خـلافت و خــلافات

 

خواجه بشير احمد انصارى

شهرستاني از دانشمندان بلندآوازه‌ي قرن ششم هجري مي‌گفت: در هيچ امري همانند خلافت، جنگ و اختلاف و نزاع و شمشيرکشي صورت نگرفته است. پيوند خلافت و کش‌مکش از همان لحظات چشم‌بستن پيامبر بزرگ آغاز شد که سپس رنگ و بوي کلامي و فقهي گرفت و تا امروز در قالب دو فرقه‌ي مهم سني و شيعه ادامه داشته و روح و جسم جهان اسلام را مي‌آزارد.

حدود 96 سال پيش زماني که دولت عثماني، همان دستگاهي که در دوره‌هايي از تاريخش به نام «خلافت عثماني» ياد مي‌شد، سقوط داده شد، هنوز چند سالي از آن نگذشته بود که سيزده تن «پادشاه» و «امير» و «امام» در اين سو و آن سوي جهان اسلام کمپين خلافت‌خواهي به راه انداختند.

جالب اين‌که بيش‌تر اين خلافت‌خواهي‌ها پيوندي به دين نداشت، همان‌طوري که مخالفت با آن را نمي‌توان محصول بي‌ديني انگاشت. برخي از اين کانديدا‌ها در انديشه‌ي گسترش اقليم سياسي‌شان بودند و برخي ديگر از سوي قدرت‌هاي اروپايي همکاري و استخدام مي‌شدند و دسته‌ي سومي با هردو انگيزه در اين راه تلاش ورزيدند. از همين لحاظ بود که علامه اقبال ديدگاه ژرف‌تري در قبال خلافت داشت.

يکي از اين نمونه‌ها، همين امير امان‌الله خان خود ما بود که به گفته افغانستان‌شناسان امريکايي چون «دوپري» و «پولاده» سعي مي‌ورزيد تا با همکاري محمود طرزي و گروهي از علماي ديني، بر منصب خلافت تکيه زند.

اگر جنبش‌هاي خلافت‌خواهي در تاريخ مسلمانان بيش‌تر با انگيزه‌هاي مشروعيت‌گيري ديني و سياسي و گسترش قلمرو سياسي پيوند داشت، از قرن بيستم بدين سو عنصر ديگري نيز بر آن افزوده شد که سرشت بيروني داشته و رشته‌اش به خارج مرز‌هاي جهان اسلام بر‌مي‌گردد. در سال‌هاي سقوط خلافت عثماني، جريده‌ي «الهدي» که در قرن نوزده ميلادي در فيلادلفيا تاسيس شده بود، مقاله مفصلي در رابطه به خليفه و خلافت نگاشت و از سه کانديداي نيرومند خلافت در سه نقطه‌ي جهان پهناور اسلام نام برد که يکي سلطان يوسف در مراکش بود، ديگرش شريف حسين در مکه و سومي امير امان‌الله خان در افغانستان. اين جريده و ساير جرايد آن دوران خلافت سلطان يوسف را گزينه‌ي فرانسه براي جهان اسلام خوانده بودند، خلافت شريف حسين را گزينه‌ي انگليس‌ها و خلافت امان‌الله خان را گزينه‌ي روس‌ها.

آن‌چه امروز هم زير عنوان پر‌جاذبه داعيه‌ي «خلافت» مطرح مي‌شود، همه‌اش به سرنوشت ملت‌هاي مسلمان ربطي نداشته، بلکه سايه‌ي سنگين دست‌هاي «مسلمان» و «کافر» فراواني در پس‌زمينه‌هاي آن ديده مي‌شود که هدفي جز برهم زدن استقرار و انسجام جوامع در دستور کار‌شان نيست.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید