کرونا چه تصويري بر جا خواهد گذاشت؟

 

محمد ظهير شعبان

بحران زيستي کرونا به مثابه يک اتفاق بزرگ، دنيا را در حدي غافل‌گير کرده است که حتا در فلم‌هاي تخيلي نيز تصور نمي‌ شد، پيامدهاي انساني و اجتماعي اين بحران همه‌گير در حدي گسترده است که مي‌تواند فراتر از وضعيت ويژه عواملي را پديد آورد که چون فاکتور تغيير دهنده بازي مسير تحولات جهاني را دگرگون سازد. در نقطه‌ي که اکنون قرار داريم گمانه‌زني و پيش‌بيني بسيار دشوار است. تجارب گذشته  و تاريخ جوامع بشري گوش‌زد مي‌کند که نبايد دچار خطاي بين «وضعيت ويژه» و «وضعيت دايمي» شد. بحران‌ها هر چقدر هم که بزرگ باشند، باز آثار آن‌ها به تمامي بقا پيدا نمي‌کنند و فقط بخشي از آن‌ها استمرار پيدا مي‌کنند. البته آن بخش به نسبت شدت بحران فراز و نشيب پيدا کرده و دچار قبض و بسط مي‌‌شود. اکنون به نظر مي‌رسد مهمان شوم ناخوانده کرونا اعم از آن که پديده‌يي تصادفي باشد يا واکنش دفاعي طبيعت در برابر تهديدهاي فزاينده‌ي محيط زيستي، ميراث پايدارتري را از خود برجاي بگذارد و جهان پسا کرونا تفاوت‌هاي قابل اعتنا و تصاوير مختلف براي بشر داشته باشد. البته بايد از بزرگ نمايي و شتاب‌زده‌گي هم خودداري کرد همان‌گونه که انسان مصيبت‌زده نمي‌تواند پريشان حالي و اوضاع آشفته‌يي که در آن گرفتار شده را سرنوشت ابدي خود بپندارد. به هر صورت بايد اين را بپذيريم که ميزان پيامدهاي ماندگار کرونا اگر بزرگ و يا کوچک باشد يک واقعيت است و نمي‌توان آن را ناديده گرفت.

محققان هشدار مي‌دهند که تأثيرات اقتصادي قرنطينه شدن جهان در سايه همه گيري کرونا مي‌تواند نيم ميليارد نفر را به فقر سوق دهد، بنابر اين تبعات و تصويري اقتصادي سنگيني براي اقشار مستضعف و ضعيف خواهد داشت. براساس مطالعات جديد، سطح فقر در کشورهاي در حال توسعه تا 30 سال به عقب باز مي‌گردد. کرونا مي‌تواند منجر به افزايش بسيار زياد فقر جهاني شود در حقيقت مي‌تواند 10سال دنيا را به عقب برگرداند و در برخي از مناطق نيز اقتصاد را تا 30 سال تنزل بخشد.

نکته‌يي که در خصوص وسعت اثر گذاري شيوع اين بيماري بر اقتصاد جهاني قابل تحمل بوده و بايد به آن اشاره کرد، اين است که کانون شيوع اين بيماري براي نخستين بار پس از جنگ دوم جهاني کشورهايي را هدف قرار داده است که در زمره اقتصادهاي اول دنيا هستند بر اساس آمارها ده کشوري که در سطح بالاي از شيوع اين بيماري ضربه ديدند از جمله امريکا، چين، جاپان، آلمان، انگليس، فرانسه و ايتاليا ، تقريباً جزء ده اقتصاد بزرگ جهان را تشکليل مي‌دهند. با توجه به سهم اين کشورها در اقتصاد جهاني يعني 65 درصد توليد جهاني و 41 درصد کالاهاي صادراتي در جهان واضح است که آسيب ديدن اين کشورها به شدت اقتصاد بين‌الملل را تحت تأثير قرار مي‌دهد.

از تصوير و تبعات منفي شيوع ويروس کرونا بر اقتصاد جهاني مي‌توان به افزايش نرخ بيکاري، کاهش يا توقف توليد در بسياري از موارد، انتقال تقاضا از يک‌سري محصولات و کالاها به محصولات و کالاهايي ديگر نام برد.

به هر صورت مدت زمان لازم براي کاهش فقر در دنيا مي‌تواند بسيار طولاني باشد بنابر اين دولت ها بايد در مورد چگونگي سرعت بخشيدن به اين امر صرف نظر از کويد 19 فکر کنند. اين ويروس در حال ايجاد قرنطينه‌يي مصرف است و تأثير شگرف فرهنگي و اقتصادي برجا خواهد گذاشت.

با افزايش بحران ناشي از همه گيري ويرويس کرونا در سطح جهاني يک تصوير جديد و متفاوت ديگر همزمان براي «جوامع مردم»، «حکومت ها»  و «نهادهاي اجتماعي و اقتصادي» در حال شکل گيري است؛ نخست، در حالي که به هم پيوسته‌گي ناشي از بحران احساس «همدردي» و «نزديکي» بين جوامع مردمي در سطح جهان را بيشتر کرده همزمان منجر به «دوري مردم» از حکومت ها و نهادهاي اجتماعي و اقتصادي شده است. که عميقاً از کاهش رشد و فعاليت هاي اقتصادي نگرانند. از اين لحاظ نوعي شکاف بين مردم و حکومت‌ها در حال شکل گيري است اين شکاف حتا بين حکومت‌ها در يک مجموعه همگرا نيز نمايان مي‌شود، همانند اتحاديه اروپا که بيشتر اشکار شده است اکنون ايتاليا و اسپانيا از حضور در اين مجموعه به دليل کمک نکردن به موقع همنوعان اروپايي شان احساس شرم مي‌کنند.

دوم، خروج سه عنصر فوق از سازه هاي فکري سنتي و ايده آل زنده‌گي روزمره دنياي کنوني است. وحشت از آينده و پيش‌بيني ناپذير بودن يک ويروس ناشناخته  يک «لحظه تاريخي» براي خروج از نگراني هاي متعارف و روزمره جوامع بشري، حکومت‌ها و شرکت‌هاي اقتصادي درباره مفاهيمي همچون شيوع جنگ، منازعه، تروريزم و افراط گرايي، رشد اقتصادي، زنده‌گي ديجيتال و فضاي مجازي و غيره حرکت به سمت مفهوم «امنيت سلامت» به عنوان معضل نخست بشري است. در اين حالت حکومت‌ها مجبورند با برقراري تعادل بين ظرفيت‌ها و امکانات موجود و مديريت سريع بحران، بيشتر از گذشته به امور جوامع داخلي خود بپردازند. مردم هم سازه‌هاي ذهني جديدي را تجربه مي‌کنند که تاکنون براي‌شان اهميت چنداني نداشت. به واقع تقويت «حس خودکفايي» و «استفاده صحيح از منابع موجود» درصدر اولويت مردم قرار گرفته است تصوير جديد در زمان پسا کرونا به مسأله بقا در شرايط سخت بيشتر جلب توجه مي‌کند. در خصوص افغانستان، مسووليت اول و بين‌المللي ما اين است که بتوانيم با يک مديريت و حکمراني مطلوب بحران کرونا را  پشت سربگذاريم.

مهار همه گيري ويروس کرونا در درجه اول به «همه گيري همکاري» و «اعتماد متقابل» بين مردم و دولت و سياسيون بسته‌گي دارد. موفقيت افغانستان در مهار کرونا احترام بين‌المللي به  اين کشور را افزايش مي‌دهد و بر قدرت و اعتبار افغانستان در چگونه‌گي حفظ خود در شرايط بحراني مي‌افزايد. کشوري که بتواند با وجود تمامي تهديدهاي امنيتي از سوي گروه‌هاي تروريستي (داعش و طالب) به درستي از اين بحران بگذرد مطمئنا” با تصوير جديد و قوي‌تري با وجود تمامي تهديدات امنيتي و جنگ استخباراتي منطقه در عرصه منطقه‌يي و بين‌المللي ظهور خواهد کرد و ديگران را به سمت خود خواهد کشاند.

ما به برخي از برنامه‌هاي کوتاه مدت و دراز مدت جسورانه و عملي احتياج داريم . اينجا است که رهبران سياسي مخصوصاً کساني که در رأس قدرت هستند مي‌توانند نقش آفرين باشند و براي فرداي کشور برنامه ريزي نموده و جلو گسترش فقر و کرونا را در کشور بگيرند و با صرف وقت بالاي برنامه‌هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، عملي و پيش‌گيرانه در فکر مديريت بحران کرونا و پسا کرونا باشند، تا اين که به فکر منفعت شخصي، حزبي و سمتي خويش هستند، حال که رهبران کشور به يک توافق سياسي نزديک شدند زمان آن فرا رسيده که انرژي خود را صرف مديريت و يافتن راه حل‌هاي متعارف براي از پا در آوردن بحران کرونا نمايند و تلاش نموده در راستاي خدمت به مردم از يک ديگر پيشي بگيرند.

درحال حاضر افغانستان با چالش بزرگي روبه رو است، اگر باهم جمع نشويم نمي‌توانيم از آن عبور کنيم، کرونا مي‌تواند تصويري جديدي براي اثبات هر يک از ما مخصوصاً دولت، رهبران و سياسيون کشور ايجاد نمايد تا صداقت و پشت کار خود را به اثبات برسانند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید