔ ایران به افغانستان به چشم یک خویشاوند فقیر می‌نگریست خواهان دستور دادن  به افغانستان بود. هارلیدی اشتباه داوود را داخلی راندن تند خلقی‌ها پرچمی‌ها خارجی بریدن از شوروی خوانده است. شوروی هم به خاطر پیشگیری افتادن افغانستان به دامن غرب به دلیل نگرانی هایش پیرامون کشورهای  آسیای مرکزی در صدد مداخله به این کشور بر آمد. افتادن گروه‌های اسلامی به دامن پاکستان و تمایل بعدی داوود به پاکستان اشتباهی بود که دست دولت‌مردان پاکستان را تا حلقوم در کام مردم افغانستان فرو برد. در حالی که پیش از سال ۱۹۷۴ پاکستان همیشه نگران مداخله افغانستان در امور آن کشور بود.

عبدالرحیم شیرزوی سفیر افغانستان در اسلام آباد می‌گوید که وقتی در سال ۱۹۷۵ اولین پیام داوود را برای بوتو دادم٬ باورش نمی‌آمد. موصوف دراین پیام به بوتو نوشته بود : «ما یک افغانستان و پاکستان قوی و متحد در منطقه می‌خواهیم .» یعنی هر دو محتاج یکدیگر شده بودند . در آن‌زمان بنا بر برنامه اتومی پاکستان مورد خشم امریکا قرار داشت. درسال ۱۹۷۵ میلادی وحید الله معین سیاسی امور خارجه  افغانستان نیز در نشست عمومی سازمان ملل متحد گفت: «ما هیچ مشکل دیگری با برادران پاکستانی خود نداریم، مگر شناختن حقوق برادران پشتون و بلوچ .»

بعدتر داوود به پیشنهاد کشورهای غربی دست به تجزیه زد و پرچمی‌ها و خلقی‌ها و سایر گروه‌های چپی را از دولت برکنار نمود.  به کوشش رهبران ایران‌٬ ترکیه  و عربستان سعودی به چند کشور سفر نمود. به دعوت داوود‌٬ بوتو در ۷ جون سال ۱۹۷۶ به کابل سفر نمود٬ بیانیه مشترکی را به نشر سپردند که اختلاف دولتین را به اساس  اصول پنج‌گانه کشورهای غیرمتعهدها در باندونک حل می‌سازند که بر اساس یکی از آن اصول شناختن خط دیورند به وسیله افغانستان حل می‌گردید. (۸) به گفته وحید عبدالله داوود می‌خواست با پاکستان کنار بیاید و از قول او نوشته است مردم پاکستان پشتونستان را جزیی از خاک خود می‌دانند و فعالیت‌های افغانستان را مداخله گرانه تلقی می‌کنند و به نقل از داوود نوشته است: ما نباید از یاد ببریم که ولی‌خان گفته بود٬ او پاکستانی است و پدر او نیز خود را باشنده پاکستان می‌شمارید.  او می‌گوید که داوود می‌گفت که پذیرش پنج اصل به ما ضرر نمی‌رساند و اما حسن نیت ما در برابر پاکستان ثابت می‌شود. (۹)

داوود به دنبال سفر بوتو از ۲۰ تا ۲۴ اگست ۱۹۷۶ برابر به ۲۹ اسد تا ۲ سنبله ۱۳۵۵ پس از اشتراک در کنفرانس باندونک وارد اسلام آباد شد و با بوتو ملاقات کرد. بوتو ٬ داوود را پدر خوانده و برایش گفت: من تو را پدر می خوانم و قضیه پشتونستان را به هر ترتیبی که تو بخواهی٬ من هم می‌خواهم که همان طور باشد  ، لیکن فکر باید بکنید که یک فرزند را پیش ملتش خجالت ندهید . این سیاست مورد حمایت رهبران ماورای دیورند نیز قرار گرفت. (۱۰) داوود در یک سخنرانی خود در پاکستان گفت : « من به شما اطمینان میدهم  که امروز با کمال حسن نیت به وطن شما آمده‌ام و حتاالمقدور می‌کوشیم مشکل خود را رفع نماییم . » به تاریخ ۲۲جون ۱۹۷۷ برابر به اول سرطان ۱۳۵۶ بوتو به کابل  آمد و  فردای آنروز ساعت ۱۱بجه افغانستان را ترک کرد . (k)

داوود در یک مذاکرات مخفی با نارضیان پشتون و بلوچ از آنان خواست تا ۳۰ اپریل ۱۹۷۸ برابر به ۱۱ ثور ۱۳۵۷ خورشیدی افغانستان را ترک کنند.  اجمل ختک یکی از سران جدایی طلب پشتون می‌نویسد: “داوود به ما گفت که نباید تشویش به خود راه دهید، زیرا ما حقوق خویش را در  حکومت ضیاالحق به دست خواهیم آورد. ما برایش گفتیم که ضیا مرد متقلب و دغل باز است٬ ما بر نمی‌گردیم.”

او اظهار داشت که از خیانت داوود افسران پشتون به سرعت آگاه شده و به امین کمک کردند که شبکهٔ زیر زمینی را در قوای مسلح افغانستان توسعه بدهد . (۱)

داوود در سفر دومی ۵ مارچ ۱۹۷۸ مطابق به ۱۵حوت ۱۳۵۶ خورشیدی به پاکستان طی مصاحبه‌یی گفت: در باره همه چیز بحث صورت گرفته و به مرور زمان جای مناسبش را خواهد گرفت . از این گفته‌های داوود در موقع مناسبش را خواهد گرفت . ازاین اظهارات داوود آشکار بود که او از موضوع پستونستان گذشته و در ضمن یا مقامات پاکستانی روی گرفتن امتیاز راه ترانزیت از بخش‌های جنوب غرب کوتل مزاری هلمند، تا بندر گوادر کراچی به فاصلهٔ ۳۹۰ کیلومتر به توافق  رسیده بود . در حالی که اکنون اموال تجارتی افغانستان به فاصلهٔ ۱۱۶۳کیلومتر از طریق بندر کراچی وارد کشور می‌شود . (۳)

رابطه میان پاکستان و افغانستان در حال بهبودی بود که بوتو در پاکستان و داوود در افغانستان در دو کودتای جداگانه نخستین به کمک امریکایی‌ها ودومین هم به کمک شوروی پیشین از بین رفت.

این دو کودتا حیات سیاسی  و اجتماعی مردمان هر دو کشور را وارد بدترین و دردناک ترین حالت نمود که تا امروز ادامه دارد. امریکا و شوروی به خاطر رقابت‌های داخلی شان در زمان جنگ سرد و بقای حضورشان افغانستان و پاکستان را قربانی اهداف شوم و توسعه طلبانه خود نمودند.

هرچند گفته‎هایی وجود دارد که احتمال مداخله شوروی در افغانستان را حتا پیش از حادثه 26 سرطان 1352 و هفت ثور 1357 پیش بینی‌کرده اند . چنان که عبدالمجید زابلی در یاد داشت‌های خود همچو نگرانی‌ها را ابراز کرده بود که یاد داشت‌های خود را به درباز نیز می‌فرستاد. از سویی هم تغییرات اساسی در نظام مطلقه افغانستان به مشروطه و تصویب قانون اساسی جدید در افغانستان در سال 1963 و 1343 پاسخی برای جلوگیری از همچو مداخله بود که داوود را از قدرت برکنار کرد.

هدف از قانون اساسی و تشکیل مشروطه در افغانسان کنار زدن داوود از صحنه قدرت بود و اما با رفتن او سردار ولی فرزند کاکای شاه به صحنه قدرت آمد.  حکومت‌های مشروطه هم بنا بر دخالت‌های پی در پی شاه بار بار به صورت زود هنگام سقوط کرد. به اساس قانون اساسی جدید آزادی‌های رسانه‌یی در کشور به وجود آمد.  نشراتی مانند خلق، پرچم به مدیریت خیبر، انگار، گهیز به مدیریت مرحوم گهیز یارای نشر یافتند که به دلیل عدم تصویب قانون احزاب در پارلمان احزاب سیاسی به صورت مستقل عرض اندام کرده نتوانستند .

بعد از دهه شصت نرخ نفت در بازارهای جهانی بلند رفت و کشورهایی مانند هند با صدور کارگران زیاد به کشورهای عربی سود زیادی از آن بردند و ایران با فروش نفت اضافه تر از 75 ملیارد دالر سود بیشتر به دست آورد . شمار زیاد افغان‌ها برای کار وارد ایران شدند و اما اوضاع اقتصادی در افغانستان به مراتب خطرناکتر از کشورهای منطقه بود. فاصله میان شهر نشینان و ده نشینان خیلی زیاد بود . در پایتخت کشور مکتب‌هایی برای دختران و پسران تاسیس شد  و دانشگاه کابل یگانه دانشگاه در سطح آموزش‌های عالی در کشور تاسیس گردید. در حالی که بیش از نود در صد مردم افغانستان از نعمت سواد محروم بودند و بیشتر از هشتاد درصد مردم در روستاها زنده‌گی می‌کردند و هر روز این فاصله بیشتر می‌گردید . نظام برای هراس از قرار نگرفتن در برابر خشم مردم نمی‌خواست ، وضعیت اقتصادی مردم بهبود یابد.

ضیاالحق در هنگام سفرش به کابل در ۹ سپتمبر ۱۹۸۷ بسته شدن سرحد را با تره‌کی مطرح کرد و اما رهبران حزب خلق نپذیرفتند . بعد از آن بود که ضیاالحق با استفاده از  داعیهٔ‌  مجاهدین افغانستان را به آتش کشید. دیه گو کوردویز نماینده خاص سازمان ملل می‌گوید که پاکستان از آغاز مذاکرات غیرمستقیم ۱۹۸۱ – ۱۹۸۸ موضوع سرحد دیورند را مطرح کرده بود . اما کوردویز به دلیل شرایط بحرانی از مطرح کردن آن خود داری کرد. عبدالوکیل وزیر داخله داکتر نجیب در ۱۴ مارچ ۱۹۸۸ درکابل اعلام کرد که زین نورانی وزیرخارجه پاکستان و رییس هیآت این کشور در مذاکرات ژنیو موضوع دیورند را مطرح کرد . (۳) پاکستان از زمان سقوط طالبان تا کنون ( ۲۰۰۹ ) بار بار موضوع بستن دیورند را مطرح کرده اند . مشرف در سفر خود به کابل در سال ۲۰۰۷ در یک کنفرانس خبری گفت که شما افغان‌ها می‌گویید که پاکستان در امور افغانستان مداخله می‌کند و اما پاکستانی‌ها می‌گویند که افغانستان در امور پاکستان مداخله می‌نماید. هدف از کاربرد مداخله همان ادعای ارضی است. پاکستان بیشتر از ۳۵ سال به‌این‌سو افغانستان را به تباهی کشانده است و این فاجعه آفرینی خود را زیر نام ادعای پنهانی ارضی پیشکش کرده و برای تحقق آن قمچین بد امنی٬ جنایت٬ ترور٬ اختناق٬ انفجار و انتحار را به یاری پیش مرگان رایگان و مفت را در دست داشته و فاجعه را تا دروازه‌های ارگ کابل و حتا فراتر از آن دامن می‌زند. (g)

ادامه دارد. . .

اشتراک گذاری:

نظر بدهید