24 سال پس از تصرف کابل توسط طالبان؛ خاطرات زنده‌گي زير حاکميت استبدادي!

 

گروه افراطي طالبان به تاريخ پنچم ماه ميزان 1375 خورشيدي برابر با 26 سپتمبر 1996 ميلادي، کابل را تسخير نمود. اين گروه تا سال 2001 با وضع سخت ترين قوانين، بر بيشترين مناطق افغانستان حکم راند. حالا 24 سال پس، مذاکرات صلح با اين گروه جريان دارد.

ناديه غلام، يک تن از دختران جواني است که در تمام دوره حاکميت طالبان در کابل بوده و درحال حاضر در بارسلونا زنده‌گي مي‌کند، توانسته بود با پوشيدن لباس مردانه و تغيير قيافه سال‌هاي امارت طالبان را در شهر کابل بماند.

او مي‌گويد: «يازده ساله بودم که طالبان کابل را تصرف نمودند و تمام دوره پنج ساله آنان را تجربه کردم. من با لباس مردانه در بيرون از خانه کار مي کردم و از همان آوان نوجواني مجبور شده بودم با کارهايي تقريباً سخت، کمي پول پيدا کنم. در جاهايي که کار مي کردم، طالبان هم بودند. مثلاً وقتي زمين‌داري مي‌کردم، شام مي‌آمدند و چرس مي‌کشيدند. روزانه ترکاري فروشي مي‌کردم. وقتي از ترکاري فروشي بر مي‌گشتم مي‌ديدم که زنان را لت‌وکوب مي‌کردند، سنگ‌سار مي‌کردند. ترس و وحشت در زنده‌گي ما بسيار زياد بود.» بانوغلام که تا 16 ساله‌گي هنوز هم با لباس پسرانه در کابل زنده‌گي مي‌کرد، مي‎گويد که پس از سقوط امارت طالبان نيز همه اعضاي اين گروه از کابل بيرون نشدند: «من تعداد زيادي را مي‌شناختم که با آمدن حکومت جديد، لباس طالباني خود را عوض کردند، ريش خود را تراشيدند و در کابل ماندند.»

زکريا اصولي يک تن از نويسنده‌گان افغانستان گوشه‌هاي از خاطرات خود از سال‌هاي تسلط طالبان را چنين بيان مي‌کند: «وقتي مليشه هاي طالب وارد کابل شدند، تغييرات زيادي رونما شد. مردم کابل با گروهي مواجه شدند که شعار لاالله الاالله سر مي‌دادند، اماعمل شان مليشه‌يي بود. مسلح بودند. با شرايط زنده‌گي شهري ناآشنا بودند و با همه چيز در ستيز بودند.»

او از جمله تغييرات در زنده‌گي شهروندان کابل وضع مناسک اجباري ديني از جانب طالبان را عنوان کرده گفت:‌ «حتا مردم را مجبور مي‌ساختند تا نماز را بار بار تکراري ادا کنند. در نماز خفتن حاضري گرفته مي‌شد و در مساجد يک وضعيت انظباطي حاکم بود.»

طالبان در زمان حاکميت خود شنيدن موسيقي و ديدن فيلم‌هاي هنري را کاملاً ممنوع نموده بودند و افراد متخلف را مورد مجازات شديد قرار مي‌دادند. آنچه که آقاي اصولي نيز تأييد مي‌کند.

«طالبان با برخورد خيلي شديد در برابر هنرمندان و اهل موسيقي، آنان را ملحد و مشرک مي خواندند.»

او مي گويد که در زمان حاکميت طالبان زنان در تمام سطوح اجتماعي با ممنوعيت‌ها و مشکلات خيلي شديد مواجه بودند.

آقاي اصولي افزود: «محاکم صحرايي طالبان از همه بيشتر تکان دهنده بود. در آن زمان شاهد تيرباران زنان و قطع دستان افراد بوديم. اما طالبان به همين‌ها هم اکتفاد نکردند، قتل عام يکاولنگ، کوچ اجباري مردم و به آتش کشاندن تاکستان‌هاي شمالي، منفجر ساختن مجسمه‌هاي بودا در باميان، شمه‌يي از مظالم طالبان اند که در دوره حاکميت خود بر مردم روا داشتند.»

اسحق يک تن از شهروندان افغانستان با يادآوري از آن زمان گفت: «وقتي كه طالبان بالاي پروان حمله كردند، مردم به‌شمول زنان و مردان مجبور به فرار شده و همراه با مواشي  طرف دره پنجشير حركت كردند. ازدحام مردم به حدي شديد بود كه ما ساعت پنج پس از چاشت از بازار شركت گلبهار حركت كرديم، و حوالي زردي آفتاب در بازار گلبهار رسيديم.»

پنج سال حاکميت طالبان تقريباً در سرتاسر اين کشور خاطره هاي وحشت‌ناکي را در ميان مردم رقم زد. کمتر منطقه‌يي بود که شاهد اين گونه خشونت ها نبوده باشد.

صديق الله توحيدي، عضو کميته مصونيت خبرنگاران آن روزگار را به ياد آورده مي‌گويد: «روز نخستي که طالبان وارد شهر شدند، من در کابل بودم. اما پس از دو روز خودم را به پروان رساندم. طالبان با کشتن داکتر نجيب و لت‌وکوب مردم در جاده‌ها و مورد ضرب و شتم قرار دادن زناني که از خانه بيرون مي‌شدند، چنان وحشتي را ايجاد کردند که در چشم هرکس جز وحشت و ترس چيزي خوانده نمي‌شد، پس از ترک کابل هم نصف خانواده‌ام در شهرکابل زنده‌گي مي‌کردند و اطلاعات کافي از سيطره طالبان را برايم مي‌دادند.»

آقاي توحيدي افزود:‌ «هر روزشمار زيادي از مردم کابل را ترک مي‌گفتند، زيرا نه تنها وحشت و بربريت طالبان حاکم بود، بلکه قحطي و قيمتي به اوج رسيده بود. ادارات دولتي عملاً فلج بودند. طالبان علناً سياست تبعيض نژادي را عملي مي‌کردند. تاجيک و هزاره و اوزبيک مغضوب دولت آن‌ها بود.»

او مي‌گويد، مهاجرت به حدي گسترده بود که منازل قيمتي به نازل‌ترين قيمت به فروش مي‌رسيد. در شهرکابل فقط بي‌بضاعت ترين آدم‌ها که توان ترک شهر را نداشتند باقي‌مانده بودند.

دويچه وله

اشتراک گذاری:

نظر بدهید