مذاکرات صلح، به «صداقت» «برادر» شک کنيد!

 

روز شنبه مذاکرات ميان افغانان بين دولت افغانستان و گروه طالبان در يک مراسم ويژه که در آن وزير امور خارجه امريکا و قطر حضور داشتند، وزيران خارجه 13 کشور و رؤساي چند نهاد جهاني در مورد صلح و ضرورت آتش‌بس صحبت کردند، مايک پمپئو، وزير امور خارجه قطر، داکتر عبدالله عبدالله و ملا برادر سخنراني نمودند، آغاز شد.

داکتر عبدالله رييس شوراي مصالحه ملي بيانيه دولت افغانستان را قرائت کرد و خواستار آتش‌بس فوري شد، مايک پمپيو موضع ايالات متحده را بيان نموده و به دو نقطه مهم اشاره نمود: امريکا به دنبال تحميل هيچ نظامي در افغانستان نيست و تصاميم مذاکره کنندگان افغاني روي کمک‌هاي اين کشور به افغانستان تاثيرگذار است.

وزراي خارجه کشورهاي ديگر نيز در سخنراني‌هاي شان ضمن حمايت از روند صلح، بر آتش‌بس فوري تاکيد کردند.

اما در اين ميان، ملا برادر معاون سياسي گروه طالبان در سخنراني‌اش خلاف جريان مراسم، خواستار «نظام اسلامي» شد و از آتش‌بس يک کلمه هم ياد نکرد، با آن که تاکيد نمود اين گروه مي‌خواهد به گونه «صادقانه» در روند صلح و مذاکرات اشتراک کند.

با توجه به عملکرد گروه طالبان در جبهه جنگ و ميز مذاکره، بايد قيد «صادقانه» سخنراني ملا برادر واکاوي شود تا چقدر مبتني بر صداقت است و آيا اين گروه واقعاً به صلح به عنوان يک راه حل منازعات 40 ساله افغانستان باور دارد يا در پي «چيز» ديگري در پوشش ديپلماسي است.

از زماني که گروه طالبان به عنوان نيروي متخاصم با نظام جمهوري کشور قرار گرفته تاکنون، خواست آنان احياي «امارت اسلامي» و اضمحلال هرچه نماد و نمايه پيشرفت و مدرنيت است، مي‌باشد.

گروه طالبان هيچگاه در مورد «حکومت اسلامي» مدعايي شان به صورت واضح و مبتني بر طرح روي کاغذ حرفي به ميان نياورده و فقط در بيانيه‌ها و اخبار شان از آن ياد مي‌نمايند. معلوم نيست که تعريف و تفسير گروه طالبان از حکومت اسلامي چيست و آنان چه نوع نظامي مي‌خواهند.

اما با توجه به حرف‌هاي ملا برادر و اعضاي هيأت طالبان که در دو روز گذشته مطرح شده، مي‌توان چنين استنباط کرد که هدف غايي آنان از حکومت اسلامي همان امارت است با نام و نمايه ديگر، چه بر اجراي حدود، حاکميت فقه حنفي و حريت اسلامي تاکيد مي‌کنند که همه نشاني از امارت خواهي اين گروه است.

گذشته از اين، هرگاه از نماينده‌گان طالبان در مورد آزادي بيان، حقوق بشر، حقوق زنان و ارزش‌هاي دموکراتيک پرسيده مي‌شود، پاسخ را به قرآن و حديث حواله مي‌نمايند تا از سنگر مذهب معجون نا متجانس و در عين زمان گنگي را به خورد رسانه‌ها بدهند.

گروه طالبان هرچند در مذهب پيرو فقه حنفي هستند، ولي در کلام سلفي بوده و هرچه را که مخالف قرائت سلفيان از نصوص اصلي اسلام باشد، مردود شمرده و بدعت مي‌دانند.

ملا عبدالکبير يکي از اعضاي هيأت مذاکره کننده گروه طالبان در مصاحبه‌ي، روز گذشته از «نظام سچه اسلامي» ياد مي‌کند. اين حرف به اين معني است که هر نماد و پديده که در قرآن و حديث حرفي از آن به ميان نيامده باشد، مردود و بدعت است.

با توجه به قرائتي که سلفيان از نصوص مذهبي دارند، حقوق زنان، قانون اساسي، حقوق بشر، آزادي بيان، انتخابات و نظام جمهوري پديده‌هاي غربي و به تبع آن ضد اسلامي است و پديده‌هايي مانند موسيقي، سينما، شعر، نقاشي، مُد و آزادي پوشش(به ويژه براي زنان) نمادهاي شيطاني شمرده مي‌شود، که بايد از جامعه «ناب اسلامي» زدوده شود.

سلفيان به يک فرهنگ کلي اسلامي که متصل به «صدر اسلام» باشد باور داشته و هيچ نوع خرده فرهنگ ديگر را بر نمي‌تابند.

اجراي حدود، حاکميت فقه در محاکم، خانه نشين شدن زنان، نصب «امير» از سوي علما و حاکميت ديني از شاخصه‌هاي حکومت اسلامي است که گروه طالبان مي‌خواهند پياده کنند.

با توجه اين موضوع، گروه طالبان به «جمهوريت» و تمام زير مجموعه‌هاي سياسي و اجتماعي آن نه تنها باور ندارند که آن را «شيطاني» و «غربي» دانسته و نپذيرفتني مي‌دانند.

اکنون به شما توصيه مي‌کنم که به «صداقت» برادر شک کنيد!

شکوهمند/ ديد

اشتراک گذاری:

نظر بدهید