دل‌سردي اروپايي‌ها از «خون‌سردي»کابلي‌ها!!

 

نورالله وليزاده

ماموريت اتحاديه اروپا به نماينده‌گي از سفراي اين اتحاديه در افغانستان و سفير ناروي در اين کشور در يک بيانيه مشترک از “گروه‌هاي دخيل در مذاکرات سياسي افغانستان” خواسته فوراًَ به توافق برسند. در اين بيانيه آمده که نبود يک “تيم دولتي يکپارچه” هر روز افغان‌ها را با “خطرات بزرگتر مواجه مي‌سازد، به اعتبار نهادهاي دموکراتيک ضربه مي‌زند و موجب دل‌سردي شريکان اروپايي افغانستان مي‌شود.” موضع‌گيري اين‌چنيني اتحاديه اروپا در واقع پا نهادن اين اتحاديه جاي پاي امريکا است.

پيش از اين ايالات متحده امريکا در يک رويکرد تنبيهي، از قطع يک ميليارد دالر کمک‌هايش به افغانستان هشدار داده و نيز گفته که اگر رهبران سياسي در کابل به يک توافق نرسند، امريکا سربازانش را از افغانستان خارج خواهد کرد. هشدار اتحاديه اروپا از دل‌سردي نسبت به افغانستان در اصل پيامد ضمني و قابل پيش‌بيني اقداماتي است که امريکايي‌ها در افغانستان روي دست مي‌گيرند يا خواهند گرفت. اين در حالي است که تيم ارگ بيشتر به پيامدهاي مستقيم قطع کمک‌هاي امريکا اندکي نگراني نشان داده و طوري وانمود کرده که قطع کمک‌هاي امريکا تأثير فوري آن‌چناني نخواهد داشت، اما بايد گفت که تأثيرات ضمني و غيرمستقيم قطع کمک‌هاي امريکا به افغانستان بيشتر و زيان‌بارتر است.

بسياري از کشورهايي که امروز درافغانستان حضور نظامي، اقتصادي و سياسي دارند، حضور شان را به تصاميم و اقدامات امريکا وابسته مي‌دانند. يا به عبارت ديگر، اگر امروز بيش از چهل کشور جهان افغانستان را کمک مي‌کنند، اين کمک‌ها به حضور و توجه امريکا به افغانستان بستگي دارد.

امريکايي‌ها در يک ايتلاف کلان بين‌المللي که در سال 2001 به نام اتحاد ضد ترور مسما شد، بيش از چهل کشور را جمع کرده و به افغانستان آوردند. اين کشورها در کنار امريکا به افغانستان آمدند و در واقع نقش حمايتي از حضور امريکا در افغانستان داشتند ودارند. به اين ترتيب طبيعي است که با قطع کمک‌ها وتوجه امريکا به افغانستان، اين کشورها(که اتحاديه اروپا بخش عمده آن است) نيز به قطع کمک و قطع علاقه به افغانستان فکر خواهند کرد.

شباهت ديگر موضع اتحاديه اروپا با مواضع امريکايي‌ها در اين است که موضع مثل مواضع امريکايي‌ها مخاطب مشخص ندارد. در بيانيه اتحاديه اروپا و مواضع امريکايي‌ها به صورت واضح گفته نمي‌شود که مقصر اصلي در بحران سياسي به وجود آمده در افغانستان کدام تيم است. آن‌ها به صورت عمومي رهبران سياسي افغانستان و هر دو تيم سياسي را به يک‌سان مخاطب قرار داده و مي‌گويند که اگر جور نياييد ما اين يا آن اقدام را روي دست خواهيم گرفت.

اين موضع شايد از نظر امريکايي‌ها و اروپايي‌ها يک موضع بي‌طرفانه و به هدف پرهيز از جانب‌داري و دخالت در مسايل سياسي افغانستان تلقي شود، اما واقعيت امر اين است که اين موضع‌گيري‌ها به پيچيده‌گي بيشتر قضايا کمک مي‌کند. هر چند امريکايي‌ها واروپايي‌ها طوري رفتار مي‌کنند که گويا در بحران سياسي برخاسته از انتخابات افغانستان مقصر نيستند و مي‌خواهند که بي‌طرف باشند، اما اين امر واقعيت ندارد. دلايل و قراين زيادي وجود دارد که نشان مي‌دهد امريکايي‌ها و به پيروي از آنان اروپايي‌ها نيز از تيم اشرف غني حمايت کرده‌اند.

آنان به صورت واضح مي‌دانند که آقاي غني با‌ آراي تقلبي و به زور خود را رييس جمهوري افغانستان اعلام کرده، اما نسبت به اين موضوع واکنش جدي نداشته‌اند. نفس اين‌که دو تيم انتخاباتي به يک اندازه مقصر بحران دانسته شوند و به يک اندازه در اقدامات تنبيهي مخاطب قرار داده شوند، معنايش طرفداري از تيم ارگ است. همه مي‌دانند که تيم ارگ در جنجال پيش آمده مقصر است. اما امريکايي‌ها و اروپايي در مقام داوران بي‌طرف مقصر و بي‌تقصير را به يک پيمانه مجازات مي‌کنند که اين امر شباهت زيادي به محکمه صحرايي دارد. حتا اگر نتوان روش‌هاي مورد استفاده امريکا و اروپا در حل بحران سياسي افغانستان را جانب‌داري از يک طرف قضيه عنوان کرد، مي‌توان گفت که اين روش‌ها به طرز آشکاري از ناکارآيي رنج مي‌برند.

امريکايي‌ها جهت تغيير و اصلاح رهبري سياسي افغانستان از روش تحريم اقتصادي کار مي‌گيرند. شبيه آنچه که اين کشور در حل بحران هسته‌يي ايران استفاده مي‌کند. منطق اين روش اين است که با افزايش فشار اقتصادي بر يک دولت و ملت، مردم از درون نسبت به رهبري سياسي شان بدبين مي‌شوند ومقدمات فروپاشي دروني رهبري سياسي فراهم مي‌شود. به بيان ديگر، وقتي امريکايي‌ها به بهانه حل نشدن بحران سياسي افغانستان، کمک‌هاي شان را به افغانستان کاهش مي‌دهند، به گونه ضمني از مردم و جريان‌ها ونهادهاي سياسي منتقد و مخالف حکومت مي‌خواهند که عليه حکومت بشورند و رهبري سياسي را عزل کنند. اما اين کار درافغانستان ممکن است ونتيجه مي‌دهد؟

پاسخ با درصدي بالايي از اطمينان نخير است. مردم افغانستان و احزاب ونهادهاي مدني و سياسي منتقد و مخالف حکومت در افغانستان بارها عدم انسجام و همآهنگي خود را در اصلاح رفتار رهبري سياسي به نمايش گذاشته‌اند. از اين رهگذر اميدي نيست. کما اين‌که قطع کمک‌ها منجر به فقر وفلاکت مردم افغانستان در اين شرايط نامساعد خواهد شد.

تيم ارگ به صورت‌ آشکار از بي‌اعتنايي به قطع کمک‌هاي امريکا سخن گفته است. چنان‌که گفته شد، اين تيم در قدم اول فکرمي‌کند که امريکا کمک‌هايش را کاهش نخواهد داد و آنچه اعلام شده در واقع يک فشار تبليغاتي بوده که با گفت‌وگو قابل حل وفصل است واگر چنين نشد، تأثيرات مستقيم قطع کمک‌ها به اندازه‌ايي سريع نخواهد بود که بتواند برشي در زمان برنامه‌ريزي اين تيم براي ماندن در قدرت ايجاد کند. تيم ارگ فکر مي‌کند که دست‌کم تا يک يا دو سال ديگر قطع کمک‌هاي امريکا تأثير مستقيم فوري وآنچناني نخواهد داشت. اما چنان‌که اشاره شد تيم ارگ آگاهانه يا ناآگاهانه تاثيرات ضمني و غير مستقيم قطع کمک‌هاي امريکا را مورد اغفال قرار مي‌دهد.

آن‌گونه که روسيه اخيراً اعلام کرده، موضع‌گيري غربي‌ها در قبال بحران سياسي افغانستان يکي از عوامل تشديد و پيچيده شده بحران است. روسيه اعلام کرده که امريکايي‌ها با جانب داري از يک تيم سياسي در کابل، اوضاع سياسي را بحراني ساختند.

دراين گفته ترديدي وجود ندارد. امريکايي‌ها به بهانه اين که دست شان زير سنگ اشرف غني بخاطر صلح است، قدم قدم به صورت آشکار و پنهان از تيم ارگ حمايت کردند و اين حمايت‌ها، اين تيم را به اين نتيجه‌گيري رهنمون شد که با حمايت امريکا و اروپا مي‌تواند برنامه خود براي ماندن درارگ را بدون درد سر زياد تطبيق کند.

با توجه به آن‌چه گفته آمد، اروپايي‌ها اگر به راستي از حضور در افغانستان در سايه حضور امريکا دل‌سرد نشده‌اند و مي‌خواهند که با اعمال فشار و مداخله تغييري در وضعيت به وجود بياورند، به جاي راه اندازي جنگ رواني-تبليغاتي وپيروي کورکورانه از امريکا، به تجديد نظر در راه‌کارها وروش‌هاي مورد استفاده شان در افغانستان فکر کنند.

امريکا يک کشور زورگوي و قلدر در سطح جهان است و نسبت به روش‌هايي که براي حل بحران‌هاي بين‌الملل در پيش مي‌گيرد، خود را پاسخ‌گو نمي‌داند. اما قدرت اروپاي نو ظهور در کشورهاي در حال توسعه بستگي زيادي به اين دارد که اتحاديه اروپا تا چه اندازه در سياست‌ورزي‌هايش در اين کشورها، مستقلانه تصميم مي‌گيرد و نسبت به ارزش‌هايي که مدعي است حامي آنان است، تاچه اندازه پاسخ‌گو است ورفتار عدالت‌پسندانه دارد.

کوتاه سخن اين‌که اروپايي‌ها مي‌دانند که تيم ارگ نسبت به هر تهديد وفشاري که از جانب غرب متوجه مي‌شود، خون سرد است. اگر در کفش اروپايي‌ها ريگ نيست، با روي دست گرفتن اقدامات عملي ومقتضي، کاري کنند که از خون‌سردي تيم ارگ بکاهند. اين گونه، آنان دل‌سرد نخواهند شد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید