در برابر فرهنگ و هنر مبتذل چه مسوولیت داریم؟

 

همان گونه که اقتصاد ویران داریم و از نظر سیاسی دچار تشتت و پراکنده گی استیم، فرهنگ ما نیز بحرانی شده و در فقر کامل به سر می بریم.

حدود پنجاه سال پیش یعنی زمان حکومت های ظاهرشاه و داوودخان مردم افغانستان به ویژه شهر نشین ها در سطح بلند فرهنگی قرار داشتند.

در تیاتر افغانستان، نمایشنامه هایی از نویسنده گان مشهور جهان، پیاده می شد و برخی با خانواده های شان به تماشای این نمایشنامه ها می رفتند.

سینمای افغانستان نیز به تدریج در حال رشد بود و به موسیقی مبتذل هم مجال داده نمی شد که از لابلای امواج رادیو به نشر برسد.

آوازخوانان تلاش می کردند تا برای مردم عرضه خوب داشته باشند و برخی از آهنگ سازان و آوازخوانان ما در سطح منطقه درخشش چشم گیر داشتند، اما امروز با تأسف همه بخش های هنر از موسیقی گرفته تا سینما، مبتذل شده است و به حال زار فرهنگ و هنر توجه نمی گردد.

در حالی که وزارتی به نام اطلاعات و فرهنگ در همین چند سال که افغانستان در محراق توجه جهانی قرار گرفت، وجود داشت و مساعدت های جامعه بین المللی در کشور سرازیر گردید، ولی هیچ گونه توجهی نسبت به هنر و فرهنگ صورت نگرفت و همه چیز به سوی ابتذال به پیش رفت و هنر رنگ بازاری به خود گرفت.

آوازخوانان ما به خاطر که توجه مردم و علاقه‌مندان شان را به خود شان جلب کنند به بیرون کشور می روند و حتماً در کلپ های شان چند روسپی باید حرکات مضحک را انجام دهد تا بیننده آن کلپ مبتذل را تماشا کند.

به همین گونه ما نتوانستیم در همین چند سال یک فلم بلند سینمایی تولید کنیم و افغان فلم به نهاد غیر فعال تبدیل شده است.

گرچه برخی از صاحب نظران و آگاهان عرصه های گوناگون فرهنگ و هنر، انتقادهای شان را مطرح و نگرانی های شان را بیان داشتند، اما هیچ نهادی به این نگرانی ها پاسخ ندادند، زیرا همه به فکر این اند که چگونه دزدی کنند و از این کشور فرار نمایند.

با توجه به همین ملاحظات، باید هنر و فرهنگ کشور از این ابتذال و فقر بیرون شود و تا زمانی که مردم ما، صاحب فرهنگ متعالی نشوند نمی توانیم کشور خود را از این وابستگی ها نجات دهیم.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید