دلایل پنهانی خشونت علیه زن

مریم برمك/ استاد دانشگاه كابل

بسیاری از زنان سخت­ترین مشكلات را در یك رابطه متحمل می­شوند؛ از خشونت­های لفظی گرفته تا جنسی، عاطفی، فزیكی… اما باز هم در همان رابطه باقی می­مانند. اگر از ایشان پرسیده شود كه چرا این‌قدر به تداوم رابطه پافشاری دارند، دلیل بسیاری شان این است كه همسر شان را دوست دارند، درحالی كه احساس نیاز شدید این خانم­ها از لحاظ عاطفی و اقتصادی از یك‌طرف و تابوهای موجود در اجتماع مبنی بر از بین بردن رابطه سبب شده است، تا زن هرگونه خشونت را بپذیرد، اما رابطه را ادامه دهد.

****************

وقتی سخن از خشونت علیه زن به میان می­آید،  دو چیز در ذهن ما متبادر می­شود؛ اول خشونت مرد علیه زن و دوم خشونت فزیكی، فقط خشونت­های فزیكی و خشونت مرد علیه زن است كه رسانه‌یی می‌شود و این در حالی است كه هیچ­گاه به صورت درست و جدی در مورد عوامل و به وجود آورنده خشونت و راه­های حل آن توجه جدی نشده است.

خشونت علیه زن به خشونت مرد علیه زن منتهی نمی­شود و نه هم به خشونت فزیكی؛ زنان در خانواده و جامعه انواع خشونت­های روانی، اقتصادی، جنسی… و در نهایت فزیكی را متحمل می­شوند و بدترین و شدیدترین خشونت از طرف زن بر زن اِعمال می­شود. حتی در بسیاری از قضایا كه در ظاهر قضیه مرد، علیه زن خشونت روا داشته، اگر به دنبال دلیل اصلی ایجاد خشونت بگردیم، دست یك زن نیز حتما دخیل است. ماجرای چند روز قبل كه در تخار اتفاق افتاد، شاهد این مدعاست و چه بسا قضایای كه در ظاهر اِعمال كننده خشونت مرد است و عامل اصلی و پنهان آن زن است.

امروزه در بسیاری از خانواده­های افغانستان، شاهد ناهنجاری­ها و نابسامانی­های هستیم كه عمده ترین و بیشترین آن در میان زن­هاست و سرانجام دامن آن در بین مردان خانواده نیز كشانیده می­شود و منجر به خشونت­های لفظی، روانی و در نهایت فزیكی می­شود. ظاهرا این زنان اند كه علیه هم­جنسان خود نامهربان­تر و خشن­تر برخورد می­كنند، كه این موضوع از لحاظ روان­شناسی و جامعه­شناسی نیازمند تحقیق دقیق و گسترده است. در مورد اینكه چرا خشونت علیه زن، صورت می­گیرد و زنان قربانی خشونت­های خانواده‌گی می­گردند دلایل زیادی وجود دارد كه بسیای از آن­ها همواره بحث است، ولی در كنار آن عوامل نهفته ای وجود دارد كه كمتر مورد توجه بوده ولی می­توان از اساسی­ترین عامل ایجاد خشونت محسوب كرد. به نظر نگارنده دو مورد كه در ذیل بیان می­شود، بیشتر از دیگران اسباب خشونت را فراهم می­سازد:

ساختار زنده‌گی خانواده‌گی

یكی از مهمترین دلایل ایجاد خشونت، ساختار زنده‌گی خانواده‌گی ماست. در افغانستان وقتی مردی عروسی می­كند، عروس خود را به خانه پدری می­برد و همین­طور برادران دیگرش. به نظر می­رسد در گذشته­ها به دلیل فقر و نداشتن منبع درامد كافی، ساختار خانواده­ها این طور شكل گرفته است، طوری كه زوج­های جدید چون منبع درامد نداشته اند به این سبب با خانواده پدری زنده‌گی می­كرده اند تا پدر و برادر دیگری كه توانایی مالی كافی داشته، مخارج همه خانواده را به دوش بكشد، اما امروزه دیگر این موضوع به یك رسم تبدیل شده و جزئی از فرهنگ ماست. امروز دیگر باوجودی نبود مشكلات اقتصادی، به دلیل جبر فرهنگی بسیاری از خانواده­ها مجبور به تداوم این رسم اند كه سبب از بین رفتن احترام متقابل، ازبین رفتن حریم خصوصی، مداخله در امور یكدیگر… و در نهایت سبب به وجود آمدن خشونت­های حاد شده است. این طرز زنده‌گی یكی از عمده­ترین عامل ایجاد خشونت را فراهم كرده است كه اكثرا قربانی آن، زن است. ساختار این نوع زنده‌گی و اینكه چطور زمینه ایجاد خشونت را فراهم می‌سازد از منظر روان­شناسی و جامعه­شناسی جای بحث بسیار دارد كه از حوصله این مقاله بیرون است، اما می­توان به عنوان یكی از مهم­ترین دلیل نهفته در ایجاد خشونت قلم‌داد كرد.

هنجارهای اجتماعی:

اگرچه در قوانین افغانستان خشونت علیه زن منع شده است، اما واقعیت این است كه خشونت علیه زن در پس هنجارهای اجتماعی، رسم و رواج­ها و باورها و اعتقادات مردم پناه گرفته است.

جای شك نیست كه مرد در خانواده و اجتماع به دلیل جایگاه اقتصادی و اجتماعی جای خاص خود را دارد، به همین سبب هم در نظر همجنسان خود و هم در نظر زنان، قابل احترام است. با توجه به این مسأله، زنان ناخودآگاه به مرد ارزش بیشتر از زن قایل استند و همیشه خود را از نظر یك مرد ارزیابی می­كنند. این موضوع را به زنان تحصیل كرده و باسواد نیز می­توان تعمیم داد. پس زنان به خاطر تهدید نشدن جایگاه خود شان در نظر مردان، به صورت ناخودآگاه، سعی به خرچ می­دهند. و اگر زنی دیگری در این راه خواسته یا ناخواسته برای شان مشكل­ساز شود، خشن رفتار می­كنند.

برای زنان در جامعه معیارهای بسیاری وجود دارد؛ یك زن خوب باید زیبا باشد، قد و قامت زیبا داشته باشد، خوش لباس باشد، اخلاق و برخورد خوب داشته باشد، آشپز خوب باشد، در تمامی كارهای خانه مهارت و سلیقه داشته باشد، در فرزند داری بینظیر باشد، تحصیل كرده باشد، حرف شنو و سر به زیر باشد… و بالاخره از عهده همه كارها هم به صورت درست و خوب براید. این معیارهایی است كه از طرف جامعه برای زن وضع شده است و اگر زنی فاقد یكی از این­ها باشد برایش عیب محسوب می­شود و جالب­تر از آن اینكه این معیارها را زنان خود بیشتر نظارت می­كنند، تا مردان؛ مثلا شاید زیبا نبودن و یا آشپز خوب نبودن یك زن برای شوهرش جدّی و مهم نباشد، درحالی كه برای بقیه زنان خانواده اینطور نیست؛ نه تنها هر بار با كنایه زدن اسباب خشونت علیه آن زن را فراهم می­سازند، بلكه هربار به شوهرش نیز مستقیم و غیر مستقیم گوشزد می­كنند­ كه چه برتری­های نسبت به خانمش دارد و چقدر حیف است كه در این رابطه قرار گرفته است.

بسیاری از زنان سخت­ترین مشكلات را در یك رابطه متحمل می­شوند؛ از خشونت­های لفظی گرفته تا جنسی، عاطفی، فزیكی… اما باز هم در همان رابطه باقی می­مانند. اگر از ایشان پرسیده شود كه چرا این‌قدر به تداوم رابطه پافشاری دارند، دلیل بسیاری شان این است كه همسر شان را دوست دارند، درحالی كه احساس نیاز شدید این خانم­ها از لحاظ عاطفی و اقتصادی از یك‌طرف و تابوهای موجود در اجتماع مبنی بر از بین بردن رابطه سبب شده است، تا زن هرگونه خشونت را بپذیرد، اما رابطه را ادامه دهد.

امروزه پرو‍‍‍زه­های بسیاری برای رفع خشونت علیه زنان وجود دارد كه هیچ‌كدام درد زنان را دوا نكرده و نخواهد كرد. زنان اگر بدانند كه در قوانین مدنی و دیگر قوانین كشور برای كسی‌كه علیه شان خشونت روا داشته، چه مجازاتی در نظر گرفته شده است، هیچ فرقی نمی­كند. تا زمانی كه علت خشونت از بین نرود، معلول آن از بین نخواهد رفت. كاش به جای این همه سرو صداهای نمادین مساوات زن و مرد، گامی در جهت توانمند سازی زنان از لحاظ اقتصادی و روانی برداشته شود كه در این صورت مطمئنا خانواده خوشبخت و جامعه عاری از هرگونه خشونت علیه زن خواهیم داشت. در اخیر باید یاد آوری كرد كه ظاهرا قربانی خشونت، زن است اما در اصل خشونت علیه زن یك جامعه را قربانی می­كند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید