دسته‌بندي بشر به مومن و کافر دسته‌بندي نادرستي است

در زمان معاصر تقسيم انسان‌ها به مومن و کافر، دورانش گذشته است و بايد به جاي اين تقسيم‌بندي، جهان بشريت را به محارب و صلح‌جو تقسيم کنيم. منظور من از محارب کسي است که سلاح به دست مي‌گيرد و آرامش زنده گي افراد را به هم مي‌زند و صلح‌جو کسي است که براي همزيستي مسالمت‌آميز آماده‌گي دارد. مراد از کفاري که در قرآن قتالي به آن واجب شده کفار زمان رسول‌الله«ص» بوده که با پيروان او در حال جنگ بوده‌اند و شامل غيرمسلمانان زمان حاضر نمي‌شود. مگر مي‌شود غيرمسلمان زمان حاضر را که پايبند به اصول حقوق بشر از جمله آزادي مذهبي است و براي کليه اديان از جمله اسلام احترام قائل هستند، کافر و واجب‌القتل دانست؟‌
سخنان جناب محقق داماد در اين زمينه سخنان نادرستي نيست . اما محقق داماد، رييس مرکز مطالعات اسلامي کشوري است که نظام سياسي حاکم در آن کشور خط کشي هاي نادرستي ميان مسلمانان سني و شيعه دارد، چه رسد به مومن و کافر.
نظامي در ايران حاکم است که براي مسلمان سني مذهب اجازه اعمار يک مسجد را در پايتخت کشور خود نمي دهد .سياست هاي نظام ايران و نظام شاهي عربستان در راستاي بحران زايي در جهان اسلام، يک موضوع غير قابل انکار اند. آنها بر هويت هاي ديني شان که من مسلمان شيعه ام و من مسلمان سني‌ام تأکيد دارند و منطقه را بحراني مي سازند تا به حيات خود ادامه دهند.
«رييس مرکز مطالعات اسلامي فرهنگستان علوم ايران با بيان اين که خشونت‌هايي که امروز در ميان پيروان اديان صورت مي‌گيرد دست‌هاي سياسي پشت آن‌ها قرار دارد، گفت:‌ در دنياي امروز تقسيم انسان‌ها به مومن و کافر ديگر معنايي ندارد بلکه بايد جهان بشريت امروز را به محارب و صلح‌جو تقسيم‌بندي کرد.»آيت‌الله مصطفي محقق داماد در نهمين دور گفت‌وگوي ديني مرکز اديان و تمدن‌ها با موضوع «نقش تفسيري متون مقدس براي ايجاد جهان عاري از خشونت» که با حضور علما و انديشمنداني از جهان اسلام و مسيحيت در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي برگزار شد با بيان اين که در تعليمات اديان به طور کلي از جمله اسلام و مسيحيت نهادهايي وجود دارد که متأسفانه با برداشت‌هاي انحرافي و غيرواقعي موجب خشونت شده‌اند، اظهار کرد: در حالي که همه آن نهادها در جاي خود معناي ديگري دارند و چنانچه عالمان دين در تدوين و ارائه چهره صحيح آن تلاش کنند، مي‌توانند قدمي در برانداختن خشونت‌هاي ديني باشد. خشونت‌هايي که امروز در ميان پيروان اديان صورت مي‌گيرد، هرچند دست‌هاي سياسي در پشت آن‌ها قرار دارد ولي بدون ترديد آنان براي تحقق مقاصد خود از سوءبرداشت‌ها در نهادهاي ديني بهره مي‌گيرند.
وي تأکيد کرد: در درون تعليمات اديان به طور کلي از جمله اسلام و مسيحيت چند نهاد است که متأسفانه با برداشت‌هاي انحرافي و غيرواقعي موجب خشونت شده است، در حالي که همه آن نهادها در جاي خود معاني ديگري دارند و چنانچه عالمان دين در تبيين و ارائه چهره صحيح آن تلاش کنند، مي‌توانند قدمي در برانداختن خشونت‌هاي ديني باشد.
رييس مرکز مطالعات اسلامي فرهنگستان علوم با بيان اين که دسته‌بندي بشر به مومن و کافر يک دسته‌بندي نادرست است، اظهار کرد: نهاد کفر و ايمان نبايد در بين جوامع بشري وجود داشته باشد، چرا که اين گونه پيروان هر يک از اديان خود را مومن و ديگران را کافر مي‌دانند و به دنبال اين دو نهاد است که موضوع تکفير يعني کافر شناختن يک فرد يا گروه مطرح مي‌شود. نهاد کفر و ايمان است که جامعه بشري را از نظر يک شخص ديني به خودي و غيرخودي تقسيم مي‌کند و به جاي دوستي تخم عداوت مي‌کارد، عداوتي که مقدمه جمع‌آوري اسلحه، ارهاب و در نهايت جنگ و خون ريزي خواهد بود. در حالي که معارف ديني چنين اجازه‌اي به پيروان خود نمي‌دهند که به استناد کافر دانستن ديگري دست به خشونت بزند.
آيت‌الله محقق داماد تأکيد کرد: ايمان و کفر دو امر قلبي است و به حقوق شهروندي سرايت نمي‌کند و دليل اين سخن من، آيه 14 سوره حجرات است. به موجب اين آيه افرادي به يقين مومن نيستند. يعني ايمان در قلب‌شان وارد نشده است. اما همين افراد به موجب اين آيه بر مقررات اسلامي و نظم اجتماعي گردن نهاده‌اند. همه اعمال‌شان محترم است و مي‌توانند از حقوق شهروندي برخوردار شوند. تاريخ تمدن اسلامي شاهد اين افراد بوده است. در همان روزهاي آغازين تشکيل جامعه اسلامي عده‌اي به دين اسلام پيوستند که به اصطلاح منافق بودند و مومن واقعي نشده بودند، ولي به عضويت جامعه اسلامي پيوستند و در کنار سايرين از حقوق سياسي و اجتماعي برخوردار بودند و بعضاً برخي در رأس قدرت سياسي قرار گرفتند.
وي تأکيد کرد:‌ به نظر بنده در زمان معاصر تقسيم انسان‌ها به مومن و کافر دورانش گذشته است و بايد به جاي اين تقسيم‌بندي، جهان بشريت را به محارب و صلح‌جو تقسيم کنيم. منظور من از محارب کسي است که سلاح به دست مي‌گيرد و آرامش زنده گي افراد را به هم مي‌زند و صلح‌جو کسي است که براي همزيستي مسالمت‌آميز آماده گي دارد. مراد از کفاري که در قرآن قتالي به آن واجب شده کفار زمان رسول‌الله بوده که با پيروان او در حال جنگ بوده‌اند و شامل غيرمسلمانان زمان حاضر نمي‌شود. مگر مي‌شود غيرمسلمان زمان حاضر را که پايبند به اصول حقوق بشر از جمله پايبند به اصول حقوق بشر از جمله آزادي مذهبي است و براي کليه اديان از جمله اسلام احترام قائل هستند کافر و واجب‌القتل دانست؟‌
رييس مرکز مطالعات اسلامي فرهنگستان علوم يادآور شد: در زماني که ملت مسلمان عضو سازمان ملل متحد هستند و عضويت در آن سازمان به معناي تعهد به حفظ صلح و امنيت جهاني است هرگز نمي‌توانند با ديگران سرجنگ داشته باشند. مسأله بعدي که بايد به آن توجه کنيم اين است که چنانچه تقسيم‌بندي جامعه انساني را به کافر و مومن بپذيريم، با کمال تأسف نهاد جهاد يعني اقدام مسلحانه عليه کفار مطرح مي‌شود.
ما بايد شکرگزار نظريه فقهاي شيعه باشيم که هر چند تقسيم‌بندي مذبور را پذيرفته‌اند ولي جهاد ابتدايي را در زمان حاضر که زمان غيبت معصوم(ع) است ممنوع و تعطيل دانستند. نهاد جهاد در طول تاريخ اسلام هميشه ابزار قدرت‌هاي سياسي بوده و تحت پوشش توسعه اسلام قدرت خود را تثبيت و توسعه داده‌اند. چهره خشني که در آثار غربي از اسلام وجود دارد، اکثراً ناشي از عملکرد خشن دوران امپراطوري عثماني است، چهره‌اي که هرگز با آيات قرآني منطبق نيست و کاملاً خلاف سيره پيامبر(ص) و ديپلماسي ايشان است چرا که قرآن مجيد پيامبر اسلام (ص) را خلق عظيم و مظهر رحمانيت دانسته‌اند.
آيت‌الله محقق داماد در ادامه با بيان اين مطلب که خداوند چند دستور و خطاب را به پيامبر اسلام (ص) داشته است، گفت: خداوند پيامبر (ص) را به چهار محور اصلي دعوت مي‌کند که اصلي‌ترين محور آن عبارت است از «فاعف عنهم» يعني از گناهان آنان درگذر و عفو و گذشت داشته باش و دستور دوم «والستغفرلهم» يعني براي آنان آمرزش بخواه و نکته سوم «واشاورهم في‌الامر» يعني در امور اجتماعي با آنان مشورت کن و اگر خطاب و گناهي دارند آن‌ها را مورد عفو قرار بده و از حقوق شهروندي برخوردار ساز و با آنان مشورت کن و نظرات آن‌ها را محترم بشمار و نکته چهارم «فاذا عزمت فتوکل علي‌الله» و پس از انجام اين عوامل وقتي تصميم گرفتيد به خداوند توکل کن. در سيره نبوي که منطبق با قرآن است نشان مي‌دهد که حتا جهاد با کفار زمان رسول‌الله (ص) هم ابتدايي نبوده و همواره دفاعي بوده است.
او خاطر نشان کرد: نهاد ديگري که در تعليمات اسلامي وجود دارد و بنده مطلع نيستم که در اديان مسيحيت هم باشد يا نه «امر به معروف و نهي از منکر» است که جزو مهمترين نهادهاي مؤثر در تربيت جامعه انساني است و معناي واقعي آن اين است که مومن بايد همواره خواهان خوبي‌ها و از زشتي‌ها متنفر باشد و ديگران را به خوبي‌ها و اجتناب از بدي توصيه کند و در عمل براي تحقق آن عمل کند. معروف هم چيزي است که عملي ميان انسان‌ها به نيکي شناخته شده باشد. خواهان بودن به هيچ وجه به معناي دخالت و سرکشي به زنده‌گي اين و آن نيست. متأسفانه بعضي بدون آگاهي دقيق از معناي اين نهادها با برداشت‌هاي غلط و خطا به حريم ديگران تجاوز مي‌کنند و آن را عامل افراطي‌گري قرار مي‌دهند که اين امر به يقين خلاف شرع است.
رييس مرکز مطالعات اسلامي فرهنگستان علوم ادامه داد: رشد فکري بشر امروزي به جايي رسيده است که ديگري را در کنار خويش درک کند و براي او اين اختيار را قائل شود که هر گونه اعتقاد و انديشه را براي خويش برگزيند. حتا اگر به نظر او ديگري بر خطا باشد يعني همه براي يکديگر حق به خطا قائل هستند. جالب آن است که در تعليمات قرآن مجيد خداوند حتا به پيامبر (ص) به جز تذکر دادن اجازه ديگري نداده و به صراحت از اکراه و وادار نمودن به دين را منع کرده است.
آيت‌الله محقق داماد بيان کرد: نکته جالب آن است که تمام خشونت‌گران ديني در سايه يک جهل که من آن را جهل مقدس ناميده‌ام قرار مي‌گيرد. مقصودم از اين تعبير اين است که مرتکبين اين گونه خشونت‌ها به انگيزه رضاي خدا و رسيدن به بهشت او خشونت مي‌کنند ولي اينجانب به عنوان يک متخصص در معارف اسلامي اعلام مي‌کنم که خدايي که من براساس تعليمات اسلامي مي‌شناسم هرگز کسي را که زنده گي دنياي ديگران را جهنم مي‌سازد در آخرت به بهشت خود راه نخواهد داد و بوي بهشت به مشامش نخواهد رسيد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید