یک آغاز نیک!

فساد در جوامع یک پدیده عامیست که نمونه‌های آن حتا درکشورهای بسیار پیشرفته و دارای سیستم‌های نو نظارتی نیز دیده می‌شود. مبارزه هم بافساد نیز به طبیعت جوامع و میزان رشد فرهنگی آن‌ها وحتا به باورها و اعتقادات دینی آن‌ها نیز پیوند می‌گیرد.

افغانستان همان‌گونه که یک کشور جهان سومیست، ازعقب مانده ترین آن‌ها نیز است و با در نظرداشت این مسأله و سست شدن باورها و دامنه اعتقادات مردم به ارشادات دینی شان، گرفتار انواع فساد نیز هستند. با جسارت می‌توان مدعی شد که در این راستا فسادگری و فساد اندیشی چنان گسترش یافته است آدم‌های سالم کمتر ببینی. رشوت، اختلاس، دزدی، رهزنی و انواع فسادیست که در دم و دستگاه نظام و در میان مردم به میزان بالایی نیز وجود دارد.

افغانستان تا چند سال پیش حتا از پیش کسوتان فساد در جهان بود و حالا نیز چنان است ولی با اندکی تفاوت‎ها. مواد مخدر، مصیبت کلانی است که از بیست و پنج سال بیشتر به این‌سو، بیشتر گریبان مردم ما را گرفته است.

این فساد نیز چون جنگ بر حلقوم مردم ایستاده است و هر روز از میان جوانان ما قربانی می‎گیرد. در این میانه شبکه‌های ترافیک و قاچاق مواد مخدر همانند مجرمین متکرر و خطرناک دشمنان آشکار مردم، کشور و نظام استند.

ریشه های این شبکه در همه جا گسترده است وبیگمان در درون نظام تحکیم قانون و مبارزه با جرم و جنایت نیز کسان شان رخنه کرده اند. کابل از شهرهایی است که در آن حضور پر رنگ معتادان تثبیت شده است. جالب است که این معتادان هر روز به گونه بسیار آسان مواد مورد ضرورت خویش را در محلات شان بدست می آورند و به مشکلی مواجه نیستند.

به تازه‎گی پولیس رهبر این شبکه قاچاق را که خود کارمند مبارزه با مواد مخدر بود با پنج تن از همکارانش بازداشت کرد. این بازداشت ما را متوجه این نکته بیشتر می سازد که نظریات مردم که شبکه های توزیع مواد مخدر برای معتادان حتا در میان خود دم و دستگاه نظام کار می کنند و با استفاده از امکانات و صلاحیت های خویش، به کار و کاسبی در میان معتادان نیز ادامه می‎دهند.

بازداشت این شش تن مواد مخدر فروشان و قاچاق کننده گان یک آغاز نیک است، ولی بسنده و کافی نیست. اینگونه افراد تعداد شان در نهادهای امنیتی نیز وجود دارد و باید این ریشه‌ها خشکیده شوند. اگر مبارزه با موا مخدر را جدی نگیریم، این مصیبت شهرها و روستا های مملکت را در کام خود فرو می‌برد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید