زنجيره حکومت‌داري در افغانستان شکسته است

 

اسنادی که در نتیجه یک رشته پژوهش‌ها به دست آمده نشان می‌دهد که زنجیره حکومت‌داری درافغانستان پس از سال 2003 میلادی یعنی با آغاز نخستین  حکومت انتخابی ورشکست شده است. این پژوهش که به گونه‌ی کتاب‌خانه یی انجام یافته چگونه‌گی حکومت‌داری در ابعاد مختلف ازجمله : شایسته‌سالاری، رفاه اجتماعی، توان‌مندی حکومت در بخش جمع آوری مالیات و نحوه مدیریت در ادارات ملکی را به ارزیابی گرفته است. از زمان کاربرد تیوری سوشیل کانترکت که توسط جان لاک به معرفی گرفته شد، حکومت‌ها مشروعیت شان را از مردم می‌گیرند. به اساس همین تیوری حکومت‌ها مکلفیت دارند تا ارایه خدمات به مردم را به گونه‌ی تنظیم کنند تا ازیک سو سبب نظم و عدالت درجامعه گردد و از جانب دیگر بتواند نیازمندی‌های شهروندان را برطرف سازد.

قسمی که دیده می‌شود امروز حکومت‌ها به مردم طوری خدمات ارایه می‌کنند که تناسب با مایحتاج زنده‌گی مردم ندارد. چیزی که می‌تواند بین حکومت ضعیف و قوی فرق بگذارد، توان‌مندی آن‌ها در ارایه خدمات به مردم است. برای این کار یک قاعده کلی وجهانی وجود دارد. این تحقیق به اثبات می‌رساند که حکومت افغانستان تا چه سطح در ارایه خدمات به مردم ناکام است.

شایسته سالاری در حکومت‌داری افغانستان نبود کاغذپرانی در ادارات یک حکومت بیان‌گراین است که آن جا دیگرچیزی بنام حکومت وجود ندارد. نظر به تیوری ارزیابی شایسته‌سالاری، درحکومت‌های کامیاب افراد بر اساس لیاقت و رقابت به کار استخدام می‌گردند و به تمامی کارمندان معاش ماهوار ثابت بدون تفاوت پرداخت می‌گردد. وقتی حکومت افغانستان را از منظر این تیوری به مقایسه گرفتیم، دریافتیم که قطعاً ناکام است. در حکومت افغانستان استخدام تمامی وزیران سکتور امنیتی و کارمندان ملکی از سوی فرماندهان جهادی صورت می‌گیرد. بسیاری از زورمندان، اعضای مجلس نماینده‌گان و به ویژه فرماندهان جهادی در ولایت‌های مختلف کشور بیشتر و ولسوالان و فرماندهان پولیس در ولسوالی‌ها را از میان تفنگ‌داران خود استخدام کرده اند که این کار سبب شده است مشروعیت حکومت تا زیادی به پرسش مواجه شود.

رفاه اجتماعی در حکومت‌داری افغانستان درحکومت‌داری خوب، مهم این نیست که چند تا آدم با ظرفیت و چند تا طرزالعمل خوب وجود داشته باشد، مهم آن است که اولویت کاری حکومت، برطرف ساختن نیازمندی های شهروندان باشد، به ویژه تأمین امنیت، رفاه اجتماعی و توسعه معارف. ازانتظارات نخست مردم نسبت به یک حکومت، امنیت است. درنبود سلامتی نمی‌توان به آسایش و بدون امنیت ممکن نیست به توسعه اقتصادی و معارف دست یافت.

هرگاه در نظام افغانستان توجه بالای سلامتی ، امنیت و رفاه اجتماعی کنیم، می‌بینیم که حتا در چند متری ارگ ریاست جمهوری در پایتخت این کشور نشانه‌ی از این مؤلفه‌ها وجود ندارد. مسلماً وقتی حرف از ارزیابی یک حکومت به میان می‌آید ، قطعاً نمی‌توان در نبود حاکمیت قانون، مؤثریت خدمات، جوابگوبودن در برابر مردم، ثبات سیاسی، کاهش خشونت و نظارت دقیق ازفساد، در پیشانی آن حکومت مهرمشروعیت زد، چون معیار تمیز” حکومت خوب” از ” حکومت بد” مسأله ” مشروعیت” است. ارایه خدمات به مردم بزرگترین هدف حکومت‌ها را در امر حکومت‌داری تشکیل می‌دهد.

فرق میان حکومت ضعیف و قوی درهمین جا معنی می‌دهد. وفاداری مردم به حکومت مهم تر از شکل حکومت است. تأمین امنیت، رفاه اجتماعی و رسیده‌گی به نیازمندی‌های شهروندان حتا می‌تواند برای کشورهای اشغال شده یا ناکام مشروعیت ببخشد. توجه به سلامتی شهروندان و تأمین امنیت از ابتدائی ترین نیازهای شهروندان تلقی می‌گردد. حال اگر حکومت‌داری در افغانستان (از سال 2004 تا حال) به ارزیابی گرفته شود، دیده می‌شود که هدف اصلی این حکومت‌ها در جریان حکومت‌داری در واقع بقای خود شان بوده نه حفظ جان شهروندان. برای حکومت‌های قوی ثبات سیاسی اصل پنداشته می‌شود، بالعکس بی ثباتی نشانه یک حکومت ناتوان است. این جا سوال پیدا می‌شود که چرا در افغانستان حکومت های بی ثبات و ناتوان دراین 16 سال با وجود ترس و نگرانی از مردم دوام آورده اند؟ در افغانستان دوام حکومت‌ها نتیجه ترور مخالفان، استفاده از نظامیان برای سرکوب گروه‌های ناراضی، ایجاد توازن با برقرار دادن یک جناح برضد جناح دیگر، استفاده از اعضای یک خانواده برای مقاصد سیاسی و استفاده از پاداش‌های مادی برای ایجاد وفاداری در بین متحدان سیاسی بوده است. بنا بر این در افغانستان نحوه خدمات رسانی حکومت در بخش صحت از شهرها تا روستا ها متفاوت است . شفاخانه های خارج از کابل با مشکلات روبرو استند. این شفاخانه‌ها تنها به مریضان خود می‌توانند ضروریات ابتدائی صحت را فراهم بسازند نه بیشتر از آن را. به طور مثال زمانی که قنسولگری عمومی در بخش صحت، شفاخانه میرویس در کندهار را سروی نمود، آن‌ها دریافتند که برای هر1000 نفردر این شفاخانه یک بستر می رسید، درحالی که در شفاخانه های کابل برای هر 1000 نفر 9 بستر می‌رسد. درشفاخانه میرویس حتا خدمات صحی ابتدائی مانند ترمامیتر ، ماشین اکسری، گرمای اتاق و ریکارد کیپنگ که این ها از وسایل حیاتی برای یک شفاخانه پنداشته می‌شود، وجود نداشت. نحوه مدیریت در ادارات ملکی این پژوهش می تواند یک ارزیابی مناسب برای ارزیابی سازمان‌ها دریک کشور باشد . نحوه مدیریت در ادارات ملکی می تواند یک مشخصه خوب برای بنیان گذاری در یک حکومت باشد  و حد و اندازه آزادی در نهاد ها برای کاغذپرانی می تواند یک تأثیر مثبت بالای نهادها و عملکرد کارمندان حکومت باشد. تمام اختیارات بیروکرات ها تحت تأثیر سیاسیون می‌باشد. با این وضعیت، کارمندان حکومت نمی‌توانند در کارهای شان از خود خلاقیت تبارز دهند. اسنادی که در نتیجه این پژوهش جمع آوری شده نشان می‌دهد که از سال 2004 تا حال در ادارات حکومتی افغانستان هیچ گونه خود مختاری و خلاقیت وجود ندارد، البته این امر نشانه دیگری از ناکامی حکومت است. تمام ارقام و اعداد بیان‌گر این می باشد که حکومت افغانستان در خود مختاری کاغذ پران ها ناکام بوده وهیچ تلاشی به خاطر بالا بردن این خود مختاری انجام نداده است. جمع آوری مالیات جمع آوری مالیات تأثیر مستقیم بالای جی دی پی یک کشور دارد و می تواند معیاری باشد به خاطر ارزیابی حکومت‌ها. ماشین اقتصادی حکومت افغانستان وابسته به کمک‌های بین المللی است ، 28 درصد ازبودجه توسعه‌یی و 48 درصد بودجه عادی این کشور توسط جامعه جهانی تامین می‌گردد. سطح وابسته‌گی افغانستان به کمک‌های بین المللی از حد توقع بالاست واین امرتوانسته تأثیر ژرف منفی بالای اقتصاد این کشور بگذارد. علی رغم این از 13 سال است که حکومت افغانستان به دلیل ناتوانی در بخش جمع آوری مالیات، قادر به تأمین نیازمندی‌های مالی کشور نیست. در سال 2014 کل عواید این کشور25 میلیارد افغانی بود که تنها 28 در صد از بودجه داخلی را احتوا می کرد. رقمی که در سال 2014 باید از سوی وزارت مالیه افغانستان جمع آوری می شد یک صد و سی و سه ملیارد افغانی بود، اما وزارت مالیه توانست تنها سی وهشت درصد آن را جمع آوری کند. یافته های این پژوهش نشان می‌دهد که سیستم جمع آوری مالیات در افغانستان از کار افتاده بوده و به با معیار های جهانی عیارنیست. نتیجه در نتیجه این تحقیق من به ارقام و اطلاعاتی دست یافتم که نشان می دهد که زنجیره‌های حکومت‌داری در افغانستان دیگر شکسته است و کار آمد نیست ، همین گونه دریافت های کلیدی دراین گزارش از جمله ارزیابی عددی نشان می‌دهد که حکومت افغانستان هیچ گونه ازمعیارهای استاندارد جهانی را در بخش حکومت‌داری باخود ندارد، البته این مساله این را می‌رساند که این حکومت از هرحیث ناکام است.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید