تطمیع و وعده بدترین حربه برای انتحار یک سیاست‌گر!

مهرالدین مشید/ بخش نخست

هفت تنظیم جهادی فعالیت‌های شان را تحت نظر نظامیان پاکستان به پیش می‌بردند و کمک‌هایی را که پاکستان از سوی کشورهای غربی به ویژه امریکا به دست می‌آورد، بیشتر از شصت درصد را برای حزب اسلامی و متباقی را به شش تنظیم دیگر توزیع می‌نمود. بدون تردید بخشی از این کمک‌ها درتبانی با شماری از گروه‌ها از سوی نظامیان پاکستان حیف و میل می‌گردید. هر تنظیم یک دفتر ارتباط با نظامیان پاکستان داشت که گزارش‌های روزمره جنگ مجاهدین را برای نظامیان پاکستان ارایه می‌کردند.

*****************

تردیدی نیست که بازی‌های استخباراتی گاهی خطرناک تر و حتا کشنده‌تر از بازی‌های سیاسی هستند، تطمیع و وعده بدترین ابزار برای ذبح زمامداران و سیاست‌گران کشورهای جهان سوم و به ویژه افغانستان بوده است. بسیاری زمامداران و سیاست‌گران جهان سومی و به ویژه زمامداران و سیاست‌گران کشور ما به گونه بیرحمانه قربانی بازی‌های سیاسی و استخباراتی شده اند که در این بازی‌ها تطمیع و وعده دو حربه ای بوده اند که کمر بزرگ‌ترین رهبران و سیاست‌گران را شکسته است.  این ابزار حتا عزم فولادین آنانی را به چالش کشیده است که هوای رهایی از نفوذ استخباراتی و سیاسی به هدف خدمت‌گذاری با مردم در کله‌های شان موج می‌زند.  بسیاری سیاست‌گران در جهان سوم به بدترین حالی قربانی تطمیع و وعده‌های فریب آلود شبکه‌های استخباراتی شده و می‌شوند که این گونه به دام رفتن معنای انتحار و خودکشی زمامدار و سیاست‌گر را دارد.

رهبران و سیاست‌گران کشورهای جهان سوم در طول تاریخ آماج حمله‌های شبکه‌های استخباراتی در سطح منطقه و جهان بوده اند. قدرت‌های منطقه و جهان هر ازگاهی خواسته اند، تا از طریق شبکه‌های استخباراتی شان در کشورهای جهان سوم نفوذ خود را حفظ کنند. این رویکرد پس از دوران استعمار و پایان سیطره مستقیم کشورهای استعمارگر درجهان قوت بیشترگرفت و در زمان جنگ سرد و تقسیم جهان میان دو قدرت امریکا و اتحاد شوروی پیشین رنگ دیگری به خود گرفت. این دو کشور خواستند تا از طریق نفوذ بر زمامداران و گروه‌های سیاسی کشورهای عقب مانده، سیطره غیرمستقیم شان را برکشورهای یادشده حفظ کنند. با فروپاشی شوروی پیشین، پایان جنگ سرد ویک قطبی شدن جهان درنتیجه جهاد مردم افغانستان، این وضعیت تغییر کرد. اما این تغییر پای جهان‌خوارانه امریکا را برای اشغال جهان به پیش کشید و یکه تازی‌های امریکا در جهان آغاز شد که پی‌آمد دردناک آن به حمله امریکا درسال ۲۰۰۱ به افغانستان و درسال ۲۰۰۳ به عراق انجامید. این تحولات روابط و مناسبات استخباراتی قدرت‌های بزرگ منطقه‌یی و جهانی را با کشورهای جهان سوم به ویژه کشورهای درگیرمنازعه مانند افغانستان نیزمتحول نمود.

هرچند اداره‌های استخباراتی بزرگ جهان مانند، سی آی ای امریکا، ام آی 6 انگلیس، آی اس آی پاکستان، موساد اسراییل، بی ان دی آلمان، کا جی بی شوروی پیشین و سایرشبکه‌های استخباراتی از گذشته‌های دوری به‌این‌سو زیر پوشس کمک‌های اقتصادی، اجتماعی، آموزشی و نظامی زمینه نفوذ برکشورهای جهان سوم را پیدا کرده بودند، اما تحولات بزرگ سیاسی، اقتصادی و نظامی رویکردهای استخباراتی را درجهان هم دچار تحول نمود که داغ ننگین وابسته‌گی‌های نظامی وسیاسی واقتصادی زمامداران و سیاست‌گران در جهان سوم وبه ویژه درکشور ما از واقعیت‌های مسلم و انکار ناپذیر آن به شمار می‌رود. گرچه پیش از تهاجم شوروی به افغانستان سفارت‌های کشورهای خارجی به جای برقراری وگسترش روابط سیاسی بیشتر مصروف فغالیت‌های استخباراتی بودند و می‌توان گفت که کودتای هفت ثور و به دنبال آن تهاجم شووری محصول کارهای استخباراتی سفارت‌های خارجی بود که سفارت شوروی گویا سبقت را از دیگران ربود. در آن زمان جریان‌های راست وچپ، لیبرال وملی در افغانستان فعال بودند و اداره‌های استخباراتی کشورهای خارجی از طریق سفارت‌های شان درکابل هر کدام به نحوی در صدد برقراری رابطه با این جریان‌ها در راستای رسیدن به برنامه‌های راهبردی‌شان بودند. داوودخان در یک تصمیم شتاب زده وبدون تحلیل اوضاع سیاسی کشور و منطقه، به ویژه رقابت‌هایش با بوتو که در آن زمان به اوجش رسیده بود، دستور قتل میوندوال رهبرحزب سوسیال دموکرات وانجنیر حبیب الرحمان رهبرجنبش اسلامی را داد. این اشتباه تاریخی اونوعی وحشت را در میان مخالفانش ایجاد کرد و بسیاری از آنان فرار را بر قرار ترجیح دادند و اعضای نهضت اسلامی هم به پاکستان مهاجر شدند.

این مهاجرت در واقع آغازی بود که دست اژدهای آی اس آی، را تا آرنج درکام افغانستان فرو برد و اکنون که از آن زمان حدود ۴۵ سال می‌گذرد، این مداخله به شدت ادامه دارد.

پس ازکودتای ثور و تهاجم شوروی درنتیجه ستم و وحشت آفرینی‌های رژیم کابل میلیون‌ها شهروند افغانستان ناگزیر به مهاجرت به پاکستان شدند ویکی پی‌دیگر گروه‌های مختلف جهادی برضد حکومت کابل تشکیل شدند که استخبارات پاکستان برآنان اشراف کامل داشت. استخبارات پاکستان از جمله ده‌ها گروه سیاسی وجهادی تنها هفت تنظیم را به رسمیت شناخت و فعالیت‌های گروه‌های دیگر را ممنوع قرار داد. هرچند بعدها گروه‌های کوچکی به رهبری مولوی موذن، مولوی منصور وقاضی وقاد هم به نحوی اجازه فعالیت بافتند، اما از کمک‌های نظامی ومالی پاکستان چندان برخوردار نبودند. هفت تنظیم جهادی فعالیت‌های شان را تحت نظر نظامیان پاکستان به پیش می‌بردند و کمک‌هایی را که پاکستان از سوی کشورهای غربی به ویژه امریکا به دست می‌آورد، بیشتر از شصت درصد را برای حزب اسلامی و متباقی را به شش تنظیم دیگر توزیع می‌نمود. بدون تردید بخشی از این کمک‌ها درتبانی با شماری از گروه‌ها از سوی نظامیان پاکستان حیف و میل می‌گردید. هر تنظیم یک دفتر ارتباط با نظامیان پاکستان داشت که گزارش‌های روزمره جنگ مجاهدین را برای نظامیان پاکستان ارایه می‌کردند. بیشترین اکمالات سلاح و مهمات گروه‌های جهادی تا سرحد به وسیله نظامیان پاکستان صورت می‌گرفت. با آن که نظامیان پاکستان با حزب اسلامی حکمتیار رابطه نزدیک داشتند، اما این نزدیکی به معنای آن نبود که تنظیم‌های دیگر ازچشم شان افتاده بود. آی اس آی با هریک رابطه تنگاتنگ داشت وحتا هرکدام را جدا جدا بهتر از دیگران می‌خواند. نظامیان پاکستان برای هرکدام طوری می‌نمایاند که آن گروه بهتر از دیگران مورد توجه آنان است.

نظامیان پاکستان با این وعده و وعیدها توانستند، جنگ تنظیمی درکابل را پس از سقوط نجیب شعله‌ور بسازند وحتا مزاری رهبرحزب وحدت قربانی بازی‌های آی اس آی شد وتن دادن به خوش‌باوری سیاسی به دام طالبان افتاد. نظامیان پاکستان بودند که با دادن ۱۲۰۰ هزار دالر جعلی حاجی قدیر را به فریب کشانده و او را وادار به سپردن جلال آباد برای طالبان نمودند. بازهم نظامیان پاکستان بودند که حزب اسلامی را از خود راندند و طالبان را برضد حکومت مجاهدین  تاسیس کردند، چنان‌که بی‌نظیر بوتو نخست وزیر پاکستان که در دوره حکومت او، طالبان والقاعده درسال ۱۹۹۴، به افغانستان صادر شدند. او درگفت‌وگو با لوموند فرانسوی درسال ۲۰۰۱، درپاریس فاش کرد که:” طالبان را سازمان جاسوسی انگلیس ساخت ومورد تایید همتای امریکای‌اش قرار گرفت وعربستان تمویل وتطبیق پروژه طالبانی ارتش پاکستان را به دوش گرفت؛”  اکنون می‌بییم که طالبان در دستان آهنین استخبارات پاکستان قرار دارند و رهبران آنان را و فعالیت‌های سیاسی و نظامی آنان را مدیریت می‌کنند. استخبارات پاکستان پس از حمله امریکا درافغانستان هنوز هم برتری خود را برابر سایرشبکه‌های استخباراتی به ویژه سی آی ای، درسطح منطقه وجهان حفظ کرده است. این برتری بود که در زیر ریش امریکایی‌ها طالبان را دوباره احیا نمود و آنان را به قدرت ناشکننده ای در برابر امریکایی‌ها بدل کرد.

حال می‌بینیم که افغانستان در چنگال آهنین دوشبکه استخباراتی یعنی، آی اس آی و سی آی ای قرار دارد. هرچند شبکه‌های دیگری هم چون استخبارات ایران، روسیه، هند و سایر کشورهای جهان  نیز درافغانستان فعال اند، اما این دوشبکه در جنگ چهل ساله افغانستان دست دراز داشته و با تمامی جریان‌های جهادی وسیاسی و وقایع افغانستان آگاهی کامل دارند.

ادامه دارد. . .

اشتراک گذاری:

نظر بدهید