درخت تناور و دسته تبر 

مرادی

آنچه در کتاب پارسادانیان به عنوان واژگان دری معرفی شده، بخشی از آن‌ها مجعول و مجهول است که اصلاً ریشه آن معلوم نیست. بقیه واژه‌ها نیز از زبان‌های عربی، انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، اردو، پشتو و… گرفته شده که نویسنده کتاب، عمداً خواسته به آن‌ها رنگ پارسی دری بدهد. در حقیقت این کتاب، فرهنگ لغات فارسی و کلمات معجونی است که به نام دری به خورد خواننده داده شده است.

***********************

پس از بحث‌هایی که در خصوص واژگان “فارسی” و “دری” صورت گرفت، برخی تصور کردند که پاسداران زبان پارسی، درصدد کم‌رنگ کردن و زدودن کلمه دری از قاموس شعر و ادبیات زبان فارسی‌ هستند. اگر چنین شائبه‌ای خلق شده باشد، از اساس بیجاست زیرا نه کسی با پاسداشت زبان پارسی، به دنبال حذف کلمه دری است و نه هم فارسی و دری از هم جداشدنی‌اند. منتها به این نکته باید توجه داشت که بدخواهان زبان فارسی، با برجسته کردن کلمه دری، قصد تضعیف زبان پارسی را دارند. کسانی که می‌خواهند کلمه کهن دری به عنوان یک‌زبان مستقل مطرح شود، نه ارتباطی با زبان فارسی دارند و نه دل‌شان به حال دری که دیگر باید آن را در متون قدیم جستجو کرد، سوخته است. چنین افرادی به تبر شبیه‌اند که دری را به عنوان دسته تبر قرار داده و مشغول زدن درخت تنومند زبان فارسی‌اند. درد همین‌جاست که درخت و دسته تبر از یک جنس‌اند اما در این وسط، تبر بیگانه است.

زدن تیشه به ریشه زبان فارسی تازگی ندارد بلکه خصومت با زبان فارسی از سال ۱۳۴۳خورشیدی در زمان تهیه و تنظیم قانون اساسی افغانستان شروع شد اما بی.بی.سی اخیراً آن را از خاکروبه‌ها بیرون آورد و وارد خانه‌ها کرد. این کار را پیش از این «رادیو دری مشهد» و «صدای آمریکا» نیز انجام داده بودند اما حنجره آنان به اندازه بوق و کرنای بی.بی.سی قوی نبود.

شاید کسی بپرسد که اگر دری و پارسی یکی‌اند، پس این زبان را چه دری و چه پارسی، بنامیم، آب از آب تکان نمی‌خورد؟ بله درست است که پارسی و دری یکی‌ هستند اما اگر دری را به عنوان یک‌زبان و گویش مستقل از پارسی مطرح کنیم، ناگزیر باید به دنبال تفکیک واژگان فارسی از دری باشیم. از آنجا که واژگان فعلی در زبان فارسی، برای همین زبان تثبیت شده، ناگزیر «دری‌باوران» و «زبان‌ستیزان» باید هزاران کلمه و واژه را جعل کنند تا به تصور خودشان به دری، هویت مستقل ببخشند. من یک نمونه از این سفسطه‌گری‌ها را ذکر می‌کنم تا خوانندگان خود از این مجمل، حدیث مفصل، بخوانند.

کتابی تحت عنوان فرهنگ «فارسی- دری» و «دری- فارسی» توسط انتشارات «فرهنگ معاصر» در ایران چاپ شده است. نویسنده این کتاب که در سال ۱۳۸۵خورشیدی طبع گردیده، «ورژخاچاطوری پارسادانیان» نام دارد. جالب است بدانید که پارسادانیان نه اهل افغانستان و نه زبان مادری‌اش فارسی است. او یک ارمنی اهل کشور ارمنستان و استاد دانشگاه «هراچیا آچاریان» این کشور است. پارسادانیان، در حالی فرهنگ فارسی دری نوشته که با فرهنگ و زبان مردم افغانستان کاملاً بیگانه است. بقیه «دری‌باوران» را نیز همین‌گونه قیاس کنید. مثلاً اکثر اعضای تیمی که در بی.بی.سی، صفحه «بی.بی.سی افغانستان» را به «بی.بی.سی دری» تغییر داده‌اند، زبان والدین یا یکی از والدین‌شان اصلاً فارسی یا دری پارسی نیست. شما بیوگرافی همین تیم را بخوانید؛ اگر به نتیجه غیراز حرف من رسیدید، حرفم را پس می‌گیرم. بگذریم که این قصه، سر دراز دارد.

به هر حال، آنچه در کتاب پارسادانیان به عنوان واژگان دری معرفی شده، بخشی از آن‌ها مجعول و مجهول است که اصلاً ریشه آن معلوم نیست. بقیه واژه‌ها نیز از زبان‌های عربی، انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، اردو، پشتو و… گرفته شده که نویسنده کتاب، عمداً خواسته به آن‌ها رنگ پارسی دری بدهد. در حقیقت این کتاب، فرهنگ لغات فارسی و کلمات معجونی است که به نام دری به خورد خواننده داده شده است.

از آنجا که مطالب طولانی در فیس‌بوک، اقبال خوبی ندارند و در غیرآن نمونه‌هایی از واژگان زبان‌های بیگانه را می‌آوردم که در این کتاب، به عنوان کلمات دری درج شده است. بازهم برای این که یادداشت حاضر را مستند کنم، چند نمونه از کلمات پشتو را از کتاب فرهنگ فارسی- دری با هم مرور می‌کنیم که نویسنده کوشیده است آن‌ها را دری معرفی کند. مثلاً: در برابر واژه «اول» و «نخست» فارسی، کلمه پشتوی «لُمری» را آورده که به زعم او، لمری واژه دری است. این امر چنان مضحک است که به توضیح بیشتر نیازی ندارد.

چند نمونه دیگر از همین کتاب را با هم می‌خوانیم:

فارسی——– دری

آشتی * روغ

اتاق * کوته

اطراف * لروبر

بزرگ * لوی

اسلحه * وسله

امیدواری * هیله

بهداشت * روغتیا

بیدار * ویش

بیمارستان * روغتون

پشتیبان * ساتندوی

تقویم * کلیز

پرورشگاه * روزنتون

خانم * میرمن

دانش * پوهنه

دانشمندان * پوهان

دوست * ملگری

همکار * اندیوال

شبانه * شپی

فاتح * بریالی

فرهنگستان * تولنه

کشور * هیواد

این‌ها فقط چند نمونه از صدها واژه‌ای هستند که در کتاب فرهنگ فارسی- دری، به عنوان کلمات دری ثبت گردیده‌ است. امیدوارم که عزیزان پشتون نوشته‌ام را علیه این زبان ندانند. کسانی که از نزدیک مرا می‌شناسند، از دفاع و خدماتی که برای زبان پشتو انجام داده‌ام، اطلاع دارند؛ این بی‌بضاعت، تاکنون بیش از بیست دوره تدریس زبان پشتون داشته و علاوه بر این، چندین اثر نیز به این زبان نوشته‌ام. اگر روزی زبان پشتو نیز مورد تاخت‌وتاز قرار گرفت، قطعاً از آن دفاع خواهم کرد اما در حال حاضر نگرانی من از لحظه‌ای است که نکند افرادی چون «روستار تره‌کی»، «حکمتیار» و «اسماعیل یون» نیز مبادرت به نوشتن فرهنگ لغت فارسی- دری کنند. البته اسماعیل یون در لیست دوستان فیس‌بوکم است و امیدوارم که با خواندن این مطلب، دلگیر نشود. خلاصه کلام این که حراست از زبان مادری نیز به منزله دفاع از خاک و کشور است. کسی که در برابر زبان مادری خود، بی‌تفاوت باشد، بعید است که در برابر کشورش متعهد باشد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید