نیم نگاهی به سکولازیم

بخش دوم و پایانی

کشورهای که نظام سیاسی شان سکولار است، حکومت‌ها رضایتی اند، نه هدایتی آن گونه که نواندیشدان  دینی معاصر هم به آن انگشت تاکید می‌گذارند. این حکومت‌ها ملزم اند، تا زمینه‌های رشد، توسعه و رفای اجتماعی را با روش‌های عقلی علمی مهیا سازند.

***********

ماجرای سکولازیم همان گونه که گفته اند، ماجرای اندیشه و انگیزه انسان معاصر است، اغلب آدمیانی که در دنیای مدرن، خصوصا در کشورهای پیشرفته و صنعتی شده و توسعه یافته زنده‌گی می‌کند، جهان بینی سکولار دارند. در کشورهای صنعتی و پشرفته جهان به دلیل فربهی علوم تجربی که درمحور قرار گرفته است زمینه‌های را فراهم ساخته تا انسان معاصر بانگ سکولاریزم را بلند کند.

*********

آن که با دین داری سر سازش ندارد، پشت بر دین و معنویت دارد، سکولاریزم فلسفی است. سکولاریزم فلسفی وصف افراد جامعه است.  یعنی مردم از نظر فکری سکولار اند و به دینی از ادیان پایبند نیستند. اما سکولاریزم سیاسی وصف حکومت هاست. به این معنی که حکومت های که سکولار سیاسی اند در قدم نخست مشروعیت خود را از دین نمی‌گیرند، بلکه از آرای مردم می‌گیرند. دوم در صدد رستگاری مردم نیستند و رستگاری را به دوش خود مردم وانهاده اند و سوم نظام های که سکولار سیاسی اند در برای سایر ادیان و مذاهب بی طرف اند .

آنچه که در وصف نظام‌های سکولار گفته اند، این است که این نوع نظام‌ها مشروعیت خود را از رای مردم و عدالت گستری می‌گیرند. نصب زمامدار، نقد زمامدار و عزل زمامدار از اوصاف نیک نظام‌های اند که  مبتنی بر سکولاریزم سیاسی عمل می‌کند.

ترکیه و تونس از جمله کشورهای اسلامی اند که نظام سیاسی شان سکولار است. اما مردم کاملا مسلمان اند، آیین‌ها و شعایر دینی خود را به جا می‌آورند هیچ ممانعتی هم از طرف دولت صورت نمی‌گیرد. جالب این جاست که این کشور مسلمان که نظام سیاسی شان سکولار است، از نظام های اسلامی مانند عربستان و ایران به مراتب اسلامی تر اند. اسلام اخلاق محور در آن جا جاری است. درحالی‌که نظام عربستان و ایران نظام های بنام اسلامی، اما در اصل نظام های مستبد اند.  کشور اندونیزیا، اوزبیکستان، ترکمنسان کشورهای مسلمان اند که نظام حکومتی شان سکولار است.  یعنی حکومت‌ها مشروعیت خود را از دین نمی‌گیرند، بلکه از آرایی مردم  می‌گیرند. حکومت یک امرکاملا بشری و اجتماعی است که سامان بخشیدن آن به عقل و خرد بشری نهاده شده است. اگر ترکیه و اوزبیکستان را که نظام شان سکولار است با ایران و عربستان که نظام شان کاملا دینی است و پادشاه و ولایت فقیه در بالا نشسته و حکومت می‌کند مقایسه کینم، زمین تا آسمان تفاوت وجود دارد. فساد مالی، فساد اخلاقی، فساد سیاسی اینها به مراتب افزون تر از کشورهای است که نظام شان سکولار است. این‌ها که به نام دین بالا ی مردم حکومت می‌کند هم دین را بدنام کرده اند و هم به دنیای مردم کاری نکرده اند. فقط بنام دین تولید نفاق کرده اند و مسلمان‌ها را درگیر جنگ‌های مذهبی و فرقه‌یی نموده اند.

ثانیا حکومت اصلا دینی نبوده است.  کسانی که برای اولین بار اصطلاح حکومت دینی را بکار بردند بیش از یک قرن نمی‌گذرد. شاید مودودی وسید قطب از کسانی بودند که این اصطلاح را بکار بردند.

کسانی که ادعا می‌کند پیامبر اکرم در مدینه نظام سیاسی برپا کرد و این نظام سیاسی او در کنار نبوت وی منشاء الهی داشت خطا می‌کند. تحقق همزما ن نبوت و فرمانروایی پیامبر اکرم موجب شد که امروز پس از قرن‌ها مسلمانان عموما چنین بپندارند که این دو مقام پیامبر یعنی پیامبری و فرمان روایی سیاسی وی الهی بوده و هر دو از جانب خداوند مقرر شده است. یعنی همان گونه که آن حضرت از جانب خداوند مأمور ابلاغ وحی و پیام الهی برای آدمیان بوده مأمور فرمان‌روایی بر مردم نیز بوده است. در حالیکه این یک اشتباه است.

خودپیامبراکرم هم میان بُعد نبوی و بعد سیاسی کار خود در تعامل با مردم تفکیک قابل بودند . در قسمت بیان احکام شرعی و عبادی که منشاء وحیانی داشت، آن را به عنوان احکام شرعی بیان می‌کردند و مسلمانها  هم ملزم بودند که از آن پیروی شرعی کنند. اما وقتی مسله سیاست، قضاوت، جنگ، صلح، تجارت پیش می‌آمد، پیامبر اکرم هیچ گاهی چنین ادعای نداشتند که باید مسلمان‌ها مانند احکام شرعی از آن پیروی کنید، بلکه خداوند برایش گفت که با مردم مشوره کن “وشاورهم في الأمر” مشوره بامردم از جمله با اصحابش در قبال جنگ خندق نشان می‌دهد که تفکیک میان بُعد نبوی و بعد فرمان‌روای پیامبر وجود داشته است.

حکومت یک امر مدنی است نه شرعی . حکومت دینی یک اصطلاح تازه است. خلافت های اموی، عباسی ، عثمانی که بنام خلافت اسلامی یاد می‌‌شوند ریشه قرآنی ندارد. خلفای اسلامی همان‌گونه که  در تاریخ آمده هیج گاهی از طریق رای مردم  به قدرت نرسیده بودند، بی عدالتی در زمامدای شان  بیداد میکرد تفکیک قوا وجود نداشت حتا هر کدام شان حرم سراها داشتند. قرائت حاکم دینی همان فرمان خلیفه بود که بالای مردم صادر می‌شد. بنابراین حکومت در اسلام مدنی است نه شرعی . وقتی حکومت شرعی شود می‌‌شود مقدس و مشروعیتش مشود الهی که فقط فرمان می‌دهد. اما وقتی حکومت مدنی شد مشروعیت آن الهی نیست، بلکه از طریق رای مردم محقق می‌‌شود.

این را هم باید دانست که چه چیزی دینی است و چه چیزی نیست.  آن چیز های که اگر دین نگفته بود  انسان ها نمی‌توانستند توسط عقل خود آن را کشف کنند . اگر آموزه های پیامبران در باره معاد نمی بود ما به حکم عقل خود قادر به فهم و درک معاد نبودیم. حتا بزرگترین فیلسوفان مسلمان از جمله بوعلی سینا نتواست معاد را اثبات عقلانی کند. وی در باره معاد گفت عقل در اثبات آن عاجز است، اما من به دلیل مسلمان بودن و به دلیل ایمانی که به پیامبر داریم آنرا قبول دارم .

از سوی دیگر ماجرای سکولازیم همان گونه که گفته اند، ماجرای اندیشه و انگیزه انسان معاصر است، اغلب آدمیانی که در دنیای مدرن، خصوصا در کشورهای پیشرفته و صنعتی شده و توسعه یافته زنده‌گی می‌کند، جهان بینی سکولار دارند. در کشورهای صنعتی و پشرفته جهان به دلیل فربهی علوم تجربی که درمحور قرار گرفته است زمینه‌های را فراهم ساخته تا انسان معاصر بانگ سکولاریزم را بلند کند.

کشورهای که نظام سیاسی شان سکولار است، حکومت‌ها رضایتی اند، نه هدایتی آن گونه که نواندیشدان  دینی معاصر هم به آن انگشت تاکید می‌گذارند. این حکومت‌ها ملزم اند، تا زمینه‌های رشد، توسعه و رفای اجتماعی را با روش‌های عقلی علمی مهیا سازند. وقتی یک حکومت بخواهد کشاورزی، جاده سازی، آموزش پرورش و… را توسعه دهد، باید از روش‌های عقلی و علمی عصر خود استفاده کند. نیازی نیست که برود به منابع دینی مراجعه کند که قران و سنت در قسمت سرک سازی، میکایزه سازی زراعت و… چه می‌گوید. اگر کسانی این گونه فکر کنند این فکر خطای محض است و دین هم چنین حکم صریحی در این زمینه‌ها ندارد. دین این اموررا به  دوش عقل جمعی، روش‌های عقلی و علمی بشر نهاده است .

سخن پیرامون سکولازیم فوق العاده زیاد است، سخن در باره ربط اسلام و سکولاریزم نیز زیاد است؛ اندیش‌مندان مسلمان سخن بسیار گفته اند که هر کدام آن درجای خود مبارک است. اما حق مطلب زمانی به خوبی ادا می‌‌شود که زمینه‌های تاریخی و مبانی تیوریکی آن خوب شکافته شود، نه این که سطحی به موضوع نگاه شود و از سر تعصب چیزهای بنام نقد و رد سر هم شود.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید