نگراني زنان و مردان اين سرزمين در پيوند به مذاکرات دوحه قابل تأمل است

مهرالدین مشید

 

افغانستان اين سرزمين غرقه در خون و آتش و مردم خسته از جنگ آن بيش از 41 سال به اين سو بدترين روزگاري را پشت سر مي گذارند که در تاريخ معاصر نظيرش را کمتر مي توان مشاهده کرد. هرچند پس از امضاي توافق‌نامه امريکا با طالبان اميدها براي صلح اندکي بارور شد و اما هر روزي که از امضاي آن توافق‌نامه مي گذرد‌. فضاي اين توافق‌نامه را چانه زني هاي برتري طلبانه و تفوق جويانه در فراز و فرودي از بازي هاي سياسي و نظامي و استخباراتي چنان مبهم و پيچيده ساخته است که به جاي گسترش چتر اميد، برعکس موجي از نگراني ها و وسوسه هاي بيش از افزون فضاي کشور را فراگرفته است. در فضاي تاريک و اندوهبار آن آرزو هاي انسان خسته از جنگ و انتحار و انفجار و وحشت و دهشت اين سرزمين هر روز بيشتر از روز ديگر به يأس بدل مي‌کند. همه‌گان سرنوشت خويش را در گرو گفت‌وگوهاي بين‌الافغاني تيره و تار تلقي مي کنند. حال که گفت و گو هاي مقدماتي ديروز آغاز و روز دوشنبه مذاکرات اصلي آغاز مي‌شود، با آغاز گفت و گو ها نگراني هاي مردم هم رو به افزايش است و هرچند زنان و مردان اين سرزمين همه نگران نتايج گفت و گو هاي بين الافغاني اند و بيشتر اين نگراني ها مشترک هستند؛ اما نگراني زنان دراين زمينه بيشتر از مردان است. زنان نگران آن اند که مبادا پله هاي بلند پيشرفت را که طي نوزده سال گذشته پيموده اند، دوباره از آن به زير افتند و به عصر سياه و تاريک طالباني سقوط کنند. زنان هراس دارند که مبادا گفت و گو ها به سود طالبان پايان يابد و آنان دوباره محکوم به زندان در خانه ها شوند و تمامي حقوق انساني چون حق زنده گي و حق آزادي بيان و حق انتخاب شدن و انتخاب کردن و حق کار و حق آموزش و … را از دست بدهند و حقوق آنان مورد معامله قرار بگيرد. از اين نگراني زنان پيدا است که آنان به زمامداران و سياستگران کشور شان باورمند نيستند و شناختي که از آنان دارند از دست تنگي ها و وابستگي هاي آنان آگاهي کامل دارند. از اين رو مي ترسند که حقوق آنان را در دست نخست مورد معامله قرار ندهند.

از سويي هم معلوم نيست که گفت وگو ها چگونه بدون قيد و شرط يا مشروط آغاز مي شود. به گزارش رسانه ها طالبان در گذشته پيش شرط هاي غير رسمي را مبني بر امارت اسلامي، اردوي اسلامي، انحلال نيرو هاي دفاعي و امنيتي، تغيير در قانون اساسي، نوعيت حکومت و چيز هاي ديگر ارايه کرده اند و حال ديده شود که چقدر سر آن سخنان خود محکم ايستاد هستند و يا از خود انعطاف نشان مي دهند. واضح است، در صورتي که طالبان به خواست هاي قبلي شان اصرار کنند، در آن صورت نه تنها به آتش بس که کمترين خواست مردم افغانستان است، نزديک خواهند شد که گفت و گو ها به چالش و حتا بن بست خواهد رفت و پاي ميانجيگران منطقه‌يي و بين‌المللي را به ميدان مذاکرات بين‌الافغاني خواهد کشاند.

از اين رو نگراني همة مردم افغانستان و به ويژه زنان مؤجه و قابل تأمل است. اين در حالي است که در چهاردهه گذشته بيشترين رنج را زنان اين سرزمين خسته از جنگ متحمل شده اند. زنان بودند که عمري رنج به زندان کشيدن ها و کشتار هاي جمعي و بيرحمانهء شوهران و فرزندان خود را با گوشت و پوست احساس کردند و فصلي از زنده گي شان را در پيمودن راه ميان زندان پلچرخي و محل هاي بود و باش شان به سر رساندند. بازهم اين زنان بودند که سال هاي زياد غم فراق فرزندان خويش را در جبهه هاي جنگ احساس مي کردند و با غم هاي بي پايان هم آويز بودند؛ اما در موجي از درد هاي بي پايان بازهم اميدوار روزي بودند که نبرد فرزندان شان برضد تهاجم شوروي به پيروزي مي رسد و خوش بختي و آزادي و شکوفايي ها به سراغ آنان مي آيد؛ اما صدها دريغ و درد که  بازهم به آرزو هاي اين زنان آناني بازي کردند که زنان دردمند و صبور و مقاوم افغانستان آنان را عنقاي آزادي و پرنده هاي نجات و پيام آوران آزادي و آگاهي و عدالت مي خواندند. زنان آرزو داشتند که رنج هاي بي پايان خود را در آغوش پيروزي رزم آوران آزادي درمان يافته تلقي خواهند کرد؛ اما ديري نگذشت که پيام آوران آزادي به جاي دست نوازش کشيدن بر سر زنان مظلوم و ستمديدة اين سرزمين برعکس بر سر هاي آنان ميخ کوبيدند و حتا از بريدن و دريدن سينه هاي بي کينه آنان هم دريغ نکردند و جنايت هاي بدتر از اين را در حق زنان روا داشتند.

با به قدرت رسيدن طالبان ِآسياب سنگ ستم بيشتر بر سر هاي نحيف زنان و مادران اين سرزمين به چرخش درآمد و زنان آخرين آرزو هاي شان براي زنده گي را، پرپر شده از هر زماني يافتند. اين زنان بودند که هنوز رنج هاي جبهه و زندان و پايوازي فرزندان و شوهران شان را فراموش نکرده بودند که مورد شلاق طالبان قرار گرفتند و به جرم بيرون شدن از خانه توهين و مجازات شدند. حالا که بحث برسر مذاکرات بين الافغاني است و طالبان سخن از امارت اسلامي مي زنند و شلاق هاي شان را براي کوبيدن مردان و زنان اين سرزمين در حال تيز کردن اند. اين خواست طالبان زنان را به ياد آن خاطره هاي سياه مي افگند که طالبان خلاف شرع شريف زنان را محکوم به خانه ماندن کردند و حق کار، آموزش و آموختن را از آنان گرفتند. اين سبب شده که حال زنان بيش از مردان نگران مذاکرات بين الافغاني باشند تا مبادا استدلال هاي چند نماينده زن در دوحه تحت فشار هاي داخلي و خارجي چوبين شود و وزنه امارت يک دست و متحد و سيطره جويانه بر وزنه جمهوريت ناتوان و نايکدست و نامتحد و پر از فساد غلبه حاصل کند و در نتيجه در  نخستين گام تيغ از حقوق زنان بيرون کند.

تنها زنان نگران آيندهء مذاکرات بين الافغاني در دوحه نيستند؛ بلکه نگراني مردان هم کمتر از زنان نيست. مردان ابن سرزمين در کنار زنان مظلوم آن خوب به ياد دارند که چگونه طالبان به گونهء وحشيانه وارد شهر کابل شدند و چنان حکومت پوليسي و استخباراتي را به کمک آي‌اس‌آي در کشور حاکم ساختند و فضا را چنان تيره و وحشتناک ساخته بودند که انسان فکر مي کرد گويي مغز او از هم مي پاشد و‌مي ترکد. مردان اين سرزمين خاطره هاي زشت تري از امارت طالباني دارند و هنوز هم داغ هاي کيبل طالبان بر پشت و پهلوي هاي شان نقش بسته است و هرگز آن دهشت هاي طالبان را فراموش نمي کنند که چگونه آنان ناوقت هاي شب دروازه هاي مردم را مي کوبيدند و به بهانه هاي گوناگون مردان خانه را به حوزه ها برده و زنداني مي کردند و از آنان اسلحه و موتر تقاضا مي کردند.

در آن زمان هم امريکا حامي طالبان بودند و براي مقام هاي ارشد آن از طريق پاکستان معاش مي دادند و آنان را تقويت مي کردند (احمد رشيد روزنامه نگار پاکستاني) امريکايي ها  تا يازدهم سپتمبر حتا حاضر به دادن اسلحه به مسعود نشد که مبادا طالبان سقوط کند.(جنگ اشباح)هرگاه ملاعمر حاضر به تحويلي اسامه به امريکا مي شد، ديگر مشکلي ميان امريکا و طالبان وجود نداشت. اکنون هم سرخوان گفت و گو ها امريکا است و بازه مانند توافق‌نامة پاکستان محور دوحه احتمال هرگونه معاملة امريکا با طالبان ممکن است و چنين خطري بازهم موجود است. مردم ما حق دارند که نسبت به گفت و گو هاي دوحه نگران باشند و نگراني آنان مؤجه و قابل تامل است.

 

 

 

اشتراک گذاری:

نظر بدهید