«گرِه دست» را با دندان باز نکنيد!!

 

نورالله وليزاده

محمد اشرف غني، ماه ثور پارسال نيز لويه جرگه مشورتي در مورد صلح برگزار کرد. حالا نيز حکومت اعلام کرده تا چند روز ديگر، لويه جرگه مشورتي در مورد صلح برگزار خواهد کرد. هدف عمده برگزاري اين لويه جرگه، مشوره گرفتن از مردم در مورد رهايي 400 زنداني باقي مانده طالبان از زندان‌هاي حکومت عنوان شده است. اين در حالي است که حکومت 4600 زنداني طالبان را قبل از اين رها کرده است.

برگزاري لويه جرگه با توجه به هزينه‌هاي هنگفت آن در شرايط نامساعد سياسي، امنيتي و صحي، با هدف مشوره خواهي از مردم در مورد رهايي چهارصد زنداني طالبان، مصداقِ مقوله«بازکردنِ گره دست به دندان» است. حکومت 4600 زنداني طالبان را بدون در نظرداشت نظر و مشوره مردم رها کرد. مردم نيز به خاطر اين کار حکومت را زير فشار نگرفتند و به اصطلاح کسي از حکومت نپرسيد که چرا 4600 زنداني طالبان را رها کرد. اگر حکومت 400 زنداني باقي مانده را نيز رها مي‌کرد/رها کند، «مردم» از حکومت سوال نمي‌کردند، که چرا چنين کرد. به تعبير ديگر، دست حکومت براي رهايي زندانيان طالبان و هر نوع معامله ديگر با اين گروه از جانب مردم باز نگهداشته شده است. اين‌که دليل اين امر چيست، سوال جداگانه است، اما واقعيت اين است که مردم به معنايي که حکومت در معادلات و چانه‌زني‌هاي سياسي با خارجي‌ها از آن سخن مي‌گويد، حضور خارجي نداشته است. حکومت هر کاري کرد، مردمي وجود نداشته که بازخواست کند!

بنابراين، در برابر اهداف و نيات اعلام حکومت درباره برگزاري لويه جرگه به اصطلاح مشورتي در مورد صلح، علامت‌هاي سواليه زيادي وجود دارد. وقتي حکومت عملاً مردم را در تمامي زمينه‌ها ناديده گرفته و مي‌گيرد، چه معنا دارد که بخاطر رهايي 400 زنداني طالب، گويا از مردم نظر خواسته شود؟ واضح است که هدف، خريد زمان و بلند بردن هزينه‌هاي طرح صلحي است که آقاي غني با آن از در مخالفت وارد شده است.

لويه جرگه‌يي که بنا به اعلام حکومت، قرار است به زودي برگزار شود، از بسياري جهات شباهت زيادي به لويه جرگه پارسال دارد. پارسال نيز حکومت به دليل اين که با برنامه صلح مورد نظر خليل‌زاد مخالفت داشت و به دنبال خريد زمان بود، لويه جرگه برگزار کرد. با برگزاري لويه جرگه حکومت چند ماه زمان خريد اما هيچ کدام از فيصله‌هاي جرگه در مورد روند صلح عملي نشد. اکنون نيز وضعيت به همين شکل است. حکومت آقاي غني به زمان بيشتري براي دوام مخالفت با برنامه صلح امريکايي‌ها نياز دارد. در واقع حکومت آقاي غني در يک سال اخير، پيوسته تلاش کرده تا فشارهاي امريکايي‌ها مبني بر تسريع روند صلح را به بهانه‌هاي مختلف کاهش دهد و زمان بيشتري را پيدا کردن يک راه‌کار ديگر(غيراز برنامه صلح خليل‌زاد) جستجو کند. اما به نظر مي‌رسد که تا کنون اين راهکار پيدا نشده و حکومت هر چند گاهي با فشارهاي فزاينده امريکايي‌ها مواجه مي‌شود تا روند صلح را تسريع نموده و دلايل و بهانه‌هاي موجود را کنار بگذارد.

با توجه به اين امر، به نظر مي‌رسد که آقاي غني سه هدف عمده اعلام ناشده را از برگزاري لويه جرگه مشورتي در سر دارد که عجالتاً مي‌توان گفت هيچ‌کدام از اين اهداف از نيازها و اولويت‌هاي روند صلح نيست و در غياب آن نيز مي‌توان روند صلح را تسريع کرد. مصرف بيشتر زمان، بلند بردن هزينه طرح صلح امريکايي‌ها و انداختن مسووليت ننگين صلح به گردن مردم از اهداف عمده غيراعلامي حکومت در امر برگزاري لويه جرگه مشورتي صلح دانسته مي‌شود.

مصرف زمان بيشتر:

چنان‌که در بالا اشاره شد، تيم ارگ براي اين‌که از بحران سياسي برخاسته از انتخابات به سلامت عبور کند و پايه‌هاي حکومت دوم آقاي غني را استحکام بخشد، نياز به زمان بيشتر دارد. روند صلح و تلاش‌ها براي تسريع اين روند، آقاي غني را در يک تنگناي زماني قرار داده است که نمي‌تواند با فکر آرام روي ايجاد کابينه حکومت، پيشبرد جنگ با طالبان و مهار رقيب درون حکومتي‌اش(عبدالله عبدالله) کار کند. آقاي غني براي انجام اين کارها به زمان بيشتري نياز دارد. اما امريکايي‌ها از وي مي‌خواهند که روند صلح را سرعت ببخشد و اولويت را به همين کار بدهد. تسريع روند صلح به يک معنا، خواست کناره‌گيري آقاي غني از قدرت را نيز سرعت مي‌بخشد. آقاي غني نمي‌تواند که به شکل مستقيم با خواست امريکايي‌ها مبني بر تسريع روند صلح مخالفت کند. به همين دليل، او مي‌خواهد کاري انجام دهد که از يک طرف خود را در روند صلح مصمم نشان دهد و از سوي ديگر، زمان بيشتري بدست آورد تا اولويت‌هاي سياسي اعلام ناشده خود را روي دست گيرد. به تعبير ديگر، تلاش آقاي غني براي برگزاري لويه جرگه «فرستادن امريکايي‌ها، دنبال نخود سياه» است. او مي‌خواهد که با اين کارها امريکايي‌ها با مردم مواجه بسازد و بهانه‌تراشي خود را مشروعيت مردمي نيز بدهد. همه اين‌ها در چارچوب استراتيژي خريد زمان از سوي حکومت قابل تحليل است که آقاي غني دست‌کم در دو سال اخير پيوسته از اين استراتيژي پيروي کرده و نتايج ملموس و مفيدي هم برايش رقم خورده است.

بلند بردن هزينههاي طرح صلح امريکاييها:

آقاي غني مي‌خواهد که هزينه طرح صلحي که وي با آن مخالف است، هرچه بيشتر بلند برده شود. به احتمال زياد، تيم آقاي غني، لويه جرگه را با اين ذهنيت منفي در مورد اهداف امريکايي‌ها برگزار خواهد کرد که اين اهداف در تضاد با منافع ملي و حاکميت ملي و حکومت مردم‌سالار در افغانستان قرار دارد. آقاي غني، چنان‌که در گذشته نيز چنان کرده، تعداد زيادي از طرفداران و نزديکان خود را وارد لويه جرگه خواهد کرد تا صداي مخالفت با طرح صلح خليل‌زاد از حنجره بالاترين مرجع تصميم‌گيري ملت(لويه جرگه) بلند شود. هر چقدر که لويه جرگه مشورتي آقاي غني، از نظر مشروعيت و از نظر مردمي بودن با مشکل و پرسش مواجه باشد، بلند شدن صداي مخالفت از آن عليه برنامه صلح امريکايي‌ها، هزينه اين برنامه را براي امريکايي‌ها از نظر سياسي و اجتماعي بلند مي‌برد. آنان ناگزيرند که پول هنگفتي را صرف خاموش کردن صداي مخالف از درون جرگه کنند و بعد از جرگه نيز در چانه‌زني با آقاي غني، آماده روزهاي دشوار و مقابل شدن با دلايل سخت و دشوار را داشته باشند. آقاي غني بعد از جرگه تلاش خواهد کرد که امريکايي‌ها را در برابر تصميم ملت قرار داده و طوري استدلال کند که ملت با طرح صلح آنان مخالف است. با توجه به عيوب و نواقصي که برنامه صلح خليل‌زاد دارد، بعيد نيست که از درون جرگه مشورتي نيز صداي مخالف با اين برنامه بلند شود. يعني وضعيت در افکار عمومي طوري است که اگر آقاي غني هزينه زيادي را نيز صرف خريد اعضاي جرگه نکند، به صورت خود کار، مخالفت‌هايي عليه طرح صلح خليل‌زاد بلند خواهد شد  که آقاي غني از آن بهره فراوان خواهد گرفت. البته فراموش نبايد کرد که آقاي غني و تيمش در چند ماه اخير، تبليغات گسترده‌يي را در افکار عمومي عليه برنامه صلح خليل‌زاد راه انداخته است که در بلند رفتن مخالفت بي‌نقش تلقي شده نمي‌تواند.

انداختن بار مسووليت معاملات ننگين با طالبان به گردن مردم

در نهايت اگر تيم آقاي غني نتواند به دو هدف ياد شده در بالا برسد، به فکر تحقق هدف سومي خواهد شد. تيم آقاي غني بعد از جرگه استدالال خواهد کرد که هر تصميمي(تصاميمي که به نفع مردم و کشور نيست و به نفع يک گروه بر سر قدرت است) که در روند صلح از سوي حکومت گرفته شده يا گرفته خواهد شد، تصميمي است که مورد تأييد مردم نيز قرار دارد. چنان‌که در بالا اشاره شد، حکومت به رهبري آقاي غني در دو سال اخير، با آن‌که در ظاهر امر خود را مخالف برنامه صلح خليل‌زاد نشان داده، اما در عمل و به صورت تدريجي در اين زمينه گام‌هايي را به نفع اين برنامه برداشته است که اگر در افغانستان مردم از بيداري و انسجام سياسي لازم برخوردار مي‌بودند، تيم آقاي غني را بابت اين تصاميم مواخذه مي‌کردند. چنان‌که روشن است، آقاي غني در مورد برنامه صلح خليل‌زاد، از سياست دوگانه مخالفت اعلام شده و موافقت اعلام نشده پيروي کرده است. منتهي کاري که آقاي غني انجام داده اين بوده که برنامه صلح خليل‌زاد به صورت تدريجي در معرض اجرا قرار داده است. بخشي از برنامه صلح خليل‌زاد با طالبان رهايي پنج هزار زنداني طالبان بود. آقاي غني اين کار را انجام داد اما نه در ظرف زماني‌اي که امريکايي‌ها مشخص کردند، بلکه در يک ظرف زماني طولاني مدت. در همين ظرف زماني، آقاي غني صداي مخالفت با طرح خليل‌زاد را نيز بلند کرده است. اين خود نوعي رفتار دوگانه و غير شفاف در مورد صلح است که يک حکومت مسوول و مردمي چنين رفتاري را از خود بروز نمي‌کند.

به نظر مي‌رسد که آقاي غني با طرح صلح خليل‌زاد فقط از نظر زماني که اجراي اين طرح در بر مي‌گيرد، اختلاف نظر دارد نه در اصل و ماهيت برنامه. آقاي غني هيچ مشکلي با به قدرت رسيدن طالبان ندارد، اما مي‌خواهد که زمان تحقق اين برنامه طبق ميل او نباشد. يعني زمان عملي شدن طولاني باشد نه زودهنگام که موجب بوجود آمدن خواست کنارگيري آقاي غني از قدرت شود.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید