به لحاظ خدا دیگر دروغ نگویید!

 

با وجود که گراف جرم‌های جنایی با گذشت هر روز گسترش می‌یابد، ولی چنین به نظر می‌رسد که رهبری دولت و مقامات نهادهای امنیتی در برابر این حوادث ناگوار که روح هر باشنده افغانستان به ویژه کابل را می‌آزارد، بی تفاوت استند و چندان به این مهم توجه ندارند.

دیروز یک تن از اعضای خانواده‌، افسری که از سوی تفنگ‌داران ناشناس به قتل رسید، گفت که رهبران حکومت باید با این بی تفاوتی شان خجالت بکشند و شرم کنند.

در کابل همه روزه حلقات مافیایی، دست به آدم ربایی می‌زنند، قتل می‌کنند و دزدی‌های مسلحانه در روز روشن به یک امر عادی و طبیعی مبدل شده و شهرکابل چهره یک شهر وحشت‌زده و زامبیایی را به خود گرفته است و پس از غروب آفتاب و فرا رسیدن تاریکی شب، کسی جرأت ندارد از خانه‌اش بیرون شود و اگر از روی مجبوریت بیرون هم شود انتظار چور و چپاول همه دار و ندارش را می‌کشد به همین منظور برخی از مناطق شهرکابل را به نام «چُقر» سریال ترکی‌یی که مافیا در همه جا قدرت دارد و حرف اول را می‌زند، نام گذاری کرده اند.

با این همه مقامات حکومت افغانستان که خود شان در میان دیوارهای بزرگ کانکریتی بود و باش دارند وده‌ها محافظ خانه‌های شان را نگهداری می‌کنند، در برابر این وحشت در شهر کابل از بی‌تفاوتی کار می‌گیرند و سخنگویان شان چنین وانمود می‌سازند که در کشور خیروخیرت است و گاهی برای سرپوش‌گذاری به این سهل انگاری‌های شان، می‌گویند جرم و جنایت در کشورهای پیشرفته نیز است و باید مردم از صبر و حوصله کار بگیرند!

زمانی که همین مقامات از یک جاده عمومی و یا فرعی عبور می‌کنند به ده‌ها موتر تعقیبی با کش‌وفش در عقب شان روان است و کسی نیست که از آن‌ها بپرسد که این دبدبه و شأن و شوکت برای چه است؟ چه کاری آن‌ها برای مردم انجام داده اند که اکنون با این غرور و تکبر از برای مردم می‌گذرند و فخر می‌فروشند؟

ممکن است بودجه بیشتر برای تأمین امنیت همین عالی جنابان، هزینه شود تا گرفتن امنیت شهر ها.

به همین گونه رهبران حکومت زمانی که در عقب میز خطابه و یا دور بین رسانه ها، قرار می گیرند چنان لاف می‌زنند و دروغ می‌گویند که فکر می‌شود آن‌ها به تمام مسوولیت‌های شان عمل کرده اند.

مقامات دولت، قیمتی‌ترین و آخرین مادل موتر را سوار می‌شوند، و دفاتر شان چنان دیکور شده است که تصور می‌شود دفتر رییس جمهوری امریکا در قصر سفید است،اما آن‌ها چه کار می‌کنند و چرا اوضاع امنیتی، سیاسی واقتصادی با گذشت هر روز رو به وخامت می‌رود و کسی به این سوال‌ها پاسخ نمی‌دهد.

با توجه به همین گفته‌ها، دیگر مردم به این دولت و نظام باور ندارند و نهادهای امنیتی به یک باز بینی جدی ضرورت دارد و الی زمانی که باشنده‌گان کشور از بابت امنیت نگرانی های شان بر طرف نشود، وعده‌ها و شعارهای رهبران حکومت را جز دروغ و فریب، چیز دیگری تلقی نخواهند کرد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید