صلح افغانستان در کشمکش جمهوريت و امارت

 

پس از سال‌ها جنگ و خون‌ريزي و تلاش‌هاي خسته‌گي ناپذير حکومت افغانستان و جامعه جهاني براي تأمين صلح در اين کشور، سرانجام مذاکرات صلح افغانستان کليد خورد. گروه طالبان حاضر شدند با هيأت گفت‌وگوکننده دولت افغانستان روي چگونه‌گي ايجاد نظام سياسي و پايان جنگ در کشور به گونه مستقيم وارد گفت‌وگو شوند.

اعضاي هيأت گفت‌وگوکننده دولت افغانستان و مقام‌هاي حکومت مي‌گويند که مذاکرات صلح افغانستان به تاريخ 22 سنبله سال روان در دوحه قطر به هدف پايان دادن به جنگ درازدامن و خونين افغانستان آغاز شده است و اولويت آنان براي ثمربخشي اين مذاکرات اعلام آتش‌بس سرتاسري در کشور مي‌باشد.

هر چند تا هنوز آجنداي روشني به هدف آغاز مذاکرات ترتيب نشده است، اما در آغازين روز گشايش مذاکرات صلح از سخنانِ نماينده‌گانِ گروه طالبان و دولت افغانستان چنين بر مي‌آيد که خطوط قرمز هر دو طرف در دفاع از داعيه جمهوريت و امارت، صلح افغانستان مسير دشوار و طولاني و حتا مبهم و نامعلومي را در پيش دارد.

داکتر عبدالله عبدالله، رييس شوراي عالي مصالحه ملي در آغازين سخنراني مذاکرات صلح افغانستان با گروه طالبان از اراده جدي حکومت براي پايان جنگ و دفاع از ارزش‌هاي به دست آمده طي دو دهه اخير و نيروهاي امنيتي سخن زد و ملا عبدالغني برادر، معاون گروه طالبان و مسوول دفتر سياسي طالبان در قطر از تلاش‌هاي اين گروه بر ايجاد نظام اسلامي همه‌شمول ياد کرد.

دو مسير کاملاً متفاوت که يکي ريشه در دل سنت آن‌هم سنت ديني دارد و ديگري از سر چشمه‌هاي انديشه معاصر و دانش دنياي جديد  آب مي‌خورد، يکي به دين به عنوان اتوريته اعلاي قدرت سياسي در مشروعيت‌دهي به قدرت سياسي نگاه مي‌کند و ديگري به مردم، يکي از حقوق و اخلاق سکولار و عقلاني مبتني بر داده‌هاي حقوق بشري و ارزش‌هاي دنياي جديد سخن مي‌زند و ديگري بر نيرومندسازي پايه‌هاي ساختمان حقوق ديني مبتني بر نصوص شرعي و قرائت طالباني.

عبدالله عبدالله مي‌گويد: «در سال‌هاي اخير تغييرات زيادي در زنده‌گي مردم ايجاد شده است. برگشت به گذشته براي مردم افغانستان ديگر قابل قبول نيست.» به سخن رييس شوراي عالي مصالحه ملي، مسايلي مانند قانون اساسي جمهوري اسلامي افغانستان، مردم‌سالاري، انتخابات، آزادي بيان، حقوق زنان، حقوق اقليت‌ها، حاکميت قانون، حقوق مدني و حقوق بشر از دستاوردهاي بزرگ مردم افغانستان اند، مواردي که رو در روي ارزش‌ها و برداشت‌هاي طالبان از دين قرار دارند.

سهل شاهين، عضو هيأت مذاکره‌کننده گروه طالبان در قطر اما در گفت‌وگو با رسانه‌ها مي‌گويد که صلح را با ايجاد نظام اسلامي همه‌شمول تأمين مي‌کنند و نظام افغانستان را غيراسلامي خوانده است. تضاد آرا و اختلاف ديدگاه‌ها از همين‌جا به درستي روشن مي‌شود که رويکرد طالبان و چشم‌انداز آنان براي ايجاد نظام سياسي تا هنوز تغيير نکرده است و به هيچ چيزي کم‌تر از ايجاد امارت اسلامي تمکين نمي‌کنند.

از سويي هم، عدم توفيق نظام‌هاي پساطالباني در افغانستان طي نزديک به دو دهه اخير در امر دموکراتيزه کردن جامعه و بومي‌سازي ارزش‌هاي مدرن و مدني سبب شده است که مدعيات طالباني نسبت به ارزش‌هاي مدني مشتريان بي‌شماري داشته باشد. روي اين نکته، گروه طالبان از يک‌طرف با گرم نگه‌داشتن ميدان‌هاي جنگ به عنوان هرم فشار و از سوي ديگر با جامعه‌شناسي دقيقي که از متن جامعه افغانستان مبني بر طرف‌داري ايده امارت طالباني دارند، بر عملي‌سازي مدعيات‌شان پافشاري مي‌کنند.

مهم‌تر از همه، ايالات متحده امريکا که خود را پرچم‌دار تحقق ارزش‌هاي دموکراتيک طي دو دهه اخير در افغانستان مي‌خواند، ديده مي‌شود که شانه‌هايش را از حمل بار امانت سنگين ارزش‌هاي دموکراتيک و مدني در افغانستان خالي مي‌کند. سخنان مايک پومپيو، وزير خارجه ايالات متحده امريکا مبني بر اين‌ که امريکا در صدد تحميل نظامش بالاي ديگران نيست و مردم افغانستان بايد راجع به نظام سياسي آينده شان تصميم بگيرند، حکايت از واگذاري ميدان براي امارت طالباني دارد.

از زمان آغاز گفت‌وگوهاي صلح ميان امريکا و گروه طالبان، زمام‌داران اين کشور اصلاً بحث دفاع از حقوق بشر، آزادي بيان، حقوق زنان و ساير ارزش‌هاي دموکراتيک را بر زبان نياوردند. انگار که امريکايي‌ها از اين پديده‌ها بي‌خبرند.

روايت تاريک و روشن جمهوريت و امارت: گروه طالبان، روايت روشن از امارت و نظام سياسي اسلامي دارند. از نظر طالبان بر بنياد روايت‌ها و نصوص ديني، انتخابات يک امر غيرشرعي است. بحث دخيل بودن اراده مردم در قدرت سياسي براي اين گروه موضعيت ندارد. مشروعيت قدرت سياسي را آسماني، لاهوتي و وحياني مي‌دانند. در حالي‌ که در ورايت جمهوريت مبناي مشروعيت نظام، راي و اراده عمومي است. قدرت سياسي مشروعيتش را از مردم مي‌گيرد و در برابر مردم پاسخگو است و عملکرد نظام سياسي مبتني بر رضايت عمومي مردم است.

افزون بر انتخابات، آزادي بيان، حقوق بشر و کثرت‌گرايي از مهم‌ترين ستون‌هاي استوار دارنده جمهوريت‌ هستند که در تقابل و تعارض با ارزش‌هاي امارت که همانا وحدت‌گرايي، جانشيني، چارچوب‌بندي براي آزادي‌ها و نفي شماري از ارزش‌هاي حقوق بشري مي‌باشد، قرار دارد.

زنان در روايت امارت، با توجه به قرائت‌ طالباني از دين با عالمي از محدوديت‌ها، ممنوعيت‌ها و محروميت‌ها روبه‌رويند، از چگونه‌گي ازدواج گرفته تا آموزش و پرورش، کار و فعاليت اجتماعي، اقتصادي و سياسي و سرانجام حضور در متن جامعه و فرهنگ و سياست زير ذره‌بين اخلاقيات اسلامي مبتني بر قرائت طالبان قرار دارند.

به همين ترتيب، در جامعه متکثر افغانستان که عالمي از تعدد، تنوع و تکثر را در گروه‌هاي مختلف اجتماعي، مذهبي و زباني دارد، بحث کثرت‌گرايي براي طالبان منتفي است و محق بودن به حقانيت مطلق در نزد اين گروه سبب شده است که جامه پر الوان ديانت را نبينند.

در همه حوزه‌هاي متعلق به روايت جمهوريت، گروه طالبان با ايديولوژي ديني به ميدان نبرد آمده‌اند و طي بيش از دو دهه است که با اين ارزش‌ها مي‌جنگند. اکنون به نظر مي‌رسد که گروه طالبان به ساده‌گي از مدعيات‌شان فروگذاشت نمي‌کنند. طالبان با درس از تجربه مذاکرات صلح با جانب امريکا با اطمينان کامل مذاکرات با حکومت افغانستان را آغاز کرده‌اند. تشخيص طالبان است که هيأت گفت‌وگوکننده و مردم افغانستان در برابر روايت آنان از دين نمي‌ايستند. گمان مي‌رود که گروه طالبان نخست در شماري از موارد انعطاف نشان دهند، اما اين انعطاف به معناي پذيرش جمهوريت نيست، بلکه تاکتيکي است براي پهن کردن دامن امارت.

اکنون بر هيأت گفت‌وگوکننده دولت افغانستان است که پيش از آغاز رسمي بحث و مذاکره روي مسايل مهم و اساسي، ابتدا يک روايت مشخصي از جمهوريت بر اساس داده‌هاي نوانديشي ديني چون حکومت دموکراتيک ديني ايجاد کنند، در غير آن با توجه به پافشاري طالبان بر ايجاد امارت اسلامي و خالي شدن عقبه‌هاي حمايتي از ارزش‌هاي دموکراتيک و نبود يک ابَر روايت از قرائت ديني و جمهوريت، مذاکرات را با گروه طالبان، نفس‌گير، طاقت‌فرسا و بي‌نتيجه مي‌کند.

حقوق زنان و روايت طالبان از دين: نگاه طالبان به زنان، نگاهي از بالا به پايين است که به تبع آن زنان به عنوان جنس دوم و يک درجه پايين‌تر از مرد و مطيع آن مي‌باشند و هميشه در حاشيه قرار دارند. مرز بندي‌هاي اخلاقي مردانه براي زنان فضاي بيرون از خانه را براي زنان چنان تنگ‌تر ساخته است که حتا خود زنان در بسياري از جوامع روستايي ترجيح مي‌دهند که در خانه باشند تا در محيط بيرون.

هر چند ملا خيرالله خيرخواه، عضو هيأت گفت‌وگو‌کننده گروه طالبان در قطر گفته است که نوع نگاه آنان نسبت به آزادي و حقوق زنان تغيير کرده و برخورد پيشين‌شان را نسبت به زنان برخاسته از شرايط جنگي خواند، اما تاکيد اين گروه بر آزادي و حقوق زنان در چارچوب شريعت اسلامي مبتني بر قرائت اين گروه از دين نشان از مرزبندي‌هاي تغيير ناپذيري دارد که به سختي مي‌توان در اين باب از آنان انتظار انعطاف را داشت.

در زمان طالبان، زنان از حق آموزش و کار محروم بودند و بر مبناي قرائت اين گروه از دين، زنان نمي‌‌توانستند که در فعاليت‌هاي سياسي و اقتصادي سهيم و شريک باشند.

محبوس ماندن زنان در خانه و وضع شرايط سخت‌گيرانه از سوي طالبان سبب شد که زنان افغانستان براي يک دوره معييني افزون بر اين‌ که از دست‌رسي به حق آموزش و کار محروم بمانند، در بسياري از مناطق افغانستان که زير سلطه اين گروه قرار داشت، حتا از رفتن به نزد داکتر نيز محروم بوده‌اند.

بر مبناي برداشت طالبان از دين، زنان نمي‌توانند با مردان يک جاي درس بخوانند، کار کنند و سياست را به پيش ببرند. اين نوع نگاه با توجه به محدوديت‌هاي شرايط و امکانات، فرصت حضور زنان را در عرصه‌هاي عمومي از اختيار آنان مي‌گيرد، زيرا ايجاد محيط کاري، فضا و مکان آموزش ويژه براي زنان وجود ندارد و به همين دليل يگانه راه حل ممکن از ديد اين گروه به حاشيه کشاندن زنان است تا محيط مردانه عاري از حضور زنان باشد.

در باب حقوق زنان، موضع گروه طالبان کاملاً روشن است، اما مدعيان جمهوريت به استثناي حفظ دستاوردهاي دو دهه اخير، هيچ ميکانيزم مشخصي براي دفاع از حقوق زنان در صورت لزوم انعطاف در اين مورد ندارند.

اگر قرار باشد که گروه طالبان بر تحقق حقوق زنان در چارچوب شريعت اسلامي با روايت طالباني پافشاري کنند و هيأت دولت افغانستان بر حفظ اين حقوقِ برآمده از دل دنياي جديد پافشاري کند، به باور من گره از کار فرو بسته صلح گشوده نخواهد شد.

جمهوريت خواهان بايد مشخص کنند که با چه روايت ديني در صدد دفاع از حقوق زنان برآمده‌اند، زيرا اگر نوع نگاه اين حوزه نسبت به حقوق زنان مبتني قرائت‌هاي جديد ديني نباشد، خيلي دشوار است که گروه طالبان را متقاعد به پذيرش اين حقوق بسازند. طالبان به چيزي وراي حقوق تعريف شده در بستر آموزه‌هاي ديني، باور ندارند.         نشانه

اشتراک گذاری:

نظر بدهید