صلح افغانستان قرباني سياست هاي طالب محور خليل زاد و پاکستان محور امريکا

 

نويسنده: مهرالدين مشيد

آیا زمان آن رسیده است که بازیگران طالب و حکومت و گروه های سیاسی زیر یک چتر جمع و با یک چرخش بزرگ وارد دیالوگ بین الافغانی شوند که در نتیجه یک بازی آگاهانه و ماهرانه و فرصت شناسی جدید منافع ملی و اقتدار ملی افغانستان یک‌پارچه و متحد را در بازی با امریکا و سایر هم‌پیمانان آن تأمین کنند. درست این زمانی ممکن است که طرف های مختلف در یک دیالوگ بین‌الافغانی با گذشت از خودخواهی ها و منفعت طلبی های شخصی، قومی و گروهی با باج گیری از آنانی که بیش از چهل سال به این سو افغانستان را به خاک و خون کشانده اند، موفق به تأمین منافع ملی و احیای اقتدار ملی از دست رفته‌ی افغانستان شوند. این زمانی ممکن است که تمامی جناح ها با ترک وابستگی های سیاسی، استخباراتی و اقتصادی خویش جرأت ملی عمل کردن را داشته باشند تا باشد که از این فرصت پیش آمده به سود افغانستان استفاده اعظمی کنند که حیثیت سرزمین موعود را برای نسل کنونی و آینده داشته باشد. این در حالی ممکن است که تمامی جناح های گفت و گو کننده در نشست بین الافغانی باانعطاف پذیری جدی و همدیگر خواهی ملی تن به گذشت و ترک برتری طلبی ها شوند.

این در حالی است که هنوز درازراه صلح باقی و چانه زنی ها میان طرف ها برای برگزاری نخستین نشست به شدت ادامه دارد و هیچ طرفی حاضر به کم ترین انعطاف نیستند. از این معلوم می شود که هنوز بازی قدرت های منطقه‌یی و جهانی برسر افغانستان به نقطه پایان نرسیده است. افزون بر آن که اختلاف میان رهبران حکومت و گروه‌های سیاسی و در ضمن اختلاف میان گروه های سیاسی بیداد می‌کند و از برگزاری نشست مشورتی آقای غنی با نماینده‌گان کشورهای منطقه تحت عنوان “تقویت اجماع برای صلح” در بارۀ صلح و گفت‌وگوهای میان افغانان به اشتراک نماینده گان نزدیک به بیست کشور منطقه، شرکای راهبردی افغانستان و سازمان ملل و نشست دومی سه جانبۀ افغانستان، پاکستان و چین از طریق ویدیو کنفرانس ها فهمیده می شود که هنوز روی روند صلح افغانستان اجماع منطقه‌یی بوجود نیامده است و تلاش های خلیل زاد برای نزدیکی هند و پاکستان از سویی هم افغانستان و پاکستان طور شاید وباید به ثمر نرسیده است. از همین رو بود که رییس جمهور غنی در هر دو نشست یادشده بر همکاری میان کشورهای منطقه به ویژه در مبارزه با هراس افگنی تاکید کرد و افزود که کشور های منطقه به تهدید تروریزم، شبکه های جرمی منطقه‌یی وافراط گرایی مواجه است. وی در ضمن به امنیت و ثبات و منافع منطقه یی اشاره نمود که کشور های منطقه را با یکدیگر وصل می سازد و بر این تاکید ورزید که درک عقلانی و در کنار هم بودن فرصت های خوبی را فراهم می سازد تا افغانستان به حیث چهارراه همکاری های منطقه یی نقش خوبی را برای ثبات و رفاه منطقه ایفا کند. این سخنان آقای غنی گویای آن است که هنوز کشور های منطقه روی مسایل فوق به شمول مبارزۀ مشترک و صادقانه برضد تروریزم که ثبات سیاسی افغانستان را به دنبال دارد، توافق نظر ندارند. از سویی هم از این گفته های آقای غنی در این ویدیوکنفرانس که: «اهداف پروسۀ صلح این است که افغانستان مستقل، دموکراتیک، متحد در صلح با خود، با منطقه و جهان با حفظ ارزش های گذشته به ویژه حفظ حقوق زنان و جوانان باشد.» آشکار می شود که هنوز کشور های منطقه روی مسایل فوق در رابطه به روند صلح افغانستان وحدت نظر ندارند. به ادامه نشست سه جانبۀ افغانستان، پاکستان و چین از طریق ویدیو کنفرانس نشست فرامنطقه‌یی با شرکت شرکای عمده بین‌المللی افغانستان برای تقویت اجماع جهانی در مورد صلح و مذاکرات «بین‌الافغانی» روز پنجشنبۀ (۱۹ سرطان) گذشته برگزار شد. در این نشست آنلاین که کابل میزبان آن بود، نماینده‌گان کشورهای مختلف و چندین سازمان بین‌المللی از جمله امریکا، ملل متحد، اتحادیۀ اروپا، ناتو و شریکان استراتیژیک افغانستان اشتراک کردند. این نشست از سوی رییس جمهور و دیگر مقام‌های ارشد افغانستان میزبانی شد، مسائلی چون کاهش خشونت، مبادلۀ زندانیان، آغاز گفت‌وگوهای بین افغان‌ها و آتش‌بس بشردوستانه بخاطر مبارزه در برابر ویروس کرونا مورد بحث قرار گرفت. هدف اصلی این نشست تقویت اجماع جهانی برای صلح افغانستان بود.

این گونه نشست ها درباره صلح و برای تقویت اجماعی ملی و منطقه یی و جهانی بیش از افزون صورت گرفته است و اما با تأسف که نتایج محسوس را در پی نداشته است. این نشست ها تا کنون نتوانسته به نگرانی های روزافزون مردم افغانستان پاسخ جدی بدهد. در این میان از همه بیشتر آنچه مایۀ نگرانی است، بازی های مرموز پاکستان و طالبان  در محور خلیل زاد است که وی در هر مرحله از سفر هایش به منطقه و گفت و گو هایش با رهبران وسیاستگران کشور های منطقه به جای بلند بردن موقعیت حکومت افغانستان به حیث یک طرف گفت‌وگو های بین الافغانی؛ برعکس نقش آن را به بهای سنگین وزن کردن طرف طالبان و پاکستان بیشتر تقلیل می دهد. چنان که آقای خلیل زاد در نوشته توییتری اخیر خود از حکومت افغانستان بنام حکومت کابل نام برده است. هرچند کاربرد این اصطلاح از لحاظ دیپلوماتیک از سوی نمایندۀ کشوری مانند امریکا غیرقابل توجیه است و اما این سخنان از شخصی مانند، آقای خلیل زاد بعید نیست که در سرسپردهگی به منافع ملی امریکا شهرت دارد و در ضمن متمایل به استبداد قومی است  و برای استحکام ساختار های تک قومی در افغانستان کار کرده است؛ زیرا او از اول تاکنون به مثابۀ وایسرا در افغانستان عمل کرده است و شاید ترس کاذب مردم ما سبب شده که از خلیل زاد وایسرا ساخته است. این ترس کاذب سبب شده تا خلیل زاد هرچه دلش خواسته انجام بدهد. زمانی که پیشینۀ کاری خلیل زاد به حیث عضو حزب جمهوری خواه، مشاور پیشین کمپنی یونیکال، سفیر امریکا در افغانستان و عراق در شرایط بسیار حساس در زمان حضور نیروهای آمریکایی در این دو کشور و عضو موسسه “رند” به حیث طراح سیاست های استراتیژیک و راهبردی امریکا و سایر پست های او در امریکا به تفصیل مورد بحث قرار گیرد و نقش جانبدارانه و مداخله گرانه او در بن اول، وعدة او برای پیدا کردن بدیل طالبان در پشاور بخاطر پیشگیری از به قدرت رسیدن جبهه شمال پس از سقوط طالبان به هدایت آمریکا و همکاری گیری شرون نماینده سیا در پنجشیر در آغاز حمله امریکا به افغانستان و مداخله آشکار او در لویه جرگه قانون اساسی برای حکومت ریاستی، تهدید دوستم به وسیله بمب افگن ۵۲ و حالا هم نماینده ویژه امریکا در روند صلح افغانستان به تفصیل مورد بررسی و مطالعه قرار بگیرد و دستکاری های آشکار او شناسایی شوند. در آن صورت چهره اصلی این مهره سیا بیشتر آشکار و مشت های بسته اش بازتر می شود. چنان‌که مردم افغانستان شاهد ماموریت ۱۸ ماهۀ او با طالبان اند که چگونه هرگز مشت های پنهان کاری اش با طالبان باز نشد و توانست  تا با پنهان کاری های زیرکانه حکومت و مردم افغانستان را به فرمایش پاکستان از اصل روند صلح به حاشیه بزند و توافق‌نامه صلح با طالبان را به میل پاکستان با طالبان امضا کرد که حتا اشاره یی هم به چگونگی پناهگاه های طالبان و رهبران شان در پاکستان نشده است. وی دو توافق‎‌نامه را، یک‌جانبه یکی علنی و دیگری هم مخفی، بر ضد خواست مردم افغانستان به سود طالبان و پاکستان با طالبان به امضا رسانید.

پس در فضای دیپلوماتیکی ای که حرف نخست را خلیل زاد می زند، باید این گونه اصطلاحات خفت بار را برضد حکومت افغانستان به کار ببرد؛ زبرا او با طالبان و حامی آنان یعنی پاکستان سرگوشی های زیادی دارد و پاکستان از کشور هایی است که خلیل زاد در هر دور سفرش به منطقه در نخست از آن دیدن کرده و با  مقام های آن گفت و گو می کند. وی به برتری طلبی های مقام های آن خوب گوش می داده و  امتیازدهی های او به پاکستان و طالبان در توافق‌نامۀ دوحه به همه گان آشکار است. از سویی او شانس آورده و موجودیت اختلاف ها در کابل برای او به برگ برنده بدل شده است و از آن به حیث بالا کشیدن کارت سبز به سود طالبان و پاکستان و برضد افغانستان استفاده می کند.

پس از نظر ما با توجه به دشواری های موجود ملی، منطقه‌یی و جهانی هنوز زود است که به یک صلح آبرومندانه در افغانستان امیدوار بود؛ زیرا پاکستان به پیروزی رسیدن صلح افغانستان را مشروط به حل موضوع کشمیر با هند خوانده است؛ نه تنها این که بر بنیاد گزارش سازمان ملل و پنتاگون، طالبان حتا روابط شان را با القاعده و سایر گروه های تروریستی مثل، گروه “کتیبۀ امام بخاری”، لشکر طیبه، جیش محمد و دیگران قطع نکرده اند و برعکس روابط شان تنگاتنگ تر شده است و اما شگفت آور این است که با این همه مقام های امریکایی از جمله وزیر خارجه و خلیل زاد نمایندۀ خاص این کشور در روند صلح افغانستان پیهم ادعا می کنند که طالبان تعهدات شان رانقض نکرده اند؛ اختلاف جمهوری خواه ها و دموکرات ها بر سر خروج نیرو های امریکایی از افغانستان هنوز باقی است و دموکرات ها لایحه بی را به تصویب رسانده اند که خروج نیرو های امریکایی از افغانستان را تا پایان انتخابات به تعویق افگنده است و از سویی هم انعطاف ناپذیری ها و تمامیت خواهی های طالبان برای امارت اسلامی هنوز پابرجای است و میان خواست طالبان و آقای غنی که می گوید، هدف ما صلحی است که در آن دستاورد های نوزده سال حفظ شود؛ هنوز فرسنگ ها فاصله دارد؛ اما در این میان شگفت آور این است که خلیل زاد این بار با اطمینان تمام با هیت اقتصادی همراهش، درموردسرمایه گذاری های امریکابعدازخروج شان با ملابرادر،دیداروگفت‌وگوداشت.

این در حالی است که اکنون گفت و گو های بین الافغانی بخاطر رهایی زندانیان طالب به بن بست رسیده است. پافشاری دولت برای عدم رهایی زندانیان طالب بخاطر بی باوری آن به تعهد و عدم صداقت طالبان است، زیرا بسیاری زندانیان رها شده به جبهه های نبرد طالبان رفته اند و خلاف تعهد شان به اعمال تروریستی متوسل شده اند. هرگاه زندانیان رها شده به جبهه های جنگ نمی رفتند. گرچه در این حصه خلیل زاد به حیث امضا کنندۀ توافقنامه با طالبان مقصر است که نباید چنین خلایی را برجا می‌گذاشت؛ اما احتمال دارد که او از روی قصد بخاطر امتیاز دادن به طالبان و پاکستان حاضر شد تا بدون هرگونه  ضمانت و حتا مشورۀ حکومت  افغانستان رهایی طالبان را قبول کند. با تأسف که خلیل زاد حتا میان زندانیان جنایت کار و غیر جنایت کار هم تفکیکی قایل نشده است. هرگاه چنین نمی شد و ممکن حالا بسیاری مسایل حل شده می بود و  دولت بخاطر آغاز گفت و گوی های بین‌الافغانی زندانیان طالبان را رها می کرد؛ زیرا صلح مهم تر و حیاتی تر برای مردم افغانستان است. نگرانی های حکومت و مردم افغانستان نسبت به تعهدات طالبان در رابطه به صلح نامؤجه هم نیست؛ زیرا طالبان یک گروهک مستقل نیستند که خود شان در پیوند به موضوع های مهم با توجه به منافع ملی افغانستان تصمیم‌های آزادانه بگیرند. طالبان وابسته به پاکستان اند و در وافع تصمیم ها در مورد طالبان را در پشت پرده این کشور اتخاذ می کند؛ اما مقام های این کشور با دیده درایی تمام در محافل سیاسی و در دیدار های رسمی شان با مقام های خارجی سخن از همکاری صادقانه و حمایت از صلح افغانستان می زنند. این در حالی است که پاکستان هوای کلانی را در رابطه به تأمین صلح در افغانستان در سر می پرورد و کم ترین خواست این کشور تقلیل رابطه سیاسی و اقتصادی کابل با دهلی و شناسایی خط دیورند است. بدون شک این به معنای حکومت دست نشانده پاکستان در افغانستان است که از چهل سال بدین سو روی آن سرمایه گذاری کرده است. بنابراین طالبان نیستند که آغاز گفت و گو های بین‌الافغانی را مشروط به رهایی زندانیان شان دانسته اند؛ بلکه این خواست پاکستان است تا تروریستان پاکستانی وابسته به نظامیان این کشور از زندان رها شوند. هرگاه اراده واقعی برای صلح در دو طرف موجود باشد. در این صورت رهایی زندانیان طالبان چه پیش و چه‌پس از آغاز نشست بین الافغانی مسأله ساز نمی بود. در واقع بی باوری ها و آجندا های پشت صحنه در دو طرف چالش آفرین شده است که در واقع آجندا های پشت پرده  اند که نقش تعیین کننده را در روند صلح دارند. این دشواری ها از جمله آجندا های پشت پرده سبب شده تا روند صلح در دو طرف با مشکلاتی مواجه باشد که بهانه سازی ها را توجیه پذیر کرده است.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید