مسوول قطع کمک‌هاي امريکا کيست؟!

 

نورالله وليزاده

مايک پمپيو وزير امور خارجه امريکا در شرايطي که اکثر کشورهاي جهان با بحران صحي برخاسته از انتشار کرونا دست و پنجه نرم مي‌کنند، روز دوشنبه به کابل آمد و با آقايان عبدالله و غني ديدار کرد. نفس سفر وزير امور خارجه امريکا به کابل در اين شرايط حساس نشان مي‌دهد که امريکايي‌ها بحران سياسي افغانستان را جدي گرفته‌اند و در صدد شده‌اند که اين بحران را نقطه پايان بگذارند.

بعضي از ناظران به اين باورند که امريکايي‌ها بعد از آن موضوع افغانستان را جدي گرفتند که کشورهاي روسيه، ايران وترکيه در تازه‌ترين موضع‌گيري‌هاي خود به نحوي از به رسميت نشناختن حکومت آقاي غني پرده برداشته‌اند. امريکايي‌ها اگر زودتر مشکل را حل نکنند، احتمال شکل گيري يک ايتلاف منطقه‌يي عليه امريکا وجود دارد. در اعلاميه تازه وزارت امور خارجه امريکا، به گونه صريح در مورد به خطر افتيدن منافع امريکا در افغانستان از وراي تقابل دو تيم سياسي در کابل سخن گفته شده است.

پمپيو از کابل ناخشنود بيرون شد. ديدار او با آقايان عبدالله و غني خوب نبوده است. ميانجي‌گري پمپيو نتوانست اين دو رهبر حکومت افغانستان را به هم نزديک کند. وزارت امور خارجه امريکا ساعاتي بعد از خروج پمپيو از کابل اعلاميه‌ شديد الحني نشر کرد که در آن نسبت به عدم توافق رهبران حکومت افغانستان ابراز نارضايتي شده است. در اين اعلاميه هم‌چنان از قطع احتمالي يک ميليارد دالر از کمک‌هاي امريکا به افغانستان سخن گفته شده که يک اقدام بي‌پيشنه در روابط کابل-واشنگتن است. در اعلاميه وزارت امورخارجه امريکا هم‌چنان بر عدم استفاده حکومت از نيروهاي نظامي در منازعات سياسي تاکيد شده که بعضي از ناظرين آن را بستن دست آقاي غني در استفاده از نيروي نظامي تعبير کرده‌اند.

در مورد اين‌که مخاطب اصلي اعلاميه وزارت امور خارجه کدام تيم است، اختلاف نظر وجود دارد. بعضي از طرف‌داران تيم‌هاي غني و عبدالله، اعلاميه وزارت امور خارجه امريکا را به نفع خود و به ضرر طرف مقابل تعبير کرده‌اند. اما در هر دو تيم کساني هستند که اين اعلاميه را به ضرر تيم خود شان تعبير کرده‌اند. در شبکه‌هاي اجتماعي هم طرف‌داران غني و هم طرف‌داران عبدالله نسبت به قطع کمک‌هاي امريکا انتقاد کرده‌اند. اين انتقادها نشان مي‌دهد که هم تيم غني و هم تيم عبدالله اعلاميه وزارت خارجه امريکا را به ضرر خود مي‌دانند. البته با توجه به اين‌که در اين اعلاميه از هر دو رهبر حکومت(عبدالله و غني) به دليل کنارنيامدن و درک نکردن شرايط حساس سياسي کشور شان، به نحوي نارضايتي شده، اين تعبير درست است که امريکايي‌ها نسبت به هر دو رهبر حکومت افغانستان ناراض هستند.

منابع آگاه از جريان گفت‌وگوهاي وزير امور خارجه امريکا با عبداله عبدالله مي‌گويند که برخورد وزير امور خارجه امريکا نشان‌گر اين موضوع بوده که زلمي خليل‌زاد نماينده ويژه وزارت امور خارجه امريکا براي صلح افغانستان، تصوير نادرستي از بحران سياسي پيش آمده بر محورانتخابات ارايه کرده و يکي از دلايل بي‌نتيجه بودن ديدارهاي پمپيو با آقاي عبدالله همين امر بوده است. خليل‌زاد طوري وانمود کرده که عبدالله عبدالله خواستار سهمي در حکومت است و با اندک فشار از سوي امريکا به يک توافق با آقاي غني تن مي‌دهد و مشکل حل مي‌شود، اما پمپيو در ديدار با آقاي عبدالله با وضعيتي روبرو شده که متفاوت از تصور قبلي او بوده است. بعضي از منابع گفته‌اند که پمپيو بيش از همه به خليل‌زاد خشم گرفته است.

عبدالله عبدالله در فرداي ديدار با وزير امور خارجه امريکا، اعلاميه‌يي نشر کرد که در آن سفر وزير امورخارجه امريکا به عنوان يک فرصت براي حل بن بست سياسي جاري در کشور ياد شده و از اين‌که از اين فرصت استفاده نشده، ابراز تأسف شده است.

اشرف غني نيز فرداي ديدار با پمپيو طي يک پيام ضبط شده تلويزيوني، در مورد ديدارش با وزير امور خارجه امريکا توضيحات ارايه کرد. آقاي غني بر موضع قبلي خود مبني بر شريک ساختن متحدان عبدالله در قدرت و ندادن نقش اجرايي به شخص عبدالله در حکومت تاکيد کرد و گفت که داکتر عبدالله در يک شب مي‌خواست که قانون اساسي تعديل شود. کاري که به گفته آقاي غني ممکن نيست. آقاي غني هم‌چنان در مورد کاهش احتمالي کمک‌هاي امريکا گفت که کاهش اين کمک‌ها به صورت مستقيم بالاي سکتورهاي مهم تأثير نمي‌گذارد. او گفت که کمک‌ها هنوز قطع نشده و ما ضمن جست‌وجوي راه‌هاي بديل، با امريکايي‌ها نيز مذاکره مي‌کنيم تا از طريق تفاهم و گفت‌وگو مشکل را حل کنيم. آقاي غني اين را هم گفت که او براي حالت‌هاي غير مترقبه پيش‌بين بوده و برنامه داشته است و کاهش کمک‌ها را به نحوي جبران خواهد کرد.

چنان‌که اشاره شد، آقايان غني و عبدالله در فرداي ديدار با وزير امور خارجه امريکا و پس از صدور اعلاميه شديدالحن اين کشور در مورد بحران سياسي افغانستان، هر دو موضع‌گيري کرده و بر مواضع قبلي خود پافشردند. آقاي غني  که در واقع مسووليت قطع کمک‌هاي امريکا يا کاهش اين کمک‌ها به او بر مي‌گردد، گفت که کاهش کمک‌ها مشکل جدي در روند زنده‌گي عادي و دولت داري در افغانستان ايجاد نمي‌کند و او در جست‌وجوي راه‌هاي بديل است.

معلوم نيست که منظور آقاي غني از راه‌هاي بديل چيست، اما يک تعبير از راه‌هاي بديل اين است که با کشورهاي ديگر صحبت شود تا در کمک به افغانستان سهم بگيرند و کاهش کمک‌هاي امريکا را جبران کنند. هنوز مشخص نيست که آقاي غني با کدام کشورها در اين زمينه صحبت خواهد کرد و آيا کدام کشوري حاضر است که بديل امريکا در افغانستان باشد؟

فشرده حرف آقاي غني اين بود که ما پرواي قطع و کاهش کمک امريکا را نداريم و براي چنين احتمالي پيش‌بيني‌هاي کرده بوديم و ما از موضع خود مبني بر حضور در ارگ به عنوان رييس جمهور منتخب عقب‌نشيني نمي‌کنيم. راه را براي مذاکره با تيم آقاي عبدالله باز مي‌گذاريم و حاضريم که حکومت همه شمول تشکيل دهيم.البته منظور آقاي غني از حکومت همه شمول نيز تا حدودي روشن است. او مي‌خواهد که کابينه‌يي متشکل از چهره‌هاي مختلف سياسي-قومي تشکيل دهد که از نظر ترکيب سياسي و قومي بتوان آن را حکومت همه شمول دانست، اما در عمل همه چيز تحت کنترل و مديريت آقاي غني باشد.

واقعيت اين است که مسوول کاهش کمک‌هاي امريکا تاکيد آقاي غني بر ماندن در قدرت به هر قيمت ممکن است. حتا اگر اين قيمت به معناي کاهش يا قطع کامل کمک‌هاي امريکا به افغانستان باشد. آقاي غني هنوز طوري سخن مي‌گويد که هيچ اتفاق بدي در انتخابات نيافتاده است. اين درحالي است که داستان شش ماهه انتخابات افغانستان در سراسر جهان برسرزبان‌ها بود و تقلب و تخلف‌هايي که صورت گرفته به همه‌گان آشکار است.

آقاي غني تلاش کرد، تا انتخابات را به نفع خود مديريت کند  که در اين کار ناکام شد. استفاده از سيستم بايومتريک زمينه تقلب را محدود و ميزان تقلب را قابل اندازه‌گيري و کنترل ساخت. وقتي آقاي غني در اين کار موفق نشد، از زور و فشار کار گرفت تا به هر طريق ممکن نتيجه به نفع او اعلام شود که چنين شد. اعلام نتيجه زورگويانه منجر به ايجاد يک حکومت موازي در کشور شد. اين‌ها همه در پيش انظار جهانيان اتفاق افتاده است. اين همه ايجاب آن را مي‌نمايد که انتخابات لغو شود و تمامي جريان‌هاي سياسي در يک گفتمان ملي روي تغيير بعضي از ميکانيزم‌ها و ساختارهايي کار کنند که نه تنها بحران سياسي امروز حل شود بلکه از وقوع بحران هاي احتمالي ناشي از معيوبيت ساختارهاي کلان سياسي نيز  در آينده جلوگيري شود. اما آقاي غني يکسره مدعي پيروزي در انتخابات است و رقيب‌اش عبدالله عبدالله را به مطرح کردن خواست‌هاي غيرعملي مي‌کند که اين امر به حل مشکل کمک نمي‌کند، بلکه مشکل را پيچيده‌تر مي‌سازد.

شايد در يک نگاه سطحي هر دو رهبر حکومت وحدت ملي مقصر کاهش کمک‌هاي امريکايي‌ها دانسته شوند، اما اگر به قضايا ديد ژرف‌تر صورت گيرد، مقصر يک جناح است. بهترين راه حل اين است که همين جناح با درک وضعيت بد پيش آمده، به يک سازوکار معقول تن دهد و موضوع را حيثيتي و شخصي نسازد.

پيدا کردن بديل امريکا در شرايط کنوني براي دولت افغانستان ممکن نيست. هيچ کشوري حاضر به جبران قطع کمک‌هاي امريکا نيست  و امريکايي‌ها نيز تلاش خواهند کرد که از پيدا شدن چنين مرجعي جلوگيري کنند. در شرايطي که بحران کرونا و جنگ تشديد يافته طالبان کشور را بيشتر از هر زمان ديگري تهديد مي‌کند، بهترين گزينه براي رهبران سياسي از خودگذري وقرباني دادن براي منافع جمعي است. عبدالله عبدالله مدعي است که دو بار به خاطر منافع ملي از حق خود که توسط مردم به عنوان رييس جمهور تعيين شده بود، گذشته است و حالا نمي‌تواند گذشت کند. اين حرف آقاي عبدالله عاري از حقيقت نيست. شرايط طوري آمده که آقاي عبدالله نمي‌تواند از خطوط تعيين شده توسط اردوگاه سياسي‌اش عقب‌نشيني کند. جمع کلاني از احزاب وچهره‌هاي سياسي-قومي در کنار عبدالله ايستاده وخواهان سهم خويش در حکومت هستند. اين‌ها تجربه کار با اشرف غني را دارند و اين تجربه پر از خاطره‌هاي بد بي اعتمادي و گسست است که امکان تعامل آنان را از بين برده است. پس شايد عقب‌نشيني آقاي غني از موضعش يگانه راه حل معقول و کم‌هزينه باشد!

اشتراک گذاری:

نظر بدهید